آزادی فراموش شده – آیا خالکوبی جرمه؟
توسط کمانگیر در روز ۳۱ مرداد ۱۳۸۶مرداد ۳۱
بیاید فرض کنیم دلایل منطقیی وجود داره که آدمها حق ندارن انواعی از نوشیدنی ها رو بنوشن و انواعی از دیدنی ها رو ببینین. این دلایل فرض می کنیم کاملا قابل دفاعن. باز هم فرض می کنیم میشه اگه کسی اون کارهای بد رو کرد رفت پرید توی خونش و دستبندش زد و عکسش رو همه جا منتشر کرد. سوال فقط اینه، کدوم قانونی می گه خالکوبی کار نادرستیه که این بنده های خدا رو می گیرن پیرهنشون رو می زنن بالا که خالکوبی ها دیده بشه؟ فراموش نکنیم که این کشوریه که هنوز آستین کوتاه هم توش کراهت داره.





آرش جان
وقتی واژهی پرکاربرد و قدیمی «خالکوبی» در زبان فارسی هست٬ چه لزومی دارد بنویسی «تاتو»؟
کمانگیرجان، از پلیس عقدهای ایران، از سردار رادان که نفرت از چشمهاش میباره چه انتظاری داری؟ اینها ناموس آدمها هم برایشان مهم نیست عزیز من…
راستی به بخش عکاسی یک کم برس، به روزش کن.
مشخصات عکسها هم معلوم نیست، با نرمافزار،
قبل از publishا editشون کردی؟
این خالکوبی دومی چقدر عارفانه است. جلال الدین بلخی ه؟؟؟
Sigh… رفیق دل خوش سیری چنده؟
جالب بود اما جالب تر عکاسی از بدن و سینه لخت و تیغ خورده آقایونه که اشکالی نداره در خبرگزاری هم منعکس بشه اما مثلا آستین کوتاه جرمه و هزار مورد دیگه!
جدا که!
راست می گی والا. هم تو هم سیاوش عزیز. اصلا همه راست میگن.
اصلا ما اینجا چی می کنیم؟ اصلا ما چرا زنده ایم؟
اصلا خالکوبیتو عشقه رفیق.
اما شما را به جان مادرانتان فقط به عنف تجاوز نکنید، چاغو کشی نکنید. خون نریزید. وگر نه ما که دوستتان داریم.
یه سلام و احوالپرسی گرم به آرش عزیزم.
آدرس من دات آی آر شده. توی این کامنت عوضش کردم.