کتاب More Sex Is Safer Sex از Steven Landsburg ابتدا در سال ۲۰۰۷ چاپ شد و سپس به چاپ های متعدد رسید و بسیار پرفروش شد. این کتاب مجموعه ای از مقالات نویسنده است که پیش از این در ستونی در مجله ی Slate تحت عنوان “اقتصاد روزمره” منتشر شده است. روی جلد ِ کتاب، این توضیح را در مورد آن می خوانیم،

The Unconventional Wisdom of Economics

که شاید بتوان آن را اینطور ترجمه کرد:

دید نامتعارفی که اقتصاد ارایه می دهد.

این کتاب، برخلاف عنوان ِ آن، البته ربطی به سکس ندارد (نویسنده در تشکرنامه ی کتاب از پدر و مادرش یاد می کند که علی رغم اینکه از عنوان کتاب ناراضی بودند از او حمایت کردند).

نویسنده در هر فصل یک موضوع را از دیدگاه اقتصادی بررسی می کند و تلاش می کند به کمک مفاهیم بازار آزاد راه حلهایی ارایه بدهد. این راه حلها همیشه در نگاه اول “بوضوح غلط” هستند. در طول فصل نویسنده نشان می دهد که برداشت های اولیه ی ما بسیاری از اوقات اشتباه هستند. برای مثال نویسنده بحث می کند که برای کاهش تصادف در جاده ها باید هر کسی که شاهد تصادف بوده است را جریمه کرد.

نگاه من به این کتاب از دیدگاه کسی بود که بهینه سازی کار می کند. بسیاری از تحلیل های Landsburg را می توان در چهارچوب “بهینه سازی مرکزی/توزیع شده” بررسی کرد. بعنوان نقد، اغلب اوقات نویسنده اشاره ای به محدودیت های Constraints مناسب که می توانند منتهی به منصفانه شدن پاسخ، و خاصیت های “خوب” دیگر، شوند نمی کند و تنها روی تابع هدف تمرکز می کند (ببینید:چرا عدالت مهم است – حاصل ِ دو سال و نیم زندگی ِ ناکمانگیرانه). در این چهارچوب این کتاب را بسیار خواندنی یافتم. فکر می کنم کسانی که علاقه مند به اقتصاد یا نظریه ی بازیها باشند هم این کتاب را بسیار بپسندند.

فصل اول کتاب، که نام کتاب هم از آن گرفته شده است،”اثبات” می کند که تبلیغات علیه بیماریهای مقاربتی به افزایش آنها منتهی می شوند. در مورد این فصل با طول و تفصیل و جزییات ریاضی در یک پست جداگانه صحبت خواهیم کرد. در یک پست دیگر هم در مورد فصل نهم، که به موضوعاتی نزدیک به توهم ِ توطئه ی ما می پردازد، حرف خواهیم زد.

در حین خواندن کتاب More Sex Is Safer Sex مدام به “دکترین شوک” فکر می کردم. در عمل دکترین شوک نتایج اعمال سیاستهایی شبیه آنچه در More Sex Is Safer Sex پیشنهاد می شود را در جوامع واقعی بررسی می کند. در چهارچوب ِ نگاه ِ بهینه سازی، Landsburg به وضعیت ِ میانی Transient، علاوه بر نکات دیگر، توجه زیادی ندارد. پیشنهاد می کنم این دو کتاب را با هم بخوانید.

جالب است که Landsburg در فصل سیزدهم از David Friedman بعنوان “یکی از باهوش ترین و استوارترین متفکران اقتصادی” نام می برد.  David Friedman پسر Milton Friedman معروف است که “دکترین شوک” نتایج سیاست های رژیم های خودکامه که مبنتی بر تئوری های او بودند را بشدت نقد می کند.

علاوه بر همه ی اینها، More Sex Is Safer Sex کتاب خوبی است برای اینکه یاد بگیریم “استدلال” های نوک دماغی نکنیم و همبستگی Correlation و رابطه ی سببی Causation را اشتباه نگیریم. بعد از خواندن ِ این کتاب به همه ی پستهای “شورانگیز”ی که در وبلاگستان خوانده اید دوباره فکر کنید.

* ترجمه ی آزادی از اسم کتاب می تواند این باشد: “به زنت خیانت کن تا ایدز نگیری”. به این هم فکر کردم: “زیاد بخواب تا سالم بمانی”.