صادقانه های یک مهندس با دهان ِ باز: یک*
توسط کمانگیر در روز ۲۸ مرداد ۱۳۸۷مرداد ۲۸
در مورد مطلب مطرود پیش از این صحبت کردیم (ببینید: مرهمی به نام ِ مافیا). بحث ِ بیشتر بنظرم می کندمان سلمانی هایی که سر هم را می تراشند و البته واضح است که برای این اینجا نیامده ایم.
نکته اما بحث چندباره ای است که با دوست عزیزی در مورد نوشته مطرود کردیم،
آهان همین ه! خوشم اومد!این واکنش ِ او بود. دیده بودم که پیش از این به صلابه ام می کشد برای یک کلمه ی نامناسب (و مرحمت می کند که خودم همیشه خواسته ام). پس نشستیم به حرف زدن در مورد جمله جمله ی نوشته. از بالا آمدیم پایین. تک تک جمله ها تا پنجم ششمی. توضیح دادم که چرا بنظرم،
رگبار رو گرفته ومعلوم نیست به کی. انگار هرکسی اساسا دور و اطراف ه.سر تکان می داد که "خب آره" و همیشه "اما"یی هم داشت. مهندسم. یعنی یک گزاره در دنیایی که می شناسم فارغ از گوینده اش ارزشگزاری می شود. یعنی یک مقاله را می توانی بگیری دستت، کدش رو بنویس و اجرا کنی و نتایج متفاوت اگر گرفتی یعنی یا نفهمیده ای، یا اشتباه کرده ای، یا نویسنده اشتباه کرده، یا کسی دارد کلاه برداری می کند. دنیای "واقعی" اما اینطور نیست. و رفیق عزیز اینقدر صادق بود که جمله هایش را اینطور تمام کند،
بد نوشته، اما حرفش خوبه ها!و من ِ مهندس نمی توانستم، و هنوز هم نتوانسته ام، بفهمم این "حرف" چیست و با چه ترازویی می سنجندش. که این خفت ِ کلمات را گرفتن در متنی که "حرفش خوب نیست" و آسان گیری بر نوشته ای که "حرفش خوب است" را چطور "مدل کنم". ارزشگزاری نمی کنم، که فایده ای هم ندارد. اما چقدر ساده انگاری است، حتی بلاهت، که فرض کنی در این فضا می شود نشست و با آدمها درباب چیزهایی مثل "آیا خدا وجود دارد؟" یا "آیا باید اداره ی جامعه را به صاحبان دین سپرد؟" حرف بزنی. آنکه موافق است با حرفت با تو موافقت می کند و ضعف استدلالت را نمی بیند، آنکه نیست فقط ضعف را می بیند. خیلی دعواهای خیلی بزرگ بنظر ِ ابتدایی می رسد که باید بشود با حرف زدن درستشان کرد. بحث اما بحث "پسندیدن" است، نه "قانع شدن". و این برای مغز مهندس من سخت است درکش. * گذاشتم "یک"، برای اینکه این بحث خیلی ادامه دارد.



من فکر نمی کنم این بحث هایی که مطرح میشه ارزش پاسخ دادن داشته باشه.
این بحث ها باعث گسترش این ذهنیت های نا پاک میشه دوست من
جز اینی نیست که نوشتی. ترازو را اگر نشانت دادند یک خبری به من هم بده رفیق
دی شیخ باچراغ همی گشت گرد شهر …!(-:
اصلا به این نوشته ات کاری ندارم. اما هنوز هیچ مطلب قانع کننده ای پیرامون این موضوع نوشته نشده. بسیاری از اتهامات جناب مطرود اشتباه است. اما از آن طرف بسیاری از صحبت هایش هم جای بحث دارد. در این بازی ای که عده ای راه انداخته اند و به بهانه ی وب ۲ دورش می چرخند بسیاری از کارکردهای وب ۲ در واقع زیر سوال رفته.
در وبلاگ مزیدی نوشتم اینجا هم می نویسم. بسیاری از ابزارهایی که به نام وب ۲ دوستان معرفی می کنند حتی کارکرد مضر برای این مقوله دارد. آرش جان، هر چیزی که هر کس در آن ثبت نام کند و بتوان مدتی سرگرمش بود و چند خروجی xml پارامتریک هم بیرون بدهد اسمش سیستم وب دو ای نیست!
آنچه این وسط انگار دارد گم می شود مفهوم اصلی وب ۲ است.
سلام آقا آرش
مرحمت فرموده و این اعتیاد در خودتان که باعث جابه جایی افعال میشود را ترک نموده تا ما هم با زحمت کمتری یارای مقابله با جملات نغز شما را داشته باشیم
امضا: بی کله