مقصد: تفنگ بازی در فرودگاه
توسط کمانگیر در روز ۱۱ دی ۱۳۸۷دی ۱۱
از دیروز نشسته ام به خواندن وبلاگ "مقصد پرواز: غزه" و نسخه ی انگلیسی اش.
بچه که بودیم هرکدام یک تکه چوب، یا گونیا، پیدا می کردیم و می افتادیم به "کیو کیو" کردن. یکی می شد فرمانده و دستور می داد، باقی هم می شدند سرباز و فرمان می بردند. عوالم خوبی داشتیم.
انگار درفرودگاه مهرآباد هم کسی قرار نیست بپرسد، فرض کنیم این خلایق رسیدند به غزه، فرض کنیم نفری یک کلاشینکف هم دستشان بود، فرض کنیم عددشان هم هزار نفر بود، قرار است چکار بکنند بعد؟ یعنی جمهوری اسلامی که لرزان و ترسان نشسته وسط لشکر آمریکا در عراق و لشکر آمریکا در افغانستان در موقعیتی است که به جنگ رودررو با اسراییل برود؟
شما بازیتان را بکنید آقا. شعار بدهید خوب است. دلتان خنک می شود.
اما صادقانه، کدام گروهی جرات دارد از وسط فرودگاه مهرآباد بلند بلند از خیالاتش برای هواپیما دزدی حرف بزند و کسی هم یخه اش را نچسبد؟ راستی، ویدئو برای چه کسی در یوتیوب می گذارید؟ فیلتر است برادر من!
توی نمازخانه ی پایانه ی یک نشسته ایم، با بچه های تیم رسانه ای (برای شروع)
بچه ها لباس های رزمی و نظامی شان را پوشیده اند، دایم افرادی را می بینی که لباس های خاکی یا پلنگی پوشیده اند، کلی از طبقات جا کفشی نماز خانه را پوتین ها پر کرده اند (لباس رزم)
یکی از بچه ها تاکید داشت روی این نکته دنبال فرمانده شدن فقط نباشید! شهید گمنام شدن هم خیلی مهمه … مهم تر از فرمانده شدن (شهید گمنام بشویم!)
دوباره بحث راه های حمله به اسرائیل در بین بچه ها داغ شده، در حال بحث اند روی یک نقشه ی بزرگ فلسطین که پرینت گرفته شده است (بررسی راه های حمله)
اکثریت بچه ها بیرون ساختمان پایانه زیارت عاشورا می خوانند؛ حالا عجیبی دارند، در این سرما، زیر پتو، …، امر حاجی است که بچه ها سرما را حس کنند و عادت کنند (شب دوم // ساعت 10 و نیم)200 نفر دختر و پسر جمع شده اند در فرودگاه مهرآباد. کسی هم کارشان ندارد، فقط از موسسه ی "میم" برایشان اقلام تبلیغی می فرستند.




حالا فهمیدم برای چی یوتوب رو باز کردن:)
عجب داستانیه داستان ِ ما.
ههه… امروز کنج لابی دانشگاه ما هم القدس لنا پخش میکردن… با اطمینان میگم که این هم مثل همه شلوغ کاری های دیگه واسه پوشش یه گند و گه دیگه س! (آیا دایی جان ناپلئون؟!)
راستی ویدئو بذار و امیدوار باش! چون خیلی از آی اس پی ها دارن یوتیوب رو انبلاک میکنن! دیشب یکی از دوستان گفت و امشب برای من محقق شد! آی اس پی آمانت زیر شاخه صبانت!:دی
tof be goore siasat!
به قول خودتان شماها بچه سوسولید چون هیچوقت جنگ روتجربه نکردیدهمه بدبختیهای مردم هم بخاطرهمینه چون حکامشون مثل شماهم فکرمیکنند شما اصالت خودتان راازدست دادید بخاطرهمین این چیزاازنظرشما بچه بازیه اما رفیق این بچه بازی ها خیلی بهتراز اونی هست که تووسیله بازی باشی توی دست بقیه
این روزها طنز سیاه نوشتن لطفی نداره چون کافیه اخبار روز را بخونیم
در مورد نظر جناب بهروز افغان: متوجه نشدم ایشون چطور بین بچه بازی و بازیچه شدن تمایز قایل شدند لااقل در مملکت ما که این بچه بازیها خودش به معنی بازیچه شدنه
اقای عزیز یعنی فکر میکنی این بچه ها بازیچه نیستن تو دستای بقیه؟؟؟
سلام، البته همونطوری که خودشون هم گفتند اصلا موضوع جنگ با غزه و… نیست، مسئله سر فرمانده شدن و شهید گمنام شدنه، فقط فرمانده شدن که مهم نیست! بعضی ها هم باید شهید گمنام یا سرباز گمنام باشند! این هم یک عوام فریبی دیگه است… از کی تا کنون سربازان بدون اجازه فرمانده خودشون می توانند تیری بزنند؟از کی تا کنون می توان تبعه کشور دیگری را که در کشوری دیگر جرمی مرتکب شده در یک کشور سوم به دادگاه برد؟ اون هم کشوری مثل ایران! این تئاتر خیابانی هم رقابتی بر سر پست فرماندهی هست.
متاسفانه این افراد نمی دونن که یه سری هنرپیشه شدن تو یه نمایشنامه .. فکر می کنن که بااین حرکتا چیزی درست می شه ! بابا بس کنین تو رو خدا آدم شرمنده می شه دیگه بگه با اینا هم کشوره !!!!!!!!!!
اکه قدرت و پول داشتم حتما یک هواپیما اجاره میکردم برای اینها تا ببینم چند تاشون حاضر میشن واقعا برن غزه. اینا چون مطمئن هستن کسی نمیاد ببرشون غزه اونجا جمع شدن.
اینها با دستور مقامات تحصن میکنن و با دستور مقامات هم تحصن رو تعطیل میکنن، مثل برادرهاشون که با دستور مقامات باغ قلهک رو تسخیر کردن و به محض اینکه دستور رسید باغ رو ترک کنید مثل بچه آدم سرشون رو انداختن پایین و کنسولگری رو تحویل نیروی انتظامی دادن.
در ضمن پروازهای خارجی از فرودگاه امام انجام میشه…همینطوری محض اطلاع برادران!
حال کردم با این پستت حرف دل بود
ممنون بابت دعوتنامه !
سلام مطمئنا بعد از این نمایشها بازیگرانشون دنبال گرفتن امتیازو مسائل دیگه خواهند بود تا بتونن به زندگی شون برسند.
خیلی جالبه ، پروازخای خارجی از فرودگاه امام انجام میشه . معلوم نیست اینا چرا تو مهراباد جمع شدن .
خوشم آمد از پستت چون من هم یک هفته است مشغول همین کارم. تکان نخوردهام از پشت این کامپیوتر و لحظه به لحظه خبرگزاریهای جمهوری اسلامی و وبسایتهای بسیجیان را چک میکنم که خبر میدهند چگونه قوانین جمهوری اسلامی را زیر پا میگذارند و مقامات جمهوری اسلامی هم ازشان ستایش میکنند. پس کاسهای زیر نیمکاسه هست که نمیدانم چرا تو به آن اشاره نکردهای. به نظرم ماجرایی که با آتش زدن سینما جمهوری شروع شد، با بهانه کردن غزه مشروعیت پیدا کرده و توقیف کارگزاران و آتش زدن بنتون تازه از نتایج سحر است. تا ببینیم چه میشود. به قول سوسن تسلیمی در «باشو» تا نظر جنابعالی چه باشد
سلام
ایران جند تیپ جوان دارد
۱- تیپ روشنفکر احساساتی که خیلی تیپ باحالی هستند . هر رویدادی اتفاق بیفتند فقط یک گوشه می نشینند چراکه یک روشنفکر فقط باید فکر کند و مثل پروفسور بالتازار نظراتی می دهند در حد توپ و همیشه هم بسیار احساساتی هستند البته این احساستی بودن را در جاهای جالبی خرج می کنند شما دوست گرامی از این دسته هستید
۲- تیپ جوانان فرصت طلب که در هر حال به یک طرف غش می کنند به قول دوستان قدیمی حزب باد هستند و همیشه هم موفق هستند
۳- تیپ جوانان باری به هر جهت که هر اتفاقی بیفتد فقط می گویند گور باباش . کار این دسته خیلی دشوار است
۴- تیپ جوانان کاملا ضد که گروهی هستند که با همه مسایل و … در جامعه کنونی مشکل دارند و قبول ندارند حتی بحث شب و روز را هم در جامعه ی حاضر دروغ و زیر سر دیگران می دانند
۵- تیپ جوانان تانکی که با هر دستور فقط پیش می روند و اقداماتی بسیار عجیب و غریب می کنند و اصلا فکرشان به صورت تانک است یا شاید هم نارنجک که اگر ضامنش کشیده شود دیگر نمی توان جلویش را گرفت
۶- تیپ جوانان گاگول که من بیچاره از این دسته هستم ما نه مثل شما روشنفکرای احساستی هستیم و نه مثل جوانان تانکی . وسط خط موندیم نصف از این وریم و نصف از اون ور
قضیه که جدی شد جا زدن برادرا. ما داشتیم امیدوار می شدیم که اینها واقعن می خوان برن. جون دوستی و هزار درد سره دیگه. هارت و پورت هم که مالیات نداره. تازه ساندویچ هم احتمالن بدن دور همی.
حکایت این طرف و اون طرف هم نداره. منصف باشیم کوی دانشگاه هم همین بود. دانشجوها خیلی ها پیک نیک کرده بودن. فقط تر و تمیز تر و خوش قیافه تر بودن.
شام هم نمی دادن راستی. کتک می زدن با باتوم. فقط آروم!