تصور کنید خاتمی، یا مثلا حتی عبدالله نوری، نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود و شب ِ انتخابات باشد و معلوم باشد که فردا سرنوشت انتخابات به نفع اوست. حالا فرض کنید شما یک “بسیجی”* هستید. لابد در این وضعیت دارید با عصبانیت در یک اتاق سه در چهار از این سو به آن سو می روید و به دشمن و منافقین و گول خوردگان این دو فحش می دهید. البته واضح است که فرض می کنیم که انتخابات عادلانه برگزار می شود.

این دقیقا وضعیت بخشی از وبلاگستان ِ آمریکایی در این روزهاست. با نزدیک شدن ِ زمان ِ انتخابات در آمریکا، وبلاگ های “جمهوری خواه پسند” (بگویم “راست” درست است؟) تو را یاد سربازی می اندازند که آخرین خشابش را با خشم روی دشمنش خالی می کند و همزمان برای “شهادت” آماده می شود.

بنظر می رسد اگر معجزه ای نشود (که خداکند نشود) پرزیدنت اوباما را جدا به چشم خواهیم دید. این برای مذهبی هایی که چشم دیدن “اوبامارکسیست” را ندارند همان کشته شدن است. و البته “رسانه های لیبرال” هم می شوند دشمن.

اینطور می شود که اینطور چیزهایی می خوانیم در وبلاگهایی که همین شش ماه پیش “رژیم مذهبی ایران” را به سیخ می کشیدند،

Boomshak** به مقاطع تاریخی دخالت مشیت الهی نگاه می کند. تاریخ آمریکا مملو از لحظاتی است که در اوج ناامیدی مدد الهی به دادمان رسیده است.

۱- زمانی که فرانسوی ها در جنگ های استقلال و زمانی که شکست بنظر قطعی می رسید به کمکمان آمدند.

۲- زمانی که ژاپنی ها به هاوایی حمله نکردند (تصور می کنم در جنگ جهانی دوم).

۳- پیروزی در میدوی (یک نبرد مهم دریایی در جنگ جهانی دوم بین آمریکا و ژاپن).

۴- اشتباهات آلمان در D-Day.

امیدوارم بتوانیم “شکوه پیروزی مک کین-پیلین بر مارکسیست تندرو” را هم به این لیست اضافه کنیم.

پس نوشت: میشل ملکین دست به دعا برداشته است. این پست را کسی ترجمه کند! ترجمه و توضیح از “کودن با استعداد” ِ عزیز: دعای توسل به عیسی مسیح٬ مخصوص شب انتخابات

* واضح است که خیلی کلیشه ای از این کلمه استفاده می کنم.

** متوجه نشدم این Boomshak اسم خاص است یا معنی ِ خاصی دارد.