خداحافظ سید
توسط کمانگیر در روز ۲۵ اسفند ۱۳۸۷اسفند ۲۵
هی مدام بنویسیم که برادر ِ من/خواهر ِ من، جای قند خرما گذاشتن و توبیخ کردن ِ وزیر که چرا روی گلاسه گزارش چاپ کردی حتی تعداد صفرش هم با ضررهای یک سخنرانی ِ آقا قابل مقایسه نیست. گلوی خودمان را پاره کنیم که کجای دنیا رییس مملکت شخصا می رود درد و بلای مردم را بپرسد. هی بزنیم عدد و رقم بکشیم وسط که 200 مصوبه در یک روز یعنی شوخی. باز از این عکس ها علم می کنند که آقای رییس جمهور موز نمی خورد چون گران است.
خاتمی که گویا رفتنی شد. شاید اصلا همین بهتر که نرویم رای بدهیم، بگذاریم آقای دکتر دوباره بشود رییس جمهور. بالاخره یا با برداشتن سبد میوه از هواپیمای رییس جمهور و وانت سواری در روستاهای فقیر نشین قرار است ایران بشود جایی که بشود بنشینیم درش زندگی کنیم، یا نه. یک طرفه کنیم آقا. لااقل برای این سوال جواب پیدا می کنیم:
کدام یک مهم تر است، اینکه قوت ِ غالب ِ رییس جمهور کباب سلطانی است یا نان، یا اینکه حضرت آقا بلد است اقتصاد یعنی چه و حقوق بشر چند نقطه دارد؟مضحک بازار ِ اپوزیسیون ِ معکوس ِ خارج از کشور هم کم کم دارد به اوشین شبیه می شود. بله آقا! قاط زدم!



آرش جان شما خودتو ناراحت نکن! بیخیال تا بوده همین بوده!;)
صدتا خاتمی و احمدی نژاد فدای یه تار موت!!:دی
لینک مطلب در بالاترین:
http://balatarin.com/permlink/2009/3/15/1541309
کمانگیر: چاکریم عزیز.
نه آرش جان تو فقط قاط نزدی… ما همه درد مشترکیم چه کسی فریادمان کند؟
شاید برای شما که همیشه سیر بوده ای (احتمالا) مهم نباشد، اما برای خیلی از مردم ما که به جای دانستن معنی اقتصاد (لابد مثل شما) یا اطلاع داشتن از تعداد نقطه های حقوق بشر(باز هم مثل شما)، معنای فقر و نداری و گرسنگی را «خوب» می دانند خیلی مهم است که کسی که بالاسرشان است، اگر هم نمی تواند دردی ازشان درمان کند، لااقل با اشرافیت و تجمل گرائی آنهم از کیسه خود مردم نمک روی زخم هایشان نپاشد. کاری به عکس ها و برداشت از عکس ها ندارم، اما نمی توانی به مردم بگوئی که در ترجیح دادن رئیس جمهور ساده زیست به رئیس جمهوری که ساده زیست نیست و به سمتی می رود که تجمل و تفاخر به «ارزش» تبدیل می شود اشتباه می کنند، چون مردم خودشان عقل دارند و خودشان انتخاب می کنند. حالا اگر یک عده ای از مردم به صرف ساده زیست بودن طرفدار کسی می شوند لابد باید دنبال علت بگردی که خب چرا اینقدر به ساده زیستی و زندگی دور از تجمل حساس شده اند؟ فتأمل!
ازموده را ازمودن خطاست همان بهتر که رفت
ماجرای چوپان دروغگو را قلمی کردم بخوانش
وضع سایر دوستان هم همینه. زیاد نگران نباش. ولی قاط اول رو خاتمی زد.
سلام آقای آرش و البته سایر دوستان
۱- هر چه می کنم این نیشِ خندهء من بسته نمی شود از شنیدن خبر انصراف خاتمی ! همچنین است که دلم غنج می رود از شنیدن آمدن موسوی به صحنه ! تو رو خدا کامنتهای قبلی ام را بخوان که چنان شدید می گفتم خاتمی نه و میر حسین آری . و این یعنی احمدی نژاد هم نه !
۲- دانشطلب حرف درستی را مطرح کرده . مردمی که اکثریتشان زیر خط فقر هستند ؛ رفتارهایی مثل رفتار خودشان را می طلبند و حداقل از تفرعن و برج عاج نشینی گریزانند . گرچه اعتراف می کنم رفتار مردم ایران ، رفتار عجیب و غیر قابل پیش بینی است .
۳- خاتمی اگر که برود و این رفتنش را اعلام کند به مردم ایران لطف بزرگی کرده . همچنانکه قبلاً بارها و بارها گفتم دل بستن به خاتمی و شعارهایش ، امیدواری به تارعنکبوت است. او امتحان خود را پس داده و غیر از چند اطرافیانش ، برای هیچ کس سود دهی نداشت و مفید نبود . ۴ سال اول در هرج و مرج و تاآرامیهای خیابانی گذشت و ۴ سال دوم در سکوت مطلق خاتمی در برابر هر اتفاقی که افتاد !
– آرش مطمئنم نمی دانی که در سال ۸۰ توافقی بین خاتمی و جناحهای مخالف انجام شد که برای حفظ آرامش ، هر دو طرف فتیلهء طرفدارانشان را پایین بکشند . ترمز بسیجیان زود کشیده شد : طی توجیهات داخلی عنوان شد که حضرت آقا راضی نیست که کشور بیشتر از این به سمت آشوب برود و فرموده کنترل خاتمی با من . تندروهای بسیجی نیز به تعداد حدود ۳۰۰ نفر دستگیر و در دادسرای نظامی تنبیهی مختصر و در نتیجه آرام شدند . پروژهء کنترل بسیجیان توسط سازمان حفاظت اطلاعات سپاه انجام شد .
اما وزارت اطلاعات مامور برخورد یا کنترل یا پایین کشیدن فتیلهء دانشجویان طرفدار خاتمی شد !!! و در نتیجه دهها تن دستگیر و صدها تن احضار و توجیه و برای هزاران تن سابقه تشکیل شد . و خاتمی فقط سکوت کرد . و سکوت کرد . من با اینکه نسبت به آرش ، اونوری هستم یعنی از آن برخوردها را مطلوب می دانستم و می دانم و خودم هم بخشی از آن را انجام می دادم لیکن در همان زمان عمیقاً از این سکوت خاتمی متاسف بودم و بشدت برای دانشجویان دستگیر شده ، دل می سوزاندم . بدتر اینکه همین توافق دستاویزی شد برای اطلاعات سپاه به منظور دستگیری های گسترده ! و هر آنچه که وزارت اطلاعاتِ دولت اصلاحات ، حامیان خودش را نگرفت ؛ اطلاعات سپاه جبران کرد و داس بازداشت را در خرمن دانشجویان گرداند
این بخشی از چهره واقعی خاتمی بود . من تعجب می کنم که آرش چگونه تقسیم کرده که یا در انتخابات می آید و به خاتمی رای می دهد یا اصلاً رای نمی دهد . آرش ! من از دست تو قاط زدم
نیگا کن هنوز مثل اینکه امیدی هست:
http://www.mowj.ir/ShowNews.php?6036
خداوند از هر کسی که قلب سید ما رو به درد آورد نگذرد
واقعا این قاط زدن همگانی شده
شاد باشی و آزاد
آقای نخستوزیر مشروب نمیخورد
آقای نخستوزیر دود نمیکشد
آقای نخستوزیر در خانهای حقیر اقامت دارد
ولی بیچارگان حتی خانهی حقیری هم ندارند
کاش گفته میشد
آقای نخستوزیر مست است
آقای نخستوزیر دودی است
اما حتی یکنفر فقیر میان مردم نیست
Pasted from
“برتولت برشت”
خودتو ناراحت نکن. به نفع شما شد.
یادته نوشته بودی یه بلیط هواپیما و یه سفر افتادی برای رای دادن، الان دیگه راحت شدی
سلام
من واقعا از حرفهای شما و دوستان شما متعجب می شوم. مگر نمی گویید باید طبق دموکراسی عمل کرد؟ مگر دموکراسی بر پایه نظر من بنا نشده است؟ خب، حال (چه درست چه غلط) افکار عمومی در ایران، به موز رئیس جمهور بیشتر از اقتصاد و حقوق بشر اهمیت می دهد. مشکل شما چیه؟ با دموکراسی مشکل دارید یا با موز؟!
یا علی
تصحیح: مگر دمکوراسی بر پایه نظر مردم بنا نشده است؟
واقعا خودمونیم کدومش بهتره. البته چی می گن. آزموده را آزمودن خطاست یا یه چیز تو این مایه ها نه خاتمی و نه دکتر. من حتی به مهندس هم امیدوار نیستیم .
میگم بریم رای بدیم به کروبی حداقل خوش می گذره و چهار سال می خندیم.
دانشطلب نکته خیلی خوبی را گفت. چرا باید مردم طبقه کارگر و محروم بیایند و به آدمی از طبقه بورژوا رای بدهند؟ به زبان دیگر مردم محروم دغدغه های خودشان را دارند که لزوماً با دانستن نقطه های حقوق بشر یکسان نیست. طبقه بورژوا هم دغده خودش را دارد: از جمله همین حقوق بشر و آزادی حجاب و آزادی همجنسبازی و غیره.
خاتمی نامه = زرشک
خاتمی هر بدی که داشت این خوبی رو داشت که نسل ما رو وادار کرد به فکر کردن و گفتگو. این برای خود من خیلی ارزشمند بوده و هست. اما معتقدم آقای خاتمی می بایست همان سال ۷۸ استعفا میداد نه الان!
خاتمی اگر نیاید برای من هیچ اهمیتی ندارد. حالتهای زیر رو در نظر میگیرم:
۱-خاتمی واقعاً آدم باحالی است اما او خودش مطمئن است که موسوی باحال تر است! پس میروم به موسوی رأی میدهم!
۲-خاتمی آدم باحالی نیست که کلاً اهمیتی ندارد!
۳-خاتمی آدم باحالی است اما مصلحت اندیشی میکند و نمی آید. در این صورت یا واقعاً مصلحت است که خوب مصلحت است. اگر هم نیست که خاتمی اشتباه کرده و آدمی که اشتباه به این بزرگی کند شایسه نیست!
۴-خاتمی هوای رهبری را دارد و مطیع اوست. که حسابش مشخص است!
۵-خاتمی مورد تهدید یا فشار قرار گرفته است که در این صورت هم بهتر است نیاید چون جان یک انسان مهم است.
۶-خاتمی تحت تأثیر فشار سیاسی است. در این صورت هم همان بهتر که نیاید چون رئیس جمهور بایستی توان مقابله با فشار سیاسی را داشته باشد.
خلاصه اینکه اگر خاتمی بیاید باهاش حال میکنیم. اگر هم نیاید که فکر میکنیم اصلاً وجود ندارد و زندگیمان را میکنیم!
به قول سید بزرگوار که مخلصش هستیم: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان(میرحسین) زمینه کسب آراء و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم!
پس حالا وقت واقع بینی است نه قاط زدن!
شاید برای شما که همیشه سیر بوده ای (احتمالا) مهم نباشد، اما برای خیلی از مردم ما که به جای دانستن معنی اقتصاد (لابد مثل شما) یا اطلاع داشتن از تعداد نقطه های حقوق بشر(باز هم مثل شما)، معنای فقر و نداری و گرسنگی را «خوب» می دانند خیلی مهم است که کسی که بالاسرشان است، اگر هم نمی تواند دردی ازشان درمان کند، لااقل با اشرافیت و تجمل گرائی آنهم از کیسه خود مردم نمک روی زخم هایشان نپاشد. کاری به عکس ها و برداشت از عکس ها ندارم، اما نمی توانی به مردم بگوئی که در ترجیح دادن رئیس جمهور ساده زیست به رئیس جمهوری که ساده زیست نیست و به سمتی می رود که تجمل و تفاخر به «ارزش» تبدیل می شود اشتباه می کنند، چون مردم خودشان عقل دارند و خودشان انتخاب می کنند. حالا اگر یک عده ای از مردم به صرف ساده زیست بودن طرفدار کسی می شوند لابد باید دنبال علت بگردی که خب چرا اینقدر به ساده زیستی و زندگی دور از تجمل حساس شده اند؟ فتأمل!
داوود جان. ماجرا این است که ساده زیستی ای در کار نیست متأسفانه. خرج سفرهای آقا خیلی خیلی بیشتر از دو تا موز توی بشقاب سید می باشد! اینکه مردم ما (دور از جان شما) عقلشان نمی رسد کی هزینه بیشتری را دارد به باد می دهد به علت کمبود سواد است احتمالاً که با آموزش این “درد” هم قابل درمان است.
در این بلادی که ما زندگی میکنیم (کانادا) جماعتی از صبح تا شب کار میکنند با حقوق حداقل اما هیچوقت غر نمی زنند که نخست وزیر بنز سوار می شود! دلیلش این است که عقلشان می رسد (آموزش دیده اند) که بنز سوار شدن ۱، ۱۰ و یا ۱۰۰۰ تا آدم تأثیری روی بودجه مملکت چند ۱۰ میلیونی ندارد. اتفاقاً اگر این ۱۰۰۰ نفر در آسایش به اداره کشور بپردازند چنیدین برابر آن هزینه ها را می توانند برگردانند.
ملتی هستیم که گوش کردن رو یاد نگرفتیم.
ملتی هستیم که هرگز تاریخ مان را نه نوشتیم و نه خواندیم.
ملتی هستیم که برگشتن از موضع رو نشونه ضعف می دونیم.
ملت عصب، رگ، غیرت، تیر وطایفه …
نه امسال، نه توی این سی سال، نه بعد از اسلام، که لااقل ۲۳۰۰ ساله که همینیم.
میایم توی وبلاگ که نظر بنویسیم، نه اینکه نظر دیگری رو بدونیم.
چهار نفرمون هم که بخوان درست رفتار کنن آخرش مجبورن کنار بکشن یا در برن یه دهکورهای تو دنیا زندگی کنن…
واقعبینی هم درست، اما این میرحسین موسوی به این راحتیها رای بیار نیست.
سلام
صحبت کاملاً رفته به سمت استفاده و عدم استفاده از موز توسط روسای جمهور قبلی و بعدی . لیکن ظاهراً این موضوع اهمیت زیادی ندارد بلکه چیزی که اهمیت دارد و وااااااااای شدیداً باعث شادی بنده شده اول آمدن میر حسین است دوم این است که خاتمی بار دیگر جماعت بیکارِ امیدوار به خودش را ناامید کرد .
پس ای عزیز ! بدان و آگاه باش که من مسبوقاً بر این به این بیکار جماعت گفته و نبشته کردم که دل بر خاتمی بستن ، چونان بر یخ نبشتن و دل در گرو باد بستن برای تکیه دادن است .
پس بر سید خندان دل مبندید و از نیامدن خواجه تاجدار غم مخورید و همچووون محسن از آمدن میر حسین خوش باشید .
خاتمی رفته ولی میرحسین که هست !
احتمالاً که با آموزش این “درد” هم قابل درمان است.
در این بلادی که ما زندگی میکنیم (کانادا) جماعتی از صبح تا شب کار میکنند با حقوق حداقل اما هیچوقت غر نمی زنند که نخست وزیر بنز سوار می شود! دلیلش این است که عقلشان می رسد (آموزش دیده اند) که بنز سوار شدن ۱، ۱۰ و یا ۱۰۰۰ تا آدم تأثیری روی بودجه مملکت چند ۱۰ میلیونی ندارد. اتفاقاً اگر این ۱۰۰۰ نفر در آسایش به اداره کشور بپردازند چنیدین برابر آن هزینه ها را می توانند برگردانند.
—————
این دوستمان راست می گوید و این نشانه ی آموزش دیدگی در پذیرش فرهنگ استعماری و سرمایه سالار غربه به این دوستمون توصیه می کنم کمی درباره ی علت چرایی پیدایش بیمه تامین اجتماعی در بساط سرمایه سالار غرب جستجو کند خواهد دید آنهم برای این گذاشاتند که سنک فقرا دیگر بدنه ی ماشینهایشان را خراش ندهد
آقا داوود شما برو سنگت رو بزن به بدنه ماشین آقایون ببینیم چی میشه…