mollah_hasani.pngیک شوخی ِ کوچک با ملاحسنی ِ گل ِ گلاب و “اثبات”ش برای رای ندادن. نگفته واضح است که چاکر ِ ملا و قالب ِ هسته ای ِ وبلاگش و اوج قله های فنی آوری اش هم هستم. همین شوخی کنیم بخندیم. ببخش رفیق.

اما نگاهکی به این پست ملا با عنوان: ما بی شمار نیستیم (۲)

حل معمای “شلوار را بر سر کشیدن یا نکشیدن” خیلی ساده است. بگذارید توضیح بدهم:

قبول دارید که جمهوری اسلامی یک نظام دیکتاتوری و ضد مردمی است؟ یا نه؟

اگر قبول ندارید که هیچ. رفیق گلمان با با شما بحثی ندارد. بفرمایید بگذارید باد بیاد ابرها را ببرد آسمان آفتابی بشود.

– اما اگر قبول دارید که این نظام, یک نظام استبدادی است که حتی به شلوار و زیرشلواری ما هم کار دارد، خب نگاه کنید ببینید ماموران ِ این نظام دیکتاتوری در مورد شلوار بر سر نکشیدن شما ملت چه موضعی می‌گیرند. اگر اصرار دارند ملت شلوارشان را پایشان کنند، و نه سرشان، و تاکید دارند که خلایق اعضای فوقانی شان را در خیابان نریزند بیرون٬ بدانید منافع آنها با منافع شما در تضاد است ولذا عقل سلیم حکم میکند حرف آنها را گوش ندهید و شلوار را پایتان نکنید بلکه سرتان بکشید.

یعنی هرکاری که آنها اصرار کردند انجام دهیم منطقا ما باید خلاف آنرا انجام دهیم. مگر اینکه یا سبیل ما را یواشکی چرب کرده باشند یا پول توی جیب شلوارمان گذاشته باشند و یا اینکه ما اصلا اهل منطق نباشیم و یا اصلا دوست داشته باشیم وضع مان همینطور ادامه پیدا کند.

از این واضح‌تر؟

ببخش رفیق.