از آن و از این
توسط کمانگیر در روز ۹ اسفند ۱۳۸۷اسفند ۹
- مدتی پیش با دوست ِ ساکن ِ ایرانی چت صوتی می کردم. حوالی ِ ظهر بود. صدای اذان بلند شد.
در همان روزهای اول ِ زندگی در این طرف ِ کره ی زمین، یکی از تفاوت هایی که حسش می کنی و تحسینش می کنی این است که فرضهای کمتری در مورد تو وجود دارد. دقیق تر بگویم، در کانادایی که تجربه ی زندگی درش را دارم، پذیرفتنی است اگر تو شام پوست ِ معده ی سوسمار بخوری و لباست با همه متفاوت باشد. روزهای اول اسمش را می گذاری احترام و درک و چند فرهنگی بودن و آزادی و از این دست.
- صدای اذان که آمد، انگار یک گمشده ی قدیمی را پیدا کرده ام. متعجب بودم که دوستم چرا بالا و پایین نمی پرد. شگفت زده بودم که چرا درک نمی کند که چه اتفاق مهمی در همان لحظه داشت می افتاد. کم کم که حظ ِ اولیه گذشت اما یاد همه ی زمانهایی افتادم که صدای اذان بلند می شد و غرولندی می کردم و پنجره را کیپ می کردم که “حالا یکی الان مریض باشه یا بخواد بخوابه کی رو باید ببینه؟”
در آن طرف ِ کره ی زمین فرض بر این است که تو یا دوست داری صدای اذان را بشنوی یا باید صدای آن را بشنوی تا این حس در تو بوجود بیاید و بخواهی که بشنوی اش. پس اذان پخش می شود. این طرف ِ کره ی زمین در مورد تو کمتر پیش فرض هست*. کاربردی که نگاه کنیم، این فرض ها، هر چه هم اعصابت را خرد می کنند، می شوند نخی که آدمها را به هم وصل می کنند. و البته واضح است که مرغ همسایه غاز است. هر چه که هست، این اذان را بشنوید.
[display_podcast]
* دقت کن که نمی گویم هیچ فرضی نیست. مثلا قرار نیست تو زنت را کتک بزنی چون بخشی از مثلا فرهنگ تو است.
فرستاده ی بچه های فرندفید، منبع: اینجا

kamangir jan ba ehteram bayesti begam in postet kami ta gesmati chert bood…. man ke alan in tarafe donya hastam hamchenan vagti be yade oon azan mioftam tanha chizi ke be yadam miofte gabre mazhabi va adame vogoode azadi dar entekhabe eteghadat bood va hast…
اذان بسیار زیبایی بود و گوش دادن به آن بسیار دل انگیز. ممنون از این که این اذان را گذاشتید.
آیا جایی هست که من هم طریقه گذاشتن فایل صوتی در وبلاگم را از آن جا یاد بگیرم؟
کاش موذن زاده رو می ذاشتی
روزی که تو مذهبی بشی، از اون خر مذهبیی ها خواهی شد (با عرض پوزش). شک ندارم روزی به شدت مذهبی خواهی شد، بیچاره بچه هات. چه صبری داره این عیالت.
ایه در قران داریم که مضمونش چنین است که :روزی می اید که انان که کافر شدند ارزو می کنند ای کاش مسلم (مسلمان )بودند .
این ای کاش .ای کاش حقیقی است واین ارزو کردن ارزو کردن از ته قلب وبلکه با تمام وجود است .درجایی دیگراز قول کافر امده که (ویقول الکافر یالیتنی کنت ترابا )و کافر می گوید (در ان روز سخت) ای کاش خاک بودم .این یالیتنی (ای کاش)خیلی نکته دارد اما کور و کر نکات را نخواهند فهمید
پس وای بر انان .وای بر انان .وای بر انان از سکرات موت .
راستی نظر دهنده ای نوشته بود که وقتی اذان می شنوم .یاد قبر می افتم.
در روایاتی داریم که هیچ چیز مانند دیدن و نگاه به قبر برای انسان عبرت اموز نیست .(نقل به مضمومن ).چه نادان است شخصی که به یاد قبر بیفتد واز ان درس نگیرد در حالیکه در جاهلیت مدرن امروزی هم قرار داشته باشد .
ای کاش مردم می دانستند انچه را که باید بدانند .ولی اکثرهم لا یعلمون هستند .مهدی۳۱۳
سلام آقا آرش
من سوالی برام پیش آمد آیا این ور که شما هستی پیش فرض این نیست که تو دوست نداری صدای اذان بشنوی؟
شرمنده اما شما در مورد هرچیزی مجبوری یک سری فرض بگذاری. این جمله که پیش فرضهای کمتری وجود دارد نیز به نظر درست نیست. چون در واقع نگذاشتن یک پیش فرض هم در واقع یک جور پیش فرض است.