این یک نامه ی وارده از وحید ِ آنلاین است.

آیا اگر کسی بدون هیچ گونه خصومت شخصی با هیچ مقامی و در بدترین حالت برخلاف اکثریت مطلق مردم یک کشور اعتقاد راسخ به کارآمدی نوع و سیستم حکومتی اداره یک کشور نداشته باشد برانداز آن نظام محسوب می‌شود؟ آیا اگر آن شخص خاص اهل آن کشور نباشد و تلاش کند عقیده خود را منتشر کند تا بقیه بفهمند که چرا مثل آنها فکر نمی‌کند تهاجم فرهنگی کرده و اگر اهل آن کشور باشد غرب زده یا شرق زده یا یک چیزی زده خود باخته؟ آیا اگر اهل آن کشور نباشد دشمن است و اگر اهلش باشد خائن؟

اطلاع رسانی گلوله و قلم در زمینه نارنجی

آیا زیربنای هر توسعه‌ای اعم از اقتصادی و سیاسی و… چیزی جز دسترسی مردم به جریان آزاد اطلاع رسانی است؟ آیا اطلاع رسانی بدون سانسور به مردم یک کشور دشمنی است با حکومت آن کشور؟ آیا گرفتن گوش مردم به بهانه جلوگیری از رسیدن دروغ رسانه‌ها شبیه این نیست که خفه‌اشان کنیم که مبادا هوای مسموم استنشاق کنند؟ آیا نمی‌شود  راستش را هم به آن گوشها برسانیم تا مردم خودشان قضاوت کنند؟  آیا وقتی همه رسانه‌ها را از دم دشمن بخوانیم معنایش این نمی‌شود که همه در یک موضع هستند و ما تنهائیم؟ آیا وقتی همه را باهم خواهان نابودی و براندازی یک کشور ببینیم اشکال از بینائی (یا خود بینائیمان) نیست؟ آیا نباید نتیجه گرفت که این خود خبررسانی است که دشمن محسوب می‌شود نه خبر رساننده؟ آیا نباید فکر کرد که برخورد حذفی ناشی از عدم اعتماد به نفس است؟ ترس از اینکه مردم با خبر شوند؟

تنها

آیا نابودی یک روزنامه در آزادترین کشور دنیا به بهانه نقل دو خط از یک بیانیه (هر چقدر احمقانه) مثل حمله تانک اسرائیلی در برابر سنگ فلسطینی نیست؟

آیا زبانهای مختلف مردم نواحی مختلف دنیا متولی جغرافیائی دارند که برای یاد گرفتن و صحبت کردن یا نوشتن به آن زبان باید از متولی آن اجازه گرفت؟ آیا برای خبرپراکنی به زبان فارسی باید از کس خاصی اجازه گرفت؟  آیا برای وبلاگنویسی به فارسی هم باید اجازه گرفت؟ برای استفاده از سرویسهای اینترنتی دیگر چه؟

فرندفید

آیا دسترسی به سرویسهای اجتماعی اینترنتی در یک کشور فقط در صورتی مجاز هست که موجب هدایت وقت و انرژی کاربران روزافزونش به سمت سرگرمی صِرف شود؟ آیا دسترسی به ۳۶۰ یاهو به همین دلیل آزاد است و فیس بوک مسدود؟ آیا فرندفید حتی با اتاقهای پورنویش برای همین فیلتر نمی‌شود (جز صفحه چند کاربر خاص) در حالیکه بالاترین شد؟

چشم نواز

فرندفید جائی است که با حفظ همه جذابیتهای سایتهای سرگرمی و وقت گذرانی ساختار اصلیش وابسته به تولید محتواست. حتی اگر کسی قادر به تولید محتوای مفید نباشد می‌تواند آنجا حسابی انتقالش دهد. آیا اگر کسی در روز کلی عکس گل و گربه  و منظره در سایتی به اشتراک بگذارد تا مخاطبی را جذب کند که در حالت عادی علاقه خاصی به اخبار ندارد و بین آن همه لینک چشم نواز خبرهای مختلفی را از هم از همه منابع شیر کند تا دیده شوند براندازی نرم کرده؟ ولی در مقابل آنهائی هم که مثل او محتوای دلخواهشان را در کنار «دس دس» گفتن تزریق می‌کنند کار فرهنگی؟ اولی باید اعدام اینترنتی شود چون ارکان امنیت یک کشور انقدر سست هست که با اطلاع رسانی در سطح فرندفید هم به لرزه میفتد؟

تیر خلاص آدرس قبلی وحید در فرندفید

باید بدانید که افراد جاسوس و عوامل براندازی نرم دفعتا دستگیر نمی‌شوند، بلکه ما با زیر نظر داشتن آنها و اشراف بر فعالیت‌شان هر موقع که ضرورت داشته باشد این کار را انجام می‌دهیم.

آیا اگر کسی برای یک سرویس خبری بین‌المللی معتبر در سطح دنیا کار بکند که در زمان تأسیس نمی‌دانسته که باید در چندین دهه بعد از وزارتخانه‌های اطلاعات و ارشاد کشور دیگری مجوز گرفته باشد یک مجرم نرمکار است؟ آیا اگر اینترنت را با استفاده از تکنولوژیهای سایتهای مختلف شخم بزند تا هر محتوائی که مربوط به ایران و ایرانی است را بیابد  در حال جاسوسی است؟

بی بی سی

اصولا انسان می‌تواند بی‌تفاوت زندگی نکند و به دو دسته دوست و دشمن تقسیم نشود؟ یعنی انسان انقدر موجود ساده‌ای است که نمی‌شود بین دسته‌های دو نفریشان اشتراکات و افتراقات پیدا کرد؟ ساده به اندازه یک کلید صفر و یک؟ یا همان دو رنگ معروف سیاه و سفید؟ آیا نمی‌شود برود تظاهرات شرکت کند و کشتار مردم بی‌گناه غزه را محکوم کند ولی این کارش به معنای اعتقاد داشتن به فلان شیوه اداره جامعه یا دادن بیعتی اعلام نشود؟ آیا نمی‌توان آمریکائی بود ولی مخالف جنگ؟ آیا اگر در بدترین حالت دنیا را از یک زاویه نبینیم نمی‌شود گفت آدمهائی هستیم تنها با نگاهی متفاوت؟ حتما یا باید هم عقیده باشیم یا دشمن هم بحساب بیاییم؟ اگر خارجی باشیم سخت و اگر داخلی باشیم نرم؟

پی‌نوشت: آدرس جدید وحید در فرندفید