israel_foreign_ministrys.jpgاین روزها، گذشته از مرور روزانه ی اخبار، از جمله در قضیه ی غزه، نگاه عمیق تر و متمرکزتری هم به برخورد وبلاگستان  به این غائله می کنم. بدون اینکه قضاوتی کنم، در شگفت هستم از تفاوت ِ جدی ِ رویکرد وبلاگستان به مساله، در مقایسه با تبلیغات رسمی ِ حکومت ایران. حتی اگر بگذریم از نوشته هایی نظیر "آقا کم موشک بزن خرجش رو ما باید بدیم" و پستهایی با مضمون ِ "جنگ ه دیگه، آدم می کشن"، بنظر می رسد که کلیت ِ وبلاگستان در بازگشتی به خود و در حال بازاندیشی مساله است. به این معنی، سوال اساسی بیشتر از آنکه مربوط به غائله ی اخیر و کشته های این روزها باشد، مربوط است به نگاه ِ جمهوری اسلامی و جریان سازی های آن و بنابراین این پرسش ِ اساسی که آیا رویکردی جدید برای حل مساله مورد نیاز است. به همین دلیل است که وزارت امور خارجه ی اسراییل می تواند با جرح و تعدیل ِ مطالب ِ وبلاگستان از آنها برای تایید نگاهش استفاده کند*. مساله اساسی اما این است که بسیاری از این نوشته ها بیش از آنکه تایید سیاست اسراییل باشند تلاشی برای نگاهی جدید هستند. به عبارت دیگر، بنظر می رسد بیش از جانبداری از یکی از دوطرف ِ دعوا، اسراییل با جمهوری اسلامی، وبلاگستان به نقطه ی "باید دوباره فکر کنیم" رسیده است. * برای مثال، اقدام ارگان رسانه ای وزارت خارجه ی اسراییل در تبدیل این متن به این گزارش و نقل کامل پنج پاراگراف و حذف پاراگراف آخر که حاوی چنین جملاتی است،
هرچند خشونت را نمی پسندم. هرچند هیچ توجیهی برای فتح و فتوحات  خیالی این دانشجویان نمی بینم، اما بر خلاف سطور بالا تجمعشان را در فرودگاه کار نمادین و جالبی می دانم. شاید این حضور را یک روش انتقادی می دانم. روشی که به وضوح از عهده نهادهای وابسته دولتی خارج بوده است.
از اخلاق رسانه ای دور بنظر می رسد (توضیح بیشتر).