mehrnahad۱۲۳s.jpgگزارش ویژه ی رادیو زمانه نشان می دهد که بخشی از اتهامات یعقوب مهرنهاد درواقع احتمالا درست بوده اند،

یعقوب مهرنهاد،‌ آدمی بود که می‌خواست خیلی مطرح بشود. آن‌جوری که ما از پرونده او اطلاع پیدا کردیم، او دو بار با عبدالقادر ملاقات کرده بود. اعترافات، خودش است. اعترافاتی که اطلاعات هم از آن‌ها فیلمبرداری کرده و احتمالاً چند وقت دیگر هم، در جواب کسانی که به قولی اعتراض می‌کنند، از تلویزیون پخش می‌شود. آن چیزی که خودش اعتراف کرده، از آقای بلیده هم که مسوول جبهه متحد بلوچ در سوئد است، حدود ۲۰۰ هزار دلار پول گرفته، برای این‌که شاخه فرهنگی جندالله باشند‌. بعد وسط این قضایا، ‌‌آقای مهرنهاد تصمیم می‌گیرد همه‌ی این‌ها را دور بزند، و یکی از این دو تا یا عبدالمالک، یا بلیده او را لو می‌دهند.

با فرض ِ صحت، این موضوع منافی این بحث نیست که اساسا اعدام ِ چنین کسی کمکی به حل مساله ی جندالله نمی کند (ببینید: این آدم دیگر نفس نمی کشد).

نکته اساسا این نیست که یعقوب میرنهاد چه کرده است. سوال این است، کشتن یک آدمیزاد ۱۰ دقیقه وقت می خواهد، طناب را بنداز و بکش بالا. پا می زند و تمام. اما که چه؟ چه می خواهیم بدست بیاوریم از این خشونت؟ آدمیزاد را به نام اراذل و مخالف سیاسی بالای دار کشیدن می خواهد چه بدهد به من و تو؟ جز این که اصرار می کنیم بر این عقیده ی خام که “خشونت حلال مشکلات است”؟ فرض کنیم یعقوب میرنهاد رفیق غار تروریست بلوچستانی است. با بالای دار کشیدنش جز این است که بهانه می دهیم به جوانک که باز رهزنی کند؟ جز اینکه کمکش می کنیم برای تبلیغ عقیده اش؟

این قسمت از گزارش رادیوزمانه هم جالب توجه است،

حکم اعدام داده بودند، ولی قول داده بودند که به هیچ‌وجه او اعدام نمی‌شود. یعنی این بهت و شوکی که الان در استان است، مال این است که تمام کسانی که دنبال قضیه او بودند مطمئن بودند که او اعدام نمی‌شود. در لیست اعدامی‌هایی که در استان بوده، آقای مهرنهاد آخرین نفر بوده و اصلاً به دلیل این اعدام شده که مطمئن بودند کسی پیگیر کار او نخواهد شد. یعنی کسانی که در زندان بودند و در لیست اعدام بودند هر کدام را که اعدام می‌کردند، یک واکنش از طرف گروه‌های مسلح پیدا می‌کردند.

این نوشته از بهرنگ هم خواندنی است،

شاید عجیب‌ترین چیزی که در این مدت خوانده‌ام، اعتراض به “اعدام یک وبلاگ‌نویس” بوده است. جهت یادآوری عرض کنم که مسعود ده‌نمکی و محمود احمدی‌نژاد هم وبلاگ می‌نویسند؛ چنان که اکثر گروه‌های تجزیه‌طلب، وبلاگ دارند و اتفاقاً اهل گفت و گو هم نیستند. لطفاً شوخی نفرمایید!

قبلا نوشته ها: