کمانگیر
بترسیم از زمانی که کشتن آدمیزاد در جامعه عادی شود
صدای وبلاگستان - هفت: وبلاگ نویسی که از مرگ می نویسد ولی امیدوار است
۲۵ تیر ۱۳۸۷ | دسته: وبلاگ نویسان ایرانی, پادکست, پست اول, پست ویژه, صدای وبلاگستان
در این هفتمین پادکست از مجموعه ی “صدای وبلاگستان” میهمان عزیزی داریم که دیر به دیر وبلاگ می نویسه و کوتاه و همیشه از دردی. پیش از این که صدای این بانوی وبلاگ نویس رو بشنویم، برگردیم به پادکست قبل (ببینید: صدای وبلاگستان - شش: این یک معما نیست) که در اون صدای دکتر مجیدی نویسنده وبلاگ یک پزشک (خوراک) رو شنیدیم که می گفت،
یه مدت که گذشت، این پسر و خیلی های دیگه با خودشون فکر کردند که چرا خودشون آستین هاشون رو بالا نزنند و چیزی بر محتوای وب اضافه نکنند؟
وبلاگ نویس این پادکست اینطور شروع کرد وبلاگ نویسی رو،
من هنوز نمی دانم آنچه که در وبلاگها می نویسیم برای خودمان است یا برای دیگران. این هم از عجایب این رسانه است.ولی وقتی می گوییم رسانه یعنی که “دیگران”مهمند.
این بانو رو می شناسید؟
پاسخ: صدای وبلاگستان هفت: آسیه امینی در وارش می نویسد
صدای وبلاگستان - ۷ (حجم کم: ۸۰۰ کیلوبایت) [۳:۲۶m]: Play Now | Play in Popup | Download
صدای وبلاگستان - ۷ (کیفیت بالا: ۳/۲ مگابایت) [۳:۲۶m]: Play Now | Play in Popup | Downloadنظر دیگران
نظر شما
سلام
سلام، من آرش کمانگیر (ایمیل) هستم. حدود چهار سال است که در کانادا، در حال حاضر تورنتو، زندگی می کنم (بیشتر)...مرتبط: وبلاگ انگلیسی, وبلاگ عکاسی, فوتوبلاگ, وبسایت دانشگاهی.
از دست ندهید
می خوانم
دستهها
- صدای وبلاگستان (۱۸)
- English (1)
- FriendFeed (18)
- Latex (3)
- profiler (5)
- Social (1)
- Uncategorized (4)
- فیل پر (۳)
- فیلم (۶)
- کی به کیه؟ (۲۰)
- کلا! (۴۱)
- کتاب (۳۳)
- گفتگوهای وبلاگی (۱۳)
- پیامهای بازرگانی (۱)
- پوسته ی وردپرس (۲)
- پادکست (۲۷)
- پست ویژه (۱۸۶)
- پست اول (۶۶)
- ویدئوی روز (۱۳۲)
- ویدئوبلاگ (۱)
- وبلاگ (۹۵)
- وبلاگ نویسان ایرانی (۱۲۴)
- وبلاگ نویسان خارجی (۶۱)
- وبلاگ هفته (۱۴)
- قاط زدگی (۳)
- نکته (۱۰۹)
- نامه ی وارده (۳۲)
- نرم افزار (۵)
- نرم افزارهای جایگزین (۵)
- مو از ماست (۴)
- موسیقی هفته (۳۶)
- مقاله (۳)
- مهاجرت (۲۴)
- معرفی (۱۰)
- مصاحبه - ارایه (۶)
- where is my friend? (1)
- آگهی (۱)
- آزادی (۳۳۱)
- آشپزی (۴)
- افاضات (۱)
- ایده (۳۷)
- ایران (۷۲)
- اختراع هفته (۱۴)
- از گذشته (۱)
- از دیگران (۳)
- بالابین (۱۸)
- بالاترین (۴۳)
- بازی (۷)
- برنامه نویسی (۶۲)
- توضیحانه (۳)
- جویا (۱)
- جوان پارسی (۱)
- جنگ (۵)
- خوانده ها (۴۵)
- خوراک شمار (۲۹)
- دین (۴۰)
- دیدیش؟ (۸۱)
- دنباله (۳)
- دزدی از روزانه ها (۵)
- روزانه (۲۹)
- رسانه (۹۹)
- سفر (۵۰)
- شوخی (۱۲۲)
- شخصی (۱۲۸)
- شطحیات (۱)
- شعر (۳)
- عکاسی (۲۲)
- عکس روز (۲۶۱)
- علمی (۴۱)
بایگانی
- فوریه 2010
- ژانویه 2010
- دسامبر 2009
- نوامبر 2009
- اکتبر 2009
- سپتامبر 2009
- آگوست 2009
- جولای 2009
- ژوئن 2009
- می 2009
- آوریل 2009
- مارس 2009
- فوریه 2009
- ژانویه 2009
- دسامبر 2008
- نوامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- آگوست 2008
- جولای 2008
- ژوئن 2008
- می 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- ژانویه 2008
- دسامبر 2007
- نوامبر 2007
- اکتبر 2007
- سپتامبر 2007
- آگوست 2007
- جولای 2007
- ژوئن 2007
- می 2007

:))
من همون عبارت رو سرچ کردم به وارش رسیدم:
http://varesh.blogfa.com/8402.aspx
اسمایلی خانوم مارپل:))
وارش
ایول من عاشق این زیرنویسام :دی .. من حدس زدم ! شاید نویسنده ی وبلاگ زن نوشت باشه . ولی من نمی شناسمش:دی ..
وارش؟!
این “من هنوز نمی دانم آنچه در…” در گوگل فقط یک جواب می ده واسه سرچ. می دونم که خیلی تقلب ِ بدی کردم. اما خب نتیجه شو نمی نویسم
god bless google. http://www.google.com/search?q=%D9%85%D9%86+%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2+%D9%86%D9%85%DB%8C+%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85+%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87+%DA%A9%D9%87+%D8%AF%D8%B1+%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D9%87%D8%A7+%D9%85%DB%8C+%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85+%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C+%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D8%B3%D8%AA+%DB%8C%D8%A7+%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C+%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86.+%D8%A7%DB%8C%D9%86+%D9%87%D9%85+%D8%A7%D8%B2+%D8%B9%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%A8+%D8%A7%DB%8C%D9%86+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87+%D8%A7%D8%B3%D8%AA.%D9%88%D9%84%DB%8C+%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C+%D9%85%DB%8C+%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87+%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C+%DA%A9%D9%87+%E2%80%9C%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%9D%D9%85%D9%87%D9%85%D9%86%D8%AF&ie=utf-8&oe=utf-8&aq=t&rls=org.mozilla:en-GB:official&client=firefox-a
من بگم ؟ من بگم ؟
آ

س
ی
ه
ا
م
ی
ن
ی
نمی دونم . اسمش رو نمی گید؟ یا برای همیشه یه راز می مونه؟
خیلی تابلو شد!
منم فهمیدم
اول فکر کردم پرستوی زن نوشته، وقتی گفت شعر، یاد بانو وارش افتادم.
سلامت باشند.
خیلی سوتی ضایعی دادی داداش!
اصلاً هیجانش رو از بین بردی
البته تقصیر تو نیست. تقصیر این گوگولیه
در ضمن
امیدوارم یک بار بیای تو ایران و با اینترنت دایلآپ (و ترجیحاً اینترنت اکسپلورر) سعی کنی وبلاگت رو باز کنی و ببینی چند ساعت طول میکشه
رییس!
وبلاگ که پاتیل کیمیاگری نیست که هر چی از دستت رسید، گوشه و کنارش بگذاری. ببخشین ها! شده عین لونه کلاغ که هر چی گیرت اومده، یک گوشهاش جا دادهای. بابا یک خرده این صفحه رو سبک کن؛ مخصوصاً اون صفحه اول رو. نشستهای تو فرنگستون با اینترنت فرنگی، خبر نداری که ما بدبخت بیچارهها چی میکشیم
کمانگیر: ای بابا.
یک آشنای قدیمی و دور : خانم آسیه امینی که حسابی خسته نباشه و بابت همه ی فعالیت های موثراش ممنون.
ها ها. آسیه امینی. دختر عموش یک هفته نروژ پیش ما بود.
ات بهرنگ:
بهرنگ جان، خب فید و ار اس اس و اینا هم بد نیستن ها.
: )
ات محمد:
داداش! بنده یک خوراکخور اصیلم و عاشق گوگلخوان. اما سالی یک بار هم که بخوای کامنت بذاری (جدا از کامنتی که تو گوگلخوان به عنوان Note میشه گذاشت) باید بتونی این صفحه خرابشده رو باز کنی دیگه. نباید بتونی!؟ یا اگه بخوای به یک دوست و رفیقی معرفیاش کنی، اول که خوراک نمیدی بخوره؛ میدی؟
به قول خودش: «چاکریم»