جانباز و شهید: نگاهی از بیرون
توسط کمانگیر در روز ۱۴ مرداد ۱۳۸۷مرداد ۱۴
از پدیده ای به نام جانباز نمی شود به سادگی گذشت.
شهادت خیلی اوقات بی دردسر است. خمپاره می آید و مغزت متلاشی می شود: یا می روی وسط سفره ی کرم ها یا به آسمان عروج می کنی. از لحظه ی شهادت به بعد، آقا یا خانم شهید وارد مرحله ی تازه ای می شود که درد و رنج ندارد. به این زبان، قابل درک است که چرا شهادت را اینچنین دوست می دارند: نفست را انگار می گیری و شیرجه می زنی. و تمام.
جانباز اما درد است و رنج. برای خودش و برای اطرافیانش. اینکه برای هدفی دستت را بدهی یا چشمت را و بعد ببینی که آن هدف ِ مشعشع لاجرم فراموش می شود، اگر نفرت نیاورد درد جانکاه می آورد. به این دلیل، کاملا محق می بینم جانباز را که طلبکار باشد از جامعه اش.
من ِ آسوده ی نشسته بر خوانی که جانباز فراهمش کرده است اما، داستانی دیگر دارم. درست یا غلط، رفته است و دستش را داده است و حالا آمده است. اساسا در این قضیه اینکه صدام جنگ را شروع کرد یا آیت الله اهمیتی ندارد. انسانی گوشت تنش را برای من داده است و این انسان را باید من و تو باد بزنیم و زندگی اش را تامین کنیم. او چشمش را داده است که من حالا دستم را در جیب کنم و سوت بزنم.
از آن سو نگاه کنیم. یک جامعه چه تعداد از شهروندانش را می تواند در ناز بالش بگذارید و بادشان بزند؟ اساسا مالیاتی که ما می دهیم زندگی ِ آسوده ی چند زخم خورده از جنگ را می تواند تامین کند؟ اینطور که نگاه می کنیم قضیه خیلی ساده است: جانباز بد است. نه که او انسان بدی است، ما توان قدردانی از او را نداریم. حالا معادله ها پیچیده هستند: اینکه یک اتوبوس آدم بفرستیم خط مقدم برای جنگ با دشمن، اساسا یعنی ده جسد روی دستمان می ماند و پنج جانباز. این یعنی به ازای هر اتوبوس، باید بتوانیم زندگی پانزده خانواده را تامین کنیم و هزینه های پزشکی و آسایش پنج دلاور را.
و البته اینطور نگاه نمی کنیم. و آدمیزاد می شود دیوار گوشتی. و خجالت زده می شویم در برابر آدمیزادی که یک دستش را داده است و ما دست دیگرش را می فشاریم و می گوییم “خیلی چاکریم آقا، اما میشه بری یک جایی خودت رو گم و گور کنی؟ خجالت می کشیم از روت، اما خودمون هم وضعی نداریم.”
عکسها از فارس

کمانگیر، امروز هر چه نوشتی تلخ بود و شرمنده کننده و صد افسوس که همه واقعیت.
شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر وشورش
از همه اینها گذشته شرط میبندم که سر این پست حسابی فحش خواهی خورد
این رسم هر جامعه ایدئولوژیکی است که از مردم آدم هایی سیاه و سپید می سازد. هرچقدر هم که ادعایمان شود و فکر کنیم منتقد نظام ایدئولوژیک حاکم هستیم باز هم آموزههای ایدئولوژیک او را با خود به همراه داریم. وقتی همه چیز را صفر و یک ببینیم همین میشود که شده. یا چیزی در حد اعلی خوب است و یا بد! فرقی هم نمیکند از روی مخالف ببینیاش یا از روی موافق.
کمانگیر عزیز
بجهت رفع سوء تفاهمات ، تیتر را ضمن درج در بالاترین تغییر دادم
عنوان ” مسئولیت ما در قبال جانبازان ” را برگزیدم ، اگر موافق نیستی ، در قسمت پیام بالاترین ، صفحه لینک دائم بنویس تا تصحیح شود . بهرحال مطلب شماست و باید مطابق میل شما درج شود .
در بلاگ نیوز لینک داده شد .
خود ما که دلسوز جانباز، شهید، فقیر و بیمار هستیم او را از یاد میبریم. امروز نه، فردا. ای کاش این همه نوشته فقط برای پر کردن نباشد. (آرش را اینطور نمیبینم)
نه از جانباز میتوان به سادگی گذشت و نه از شهید و نه از انسانهای پست و بی شرفی که اینها را نیز ابزار نام و ننگ خود ساخته اند.
آرش جان درود بر تو بخاطر نسل جوانی که گرچه شاید در جنگ نبوده اما قدردان مدافعان ناموس این آب و خاک است .ایثارگران متعلق به یک حکومت و حزب و گروه نیستند که مورد سوءاستفاده این و آن قرار گیرند . اینها ماندگاران کهن دیار ایران زمینند که گرچه بی مهری های فراوان شد و گرچه ترکش های دشمن وطن بدنهایشان را تکه تکه کرد اما متعلق به تاریخ و دیروز و فردای ایرانند.
به تو نازنین انسان درود می فرستم و بدون تردید این همدلی و با هم بودن رمز ماندگاری و آبادانی ماست .
دو تا از همین بزرگواران نزدیک من هستند. یکی شان شیمیایی است دیگری قطع نخاع، هر وقت در چشمانشان نگاه می کنم، دلم مچاله می شود.
و خوب یه نتیجه گیری می کردین که بالاخره اوضاع زندگی اینا چطوریه الان؟ حالا از جیب ما (چون شما که اینجا نیستین) این پول بره یا از جیب کس دیگه، به اینم نگاه کنین بالاخره با این تفاسیر وضع زندگی این تیپ از جامعه چطوره. این قصه ها که شما می شنوین فلانی فلانقدر درصد گرفته و داره از اسم جانبازیش می خوره و قصر میسازه شامل دهم درصد این جمعیته. بیا از من بپرس که سه تا برادر جانباز دارم و خرج زندگیشونم دست خودشونه نه از جیب من و شما، تا بهتون بگم.
آخ دلم می سوزه از خوندن بعضی حرفات آقای کمانگیر! رو بد چیزی دست گذاشتی! کاش اصن این پستت رو ندیده بودم یا کاش ندیده بودم که همین جمهوری اسلامی که داری ازش مینالی واسه طرفداری این ها، چه گلی به سر جانبازا زده!
کمانگیر: من نالیدم رفیق؟ من که دارم صاف و پوست کنده میگم باید زندگی شون رو تامین کنیم. رفیق یکبار دیگه می خونی؟
خوب است انسانی بنگریم.
موفق باشید.
للحق
آقا جان وظیفه ی ما نیست که به جانبازان سرویس بدیم. ما اگه بتونیم گلیم خودمون رو هم از آب بکشیم بیرون هنر کردیم، این وظیفه دولت_
درضمن همه میدونند وضع مملکت بعد از جنگ نه تنها بهتر شده بلکه صد مراتب بدتر هم شده و روز به روز هم پسرفت میکنه. پس میتونیم بگیم ای کاش اصلا کسی نمیرفت بجنگه تا هم دیگه مثل الان اینهمه شهید و جانباز نداشتیم تا بخواهیم ازشون حمایت کنیم و هم اینکه افرادی مثل احمدی نژاد نمیشدند رئیس کشورم.
هر کسی که رفته و جنگیده به قول خودشون برای رضای خدا رفته و یا اگه اینهم نبوده، به خاطر امام خمینی یا هر چیز دیگری که براش مهم بوده رفته. الکی که پا نشده بره جنگ برای خوش گذرانی. پس حالا که هدفی به این مهمی داشته که به خاطرش رفته جلوی توپ و تانک، الان هم باید با همین وضعیت بسازه و بگذرونه. نباید اعتراض کنه. چون میتونست نره. جنگ که خونه خاله نبوده. حتی باید خدا رو هم شکر کنه که بدتر از این سرش نیومده.
ما که نباید تا آخر عمرمون تاوان اشتباهات گذشتگان رو بدیم. یکسری خریت کردند و رفتند جنگ رو راه انداختند. یکسری دیگه هم بیشتر خریت کردند و رفتند جنگیدند. اگه یه مقدار فکر میکردند که اصلا برای چی باید بجنگم، هیچ جنگی راه نمیافتاد یا حداقل کسی نبود که بره بجنگه. حتما او بالایی ها که جنگ رو راه انداختند میخواستند اسلحه بدست بگیردند و برند بجنگند؟
میگم خریت نگید چرا میگی. واقعا خریت بوده دیگه. الان هم خریت زیاد میکنند. یکی از عزیزاش برای یکی دیگه رفته جونش رو داده، نه تنها ناراحت نیستند بلکه خدا رو هم شکر میکنند که عزیزشون شهید شده و یا در راه فلان کس کشته شده.
خلایق هر چه لایق از ماست که بر ماست
از همه اینها گذشته شرط میبندم که سر این پست حسابی فحش خواهی خورد
———-
نه این بهترین پستت بود اما رفیق نیستی ببینی چه نا مردانه زندگی شان را به آتش می کشند. به گوشه ی خیابان می ریزند درمان نمی کنند. … خرشان از پل گذشته … حالا دیگر موشک زیر سطحی هست !!!
—
جگر می سوزانی با این پست.
———
ببخشید منهم کمی وارد بحث این اعدام شدم.
salam, dardnak bod vali vaqheiiate. Be vaseteye shoqhlam modati ba janbazha ertebat dashtam khayliashoon khayli bozargtar az oon chizi ke to zehnemoone hastan. Nabayad delavariashoonoo faramoosh konim. va vazifamoone ke beheshoon becheshme ensanhaye vala negah konim. moteasefane tasmimate nadoorooste masoolin jaygahe oona ro to jamee takhrib karde. Be yade oonaii ke az khodeshoon gozashtan.
هه هه چه استدلال خنده داری کرده محمدرضا! یعنی صدام که حمله کرد هیچکس نمی رفت دفاع کنه که بیاد قشنگ تو ایران پیشروی کنه! به بقیه چه که یه سری رفتن از این مملکت دفاع کردن! آره خب اون موقع که آژیر می کشیدن شما دنبال سوراخ موش می گشتی اگه ازت اینو می پرسیدن که بریم بجنگیم یا وایسیم صدام بیاد احتمالا نظرت چیز دیگه بود حالا که جنگ تموم شده به ما چه؟!
خوبه آدمهای نون به نرخ روز خور هم کم نیستن.
بس کنین این ژست و فیگورهای مسخره رو.
هیچکس جز خدا نمتواند به جانبازان و شهدا پاداش دهد اما لااقل حفظ حرمت که میتوانیم بکنیم.بیائید خودمان را چند لحظه جای آنها بگذاریم آنوقت انتظار داشتیم دیگران با ما چگونه رفتار کنند؟پس ما هم همان رفتار را با آنها داشته باشیم.
سلام
موافقم که گفتی از پدیده ای به نام جانباز نمی شود گذشت! اما بعضی پرداختن ها از صد تا فحش بدتره!
درست یا غلط؟ چه کسی جنگ را شروع کرده اهمیتی ندارد؟ هنوز نشناختیشون پس! با چند تا جانباز از نزدیک برخورد کردی؟ هنوز نشناختیشون که می گی مهم نیست درست یا غلط! می گم که ، بعضی پرداختن ها از صد تا فحش بدتره!
مشکل جانباز پوله یا چیز دیگه؟ اگه فکر می کنی پوله اشتباه می کنی! چرا دیدت رو معطوف کردی به مادیات؟ من نمی گم مشکل از مادیات نیست! ولی به خدا اون چیزی که جانباز به خاطرش رفته با خونه و وام و اینا حل نمی شه! جانباز از کم محلی رنج نمی بره! از بی توجهی رنج نمی بره! جانباز با زخمی های جنگ جهانی فرق داره! جانباز با مجروح جنگ عراق و آمریکا فرق داره! جانباز با همه فرق داره!
بخند به دید ایدئولوژیکم! عادت دارم به این خنده ها! همون هایی که ادعا دارن آزادی خواهن و به تفکر ها احترام می زارن هم می خندن بهم! ! برام اهمیتی نداره! اما برام مهمه که هر کس و نا کسی نیاد جانباز رو با یه مجروح جنگی مقایسه کنه! نمی گم پستت سراسر چرت و پرت بود، ولی وقتی خوندم خندم گرفت به برداشت سطحیت! به اینکه هنوز مقوله جانباز برات جا نیافتاده! هنوز نمی دونی جانباز محتاج توجه من و تو نیست! جانباز محتاج هیچ کس نیست! فقط داره می سوزه ! به خاطر ارزش هایی که به خاطرش رفت و حالا دارن کم رنگ می شن! بعد تو می گی مهم نیست درست یا غلط؟ خندم می گیره به خدا!
عادت ندارم جائی نظر بزارم نشونی ندم! اینجا هم نشونیم رو می زارم! خواستین بیاین جوابم رو بدین!
بازم می گم! با خیلی چیزهایی که گفتین موافقم! فقط خواستم نظرم رو بدم!
خانم میم شما لطفا این ژست های مسخره رو تموم کن. جوری حرف میزنی انگاری خودت خط مقدر جبهه بودی یا وقتی موشک میمود بالاسرت با خیال راحت نگاهش میکردی.
اولا از اینکه لطفا یه طرفه به قاضی نرو و زود هم قضاوت نکن. من متولد ۶۴ هستم پس اونموقع دنبال یه سوراخ موش نبودم. در ثانی من نگفتم صدام بیاد ایران رو بگیره من گفتم اگه یه عده آدم احمق نمیرفتند بجنگند هیچ جنگی راه نمیافتاد چه از طرف ایران و چه از طرف عراق.
در ضمن من فکر نمیکنم اگه صدام هم ایران رو میگرفت وضعمون از وضع فعلی بدتر میشد.
خطاب به محمدرضا:
ببخشید من منظورتون رو از اینکه اگه یه عده نمی رفتن بجنگن جنگ راه نمی افتاد نمی فهمم؟! شما اگه یه کم مطالعه کرده باشی می فهمی صدام به ایران حمله کرد بعد شما انتظار داری بقیه وایستن نگاه کنن که بیاد ایران رو بگیره؟ باید چی کار می کردن؟ دفاع تو این شرایط لازم نبود؟!؟! شما چقدر مطالعه کردین در مورد جنگ؟ حتی اونهایی هم که مخالف این جنگ بودن همه اتفاق نظر دارن که ۲ سال اول جنگ لازم بود چون دفاع بود و باید خرمشهر رو آزاد می کردن نکنه انتظار داشتی ایران رو دو دستی تقدیم می کردن؟!؟!؟! پیش خودتون چی فکر کردین؟ فکر کردین یه عده خوشحال(!) رفتن اسلحه ورداشتن یه مشت عراقی کشتن که میگین “من گفتم اگه یه عده آدم احمق نمیرفتند بجنگند هیچ جنگی راه نمیافتاد چه از طرف ایران و چه از طرف عراق.”؟!
خب حالا که صدام حمله کرد و جنگ هم راه افتاد به نظر شما ایران باید چی کار میکرد؟ صبر می کرد تا تکه پاره اش کنن؟
نگران نباش شما! اگه اونا نمی رفتن بجنگن شما الآن زنده نبودی که بیای کامنت بذاری شخصیتشون رو زیر سوال ببری.
درضمن سعی کنین در مورد چیزی که نمی دونین قبلش مطالعه کنین بعد نظر بدین و دیگران رو محکوم کنین.
راستی آقای محمدرضا من یک کامنت با اسم شما تو وبلاگم دیدم که حدس می زنم باید خودتون باشین.
ببینین من با زهرا تو یک سری مسائل اتفاق نظر دارم و تو یک سری مسائل خیر.
من فکر نمی کنم که اون پست زهرا جنبه ی توهین داشته باشه. میشه بگین به نظر شما کجاش توهین بود؟ چرا تا یکی انتقاد می کنه از یه چیزی سری میگیم فلانی توهین کرد؟
اون کامنت هم که سَرش زهرا اون پست رو نوشت به نظر من یک مقدار باید جنبه ی مزاح داشته باشه چون به اگر به شهید نسبت جانباز بخوان بدن باید به جانباز چه صفتی اطلاق بشه؟!
۱۰۰% حرف شما درسته که : بودند عده ی زیادی از همین سربازها که به اجبار به جبهه برده شدند و چه کارهایی که برای فرار از آنجا نکردند. پس ما نمیتونیم حکم قطعی صادر کنیم که بله هر کسی که شهید شده خودش خواسته بوده و جونش رو کف دستش گرفته بوده.
شما اگه مطالب من در مورد شهدا رو خونده باشی متوجه میشی که روی صحبت من در مورد افرادیه که داوطلبانه به راهی رفتن که میدونستن ممکنه این راه بی بازگشت باشه.
سلام. آقا آرش این عکسی که از یک جانباز گذاشتی، عموی من هست!
سلام شما رو به ایشون رسوندم.
کمانگیر: جدا؟ حتما سلام گرم برسونید!
@کمانگیر: چشم!
خانم میم! شما خیلی باحال هستید.
از این طرف میاید نقد منو محکوم میکنید که چرا دارم به شهدا توهین میکنم بعد میاید نوشته ی زهرا رو کلمات توهین آمیز توش هست میگید توهین نبوده و فقط یک نقد است و از اینکه چرا تا یکی نقد میکنه همه شاکی میشند هم انتقاد میکنید. خیلی جالبه. قضیه همون پارتی بازیه دیگه؟
اگه حرف منو قبول ندارید که نوشته اون خانم توهین آمیز بود میتونستید به کامنت هایی هم که زیر مطلبش گذاشته شده یه نگاه میکردید تا ببینید چند نفر به این خانم بابت توهینی که کرده بود اعتراض کردند.
در ضمن خودتون میگید ۲ سال جنگ لازم بود. قبول ولی بعدش چی؟ اتفاقا اگر شما سطح مطالعتون رو بالا میبردید از این حرفها نمیزدید. اگه مقداری جستجو میکردید به مطلبی که محسن رضایی چند وقت پیش در مورد جنگ و اتفاقاتی که بعد از سال ۶۱ افتاد میرسیدید که در آن مطلب گفته شده که ایران چطور پس از سال ۶۱، به این فکر افتاد که عراق رو هم اشغال کند و حتی به قدس هم برسد در حای که میتوانست جنگ را همانجا تمام کند.
و یا جمله معروف خمینی در مورد پذیرفتن صلح که گفته بود دارم جام زهر مینوشم را حتما به خاطر دارید.
نه خانم عزیز اون کسانی که جوانان این کشور رو به کشتن داد ما و امثال ما نبودند. کسانی بودند که به خاطر حرص و طمع قدرت و کشورگشایی زندگی میلیون ها نفر را نابود کردند و متاسفانه آنهایی هم که رفتند و کشته شدند فقط به خاطر همراهی کردن این قدرت طلبان و شاید هم تعصب زیادیی بود که به یکسری اعتقادات داشتند.
بنده نگفتم ۸ سال جنگ همه اش لازم بود جناب آقای محمدرضا. من کاری به کامنت گذار های وبلاگ زهرا که چون با نظرش مخالفن به خودشون اجازه میدن هر حرف نامربوطی که از دهنشون در میاد بزنن ندارم. شما اگه میتونی تو همون پستی که از زهرا تو وبلاگم گذاشتم یک توهین پیدا کن اگر نه شلوغ بازی در آوردن که وای فلانی بهم توهین کرد کار خیلی راحتیه. زهرا اول که پستش رو گذاشت یک لغت تو پستش بود که یک کم جنبه ی توهین داشت بعدشم خودش اونقدر با شعور بود که پاکش کنه. تو پست منم شما اون لغت رو نمی بینی اگرم کامنتهای اون پست وبلاگ منو بخونی میبینی در برابر هر کسی که توهین کرده گفتم من به اون شخص اهانت نمی کنم. چطور شما فقط کامنتهای موافقت رو می بینی؟ کامنتهای اون پست وبلاگ منو خوندی ببینی یه سری دیگه هم چه نظری دارن؟!
بعدش هم بنده تمام این مطالبی که شما فرمودید جستجو کنم رو قبلا” خوندم و می دونم! شما وقتی یک نظر کلی میدی “یکسری خریت کردند و رفتند جنگ رو راه انداختند. یکسری دیگه هم بیشتر خریت کردند و رفتند جنگیدند. اگه یه مقدار فکر میکردند که اصلا برای چی باید بجنگم، هیچ جنگی راه نمیافتاد یا حداقل کسی نبود که بره بجنگه” قبلش باید فکر کنی این حرفت ۲ سال اول رو هم شامل میشه. من هیچ جای کامنت شما (به جز این آخری) ندیدم ۲ سال اول رو استثنا کرده باشی! بعدشم یک نگاه به کامنت خودت (اولین کامنتی که واسه این پست گذاشتی) بنداز هست بعد بگو پست زهرا توهین آمیز بود.
خط آخر “هست” اضافیه!!
خانم میم، من کی از کامنت های پست شما حرف زدم که شما میگی تو پستتون هیچکسی توهین نکرده؟
چطور حرفهای اون خانم توهین نیست ولی کامنت هایی که انتقاد کرده بودند توهین آمیز است؟
راستی دوباره یه سری به همون پست زدم و با کمال تعجب دیدم که خیلی از جاهاش تغییر کرده بخصوص همون بخشی که از اون کامنت انتقاد کرده بود. چون تاجایی که یادم هست در اون پارگراف از کلمات مفت خور و ترسو و دنبال سوراخ موش بودن استفاده کرده بود.
گویا شما خیلی دیر متوجه این پست شده اید و نسخه تحریف شده ی آنرا خواندید. توهین توهین است چه ۱ دقیقه باشد چه ۱ روز فرقی نمیکند پس خواهشا بی خودی و به خاطر یک رابطه دوستی چمشتون را برروی حقایق نبندید.
درضمن من هنوز هم حرفهایی که در اولین کامنتم زدم تایید میکنم و مثل بعضی ها نیستم که امروز یه حرفی بزنم و فردا یه حرف دیگه!
اون قضیه دو سال اول جنگ رو هم برای این مطرح کردم زیرا صحبت های شما به گونه ایی بود که انگار فکر میکردید ایران ۸ سال تمام فقط دفاع میکرد و هدف دیگری نداشت.
من فکر میکنم شما از اون عده ایی هستید که بر این باورند اگر خودی بهمون زور بگه خیلی بهتر از اینه که غیرخودی بیاد زور بگه؟ اگر واقعا طرز فکرتون اینه باید بگم که زور زور است و هیچ فرقی هم نمیکند که از طرف کی باشد. اتفاقا از طرف خودی به مراتب تحملش سختر هم هست.
هیچ معلوم نبود که اگر ایران جنگ رو ادامه نمیداد و سپس ماجراهایی که بعد از آن بوقوع می پیوست هم اکنون جایگاه واقعی خود را از هر لحاظ داشتیم و از خیلی کشورهای پایین ترمون عقبتر نبودیم.
پس به هیچ عنوان نمیتوان اظهار نظر قطعی داشت که اگر نمجنگیدیم هیچ کدوم الان زنده نبودیم. اتفاقا برعکس امکان داشت که خیلی ها کشته نمیشدند و خیلی های دیگر سلامتی خود را از دست نمیدادند. جنگ بد است و هیچ نقطه مثبتی ندارد که بتوان به آن افتخار کرد. چه برای حمله کننده و چه برای دفاع کننده.
در مورد جنگیدن و نجنگیدن من این مطلب رو کلی گفتم و به عده ی خاصی نسبت ندادم. اگه اولین کامنتم رو دوباره بخونید نوشته ام که اگر همه اینجور فکر میکردند هیچ جنگی راه نمیافتاد. منظور از همه هم میتواند ایران باشد و هم عراق.
من نمیدانم شما با کجای حرف های من مشکل دارید؟
اتفاقا” من می گم اگر دفاع نمی کردیم (در ۲سال اول) صدام هم به پیشروی های خودش ادامه می داد و الآن هیچکدوم از ما زنده نبودیم.
جناب آقای محمدرضا شما اگه به کامنت اولت نگاه کنی میبینی خریت و احمق توهین آمیزترن یا اون پستی که من از زهرا گذاشتم.
به من هیچ ارتباطی نداره که نسخه ی اول پست زهرا چی بوده من مسئول پستی که تو وبلاگ خودمه هستم هر وقت من اون نسخه از پست زهرا که توش نوشته مفت خور رو گذاشتم تو وبلاگم شما اجازه دارید بیاید به من بگید چرا توهین می کنی وگرنه به من ربطی نداره که نسخه ی اول اون پست چی بوده. بهتره مشکلتون با بقیه رو خودتون حل کنین.
بعدشم شما کامنتهای پست زهرا رو مثال زدید که به اون توپیده بودن منم گفتم بد نیست نگاهی به کامنتهای پست من بکنید تا ببینید یک عده ی دیگه نسبت به همون مطلب چه دیدگاهی دارن.
ضمنا” بحث من در مورد جنگ مربوط به ۲ سال اوله. در مورد بقیه اش هرکس یک نظری داره و همه ی عقاید هم قابل احترامه.
اتفاقا شما در مقابل هر نقل قولی که از دیگران میکنید و آنرا در وبلاگتان منتشر میکنید مسول هستید و به این معناست که فرد نویسنده و مطلبش رو تایید میکنید.
در ضمن اگر نظر هرکسی برای خودش قابل احترامه پس این بحث شما در این رابطه دلیلش چیست و چرا میخواهید نظر خودتون رو به من تحمیل کنید؟ منکه از شما ایراد نگرفتم بلکه این شما بودید که از کامنت من ایراد گرفتید.
آقای محمدرضا لازم نیست کسی حیطه ی مسئولیت من رو به من بگه! من خودم می دونم مسئولیتم چیه! من مسئول مطالبی هستم (و نقل قولهایی از دیگران) که در وبلاگم میذارم نه مسئول توهین ها که در نسخه ها ی احتمالی قبلی یا بعدی صورت گرفته. هر وقت شما واژه ی مفت خور رو در وبلاگ من دیدین بیاین به من بگین چرا توهین می کنی، گذاشتن یک مطلب از یک شخص نشون دهنده ی تائید اون مطلبه نه کل شخصیت اون فرد که البته من زهرا رو از نزدیک نمی شناسم اما تو همین دنیای مجازی برای من خیلی عزیز و قابل احترامه و دوستش دارم مثل خیلی از وبلاگ نویس های دیگه ایی که وبلاگشون رو میخونم و لزوما” هم همه شون از یک طیف نیستند. فکر هم نمی کنم برای مطالب دیگه ی یک وبلاگ که یک پستش رو در وبلاگم آوردم یا نسخه های قبلی و بعدی اون پست من مجبور به جواب پس دادن به بقیه باشم! شما بهتره مشکلاتتون با یک وبلاگ نویس رو با خودش حل کنید. من اون پستی که تو وبلاگمه و توهین به شخصی هم نیست ۱۰۰% مورد تائیدمه. همین و بس.
بحث من با شما به خاطر این بود که شما یک حرف کلی زدید و یک توهین کلی کردید (رجوع شود به عبارت خریت کردند و بعدشم احمق!) ضمن اینکه جای تعجبه که کسی در مورد لزوم ۲ سال اول جنگ شک داشته باشه.
+ اینکه یادم نمیاد نظرم رو به شما تحمیل کرده باشم. اگر برای شما بحث کردن با تحمیل کردن عقاید یکی هست بهتره این بحث خاتمه پیدا کنه.
موفق باشید.
وقتی کامنتای آقای “محمد رضا” رو خوندم متاثر شدم
آقای محمدرضا!
این حرفها چیه که میزنید؟؟ “یه عده خریت کردن” ؟؟؟؟
اون جوونا که خیلی هاشون سن و سالشون از حضرتعالی کمتر بوده میدونی به خاطر چی رفتن جنگیدن؟ به خاطر دفاع از جان و مال و ناموسشون
به خاطر من و شمای نوعی
شما که از بلایی که دشمن سر زنها و دخترای سوسنگرد آورد خبر دارید؟؟
حالا هم میگید اگه کسی نمی رفت بجنگه هبچ اتفاقی نمیوفتاد و فوقش با تصرف مملکت همه چی به خوبی و خوشی تموم می شد؟؟
واقعا” براتون متاسفم
غیرت و شرف هم خوب چیزیه
این کشوری که اسمش ایرانه مملکت من و شماست
چرا اینقدر خودتونو عقب می کشید و چشم و گوش بسته حرفهایی می زنید که به نظر من اینقدر بی فکرانه گفته شده که اصلا” ارزش بحث کردن نداره!
اگه دشمن به ناموس شما تجاوز کنه شما میشینید و نگاه میکنید تا خدای نکرده (!) جنگی اتفاق نیوفته و یه وقت خاطر جنابعالی مکدر نشه؟؟
من تا همین چند روز پیش عراق بودم
میدونید وقتی دیدم آمریکایی ها همه مملکتشون رو قوروق کردن چه حسی بهم دست داد؟ احساس خفت و خواری!! اینکه آدم اینقدر ضعیف باشه که مجبور بشه کنار اجنبی ها کار کنه و با بله چشم گفتن فقط به زمین نوک بزنه!!
من خودم شخصا” افتخار میکنم که ایرانی ام.. افتخار میکنم که ایرانی اونقدر شرف و غیرت داشته که اجازه نده خاک مملکتش رو تصرف کنن..و هروقت هم عزیزای جانباز رو میبینم دستشونو می بوسم.. چون مطمئنم اگه اونا نبودن نه تنها این خاک دیگه اسمش ایران نبود بلکه الان همه مملکتمون دست متجاوزا بود و ما با ننگ و خفت داشتیم تاوان بی شرفیمونو میدادیم!
وقتی خانواده های شهدا رو میبینم.. وقتی همسن و سالهای خودمو میبینم که از نعمت پدر محرومن.. اونم به خاطر من و شما.. شما فکر میکنید چرا همسرای جانبازها با اینکه اینهمه سختی می کشن صداشون در نمیاد؟ فکر میکنید چطور یه مادر پاره تنشو میده در راه خدا؟ فکر میکنید چطور یه پدر فرزندشو رها میکنه تا بره و از کشورش دفاع کنه؟
لابد با این تفسیراتی که شما میفرمایید اون پدر اصلا” احساسات پدری نداشته و یا هدف شخصی داشته؟؟!!
خانواده های شهدا و جانبازها اینطور عزیزانشونو به خاطر من و شما از دست دادن
اونوقت این انصافه که اینطور قضاوت کنیم؟؟
واقعا” الان حق میدم به جانبازهایی که دارن روز شماری میکنن که برن پیش همرزمهای شهیدشون..
خدا کنه هیچ عزیز حانبازی این نوشته ها رو نخونه
خدا کنه..
متاسفم..برای خودم..برای شما.. برای اون عزیزایی که میگن ما هیچ انتظاری از مردم نداریم فقط ازشون میخواییم که راه شهدا و امام رو ادامه بدن..
متاسفم..
همین!
ای جوانمرد ا ز کدامین قبیله ای که به زاده ام البنین اقتدا کرده ای؟