اولین وبلاگ نویس غیر زمینی از ایران می نویسد
توسط کمانگیر در روز ۲۳ مرداد ۱۳۸۷مرداد ۲۳
از Unique به سیاره! اینجا رو میبینید؟ Unique هستم از تیم earth viewer! گزارشهای من رو میبینید؟ من تونستم در زمین مستقر بشم ولی هنوز از بقیه اعضای تیم خبر ندارم. سیستمهای ارتباطیم در جو زمین از کار افتادند ولی هر از چند گاهی به آسمان میام و از این ابزار برای ارسال گزارش استفاده میکنم.تعجب آوره اگر فرستاده ی غیرزمینی ها بجای ارسال اطلاعات به رمز و بصورت کد شده، وبلاگ بنویسه؟ "یونیک" همین حالا بین ماست و اتفاقا در ایران هم فرود اومده (توضیح بیشتر).
...من درنقطهای از زمین فرود اومدم که پیچیدهترین جامعه رو داره: ایران...
این اما تنها نکته ای نیست که وبلاگ "زمین در زمان" رو از یک وبلاگ معمولی متفاوت می کنه: در صفحه اصلی این وبلاگ، پستها روی یک نقشه نشون داده می شن. این پستها هر کدوم نگاهی هستن به یک اتفاق روی کره زمین که برای ما بدیهی هستند، اما برای "یونیک" همه چیز شگفتی آوره،
المپیک انگار یک جشنه ولی به ورزش مربوطه، یک جور جشن ورزشی که هم تابستانی داره هم زمستانی ولی تابستانیش از اهمیت بسیار بیشتری برخوداره (ادامه).
بعضی از آدمها چند مرتبه در روز به سمت بخصوصی می ایستند و دولا و راست میشن، مکانهای به خصوصی وجود داره که خیلی از اونها با هم و در کنار هم این کار رو انجام میدن (ادامه)و البته این نگاه ِ متفاوت گاهی نتایج جالبی دربرداره. مثلا هرگز فکر کرده بودید که چون زمین گرد ه، کعبه یک خواهر ناتنی هم داره؟ (ببینید: رو به کعبه پشت به کجا؟) خوراک "زمین در زمان" رو از اینجا مشترک بشید.



عزیزان مسلمان که دنبال این حرفها نیستند. نگاه بکنید به یک سطح تازه ای رسیده اند که اینطور شبهات رو با یک نگاه عاقل اندر سفیه بی جواب میگذارند! فرض بفرمایید آقای دکتر سروش یا دکتر مهاجرانی یا آیت الله منتظری مخاطب این سوال باشند!(-:
سلام
آرش جون خوبی؟
آقا من فتوبلاگت رو توی فتوبلاگم لینکیدم. یه نگاهی بینداز ببین فتوبلاگت همونه . درست لینکیدم؟ اگه دوست داشتی فتوبلاگو بلینک.www.gbpic.blogspot.com
وبلاگ خیلی باحالیه. از اوناست که لنگه اش رو ندیدم!
سلام
پست “جانباز و شهید: نگاهی از بیرون” و همچنین کامنتایی که براتون گذاشته بودن خوندم و یه کامنت اونجا گذاشتم ولی ظاهرا” باید تو آخرین پست میذاشتم که خونده بشه..واسه همین با عرض معذرت مجدد اینجا میذارمش:
وقتی کامنتای آقای “محمد رضا” رو خوندم متاثر شدم
آقای محمدرضا!
این حرفها چیه که میزنید؟؟ “یه عده خریت کردن” ؟؟؟؟
اون جوونا که خیلی هاشون سن و سالشون از حضرتعالی کمتر بوده میدونی به خاطر چی رفتن جنگیدن؟ به خاطر دفاع از جان و مال و ناموسشون
به خاطر من و شمای نوعی
شما که از بلایی که دشمن سر زنها و دخترای سوسنگرد آورد خبر دارید؟؟
حالا هم میگید اگه کسی نمی رفت بجنگه هبچ اتفاقی نمیوفتاد و فوقش با تصرف مملکت همه چی به خوبی و خوشی تموم می شد؟؟
واقعا” براتون متاسفم
غیرت و شرف هم خوب چیزیه
این کشوری که اسمش ایرانه مملکت من و شماست
چرا اینقدر خودتونو عقب می کشید و چشم و گوش بسته حرفهایی می زنید که به نظر من اینقدر بی فکرانه گفته شده که اصلا” ارزش بحث کردن نداره!
اگه دشمن به ناموس شما تجاوز کنه شما میشینید و نگاه میکنید تا خدای نکرده (!) جنگی اتفاق نیوفته و یه وقت خاطر جنابعالی مکدر نشه؟؟
من تا همین چند روز پیش عراق بودم
میدونید وقتی دیدم آمریکایی ها همه مملکتشون رو قوروق کردن چه حسی بهم دست داد؟ احساس خفت و خواری!! اینکه آدم اینقدر ضعیف باشه که مجبور بشه کنار اجنبی ها کار کنه و با بله چشم گفتن فقط به زمین نوک بزنه!!
من خودم شخصا” افتخار میکنم که ایرانی ام.. افتخار میکنم که ایرانی اونقدر شرف و غیرت داشته که اجازه نده خاک مملکتش رو تصرف کنن..و هروقت هم عزیزای جانباز رو میبینم دستشونو می بوسم.. چون مطمئنم اگه اونا نبودن نه تنها این خاک دیگه اسمش ایران نبود بلکه الان همه مملکتمون دست متجاوزا بود و ما با ننگ و خفت داشتیم تاوان بی شرفیمونو میدادیم!
وقتی خانواده های شهدا رو میبینم.. وقتی همسن و سالهای خودمو میبینم که از نعمت پدر محرومن.. اونم به خاطر من و شما.. شما فکر میکنید چرا همسرای جانبازها با اینکه اینهمه سختی می کشن صداشون در نمیاد؟ فکر میکنید چطور یه مادر پاره تنشو میده در راه خدا؟ فکر میکنید چطور یه پدر فرزندشو رها میکنه تا بره و از کشورش دفاع کنه؟
لابد با این تفسیراتی که شما میفرمایید اون پدر اصلا” احساسات پدری نداشته و یا هدف شخصی داشته؟؟!!
خانواده های شهدا و جانبازها اینطور عزیزانشونو به خاطر من و شما از دست دادن
اونوقت این انصافه که اینطور قضاوت کنیم؟؟
واقعا” الان حق میدم به جانبازهایی که دارن روز شماری میکنن که برن پیش همرزمهای شهیدشون..
خدا کنه هیچ عزیز حانبازی این نوشته ها رو نخونه
خدا کنه..
متاسفم..برای خودم..برای شما.. برای اون عزیزایی که میگن ما هیچ انتظاری از مردم نداریم فقط ازشون میخواییم که راه شهدا و امام رو ادامه بدن..
متاسفم..
همین!
خیلی جالب بود ، ایول ایول
وبلاگه واقعآ جالبه البته یکم باید کار بشه روش.
راستی آرش جان من یکم فعالیت های کمانگیرانه در حد سواد خودم انجام دادم ، دیدی؟ http://zangoole.com/feedcalc
in site ra bebin Dickipedia.com listi az “Dick” haye donya ra gerdavari kardeh beh ahmadinezhad sari bezan
http://www.dickipedia.org/dick.php?title=Mahmoud_Ahmadinejad
in ham aksi mortabet
http://www.joeydevilla.com/wordpress/wp-content/uploads/2008/07/people_in_dickipedia.jpg
من ترجیح میدم با کفش هام تو خیابون راه برم و به خدا فکر کنم تا اینکه تو مسجد بشینم و به کفش هام فکر کنم