صدای وبلاگستان – هشت: همیشه داستان پیچیده تر از آن است که دیده می شود
توسط کمانگیر در روز ۲۹ تیر ۱۳۸۷تیر ۲۹
مشتری وبلاگستان اگر بوده باشید می دونید که صدای غالب در بخشهایی از وبلاگستان دیدگاه منتقد به حکومت ایران ه. این موضوع البته این ایراد اساسی رو داره که می تونیم بنشینیم و حرف بزنیم و حرف همدیگه رو تایید کنیم و خوش باشیم. واضح ه که وبلاگستان قرار نیست چنین سر در برف باشه.
در هشتمین پادکست از مجموعه “صدای وبلاگستان” صدای وبلاگ نویسی رو می شنویم که سمت و سوی نگاهش کمی متفاوت ه. پیش از اینکه صدای این وبلاگ نویس رو بشنویم برگردیم به پادکست قبل (ببنید:صدای وبلاگستان – هفت: وبلاگ نویسی که از مرگ می نویسد ولی امیدوار است) و آسیه امینی نویسنده وبلاگ وارش (خوراک) که گفت،
بیشترین امیدواریم در حوزه کاری و فعالیتم این هست که یک روز بتونیم از کشتن همدیگه و این همه اعمال خشونت به هم دست برداریم و جامعه سالم تر و امن تری داشته باشیم.
توضیح: وبلاگ نویس این پادکست می گوید،
اون قسمت معرفی شاید به مخاطب القا کنه که من منتقد سیاستهای داخلی یا خارجی حکومت ایران نیستم. در حالیکه چنین نیست و من فقط با توجه به شرایط بحرانی ایران، اولویت نقد رو در جای دیگهای میدونم.

آقا اجازه؟!
این که گفت وسط صحرا هستم منو یاد بامدادی انداخت.
این یه تیکه رو خیلی خوب اومدی :
“بنشینیم و حرف بزنیم و حرف همدیگه رو تایید کنیم و خوش باشیم.”
خیلی حال کردم، دمت گرم.
ضمنا بامدادی ؟
بامدادی؟ ، بامداد خوراکش کوه و دشت و صحرا است…
ولی همچین کم سابقه هم نیست…
بامدادی. بدون تردید!
به خاطر توضیح وبلاگ نویس این پادکست
نوشته ای: «می خواهیم زنده بمانیم پس دربرابر باکتری ها از خود حفاظت می کنیم. می خواهیم زندگی مان را آنگونه که هست حفظ کنیم پس با جنگجوی عراقی و آمریکایی که به ایران حمله می کند می جنگیم.»
۲۹ ساله که باکتری و ویروس و افعی و اژدها و غده ی سرطانی جمهوری اسلامی به رهبری خمینی سرزمین ایران را اشغال کرده است. در صورت بروز جنگ، صلاح ایرانیان در درجه ی اول سرنگونی جمهوری اسلامی است. این نوشته را بخانید:
اگر آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند.
http://rendeaalamsuz.blogspot.com/2007/10/blog-post_30.html
بامدادی کم سابقه نیست اما در مورد صحرا تنها کسی که به ذهن میرسه بامدادیه و همچنین سفر و پاسپورتو ….
چه پادکستای قشنگی داری
واقعا دستت درد نکنه
گویا بامدادی هستند. اما هر کس که باشند، صدای گیرایی دارند و بیان زیبایی. من که مفتون صداشون شدم!!
صدای بامدای است
صحرا ؟ بامدادی ؟
سفر ؟ بامدادی ؟ نیما اکبرپور ؟
I guess, it is Mr. Hees in hees2.blogspot.com
من پادکست ِ درخواستی با صداهای ِ ویولت، هاله ی ِ سرزمین ِ آفتاب، انار، زیتون،خورشید خانوم، میثم ِ آخرین وسوسه، آلوچه خانوم، فرجام، سبیل طلا، حسن آقای ِ چنچنه، آیدای ِ پیاده رو و گوشزد می خواستم.
یعنی بین این همه وبلاگ نویس ، کسی دیگه ی اهل سفر و صحرا و…نیست ؟
همین طوری می گم عمار رفیعی …
بدون شک بامدادی :دی
تو فرندفید گفته بود ولی اینجام کامنت گذاشتیم که ناکام از دنیا نریم:))
ادبیات گفتاریشون حرف نداشت.. بسیار شیوا و جذاب بود…..
امیدوارم پادکست بعدی متعلق به آقای صادق جم باشه….
البته من پادکست های قبلی رو گوش نکردم!!! ظاهرا باید بیشتر پیگیر باشم.