blog_fact.jpgتوضیح: این خلاصه ای است از آنچه در مورد این روایت در بالاترین و جاهای دیگری گفته شد.

خبر: در وبلاگی می خوانیم که نویسنده، خاطره ی عمویش از روز پیش از اعزام به جهبه را می گوید. عمو، که حالا سرهنگ سپاه پاسداران جمهوری اسلامی است، قرار است از خدمت در زندان عادل آباد شیراز به جبهه منتقل شود. در زندان، دختران و زنان محکوم به اعدامی هستند که برای رفع بکارت به اعزامی ها داده می شوند. عمو، دختری به نام لیلا را انتخاب می کند و شب با او می خوابد. او بعدها می شنود که لیلا اعدام شده است.

اینجا سعی می کنیم جزببات این خبر را بررسی کنیم.

منبع خبر: خبر در یک وبلاگ روی بلاگفا قید شده است. این وبلاگ ۷ پست دارد که در بازه ی ۲۰:۱۰ تا ۲۰:۲۶ روز دوشنبه سوم تیر ۱۳۸۷ نوشته شده اند. از شش پست دیگر این وبلاگ، چهار تا بوضوح از منابع دیگر کپی شده اند.

متن خبر: متن خبر پیشتر در یک فروم بعنوان داستان سکسی نوشته شده است.

نویسنده ی خبر: وبلاگ مورد نظر بدون نام (حتی مستعار) نوشته می شود و ایمیلی برای ارتباط با نویسنده وجود ندارد.

با اینهمه، سوال اساسی این است، چه چیزی به این صفحه اهمیتی بیشتر از میلیاردها صفحه وب می دهد؟ اینکه ناسزا بار نظامی می کند که ما هم برای خلاصی از شرش ثانیه شماری می کنیم؟ اینکه آنچه می گوید بسیار غیرانسانی است؟

واضح است که درست یا غلط، این بررسی ارتباطی به اصل موضوع ندارد. به عبارت دیگر، اینکه نشان بدهیم این نوشته مشکوک است و ممکن است اساسا ساختگی باشد، ارتباطی به خشونت ِ جمهوری اسلامی در زمینه ی رفتار با زندانیان ندارد.

سوال مهم تر اما این است، این نوشته و نقل آن در وبلاگستان چه ایرادی دارد؟ در واقع، چرا باید در ذکر مطالب در وبلاگستان چنین دقتی کنیم؟

آنچه این نوشته به خطر می اندازد، اطمینان یک ناظر بیرونی به وبلاگستان است. فراموش نکنیم که هنوز هیچ کسی ادعا نمی کند که وبلاگستان به یک عامل موثر در جامعه ایرانی تبدیل شده باشد. انتشار و ترویج مطالب مشکوکی نظیر این پست، ممکن است هیجان لحظه ای ایجاد کند و دلمان را خوش کند که کاری کرده ایم، اما در درازمدت ناظران بیرونی را به این نتیجه می رساند که نشسته ایم و داستان می گوییم برای هم و خوش هستیم. به این ترتیب، عدم دقت و درج مطالب ِ نادرست، به اساس ِ پدیده ی وبلاگستان ضربه می زند.

* مطمئن نیستم استفاده از اصطلاح “خبر” در این نوشته کاملا به جا بوده باشد.