شعر برایم با نوارهای شاملو شروع شد.

مرا تو بی سببی نیستی. به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل؟ ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه ی تاریک؟

و بعد شکیبایی آمد، با سید علی صالحی. با حسی از گناه گوش می کردم. شاملو بود که شعر بود. سید علی صالحی بیش از آن دلنشین بود که به حد فخامت “شعر” برسد.

شاید برای همین، همه کارهای شاملو را دارم اینجا. کارهای شکیبایی را ندارم. خبری دارید کجا می شود پیدایشان کرد؟

خرس گنده ها هم گاهی اشکشان در می آید – خسرو شکیبایی درگذشت.