کمانگیر » Blog Archive » اعدام - یک: اگر سر عزیز تو را بریده بودند

سبزنامه: نوآوری جدید برای خبررسانی به کمک ایمیل

اعدام - یک: اگر سر عزیز تو را بریده بودند

۱۵ مرداد ۱۳۸۷ | دسته: آزادی, وبلاگ نویسان ایرانی, پست ویژه

مقدمه: اینکه در وبلاگهای مختلف بحث اعدام به میان کشیده می شود اساسا یکی از بهترین کارهایی است که در این وضعیت می توانیم انجام بدهیم. یعقوب میرنهاد و اعدامیان دیگر را نمی توان زنده کرد، اما می توان پرسید چرا برای ایرانی پذیرفتنی است که در کشورش اعدام انجام شود. بیایید بیشتر حرف بزنیم. اگر وبلاگ دارید، بنویسید، اگر ندارید از این وبلاگ استفاده کنید. مهم این است که حرف بزنیم.

مقدمه ی دو: بحثهای مربوط به اعدام از زاویه های مختلفی به این موضوع نزدیک می شوند. کاغذی زده ام به دیوار و ردیف می کنم این رویکردها را. اینجا به تفصیل حرف خواهیم زد، اما شمرده و تک تک.

زهرا می نویسد:

واقعا اینقدر سخته خودمون رو جای خانواده قربانیان یک حادثه بذاریم؟ خیلی سخته حال مادر، خواهر و یا برادری رو درک کنیم که عزیزش رو با بیرحمانه ترین شیوه ها کشتن؟ جسدشون رو له کردن؟ و یا حال دخترها و زنها و دختربچه هایی که بهشون تجاوز شده و تا زمانی که زنده هستن، نمیتونن اون خاطره لعنتی رو فراموش کنن؟ میدونین برای یک زن، کابوس تجاوز از مرگ هم وحشتناکتره؟!

و لینک می دهد به وبلاگی که عکسهای اعمال تروریستی ریگی را منتشر کرده است (یکی از تصاویر را اینجا می بینید).

عباس عبدی هم می نویسد:

صرف اینکه در بخشی از جهان غرب این حکم را غیر انسانی می‌دانند، پس عده‌ای هم به سهولت این نتیجه را بپذیرند، کاری درست نمی‌شود، باید دید که اگر یکی از این جنایات سبعانه علیه یکی از نزدیکان آنان به وقوع بپیوندد، آیا باز هم‌چنین عقیده‌ای ابراز می‌کنند یا خیر؟

rigi_terrorisms.jpgواضح است که هر انسانی قاتل عزیزش را دم دست ببیند حداقل سیلیی به گوشش خواهد نواخت، اگر سرش را به سنگ نکوبد.اما سوال اساسی این است که مگر مجازات مجرم قرار است دل داغ دیده را خنک کند؟ مگر اصلا با منطق می خواند که مجرم را بدهی دست کسی که از او متنفر است؟

عضو هیات منصفه ی دادگاهی می خواهی بشوی که یک سویش رنگین پوست است از تو می پرسند آیا مشکلی با آن نژاد داری یا نه. واضح است که قرار است قاضی با هیچ یک از طرفین دعوا سر و سری و یا کتک و مرافعه ای نداشته باشد تا بنشیند و منصفانه حکم کند.

اینطور نگاه کنیم. تروریست ِ بلوچستانی انسانی را مثل گوسفند به زمین می زند و سرش را می برد. می توانیم عکسهای خون آلود را نگاه کنیم و اه و تف کنیم و حکم به مرگش بدهیم. اما بیا برویم یک لیوان آب یخ بنوشیم و دوباره نگاه کنیم. ریگی از کجا می آید؟

داوود مرادیان می نویسد،

تا به حال وضع فلاکت بار سنی ها را دیده ای؟ خدا یا تو شاهدی که من در استانهای سنی نشین رفته ام و دیده ام. می خواهی فراموش کنم که سنی ها حق وزیر و معاون ندارند؟ حق مسجد در پایتخت ندارند؟ حق زکات ندارند از شیعیان؟ حق مقدسات ندارند که به اولیائشان فحاشی می شود؟

می بینی؟ من و تو چاقو بیخ گلوی کسی نگذاشته ایم، اما من و توی مرکز نشین ِ فارسی زبان، با همین دستهای پاک و پاکیزه ی مان دخل هموطنمان را در آورده ایم. رسانده ایمشان به جایی که ریگی که آدم می کشد کسانی می گویند “خوب کرد، حقشان بود”.

می شود راه ساده را انتخاب کرد: او آدم کشته است پس ما می کشیمش (و البته این فرض هنوز ثابت نشده است که یعقوب مهرنهاد آدمی را کشته است). این راه ساده اما به جایی نمی رسد جز کشتن و کشتن و کشتن برای هیچ. کمی بالاتر برویم و از آنجا به جامعه نگاه کنیم. ببینیم چه می شود که آدم آدم می کشد و چطور می شود کرد که کسی کسی را نکشد.

مرتبط: لوا زند هم می نویسد: اگر پدر من بود

منبع عکس: بیراهه



نظر دیگران

  1. محمد |

    چرا تو این مملکت ، کسی از اعدام کینه نداره ؟ چرا کسی از اعدام آنهم به صور بسیار وحشیانه ، غیرانسانی و سبعانه حالش بهم نمی خورد؟
    چرا اعمال خشونت اینقدر آسان است؟ چرا در قانون مجازات کشور ، در برخی موارد ، حق صدور رای برای مجرم برای افرادی غیر از هیئت منصفه و یا حتی قاضی ، به آسانی صادر شده است؟ چرا برخی مردم از دیدن صحنه اعدام دچار هیجان می شوند و از دیدن صحنه اعدام لذت می برند؟
    چرا با این همه اعدام ، چیزی اصلاح نشده؟ چرا جرم و جنایت با وجود این همه مجازات کم نشده که زیاد هم شده؟ به کجا می رسیم وقتی تصمیم می گیریم حق حیات را از کسی سلب کنیم؟ آیا با سلب حق حیات از کسی ، به ارزش حیات و زندگی می افزاییم؟ یا از آن می کاهیم؟ چرا فکر می کنیم که نمی شود فرد جانی را اصلاح و یا حتی المقدور کنترل کرد؟ حبس ابد برای چیست؟ در کشورهای دیگر مجازات جایگزین اعدام چه هستند ؟ چرا کسی از مردم دیگر باور نمی کند که مجرم با گذراندن دوران محکومیت در زندان ، به فرد مثبتی در جامعه تبدیل می شود؟ آیا همه زندانیان امروزه ، واقعا افرادی مجرمند؟ آیا میان مجازات و جرم نسبت صحیحی برقرار است؟
    چرا در جامعه چندان به پاسخ پرسشهای فوق توجهی نمی شود؟

  2. ش |

    جالب بود.
    عکس رو کاش نمی گذاشتی توی وبلاگ، کاش لینکش می کردی روش هم توضیح می دادی. اصلا دوست نداشتم همچین عکسی رو ببینم.

    کمانگیر: عذر می خوام. بی دقتی کردم. ببخشید.

  3. علی |

    چرا همتون افراط می کنید؟ این ۲ تا مساله جدا از هم هستند. باید تبعیض ها را برداشت، جانی و قاتل را هم مجازات کرد. مگر هر کسی که مورد تبعیض قرار می گیره جانی و آدم کش می شه؟ پس خیلی از ما که گلو پاره می کنیم بریم چند نفری و تیکه پاره کنیم تا دلمون حال بیاد!

    کمانگیر: نگفتم حق داریم این کار را بکنیم. گفتم نگاه کنیم به ریشه ها.

  4. ش |

    ممنون.

    متن قشنگی بود، لذت بردم. ممنون به خاطر نوشتنش.

  5. رضا |

    فرموده اید: ببینیم چه می شود که آدم آدم می کشد و چطور می شود کرد که کسی کسی را نکشد.

    کاری نمی شود کرد. به همین سادگی! اولین دلیلش هم وجود مذهب است. البته هر مذهبی. شما سنی و شیعه را فرمودید می شود یک لیست تهیه کرد که تقربیا هر مذهبی در جهان با یک مذهب دیگر در حد آدم کشی و خونریزی جنگ دارد. اتفاقا اکثر مذاهب نیز وعده دنیایی بدون آدم کشی را می دهند. البته در راه رسیدن به چنین وعده ای به پیروانشان دستور می دهند که بزنید هرکی دم دستتان آمد لت و پار کنید
    آدم کشی به اندازه تاریخ بشریت سن دارد( احتمالا حتی بیشتر از آن) و قرار نیست روزی دیگر شاهد قتل و اعدام و نسل کشی نباشیم. نه ما نه فرزندانمان! آدم کشی به اندازه جفت گیری ، چیزی اساسی و غریزی است. نمی شود جلویش را گرفت.
    اما آنچه گفته اید اتفاقا دلیل خوبی برای رد حکم اعدام است. با کشتن گناهکار( از جنبه حقوقی عرض می کنم نه مذهبی)، آدم کشی متوقف نمی شود. در واقع اعدام به هیچ وجه جنبه پیش گیرانه ندارد. (که اگر داشت این همه نسل کشی و قتل از نیاکانمان به ما ارث نمی رسید.) بلکه بیشتر موجب ترویج فرهنگی می شود که در آن جان انسان بی ارزش و گرفتن جان انسان بسیار ساده است.

  6. فانی |

    بعیده که بدردت بخوره
    اما چون گفتی…
    http://sarband.wordpress.com/2008/08/06/life-gallows/

    کمانگیر: مرحمت کردی عزیز. حرف می زنیم.

  7. یکی |

    ببخشید عزیز: میشه این استدلال رو به بقیه تروریستها هم تعمیم داد مثل مثلا القاعده یا فقط این نسخه مخصوص ایرانه؟ مثلا امریکا بگه خوب نباید کشتن رو با کشتن جواب داد و اگر بن لادن بگه غلط کردم ما دیگه باهاش کاری نداریم؟

    نمیدونم چطوری بگم: یا خیلی ساده اید یا بقیه را خیلی ساده فرض کردید با این استدلالهای آبکی. شرمنده.

    کمانگیر: عزیز مگه شکی هست که القاعده هم حاصل یک سری سیاست نسنجیده است؟

  8. لوا |

    من یه چیزی در این مورد نوشتم آرش جان. شاید بدردت خورد.

  9. یک مرد ، به توان 2 |

    کمانگیر جان! آب یخ را بگذار برای بعد. اول تقسیم بندی باید کرد. گفتم تقسیم بندی ، نگفتم خط کشی. یک سری از قتل ها هستند که کلا داستانشان جداست. فرض بگیر نوجوان زیر ۱۸ ساله ای قتلی کرده ، یا مثلا کسی در یک جنون لحظه ای کاری منجر به قتل کرده ، یا مثلا دفاع مشروع. اینها نباید شامل یک قانون کلی به نام اعدام شوند. جرم اتفاق افتاده ، اما باید تلاش کرد که دیگر اتفاق نیوفتد. در مورد فعالان سیاسی یا دگراندیشان که در اصل ِ زندان رفتشان هم باید تغییر به وجود بیاید چه برسد به اعدام!
    اما اگر این ژست حقوق بشری را بگذاریم کنار ، بالاخره نمیشه که یه آدم به خودش اجازه بده که راحت جوون آدمهای دیگه رو بگیره. تازه اونم نه اون کله گنده ها ، فقط مردم عادی! یه جورایی …
    ادامه دارد ( حال جسمی اجازه ی نوشتن نمی دهد)

    کمانگیر: منتظر وقتی می مانم که بیشتر بنویسی.

  10. صندوقک |

    راجع به مطلبت میشه خیلی فکر کرد. نمی دونم اصلا باید اعدام کرد ، نکرد و اگر باید چه کسی رو؟

    کمانگیر: چرا نمی نویسی؟

  11. امیر عباس |

    یه بار تا به حال به این موضوع فکر کردید که الان آمریکا که ۳ میلیون زندانی داره چرا آمار جرم و جنایت توش کم نمیشه. یکی از کشور هایی هم هست که آمار اعدامش خیلی کمه. سال گذشته فقط ۱۳ مورد اعدام داشته. همه میگن اعدام خودش باعث خشونت میشه. بهتره طرف زندانی بشه شاید متنبه بشه برگرده و به جامعه خدمت کنه پس چرا هر کس میره زندان بر میگرده بیرون وحشی تر میشه. هم تو ایران اینطوری هم تو آمریکا. آمار جرم جنایت هم تو آمریکا هم نشده. تعداد زندانی هاش هم کم نشده.

  12. MXMG |

    درباره نحوه برخورد فعالان حقوق بشر درباره اعدام در ایران را توی وب لاگم مطلبی دارم که شاید خواندنش بد نباشد.( http://radepa-blog.blogspot.com). فکر میکنم مسئله اعدام را باید به چند بخش تقسیم کرد تا بتوان بهتر و منسجم نظر خواهی کرد و به نتیجه رسید (همان طور که آرش گفت: شمرده و تک تک). اعدام از لحاظ قوانین ایران و جهان و اثری که روی هم دارند. اعدام از دید عموم مردم. اعدام از نظر مذهب. اعدام از دبد خانواده مقتول و موارد دیگر. تا این جای بحث همگی از احساسات و عقاید پایی خود حرف زدند که البته خوب است ولی باعث سردرگمی می‏شود. در کل با اعدام مخالفم. به عنوان مثال نگاه زهرا خانم به خانواده مقتول نگاهی خاص است به جنایتهای خاص که کمترین حجم اعدام را دارد. حکم اعدام برای یک وبلاگ نویس با همچنین قاتلی یکی است و اینجا مشکل شروع میشود. اگر بحث ادامه پیدا کرد حرفهای بیشتر برای گفتن هست

  13. سایت غیر رسمی ریچارد داوکینز فارسی |

    ” ′چشم در برابر چشم′ همه ی دنیا را کور می کند.” گاندی

    دیگر این حکومت وقاحت را به حد اعلا رسانده است.

    دربیش از نیمی از کشورهای جهان حکم اعدام لغو شده است یا اینکه صادر نمی شود (۱۲۹ کشور)

    از نظر سرانه ی اعدامی به ترتیب، عربستان سعودی، چین و ایران مقام های اول تا سوم را در جهان دارند. منبع

    برای اطلاعات بیشتر درباره نظر مخالفان و موافقان اعدام و بررسی جامع و بی‌طرفانه به مقاله‌ی امیر غلامی در سایت سکولاریسم برای ایران مراجعه فرمایید.

    مجازات اعدام

    مجازات اعدام (PDF)

    استدلال‌های مخالفان حکم اعدام

    به نظر من بدترین و ددمنشانه ترین نوع اعدام، اعدام به خاطر عقاید، گفتن آزادانه‌ی عقیده، ترک دین، نقد دین، سخن گفتن ضد حکومت و باور عمومی یا مذهبی، و حتی توهین به مقدسات است. این ها اعدام که هیچ، سزاوار مجازات هم نیستند. شوربختانه وقتی حکومت دینی شد، می‌تواند به هر بهانه‌ی واهی، جان انسان‌ها را بگیرد.

    اتفاقا از قدیم، ادیان به عمد، برخورد شدید با عقاید مخالف را رواج داده اند؛ زیرا همیشه از نقد داستان‌ها و عقاید خرافی خود هراس داشته اند و می‌خواسته اند به هر شکلی که شده، جلوی صدای مخالف را بگیرند و فضای رعب و وحشت ایجاد کنند.

    تا زمانی که حکومتی پیرو یک دین یا باور خاص است، شاید با تلاش فراوان عده ای، کمی از میزان وحشی‌گری‌ها کاسته شود، ولی هیچگاه به طور کامل روی آزادی بیان و حقوق بشر را نخواهد دید. بسیاری از جوامع در حال پیشرفت هستند، در حالیکه ما داریم با سرعت هر چه تمام‌تر به قعر سیاهی و کثیفی حکومت‌های متحجر دینی قرون وسطایی و پیش از آن فرو می‌رویم.

    باید مخالفت کنیم… به قول کمانگیر گرامی بیایید بیشتر حرف بزنیم. آنها از همین صداها می‌ترسند.

  14. uriel |

    اعدام راه مناسبی نیست، اما زندان هم…
    رفتن به زندان هم مضرات خاص خودشو داره. واقعیت اینه که بیشتر مجرمانی که به زندان میرند، چند تا کار خلافی هم که بلد نیستند یاد میگیرند و به جامعه برمیگردند، حرفه ای تر و زیرکانه تر.
    حبس ابد هم خودش جای بحث زیادی داره. هدف از اعدام نکردن چیه؟ نگرفتن زندگی از یک آدم به دلیل اینکه حقشو نداریم؟ مسئول بودن در برابر اثرات سوئی که در آینده بر خانواده فرد و بر جامعه میذاره؟
    وقتی کسی رو محکوم میکنیم به ماندن تا آخر عمر در جایی به دور از اجتماع و محدود کردنش، حق زندگی کردن را از او نمیگیریم؟به او حق زنده بودن داده ایم، اما آیا همین کافیه؟
    آیا حبس ابد بودن اون فرد، اون رو از نقشهای اجتماعی و خانوادگیش دور نمیکنه؟خوب این اثرات سو بر خانواده و جامعه نمیذاره؟
    فرض کنید شما در موقعیت کشتن آدمی قرار دارید، این نکته که حداکثر مجازات شما حبس ابده نه اعدام، کمی کار رو برای شما راحتتر نمیکنه؟
    اعدام و زندان رویکردهایی هستند از سر ناچاری جامعه برای کنترل افراد، اما هیچکدام آن اثر مطلوب رو نمیذارند، چون در واقع در آنها تنها به چند نکته توجه شده و بقیه نکات فراموش شده اند. باید دنبال راه سومی گشت، هرچند شک دارم راه حل دیگری پیدا شود.
    ممنون بابت ویرایش عکس. اصلش چیزی نبود که بشود راحت در جایی پذیرفتش…

  15. بهروز |

    من کاری به انسانها ندارم.مسلمانم اما متاسفانه قرآن نمی خوانم اما هرچه بگوید قبول دارم.کمانگیر جان نظر قرآن دراین باره چیست؟فقط میدانم مجازاتهایی از قبیل سنگسار و قطع دست با شرایط خاص در آن آمده است.

  16. سروش |

    متاسفانه اگر در سطح عموم نظرسنجی کنی عده ی خیلی زیادی از مردم این موضوع رو قبول می کنند و حتی خیلی ها بر روی ترویج اون تاکید می کنن

  17. رضا |

    سلام آقا کمانگیر، من مخالف اعدام هستم اونم در شرایطی که هیچ مدرکی را ارایه ندادند. شاید هم جان انسانها در ایران بی ارزش شده که میشود بدون ارایه مدرک و یا سند و یا توجیهی، آنها را کشت.
    من با گروه خرابکار موافق نیستم ولی اینها باید بدانند با آدم کشی تنها دارند یک حلقه for نامحدود درست میکنند.
    پستی در این رابطه نوشتم
    http://www.1reza.com/?p=118

  18. The11Ave |

    مهمترین نکته ای که تمام موافقان اعدام یعقوب میر نهاد «آگاهانه» و «به عمد» از پرداختن به آن طفره می روند٬ این است که اتهام وی در دادگاه صالح و با حصور هیئت منصفه و وکیل مدافع اثبات نشد. همه آنها طوری صحبت می کنند که انگار در لحظه ای که یعقوب مهرنهاد با کارد گلوی کسی را می بریده انجا بوده و به چشم خود صحنه را دیده اند. اصلا بحث بر سر اعدام وی نیست. بحث بر سر چگونگی آن است.

  19. آرش آریا |

    آرش عزیز درود
    اعدام یعقوب برگ سیاهی دیگری بر پرونده بی خیالی های ما اضافه کرد.امروز وظیفه ماست تا جلوی اعدام فرزاد کمانگر را بگیریم.دیگر سکوت کافیست.آرش عزیز شما ایرانیان خارج از کشور وظیفه سنگینی در برابر میهن دارید.شما باید فریاد ایرانیان را به گوش جهانیان برسانید.آرش عزیز کار بسیار سخت وگره خورده است.بزودی خبر اعدام وبلاگنویسان هم به گوشت خواهد رسید.حتما از لایحه امنیت روانی اطلاع داری.آرش عزیز داریم همه چیزمان را از دست می دهیم.هویتمان تاریخمان خلیج فارسمان وملتمان وخاکمان را.بیگانگان با پروؤه های تبلیغاتی بزرگ تلاش در تکه تکه کردن ایران دارند.از اختلاف میان شیعه وسنی گرفته تا فارس وترک وعرب وکردو…
    در این مملکت عاشق شدن جرم است.زیبا بودن جرم است.حرف زدن جرم است.رای ندادن جرم است.خوشی کردن جرم است.همه چیز جرم است همه چیز…از شعار مردم که بود است اسقلال آزادی جمهوری اسلامی که استقلا لش به پای روسیه وچین افتاده.آزادیش در دست سعید امامی ها وقاضی مرتضوی ها ست.جمهوریتش در دست احمدی نژاد است واسلامیتش هم در دست مداحان متحجر وسردار زارعی های بی ناموس. ببخش که سرت رو درد آوردم ولی به نظرم رسید که تو هنوز سردر گریبان خویش فرو نبرده ای تا نانی به کف آری و به غفلت نخوری.امیدوارم حوصله پاسخ دادن رو هم داشته باشی.تورو لینک می کنم.بدرود

  20. uzakyolblog |

    در روزگاری که ریگی ها سلاح برمی دارند و به کشتن سربازان و نیروهای سپاه برمی خیزند، خبر اعدام مرحوم یعقوب مهرنهاد (در حالی که دادگاهی شدن وی نیز هیچگاه از طریق رسانه های ایرانی اعلام نشد) بدترین خبر برای حفظ تمامیت ارضی ایران است.

    این اعدام باعث می شود تا امثال ریگی بگویند جمهوری اسلامی تمام راههای مسالمت آمیز را بسته است و چاره ای جز دست بردن به سلاح نمی باشد.

    به نظر می رسد مسئولان باید یک فکری به حال سیستان و بلوچستان بکنند. گویا اکثر مقامات سیاسی آنجا از قوم شیعه سیستانی هستند و این مسئولان (نه مردم) نفرت عجیبی هم از بلوچها دارند. شاید اعدام یعقوب مهرنهاد هم بخاطر این کینه مسئولان زابلی از بلوچها صورت گرفته باشد. و شاید اعدام یعقوب مهرنهاد پاسخی برای گروگانگیری سربازان ایرانی توسط ریگی باشد. اما مگر ریگی چه می خواست بگوید؟ مگر نمی خواست بگوید که جمهوری اسلامی راهی برای گفتگو نگذاشته است؟ چرا مسئولان سیستان و بلوچستان بویژه بخش قضایی آن استان طوری عمل کرده است که به نظر برسد در راستای اهداف ریگی ها گام برداشته است؟ اگر واقعا مهرنهاد با تروریستها همکاری می کرده است چرا دادگاهی برای وی و به صورت علنی برگزار نشد؟
    چه خوبست کواکبیان، صاحب امتیاز روزنامه مردمسالاری و نماینده کنونی مجلس که روزگاری یعقوب مهرنهاد نماینده آن در زاهدان بود در این زمینه از مسئولان قوه قضائیه پاسخ بخواهد. این شاید کمترین کار ممکن باشد. مهرنهاد یک فعال مدنی بود، یک اصلاح طلب بود نه یک برهم زننده امنیت ملی. تلاش وی برای بهبود و اصلاح بود نه برای تخریب و کشتن. وی می کوشید با سخنرانی هایش صدای گلوله ریگی ها را خفه کند.

  21. Amir Hossein |

    کمانگیر جان
    پس نتیجه بحث تو این است که فلسطینی که می رود و خودش را تو یه رستوران اسرائیلی منفجر می کند حق دارد؟

    کمانگیر: صحبت از حق نمی کنم. در موردی که اشاره کردی، می شود پرسید چه کنیم که فلسطینی نیاید و خودش را منفجر کند، که البته خیلی ها در اسراییل این را از خودشان می پرسند. سوال بعدی این است، وقتی کسی اینکار را کرد چه کنیم، صد نفر را بکشیم یا یک مدرسه بسازیم.

  22. MXMG |

    از منابعی که در اختیار قرار دادید متشکرم.

    تفاوت حبس ابد با اعدام:
    با اعدام مجرم اصلاح نمی‏شود، با حبس ابد یک در هزار شاید مجرم اصلاح شود. اگر قانون کاملی داشته باشیم، کسی که حبس ابد دارد مورد بازبینی و توجه قرار میگیرد و در صورت دیدن اصلاح و تغییرات می‏توان از جرم او کاست. پس با حبس ابد میتوان فرصت اصلاح دوباره حتی با درصد کم داد که این را در اعدام نداریم. حتما ۱۳۰ کشور دیگر چیزی میدانند و فکری کردند که اعدام را از قانون خود برداشتند، آنها که نمیخواهند به خود آسیب وارد کنند، پس حتما موارد بهتری پیدا کردند نسبت به اعدام.

    قرآن و اعدام:
    قرآن ۱۴۰۰ سال پیش به وجود آمده (به هیچ عنوان قصد بحث مذهبی ندارم) و مناسب شرایط آن دوره بوده. امروز ما نیازمند قوانین بروز و درخور انسان امروز داریم. همان طور که مراجع تقلید به صلاح روز و مملکت شطرنج و موسیقی را حلال کردند میتوانند شرایط اعدام را نیز تغییر دهند.

    اعدام میرنهاد:
    بحث بر سر اعدام وی هست و بحث بر سر چگونگی آن نیز هست. نه تنها دادگاه، مدارک و اتهامهای او مورد سوال است، بلکه نوع اعدام او بعد از آن همه شکنجه که شده و بدون اطلاع رسانی به صورت دار زیر سوال است. اگر یک درصد تصور کنیم او بیگناه بوده (که بوده) انسانی بی‏گناه کشته شده، به قتل رسیده. پس اعدام او مهم است.

  23. محمد علی |

    من فکر می کنم اینجا چند تا مساله دارند با هم خلط می شوند. بحث در مورد آزادی عقیده و لغو مجازات اعدام البته بد نیست ولیکن الان مساله مهمتر این است که وبلاگستان فارسی قوه قضائیه رو متوجه خط قرمزی نماید که از آن عدول کرده است. یعنی اعدام یک وبلاگ نویس. وبلاگستان باید حساسیت نشان بدهد، حتی اگر، تاکید می کنم حتی اگر، اعدام این فرد در چارچوب قانونی بوده باشد (الله اعلم). قوه قضائیه باید خودش رو پاسخگو بداند و به سوالات مطرح شده پاسخ مسولانه و شفاف بدهد. هدف اینست که که آنها متوجه بشوند که حداقل در مورد وبلاگنویس ها دغدغه های جدی وجود دارد و وبلاگنویسان به آسانی از کنار قضیه رد نخواهند شد.
    از این حیث حرکت حضرتعالی و دوستان در جهت تغییر لوگو بسیار حرکت ارزشمندی است.
    و من الله توفیق

  24. gegheleh |

    من هم با اعدام بی رویه مخالفم و هم با مخالفت کورکورانه با اعدام. در مورد قتل عمد من اعدام را می‌پذیرم. البته نه به شکل شرعی آن یعنی قصاص. چرا که در احکام شرعی تخفیف و تعلیق راه ندارد. میزان خطر قاتل برای جامعه به قدری است که می توان او را حذف کرد. ضمن اینکه کسی که انسان دیگری را کشته چرا مستحق مردن نباشد؟ به این نکته هم توجه کنید که مهرنهاد متهم به قتل نشده بلکه اتهام او حمایت از یک گروهک تروریستی بوده که حتی بر فرض صحت نباید چنین مجازاتی داشته باشد

  25. jormshenas |

    dooste gerami.asasan mozooe bahse shoma besyar tarikhi va vabaste be falsafeye mojazathast.avalan bayad bedanim maghsood az edam chist?aya in amal az ertekabe an jelogiri mikonad?aya be riske ehtemale eshtebah miyarzad?aya in amal khod taboye hayate ensani ra dar jamee mishekanad ya na?baraye anjame har taghiri dar ghanoon bayad azhane jame ra ham avaz kard.baraye mesal dar yek taxi dar tehran begooyid rahe hale geran forooshi va mobareze ba an chist?ya ba mozale jorme afaghene che bayad kard? taghriban belafasele mardom khahand goft edam .vali dar inja dar farance haman pire zan ya pire mard baraye shoma elale ejtemai bar khahad shemord baham biyandishim.paris

  26. کمانگیر |

    ایمیل از Amir .b:

    چقدر راحت حرف از اعدام میزنیم ، واقعا فاصله ی خود ما تا چوبه ی دار چقدر است ، آیا نیاز هست آدم بکشیم ؟ آیا نیاز هست چند صد کیلو مواد مخدر حمل کنیم ؟ “نه” کافیست بگوییم بالای چشتان ابروست ، در کوتاه ترین زمان ممکن این “لا مذهب” پای چوبه ی دار است ، فرق نمی کند دانشجو باشی ، خبرنگار باشی یا روزنامه نگار و یا وبلاگنویس ، حق بروز افکار استقلال طلبانه نداری ، فرق نمی کند سنت چقدر باشد ، صبر می کنند تا به سن قانونی برسی ، آری همین فردا ، روز تولدت بر حلقه ی طنابی آویزانی ، به هیچ وجه دوست ندارم بعضی مسایل را با هم ارتباط دهم ، اما فرق ما با اعراب چیست ؟! هنوز چهره ی کودکان سیاهی که در چند قدمی مسجد الحرام بخاطر فقر و دزدی دست هایشان از مچ یا بازو قطع بود را فراموش نکرده ام ، ما از اعراب هم بدتریم ، آنجا دست ها را قطع می کنند . اینجا آویزان می کنند ( البته این مقایسه از این جهت است که نسبت به سن افراد هیچ ملاحظه ای نیست ) فرق نمی کند که سنَت چقدر باشد که جنایت کرده ای ، مهم این است که این جرم حکمش اعدام است ، پس منتظر باش ، همین روزها هجده سالت می شود . به نظرم شاید نشود از حکم اعدام برای بعضی جرم ها گذشت اما در مملکت ما رسم شده سی نفر سی نفر اعدام می کنند ، اینجا روزنامه نگار با قاچاقچی و راهزن فرقی ندارد اگر ذره ای انتقاد کند ، اینجا وبلاگنویسی هم آزاد نیست ، نکته ی دیگری که از صحبت های باقی دوستان فهمیدم این بود که پافشاری داشتند غرب یا فلان کشور آمار اعدامش کم است یا با این حکم مخالفند ، چرا راه دوری برویم ، چرا اسلام را نگوییم ، چیزی که در پوشش آن و به بهانه های مختلف این اعدام ها را مشروع جلوه می دهند ، اما کجای قرآن اعدام را مشروع کرده ، آن هم برای یک خبرنگار یا فعال اجتماعی یا سیاسی که جرمشان بیان چند جمله است یا پاره ای انتقاد یا بردن نامی . آنچه که هست ، با اعدام گروهی مجرمان یا حلق آویز کردن روزنامه نگاران هیچ جامعه ای اصلاح نشده که ما دومینش باشیم . با تشکر از کمانگیر عزیز

  27. Keyvan |

    چیزی که میخوام بگم به این مطلب مربوط نیست ولی واقعا لذت میبرم از خواندن تمام مطالب شما.واقعیت اینه که هر ایرانی دیگه که هوش بالای شما رو داشته باشه و خارج از ایران زندگی کنه و مثل شما از هر لحاظ (حتی فرهنگی) دگر اندیش باشه همیشه یک برخورد از بالا به پایین با هموطنانش داره (اینوبه خوبی توکانادا میشه احساس کرد) ولی تو هر کلمه شما فروتنی احساس میشه (با رمز چاکریم !) که اینهم نشان از هوش بالا و دید دقیق شما از فرهنگ ایرانی داره. کاملا معلومه که تنها روش دادن درس دموکراسی ( اینکه حرف همدیگه رو گوش کنیم و پذیرفتن خطای خودمون آنقدرها هم چیز فجیعی نیست ) به ما ایرانیها رو پیدا کرذی .کاش تو وینیپگ بودم تا افتخار آشنایی حضوری پیدا میکردم. کیوان از ساسکاتون

  28. HOSIYA |

    من به هر عقیده ای اعتقاد می گذارم ولی دلیل نمیشه که اگر حکومت شیعی و نه ملت شیعه مذهب به ملت سنی مذهب اجاره نمی ده توی پایتخت مسجد بسازن بیاد بره سرباز وظیفه ای ملت شیعه رو سر ببره!!! اون سنی ای که مخالف حکومت هست بیا بره جلوی کاخ ریلست جمهوری اونجا داد بزنه!!! نه اینکه برن تو غارهاشون مخفی بشن و بگن ال می کنیم بل می کنیم.
    شما نگاه کنید به پاکستان، اونجا که سنی ها آزادترن!!! اونجا هم شیعه برای اون ها ارزنی ارزش نداره!!
    اسممون رو می زاریم مسلمون ولی به خاطر اینکه تو شیعه ای من سنی اون یکی اسماعیلی و … هم دیگه رو می کشیم. بمب می زاریم!!! واقعا خجالت آوره.

Commentنظر شما