zemanta_logo.gifمقدمه: مزیدی عزیز سرویسی به نام زمنتا معرفی کرده است (و دستش درد نکند که بلاشک تک کرانچ حول و حواشی من یکی که هست). زمنتا متن شما رو “بهبود می دهد”. چطور و چرا و باقی قضایا را اینجا حرف می زنیم.

زمنتا Zemanta به پست شما لینک “مفید” و عکس “مناسب” و مطلب “مرتبط” اضافه می کند. برای آزمایش، این پست ِ کمانگیر انگلیسی در مورد فیلتر شدن ِ وردپرس را به نسخه آزمایشی اش دادم.

zemanta_post.jpg

زمنتا چهار کار کرده است:

۱- تصویر صورتی ِ کناری را اضافه کرده است که وبلاگی است با عنوان “خاطرات یک مهماندار ِ اخراجی“. نوشته های این وبلاگ باعث اخراج نویسنده اش از خطوط هواپیمایی دلتا شد. وبلاگ روی وردپرس نیست اما در صفحه ی وبلاگ های ویکیپدیا ذکر شده است.

۲- این کلمات را لینک کرده است: Iran و blogs و IP addresses و protocols و control panel. یکی به نقشه ی گوگل و باقی به ویکیدیا.

۳- کلمات کلیدی انتخاب کرده است.

۴- این لینکها را زیر متن گذاشته است:

سوال اساسی این است، به جز کلمات کلیدی که می توانند به خوانندگانی که از طریق موتورهای جستجو بدنبال مطلب هستند کمک کنند، سه کار دیگر چه سودی به حال من ِ خواننده دارد؟

تصویر اضافه شده بی ربط به متن است و اساسا جز سنگین کردن صفحه کار مهمی نمی کند. کلمات لینک شده هم به منابع بدیهی هستند و خواننده اگر مایل باشد خود می تواند دنبال “وبلاگ” در ویکیپدیا بگردد یا در گوگل مپ ایران را ببیند. لینکهای اضافه شده هم تصادفی هستند و اساسا “فرستادن ایمیل ناشناس توسط سرویس فلان” ربطی به “فیلتر شدن وردپرس” ندارد. باز هم، خواننده ی علاقه مند می تواند در گوگل نیوز بدنبال مطالب مورد علاقه ی خود بگردد.

ماشین قادر به انجام بسیاری از کارهاست. فقط تصور کنید اگر امکان جستجو در اینترنت نبود، چطور کسی می توانست، حتی با صرف تمام عمرش، درباره ی یک مطلب ِ بخصوص چیزی در میلیاردها صفحه ی وب پیدا کند. این قابلیت اما می تواند مخرب باشد اگر بیش از حد جدی گرفته شود. من ِ آدمیزاد اساسا به وبلاگ ِ کسی سر نمی زنم برای این که ببینم ماشین ِ خرفت ِ زبان نفهم چه شباهتی بین نوشته ی روبرویم و یک صفحه ی تصادفی پیدا کرده است. واضح است که “مطالب پیشنهادی از همین منبع” می تواند قابل توجه باشد، اما نه “کلا چه خبر”ی از این دست.

تکنیک می تواند قاتل ِ نیازی باشد که اساسا برای پاسخ به آن ابداع شده است. باعمومی شدن قابلیت هایی مثل برنامه نویسی وب می بینیم که خیلی هامان به فکر “راه انداختن یک سرویس توپ” افتاده ایم. اینکه قرار است این بستر ِ فنی حامل ِ چه محتوای ِ تولید ِ آدمیزادی باشد سوالی است که می تواند در هیاهوی چرخ دنده های الکترونیکی گم شود.

و گاهی این داستان طنز می شود. یکبار دوست عزیزی خواست که “یه مقاله بنویس می خوایم یه سایت راه بندازیم”. فقط نگفت “کلا خوب باشه”.

این را هم ببینید: جام آینده نما

از شنیدن اینکه بیشتر آتش‌بازی مفصّل المپیک پکن، با کمک جلوه‌های رایانه‌ای بوده اصلاً خوشم نیامد. نمی‌دانم این چشم‌بادامی‌های سرتق چرا پیش خود فکر کرده‌اند که آتش بازی مفصّل ولی قلّابی از مراسم مختصرتر ولی واقعی بهتر است و آیا این نوعی فریب‌دادن بینندگان نبوده است؟