کمانگیر
بترسیم از زمانی که کشتن آدمیزاد در جامعه عادی شود
چهارنعل بسوی کثافت
۱۱ مرداد ۱۳۸۶ | دسته: آزادی

۱- تضاد این عکس دیوانه کننده است. چهاردیواری نمادی از آرامشه. یا با زنم شام می خورم توش یا برای کاری مراجعه می کنم بهش. جرثقیل هم اختراع شده برای اینکه من راحت تر خونه قشنگ تری بسازم. چنین نمای زیبایی از خونه، جرثقیل و بدن مرتعش اون بالا نشون می ده کثافت کشیدم به سرتاپای تمدن بشری. شهر دیگه جای آرامش و زیست نیست. جاییه که ما مردمان ِ سنگدل ِ خوندوست شهوت خشونتمون رو ارضا می کنیم.

۲- این مرد این لباس رو پوشیده چون من بهش اجازه دادم. همین لحظه اگر بهش بگم درش بیارش و درش نیاره زرپ می زنم تو گوشش. اگر با لقد چهارپایه رو می زنه کنار، از طرف من می زنه کنار. مردک! من کی گفتم چکمه ای رو که پوشیدی، چون من بهت دادم که بپوشی، برای آدم کشی استفاده کنی؟ شب که می شینی سر سفره، همین طور که لقمه برمی داری می خوای تعریف کنی “زرپ زدم زیر چهار پایه گردنش شکست”؟ بعد هم مردم تو کوچه نشونت بدن بگن: “سرهنگ فلانیه! متخصص لقد به چهارپایه. مهمون باشین قربان! اعدام نکنین ما رو قربان! چاکریم بخدا!” جناب سرهنگ! بغل زنت که خوابیدی، دست بکش به گردنش. بعد فکر کن به این آدمی که گردنش رو شکستی. بعد فکر کن چی شد که این آدم به اینجا رسید. اگر دیدی نظامی که بتو نون میده، لابد از طرف من، کوچکترین نقشی داره در این داستان، فقط لباست نظامیت رو ببر آتیش بزن. همین.

۳- سلام دختر کوچولو! چه لباس خوشگلی! می دونی ممکنه توهم اعدام بشی یه روز؟ اگه بابایی رو اخراج کنن بعد مامانی بذارت سر راه بعد تو هیچچی نداشته باشی بخوری بعد بری کار بی تربیتی کنی بعد ممکنه بذارنت توی یه چاله با سنگ جمجمت رو بترکونن. دوست داری اونموقع یکی با لباس به این خوشگلی بیاد تماشا؟ راستی چی گفتی به بابایی که آوردت اینجا؟

۴- تشنج مرگ رو میبینی؟ این مرگ من و توئه. بار بعد که کسی ازم بپرسه کجایی هستی ۱۰ ثانیه بیشتر طولش می دم. وطن و داریوش و تخت جمشید و اینا رو بذار کنار. من جایی بدنیا اومدم که توش گردن آدم میشکنن. با قانون و همه چی.

۵- این هم خاتمه. الان این زوج خوشبخت میرن یه چای داغ می خورن بعد زنه تلفن روبر می داره زنگ می زنه به شیواجون. “شیوا جون! نبودی…”
اینها رو هم ببینید: اعدام پارتی و یک نفر لطفا به من بگوید در زادگاه من چه خبر است و اپیدمی خشونت.
نظر دیگران
نظر شما
سلام
سلام، من آرش کمانگیر (ایمیل) هستم. حدود چهار سال است که در کانادا، در حال حاضر تورنتو، زندگی می کنم (بیشتر)...مرتبط: وبلاگ انگلیسی, وبلاگ عکاسی, فوتوبلاگ, وبسایت دانشگاهی.
از دست ندهید
می خوانم
دستهها
- صدای وبلاگستان (۱۸)
- English (1)
- FriendFeed (18)
- Latex (3)
- profiler (5)
- Social (1)
- Uncategorized (4)
- فیل پر (۳)
- فیلم (۶)
- کی به کیه؟ (۲۰)
- کلا! (۴۱)
- کتاب (۳۳)
- گفتگوهای وبلاگی (۱۳)
- پیامهای بازرگانی (۱)
- پوسته ی وردپرس (۲)
- پادکست (۲۷)
- پست ویژه (۱۸۶)
- پست اول (۶۶)
- ویدئوی روز (۱۳۲)
- ویدئوبلاگ (۱)
- وبلاگ (۹۵)
- وبلاگ نویسان ایرانی (۱۲۴)
- وبلاگ نویسان خارجی (۶۱)
- وبلاگ هفته (۱۴)
- قاط زدگی (۳)
- نکته (۱۰۹)
- نامه ی وارده (۳۲)
- نرم افزار (۵)
- نرم افزارهای جایگزین (۵)
- مو از ماست (۴)
- موسیقی هفته (۳۶)
- مقاله (۳)
- مهاجرت (۲۴)
- معرفی (۱۰)
- مصاحبه - ارایه (۶)
- where is my friend? (1)
- آگهی (۱)
- آزادی (۳۳۱)
- آشپزی (۴)
- افاضات (۱)
- ایده (۳۷)
- ایران (۷۲)
- اختراع هفته (۱۴)
- از گذشته (۱)
- از دیگران (۳)
- بالابین (۱۸)
- بالاترین (۴۳)
- بازی (۷)
- برنامه نویسی (۶۲)
- توضیحانه (۳)
- جویا (۱)
- جوان پارسی (۱)
- جنگ (۵)
- خوانده ها (۴۵)
- خوراک شمار (۲۹)
- دین (۴۰)
- دیدیش؟ (۸۱)
- دنباله (۳)
- دزدی از روزانه ها (۵)
- روزانه (۲۹)
- رسانه (۹۹)
- سفر (۵۰)
- شوخی (۱۲۲)
- شخصی (۱۲۸)
- شطحیات (۱)
- شعر (۳)
- عکاسی (۲۲)
- عکس روز (۲۶۱)
- علمی (۴۱)
بایگانی
- فوریه 2010
- ژانویه 2010
- دسامبر 2009
- نوامبر 2009
- اکتبر 2009
- سپتامبر 2009
- آگوست 2009
- جولای 2009
- ژوئن 2009
- می 2009
- آوریل 2009
- مارس 2009
- فوریه 2009
- ژانویه 2009
- دسامبر 2008
- نوامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- آگوست 2008
- جولای 2008
- ژوئن 2008
- می 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- ژانویه 2008
- دسامبر 2007
- نوامبر 2007
- اکتبر 2007
- سپتامبر 2007
- آگوست 2007
- جولای 2007
- ژوئن 2007
- می 2007

کار از این حرف ها گذشته تعارف نیست حرکت به سوی کثافت اغراقه خوده کثافتیم، همه
راست میگی، ده ثانیه تامل کن بعد بگو: اهل دارآبادم.
خیلی بزرگش نکردی؟
همه جای دنیا جنیت کار ها رو اعدام میکنن دیگه..سوابقشون رو اول بخون بعد حرف بزن…
یه جوری صحبت میکنی انگار همشون بیگناه اعدام شدن…
البته علل به این راه کشیده شدنش هم به نظر من مهمه…
آرش جان به قرآن ما یک زمانی آدمهای متمدنی بودیم. ۲۵۰۰ سال پیش رو نمی گم . تا همین ۳۰ سال پیش رو عرض می کنم. یه مطلبی راجع به احساس مردم ایران نسبت به اعدامهای علنی در دوران مشروطه نوشتم. بخونش و اگه دیدی خوبه به دوستات هم نشون بده تا بخوننش. ما به تازگی افتادیم توی این کارها . پدر های ما آدمهای خوبی بودند.
زنده باشی
لطیف
تو وقتی دنیاآمدی بهت گفتند علی نمادخوبی است ومعاویه نماد بدی وتوی روشنفکر بدون حتی خواندن یک کتاب مستند درباره معاویه به اولعنت کردی.. وقتی خمینی واردایران شد گفت به ایران احساسی ندارد بازهم ملیون ها نفرازاواستقبال کردند.بمن گفتند اسلام دین رحمت است وایرانی ها با کمال میل مسلمان شدند منهم پذیرقتم واکنون که که کتابهای تاریخ ۱۲۰۰سال پیش را میخوانم نه رحمتی هست ونه میلی .هم وطن دروطن من فاصله عامی وروشنفکر وکم شعوروباشعوربسیاراندک است چون همگی دانسته هایشان گوشی!!است ودانشمندش یک خط در میان خوانان در لابلای متون دنبال اثبات حرفهای مادر بزرگش است که معیار سنجس قرار داده است.تازمانیکه نفهمیم فاصله بازرگان وخلخالی وشریعتی ولاجوردی چه اندک است روز بروز بیشتردراین کثافت فرو می رویم.
کمانگیر جان
قدرت تکلم ندارم حرفی بزنم. گیج گیج هستم. دمت گرم.
قربان تو
ققنوس
arabs, all Mullahs, Islam and their barbaric traditions [...]
با اینکه در ایران زندگی نمیکنم اما از روزی که جریان این اعدامها شروع شد از آینده ای که در انتظارمون خواهد بود خیلی هراسناک شدم.
هر چند با ماهیت اعدام مخالفم اما اگر حتی لازم به اجرای آن باشد نباید به این شکل و در انظار عمومی باشد. سالها پیش نا خواسته لحظه ای شاهد چنین صحنه ای بودم و تا روزها بعد از آن حال خوبی نداشتم و حتی الان بعد از ۱۱ سال نمیتوانم آن خاطره تلخ را از ذهنم پاک کنم.
مشاهدا صحنه جان دادن یک جاندار مخرب ترین اثر را بر انسان دارد.
امیدوارم هر چه زودتربساط این چیزها چیده شود.
خیلی بد بود خیلی بد.
اعدام با طناب لاستیکی و جرثقیل ؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!
[...] نوشته های آرش کمانگیر در همین رابطه [...]
dorood, Ta vaghti man o to o ma dar in taraf e marz hastim, va anan k an soo hastand, na khod k nasl e baad az khod ra niz tanha b nezare mi-avarand, hamin ast k hast…ma k in hame nadidim ya dar anja nezare-gar e khammoshim, ya dar in soo…in nasl k in-ha ra mibinad che khahad shod?
بابا اینا تو روز روشن به بانک حمله کردن آدم کشتن.ولی از شانس بد اون موقع یه نفر نبود موقعیکه اینا اون آدم بیگناه رو تو بانک میکشتن عکس بگیره-شایدم اون موقع یه بچه شاهد آدم کشی اینا بود-
آخه آدم حسابی تو با طرفداری از اینا داری طرفداری خودت با دزدی و آدم کشی رو نشون میدی
اگه اینارو نباید کشت پس باید چیکار کرد
اگه خدای نکرده اون آدم بیگناهی که تو بانک کشته شده بود عزیز خودت بود خدا وکیلی دوست داشنی با اینا چیکار کنن؟
salam
man az inkeh yeh nafar ru bedalileh inkeh kesi ru koshteh mojazat bekonan narahat nistam,chonkeh agar in fard ru zendeh begzaran bazham adam mikosheh,vali mikham beporsam aya faghat ba koshtan ve dar zadan misheh moshkeleh adamkoshi ru hal kard???? nemidonam chera be risheh in kosht ve koshtarha keh az tarafeh ghatelin anjam misheh residegi nemisheh????yeh ghatel veghti beh donya miad ghatel nist,beyad negah kard cheh chizi baeseh ghatel shodan on shodeh?? ve rajee beh pedar ve madareh dokhtar bacheei keh aksesh chap shodeh arz konam,delam beh haleh on dokhtar bacheh misozeh keh hamchin valedaini dareh keh dar zadaneh ensanha ru tu in sen tajrobeh bekoneh,vaghean berashon mtasefam. albateh tu emrika mahkomin beh edam ru ba ampoul(zahr) ve ya ba chokeh electrique eedam mikonan,vali eedameh onha ro tu television neshon nemidan,ve show khiabani azash dorost nemikonan. beh omideh roozi keh digeh kesi eedam nasheh,system sharayet ru berayeh eedameh kasi ijad nakoneh.
یک بار یکی از اینا باید ترتیب تو رو بده تا تو بفهمی اعدام یعنی چی؟ اون موقع دیدن داری که ایا بازم دم از مخالفت با خشونت میزنی یا نه؟
آقا رضا
به چهار توجه کنید:
اول) سیستم قضائی ما بسیار سریع به اعدامها رسیدگی میکند. آیا فکر میکنید تمام مراحل فرجام خواهی و باز بینی در باره امثال این پروندهها صورت گرفته؟ اگر آری چرا با این سرعت؟
دوم) به فرض که این افراد لایق اعدام شدن بودند. چرا وسط خیابان؟ مگر دایره اجرای احکام برای اینگونه پروندهها جا و مکان خاصی ندارد برای اجرای حکم اعدام؟
سوم) چرا اینقدر اطلاع رسانی نیروی انتظامی ضعیف است؟ حق با شماست، اینها بانک زدهاند و آدم کشتهاند. اگر خبر بانکزنی با عکس و تفصیلات آن مثلا نصف صفحه یک روزنامه را پر کند، خبرنگاران بروند با خانواده قربانیان مصاحبه کنند و از این دست، فردای روزگار که آدمکشان دستگیر شدند کسی دیگر برایشان دلسوزی نمیکند. هر وقت که سرقتی انجام میشود یک خبر سه خطی میزنند گوشه صفحه حوادث از سرقت از بانکی. همین و بس. مردم باید بدانند که در اطرافشان چه میگذرد تا آنوقت اگر کسی با امنیت و آسایش جامعه بازی کرد دیگران از او طرفداری نکنند. نیروی انتظامی میخواهد با دادن احساس امنیت کاذب که «خطری و خبری نیست، همه جا امن و امان است و ما بیداریم» با جامعه تعامل داشته باشد. این است که وقتی کیفر خواست امثال این محکومان خوانده میشود دود از کله هرکس که باشد بلند میشود که «اینها کی چهار تا بانک زدند و به ده نفر تجاوز کردند که خبرش را هیچکس نشنید؟».
چهارم) همان نیروی انتظامی باید به مردم هشدار بدهد که مثلا یک پیکان فلان رنگی هست با مثلا سه سرنشین که با این شگرد قربانیانشان را انتخاب میکنند و به آنها تجاوز میکنند. وقتی مردم بدانند که چه جانیانی و با چه شگردهائی در جامعه به دنبال قربانی هستند آنوقت خودشان حواس خودشان را جمع میکنند و حتی احیانا در شناسائی آنان نیز پیشقدم میشوند.
با تشکر
مرثیه خوندن برای مرگ تو خرابه ای که صاحبش خود مرگه، بیتشر شبیه جوکه. برای مایی که با مرگ همخوابه می شیم حرفی که از زندگی زده باشه محکوم به فناست.
“بابا اینا تو روز روشن به بانک حمله کردن آدم کشتن” نه جونم اینا قاتلای قاضی مقدسن. دقت میکنی که چقدر بدون مطالعه حرف زدی؟ تا حالا یک کلمه از دفاعیات خود یا وکیلشان را شنیده ای؟ هر چه بوده از زبان دادگاه بوده است. همین است که اگر چند تا فعال سیاسی هم این وسط اعدام شوند برخی فکر می کنند که “بابا اینا تو روز روشن به بانک حمله کردن آدم کشتن”.
ببنید این رژیم با این کارهای عجیب بی دلیل نمیاد چهره نیروی انتظامی خودش رو خراب کنه ببنید اینها میخواهند برای چه حواس ملت رو پرت کنند من قول میدهم موضوع باید خیلی مهم باشه البته میشه یک حدسهایی هم زد!!
گمان کنم تاریخ کم خوانده ای تاریخ ایران و جهان. زنده به گور کردن دختران توشط پدر و مادرها. .مرگ میلیونی آدمها برای چه بود؟میلیونها یهودی و میلیونها روسی در جهانی دوم چشم در آوردن آقا محمد خان در ایران ، کشتار سرخ پوستان در آمریکا. فاجعه جنگ ایران عراق ، قتل عام مردم در فلسطین دیر یاسن حلبچه افغانستان حمله عراق به کویت حمله آمریکا به عراق و کشتار روزانه ۱۰۰ ها نفر در بغداد و…به مراتب تلخ تر از این دو اعدام است. برای اعدام دو تن چنین پریشان شده ای؟!!!
توکه اینقدر از اینها حمایت میکنی و طرفدار جنایت وخیانت هستی اگر یک روزی خانواده وناموست دست اینها بیافتد چکار میکنی باز هم حمایت میکنی یا………….
[...] قاچاقی و دوست دختر بازی قایمکی. چی شد این فرهنگ؟ به اون اعدام میدون آرژانتین فکر می کنم. متاسفانه در ایران نمی تونیم ببینیم بوسیدن [...]
ببین عزیز دلم توکه اون جا ی خوشکل زندگی می کنی و از راه دور به قول معروف اولدروم اولدروم راه انداختی هرموقع جرات اینو ببین فقط جرات اینو داشه باشی که بیای اینجا زندگی کنی (فقط زندگی کنی !!!!) ( نمیگم مبارزه کنی ) توجه کن فقط زندگی کنی !!! اونوقت بیا و حرف بزن و اظهار نظز کن جیگررررررررررررررر . این اعدامها خوبه . تو نمیدونی ما که داریم اینجا زندگی می کنیم اینو خوب میدونیم. اونایی که میگن خوب نیست دور از جون روم به دیوار زرررررررررررر می زنند.
تو نمیدونی خوبه به خدا خوبه به والله خوبه بزارید ادامه پیدا کنه این اعدامها.
Man faghat ino begam ke kasani ke dar iran ba jaresaghil dar zade mishan az khafegi fot mikonand. Kashki ba oftadan az ertefaae chand metri gardaneshan mishekast ke bihoosh mishodand. Moteasefane in afraad az faseleye kam mioftan va yavash yavash khafe mishavand. Albatte shayad begooim hagheshaan ast, vali man fekr mikonam agar hagheshan marg ast, marg e nagahani, mesle saddam, na yavash yavash.
واقعا برای کسانی که از دیدن مرگ یک نفر خوشحال میشوند متاسفم.حالا چه انسان خوب چه انسان بد.کافیه به عکس سومی که کودکی هم دربین آنهاست توجه کنید تا چهره شاد بعضیها را ببینید.مطمئنم راه هایی غیر از اعدام برای این افراد وجود داره.جالبه بعدش انتظار داریم که ملتهای دیگر به ما به چشم تروریست نگاه نکنند تمام دلایلش از خود ما ریشه میگیرد حالا بیایید و به فیلم ۳۰۰ اعتراض کنید.مردمی که نه میدانند که ایرانی هستند یا عرب و در اغلب مواقع سنگ عربها را هم به سینه میزنند.
[...] “بازی بهترین پست”. چاکریم. فکر کنم در پستهای اخیر چهارنعل بسوی کثافت رو بیشتر از بقیه دوست دارم. من هم مثل پسر فهمیده دعوت رو [...]
کمانگیر همون طور که خودت بالای صفحه نوشتی نگاهی بیگانه به ایران داری در واقع تحت تاثیر جو اونطرف و فضای تبلیغاتی اونور هستی
اینا یه نفر رو باگناه یا بیگناه کشتن حالا قاضی مقدس بوده یا پدر یه خانواده
آیا اینا اجازه زندگی اون فرد دست این قاتلا بود؟
اگه یه قاضی منو محکوم کنه حالا با گناه یا بیگناه من باید بکشمش؟
به نظر من مجازات اعدام واسه یه قاتل (قتل عمد) کاملا درسته و نمایش اون میتونه باعث عبرت سایرین بشه (فرض کن مقتول پدر خودت باشه چه حسی نسبت به اون فرد داری ؟ حتما میگی اگه از پدر من بدش میومده خوب حق داشته و بیگناهه!!!)
مقصر آوردن اون بچه کوچیک هم خانواده اون هستن ولی همه جا به پای کل ملت ایران نوشته یشه
به شخصه به خود من ثابت شده تو این مملکت اگه کسی بیخودی سر و گوشش نجنبه کسی باهاش کاری نداره
تصاویری که از اینجا اونور نشون داده میشه واقعا منو متعجب میکنه !!!
کمانگیر: با احترام کامل من با شما مخالفم.
سلام. عکس ها ت واقعن آزار دهنده بود. وقتی در یک مراسم ِ خوش و مبارک جلوی پای عروس و داماد؛ یا کسی که از مسافرت برگشته یا هر جای دیگه که می دانی… توی جمع سر ِ گوسفند ببرند خون اش رو بپاچند این ور اون ور. یا مثلن بچه ی اول ِ ابتدایی می خواد بره مدرسه، جلو پاش حد اقل خروس سر ببرن خون اش رو بپاچن این ور اون ور، خب می خوای ما قوم ِ باستانی، خشن و خون خوار بار نیایم، اون روز ِ خوب مونه، روز ِ بد مون خیر باشه!
و این سنت های خونین، در زمان ِ باستان ِ ایرانی ها نبوده. و یادگار زخم ِ کاری یِ تمدن ِ ماست!
و کسی اگر گوسفند را سر بریده ببیند ناراحت نشود، خب آدم را هم … البته آدم ها با گوسفندها در جامعه ما تفاوتی ندارند!
از وبلاگ بهترین پست آمدم. و خوش حال ام که این جا را یافته ام.
در بهترین پست ها این رو خوندم. پست خوبی بود. ممنون.
من جای تو بودم البته خجالت بکشیم رو ترجیح می دادم.
حالا اینا جانی یا آدم کش یا هر چی اسمشو بزارین… ما هیچ حقی برای گرفتن جون اونها نداریم… همونطور که اونها هم حق نداشتن. پس فرق میان قانون گذار یا حتی اون مرد ریشو با اینا چیه؟؟ جز اینکه هر دو آدم کشن!!! ما انگار نقش زندانو از یاد بردیم… زندان جای این آدمهاست، حتا شده تا آخر عمر اونجا بمونن و بپوسن… نه اینکه مردم بی گناه به زندان برن و گناه کارا بالای چوبه دار! اگه کسی هم باید اعدام بشه بهتره با تزریق باشه تا به روش بربرها …
من اینجا بس دلم تنگ است،
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است …
اما هرگز ترکت نخواهم کرد ،میهنم .
نمی خواهم بدانم آسمان کدام سرزمین همرنگ آسمان من است .
می مانم ،می میرم تا شاید روزگاری آسمان سرزمینم آبی باشد .
من ازرائیل اگه بخام روزی روی زمین بیام و بدستورخودم جون بگیرم جون همه آدما رو به بد ترین وجه میگیرم. چون همه آدما باید اعدام بشن. چرا؟! اینائیکه بلد نیستن غایمکی گناه کنن اعدام میشن ولی بقیه به ماهرانه ترین وجه گناهمیکنن و کثیفن و بعدشم خودشونو گول میزنن و یکی دیگه روهم محکوم میکنن.به نظر من ایناکه اعدام میشن و همه بهشون میگن کثافت اگه مجبور به گناه نبودن هیچ وقت اینکار رو نمیکردن.پس بیاید منتطقی تر فکر کنیم .جان را خدا میدهد و او هم خواهدگرفت پس بنده هایش مگر خدایند که جان میگیرند.
خیلی دلت واسشون سوخت جورشون بکش منم اگه رفیقام بگشن دلم میسوزه
هر وفت خواستیم حرفی بزنیم ابتدا در باره آن کمی فکر کنیم بهتر است
خواهرمان در خبابان در حال رفتن است
کیف قاپی بدون اینکه قصد هیچ گونه ضربه جانی داشته باشد فقط قصد ربودن کیف خواهرمان را دارد اما از بد حادثه بخاطر امتنان خواهرامان از دادن کیف وی به زمین خورده سرش به لبه جدول برخورد می کند و ضربه مغزی می شود
حال هر کس را قسم می دهم به آن که می پرستد خود حکم این کیف قاپ را صادر کند.
چیه چی شده چرا همه به فکر فرو رفتید مگه ایراد نمی گرفتید از اعدام اینها این قتل که اتفاقی بوده مگر نمی گویید مرگ دست خداست پس زمان مرگ خواهرمان نیز رسیده بوده پس چرا العان توقع قصاص داریم پس چرا العان فکرش را که می کنیم می خواهیم آن کیف قاپ را از وسط به دو نیم شقه کینم
پس ببینید نمی شود کنار گود نشست و حرف زد یا به قول ان دوستمان زررررررررررر زد
اگر ما مسلمانیم که من فقط طرف حسابم با مسلمانان است نه بقیه که دین اسلام همین است زمانی که ابن ملجم به فرق حضرت علی ضربه زد حضرت تا زمانی که زنده بود از او پذیرایی کرد و به امام حسن(ع) نیز فرمود در صورت شهادت من فقط یک ضربه به او بزن که امام حسن هم طبق روایات با یک ضربه ابن ملجم را به دو نیم کرد پس اعدام و قصاص در دین اسلام است و طبق دین اسلام و است و فقط کسانی که صلاحیت دارند می توانند درباره اعدام کردن و نکردن و نحوه اعدام کردن نظر دهند و در غیر این صورت … اضافه زده اند
هر کاری که می خواهی با نظر بکن اما همین را بدان که هر کسی از ظن خود شد یار من
کسی که از اعدام می ترسد چون می داند که به او هم نزدیک است اما کسی که واهمه ای از عدام دیگران ندارد نه اینست که خوشش بیایید بلکه همه می داند که این کار برای بعضی از افراد لازم است هم اینکه می داند خودش کاری نکرده که از اعدام بترسد