چند روز پیش منتظر ِ دوستی در یک کافه نشسته بودم. در فکر و خیال، دنبال قلم و کاغذی می گشتم برای “پرسه ی نوشتنی“. تنها نوشت افزار ِ دم دست اما خودنویسم بود با آن نوک ِ تیز ِ آهنینش که هیچ مناسبتی با “کاغذ”ی که پیدا کردم نداشت: دستمال کاغذی ِ روی ِ میز.

حاصل اینطور شد (روی عکس کلیک کنید برای اندازه ی بزرگتر):

نوشتن با چنان ابزار تیزی روی چنین سطح ِ لطیفی اصلا ساده نبود (پارگی ِ پیش از “من” بوضوح نشان می دهد این مساله را). کم کم اما یاد گرفتم که قلم را با فاصله ی کمی از سطح ِ دستمال نگه دارم، نه زیادی نزدیک که لطافتش را بدرد و نه دور که خط گسسته بشود.

اگر همچنان اصرار داری این تجربه ی لطیف را “مهندسی” کنی، “نقطه ی کار” را پیدا کردم!

اینها را هم ببینید: