کمانگیر » Blog Archive » نامه ای به عمو فیلترباف - بازی وبلاگی

سبزنامه: نوآوری جدید برای خبررسانی به کمک ایمیل

نامه ای به عمو فیلترباف - بازی وبلاگی

۱۷ فروردین ۱۳۸۸ | دسته: بازی, فیل پر

توضیح: این نوشته پاسخی است به بازی وبلاگی ِ “نامه ای به عمو فیلترباف” که علیرضای عزیز آغازش کرد. شما هم بنویسید.

سلام عموفیلترباف

خوبی عمو؟ زن عمو خوبه؟

ببین عمو، بیا با هم رک باشیم. این داستان فیلترکردن به ضرر همه ی ماست. این همه یعنی توی فیلتر کننده، من ِ فیلتر شونده، و خلق اللهی که تو دورشان دیوار فیلتر را می کشی.

تو من را فیلتر می کنی، و تو سایت سکسی را فیلتر می کنی. این یعنی نه فقط دهان من را می خواهی ببندی، بلکه می اندازیم توی بند کنار ِ “عکس ِ خصوصی جیگر” منتشر کننده ها. این یعنی تو من را دوبرابر آزار می دهی. بعد چه می شود؟ بعد من می روم و روش پیدا می کنم که فیلتر تو را از کار بیاندازم. و می اندازم. می دانی که می اندازم. اما این کار یک ایراد ِ بزرگ دارد. این یعنی من به همان خلق الله که تو خودت را مسوول هدایتشان به بهشت کرده ای، یاد می دهم چطور سایت سکسی هم ببینند. تو با فیلتر کردن ِ من، به من انگیزه می دهی برای اینکه با تو بجنگم. در این جنگ چیزی که من و تو هر دو بهش اعتقاد داریم زیر سوال می رود.

ببین عمو، چیزهایی هست که همه ی دنیا رده بندی شده است. یعنی مثلا بچه ی ۱۲ ساله خیلی جاها نمی تواند برود به فروشنده بگوید “یک بطر اسمیرنف بده”. تو که من را فیلتر می کنی، من هم بساط پهن می کنم کنار خیابان، یکی هم می آید کنارم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را حراج می کند (اینجا تخیلت را به کار بگیر).

filter_letter_s.jpg

اما تو هم ضرر می کنی. می شوی چماق بدست. تو آدم محترمی هستی. یعنی من برای تو احترام قایلم. اما وقتی آزارم می دهی من هم به تو فحش می دهم. دوست داری فحش بخوری؟ تو وقتی وبلاگ ِ من را فیلتر می کنی یعنی داری داد می زنی که از من می ترسی. از من می ترسی عمو؟ یعنی تو فکر می کنی چند صد تا جوان ِ خوشحال حالا مثلا بنویسند آزادی آزادی آزادی آزادی، تو مثلا “توده های میلیونی”ات یک صفرش می افتد؟ یعنی تو اینقدر به خودت شک داری؟ عمو این چه راه و روش ِ برتر زندگی و چه صراط ِ مستقیمی است که با صد تا وبلاگ چپو می شود؟

ببین عمو، یک نگاه کن به سرتاپای وبلاگ من. ببین چند وقت است به “استوانه”های تو حتی نگاه ِ چپ هم نکرده ام. بگذار دلمان خوش باشد عمویمان به خودش شک ندارد.

بردار این فیلتر را عمو. به خدا زشت است. من خجالت می کشم به کسی بگویم “وبلاگم فیلتر است”. چون می پرسند “مگه چی می نویسی” و من می مانم چه بگویم. اینقدر خفتمان نده.

راستی عمو، بیا متمرکز شو روی همان سایت های سکسی. ما هم کمکت می کنیم. اصلا بیا خر کسانی را بگیر که کپی کاری می کنند. اینقدر کار هست که تو بکنی. ما هم کمکت می کنیم. قول می دهم.

قربانت - یک فیلتر شده

از دیگران:



نظر دیگران

  1. یکی مثل همه |

    “فیلترکردن به ضرر همه ی ماست”
    اشتباه می کنی آرش جان! به ضرر ماست نه آنها.
    از وقتی که با وبلاگت آشنا شدم فیلتر بود. فکر می کنی چند بار تا حالا به اینجا مراجعه کردم؟ مطمئنم انگشت شمار بوده و همیشه فقط فید رو می خونم و حتما کامنت ها و خیلی لینک های مفید دیگه ای رو که می ذاری از دست می دم ولی مگه آدم چقدر حوصله سر و کله زدن با فیل.تر شکن ها رو داره! یا قطع هستند یا کند هستند! اونم با این اینترنت ذغالی ما که حتما در جریانی خودت!
    این کار خیلی هدف دار و دقیق انجام شده و نتیجه بخش هم بوده انگار!
    به نظر من که بهترین راه فعلا همون تغیر دادن آدرسه!

  2. سیدعلی |

    فیلتر شده عزیز!
    با احترام به اطلاعتان می رسانم که شما خیلی ما را رنجانده ای :)
    مخلصیم!

  3. Amir |

    خیلی قشنگ نوشتی - خوشم اومد!

  4. محسن |

    سلام آقای آرش

    از نظر من تا حدود زیادی درست نوشتی . ما هم اعتقاد داریم که خودمان یعنی ج . ا. هزینهء زیادتر از فایده ایی برای بخش بزرگی از فیلترینگ می دهد . مثلاً :
    مثلاً وبلاگ شما از بین ۷۵ میلیون ایرانی چقدر مگر خواننده دارد ؟ هان ؟ حالا آرش که دارد زیبا می نویسد ؛ اگر هم خیلی بد و توهین آمیز و حتی افشاگرانه بنویسد مگر چقدر مخاطب دارد ؟ مگر چقدر تاثیر دارد ؟ اصلاً آرش حق دارد جور دیگری بیاندیشد ؛ مگر چه عیبی دارد ؟ ما که نظاممان اینقدر محکم است و تثبیت شده است چرا باید با فیلترینگ اینقدر هزینه بدهیم و رتبهء پایینی نزد سازمانهای حقوق بشر داشته باشیم ؟ هان ؟

    منتهی ! منتهی این تفکر را همه ارکان حکومتی قبول ندارند . در بحث تضادها قبلاً گفتم که اختلاف نظر بین روحانیون سنتی و مدرن و مدیران کت شلواری جدید و قدیم ، باعث این تشتت در آرا شده است .

    زیاد نگران نباشید . کم کم درست می شود . باید منتظر عزرائیل بود که قدیمی ها را ببرد !!!!!!!!!!!!

  5. محسن |

    سلام
    آقا من یادم رفت یه مطلبی بنویسم :
    گاهی اوقات برخی دوستان وبلاگ نویس مخصوصاً مطلبی می نویسند که عمو فیلترباف بیاید فیلترشان کند . اونوقت نزد دوستان خارجی و داخلی بادی به غبغب بیاندازند و ژست چه گوارایی بگیرند که : اوهوم ! خب ! بله ! ما مظلومین همیشگی دنیای وب هستیم و سازمان فلان بیا ببین منو چه نازم و گل پیازم !

    خب ! اینها هم هست آقای آرش . حتی من یه بار شوخی شوخی به دوستانِ اینکاره ( دفتر فیلترینگ دادستانی ) گفتم که بیایید فیلترینگ یکی دوتا از این سایتها را بردارید . بعد ما خودمان توی دنیای وب و وبلاگی چو بندازیم که ” ببین ! این فلانی هم آدم حکومت شده ! این هم سوپاپ اطمینان شده . ” بعدش بیاییم یه دعوتنامه ایی چیزی هم به خاله وبلاگ نویس بدیم . یا بزنیم فرت و فرت توی سایتهای معتبر خودی از اینها مطلب بزنند و لینک بدهند . …
    آقا یه تست زدیم . غوغایی شد . حتی این بازی رو هم یه چند روزی با خود شما ، بله خود شما آقای آرش انجام دادند که البته به هفته نکشید که به دلیلی ( تصویب موضوع در کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ ) منصرف شدند .

    حالا ببین . خود خاله وبلاگ نویس ها هم تقصیر دارند ها ….
    در هر صورت فیلترینگ کاری است با فایدهء کم و ضرر زیاد .

    کمانگیر: صادقانه ماها نبودیم شماها صبحتون رو چطور شب می کردید؟ :)) شما نبودید، ما چه می کردیم؟ :)))))

  6. عبدلعلی |

    من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
    ز سیلی زن ، ز سیلی خور
    وزین تصویر بر دیوار ترسانم
    درین تصویر
    عمر با تازیانه شوم و بی رحم خشایرشاه
    زند دیوانه وار ، اما نه بر دریا
    به گرده ی من ، به رگهای فسرده ی من
    به زنده ی تو ، به مرده ی من

    (…)

    بیا ره توشه برداریم
    قدم در راه بی فرجام بگذاریم!

    - م. امید.

  7. vivavida |

    اگه فهمید که هیچ اگه با خوندن این نامه هم آگاه نشد بگو یه نامه ی دوستانه هم من براش بنویسم :دی اسمایلی آستین بالا زدن جهت روانه کردن مشت در دهان بیب بیب بیب بیب …. :)))))

  8. صادق |

    اگه این چیزا رو می فهمید که کار ما این نبود! همون بهتر که فحش بخوره :دی

  9. Jaffar |

    kheili kheili kheili khob bood

  10. محسن |

    آقای آرش و سایر دوستان سلام
    لطف کرده ای و ذیل کامنت بالاییِ من نوشته ایی : ” ماها نبودیم شماها صبحتون رو چطور شب می کردید …. ”
    راستش اینکه این داستان ” ما و شا ” حداقل برای ما سرگرمیِ مفرحی است :

    ۱- ما کلی از دست شما می خندیم . ( البته زودی بگم که کارِ ما فقط در رابطه با شماها نیست و بخشهای متنوع دیگری دارد . این ” ماها ” ، منظور کل ما و دوستان و همکاران است ) کار در رابطه با شماها لذت بخش و مثل نوعی بازی است . مثل بازی شطرنج مثلاً . حتی گاهی برای تست زدن یا برای حتی سرگرمی به خودمان می گوییم ” بیا اینکار را بکنیم ببینیم بازتابش چیه ؟ ”

    ۲- ما گاهی دلمان برای شماها می سوزد . شماها موضوعات را خیلی ساده می گیرید . یا مثل کودکی معصوم همه چیز را سیاه و سفید می بینید . در صورتیکه دنیای سیاست آکنده از نامردی ها ، نامرادی ها ، زد و بندها ، ( دقت کن چی می نویسم ، ساده نخون و رد نشو ) زد و بندها ، معاملات و نقش بازی کردنهاست . بسیار بسیار پیچیده و بشدت خاکستری است . و شماها چون ساده و یکطرفه نگاه می کنید بسادگی پیاده نظام می شوید . براحتی جو گیر می شوید . گاهی فکر می کنید موج ایجاد کرده اید و موج سواری می کنید ولی در واقع موج زده شده اید و موجی را که شماها خیال می کنید راه انداخته اید ، بسادگی و همزمان بشدت می بردتان .

    ۳- ما گاهی بعد از دلسوزی برای شماها یا حتی بدن دلسوزی ، کلی از دستتان می خندیم یا با عرض شرمندگی به شماها می خندیم . چرا ؟ یکی از مشکلات بزرگ شماها این است که دنیا را از دریچهء وب می بینید و دنیای مجازی وبلاگ و وبلاگ بازی را ، واقعی فرض می کنید . بر همین اساس تحلیل هایتان کمی تا قسمتی چوبین پای و غیر واقعی می شود . اونوقت بر همان اساس هم نظر می دهید و تحلیل می کنید . در صورتی که دنیای واقعی چیزی فراتر و بسیار متفاوت تر از لشگر وبلاگ بازهاست . مثلاً چی ؟ مثلاً داستان گرداب و عملیات گرداب را پیوند می زنید به فوت مرحوم میر صیافی . و بعد نتیجه می گیرید که ” پروژه برخورد با وبلاگ نویسان و تحدید دنیای نت کلید خورد ” در صورتیکه این دو مقوله کاملاً جدا و بسیار بی ربط به هم و هر کدام مربوط به بخشی جداگانه می باشد و اصلاً هیچ ربطی به هم ندارد . مثالی دیگر : شماها ماها را کاملاً یکپارچه می بینید در صورتیکه اینطور نیست و ماها مانند مجمع الجزایری کاملاً مجزا و متفاوت هستیم ولی شماها برای همه حکم کلی صادر می کنید . ….

    ۴- ماها گاهی اوقات با شماها همدردی و گاهی کاملاً همدلی می کنیم و حق را به شماها می هیم و به احترامتان ، کلاه از سر بر می داریم . افسوس که تشتت و تندروی و افراط و … در شماها بیشتر از ماهاست !!

    من نمی دانم اگر دوستی مشفق و صادق ، می خواست نکاتی خاص را به شما ولو با کنایه و اشاره گوشزد کند ، بیشتر از این چه می باید می کرد ؟ !!!

    راستی ! یادم رفت بگویم . بعضی از ماها ، البته بعضی از ماها ، بعضی از شماها را دوست داریم . افسوس که جبر زمانه انرژی های ما را بیخود و بیجهت پراکنده کرده است .

  11. عرفان |

    :)) حال کردم
    ضمن اینکه دعوتت کرده بودم به این بازی. نگو که شما خودت خدایی و زودتر از ما این مطلبو نوشتی و ما خبر نداشتیم :دی

    کمانگیر: آقایی عزیز. چاکریم. ایول. :)

  12. بابک |

    آرش جان منم واسه عمو نامه نوشتم :دی
    http://zangoole.com/1388/01/21/to-dear-uncle-filterbaf

    کمانگیر: محشر نوشتی رفیق. ایول.

  13. دانشطلب |

    وقتی فکر نمی کنیم : عموفیلترباف جواب می دهد
    http://madreseyema.blogfa.com/post-256.aspx

  14. Mory |

    ای بابااینجا فیلتر شده… کاش فیلتر میکردن دلیلش رو هم میگفتن… منم خجالت میکشم به کسی بگم وبلاگم فیلتر شده…یه وبلاگ غیر اخلاقی با یه وبلاگ شخصی بی آزار! وقتی همه رو با یه تیر میزنن و حتی جواب درست و حسابی هم به آدم نمیدن چه انتظاری میشه داشت… اینکار فقط باعث بدتر شدن فضای اینترنت ایران و پخش شدن راه های دور زدن فیلتر میشه … مثل قضیه ای که سر فلیکر ایجاد کردن…
    در هر حال من مجبور شدم دست از یک بعدم بردارم و دو بعدی باشم…
    فعلا

Commentنظر شما