کمانگیر
بترسیم از زمانی که کشتن آدمیزاد در جامعه عادی شود
روزی که در وزارت کشور شکست
۱۷ تیر ۱۳۸۷ | دسته: آزادی, ویدئوی روز, پست ویژه
روز ۲۰ یا ۲۱ تیر ماه بود. جمعیتی که در کوی جمع شده بودند کم کم جلوی در اصلی تجمع کردند و تظاهراتی شکل گرفت. واضح بود که حرکت های جمع بیشتر “خودجوش” بود تا پیرو نظام و برنامه ای.
در میانه ی راه، کسی تذکر داد، “مردم رو دعوت کنید! مردم رو دعوت کنید!” و جمع شروع کرد که “مردم! به ما بپیوندید! مردم! به ما بپیوندید!” از روی بام ِ یکی از ساختمان های مشرف، مرد میانسالی با بالاتنه ی لخت به جمع نگاه می کرد و انگار گیج بود.
رسیدیم به تقاطع کارگر و فاطمی. گویا کسی داد زد “بریم وزارت کشور!” به چه دلیل و برای چه خواسته ای، این چیزی بود که بعدا تصمیم می گرفتیم.
جمع همان شعارهای فی البداهه را تکرار کرد تا رسیدیم جلوی وزارت کشور. جمعیت زیاد بود و لاجرم فشار به در اصلی ساختمان آن را از جا کند. بعدها بارها به عبدالله نوری موسوی لاری طعنه زدند که “وزیری که در وزارت خانه اش را نمی تواند محافظت کند” بهتر است حرف نزند. در که شکست ما بودیم و محوطه باز وزارت کشور. سوال این بود، “حالا چه کنیم؟”
گفتند گویا وزیر در وزارت خانه نیست و تاج زاده آمد. اما طول کشید که بیاید. و در تمام آن زمان دراز، ما ایستاده بودیم و شعار می دادیم. سربازی و تفنگی در حیاط نبود، که اگر بود فاجعه می شد.
تاج زاده آمد. میزی گذاشتند و بلندگویی دست او دادند و او بالا رفت و حرفهایی زد. از همان جنس که از طایفه خاتمی می شنیدیم و دلمان گرم می شد و حالا فکر می کنیم “همون شروورهای همیشگی”*
درست یادم نیست که پیش از حرفهای تاج زاده بود یا پس از آن، اما جمع تشنه بود. سراغ “وزارتی” ها رفتیم. نوع رابطه چیزی بود بین طنز (”داستانی ه ها”)، شرم (”ببخشید که درتون رو شکستیم”) و انقلابی گری. به یکیمان یک دیگ بزرگ دادند که روی یک گاری بود (دیگ پخش ناهار بنظرم) و بردندش داخل ساختمان و با یخ برگشت. از شیر حیاط دیگ را پر کردیم و سقا میان جمعیت رفت.
تظاهرات خیابانی عملا پیش از اینکه شروع شود تمام شده بود. خوشحال بودیم که تاج زاده را به جوابگویی کشیده ایم، مثلا. در را هم شکسته بودیم، که وزارتی ها جوشکار پیدا کردند و از ما خواستند که در را بلند کنیم که سرپایش کنند. مهمانی تمام شده بود.
این ویدئو دقیقا همین لحظات را نشان می دهد. قطع هم شد برای اینکه تظاهرات کنندگان دوربین را روی بالکن وزارت کشور دیدند و شروع به اشاره و فریادزدن کردند.
پس نوشت: حتما این نوشته ی خانم توحیدلو را بخوانید. ایشان آن روزها در مرکز قائله بودند و ویدئوی بسیار جالبی هم پست کرده اند: ما را به خاطر بیاور، ما را که اراذل نبودیم / فیلمی درباره کوی دانشگاه درسالگرد فاجعه
*- یکی از ۱۶ آذرهای دوره اول خاتمی بود بنظرم. رییس جمهور در دانشگاه تهران سخنرانی داشت و کمی دیر رسیده بودم. به سمت محل می رفتیم. در راه، کسی، کمی جلوتر از من، از یکی از کسانی که از سخنرانی بر می گشت پرسید “چی گفت؟” جواب شنید “همون شروورهای همیشگی” (کمی بی ادبی تر البته).
نظر دیگران
نظر شما
سلام
سلام، من آرش کمانگیر (ایمیل) هستم. حدود چهار سال است که در کانادا، در حال حاضر تورنتو، زندگی می کنم (بیشتر)...مرتبط: وبلاگ انگلیسی, وبلاگ عکاسی, فوتوبلاگ, وبسایت دانشگاهی.
از دست ندهید
می خوانم
دستهها
- صدای وبلاگستان (۱۸)
- English (1)
- FriendFeed (18)
- Latex (3)
- profiler (5)
- Social (1)
- Uncategorized (4)
- فیل پر (۳)
- فیلم (۶)
- کی به کیه؟ (۲۰)
- کلا! (۴۱)
- کتاب (۳۳)
- گفتگوهای وبلاگی (۱۳)
- پیامهای بازرگانی (۱)
- پوسته ی وردپرس (۲)
- پادکست (۲۷)
- پست ویژه (۱۸۶)
- پست اول (۶۶)
- ویدئوی روز (۱۳۲)
- ویدئوبلاگ (۱)
- وبلاگ (۹۵)
- وبلاگ نویسان ایرانی (۱۲۴)
- وبلاگ نویسان خارجی (۶۱)
- وبلاگ هفته (۱۴)
- قاط زدگی (۳)
- نکته (۱۰۹)
- نامه ی وارده (۳۲)
- نرم افزار (۵)
- نرم افزارهای جایگزین (۵)
- مو از ماست (۴)
- موسیقی هفته (۳۶)
- مقاله (۳)
- مهاجرت (۲۴)
- معرفی (۱۰)
- مصاحبه - ارایه (۶)
- where is my friend? (1)
- آگهی (۱)
- آزادی (۳۳۱)
- آشپزی (۴)
- افاضات (۱)
- ایده (۳۷)
- ایران (۷۲)
- اختراع هفته (۱۴)
- از گذشته (۱)
- از دیگران (۳)
- بالابین (۱۸)
- بالاترین (۴۳)
- بازی (۷)
- برنامه نویسی (۶۲)
- توضیحانه (۳)
- جویا (۱)
- جوان پارسی (۱)
- جنگ (۵)
- خوانده ها (۴۵)
- خوراک شمار (۲۹)
- دین (۴۰)
- دیدیش؟ (۸۱)
- دنباله (۳)
- دزدی از روزانه ها (۵)
- روزانه (۲۹)
- رسانه (۹۹)
- سفر (۵۰)
- شوخی (۱۲۲)
- شخصی (۱۲۸)
- شطحیات (۱)
- شعر (۳)
- عکاسی (۲۲)
- عکس روز (۲۶۱)
- علمی (۴۱)
بایگانی
- فوریه 2010
- ژانویه 2010
- دسامبر 2009
- نوامبر 2009
- اکتبر 2009
- سپتامبر 2009
- آگوست 2009
- جولای 2009
- ژوئن 2009
- می 2009
- آوریل 2009
- مارس 2009
- فوریه 2009
- ژانویه 2009
- دسامبر 2008
- نوامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- آگوست 2008
- جولای 2008
- ژوئن 2008
- می 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- ژانویه 2008
- دسامبر 2007
- نوامبر 2007
- اکتبر 2007
- سپتامبر 2007
- آگوست 2007
- جولای 2007
- ژوئن 2007
- می 2007

سلام کمانگیر جان…
وبلاگ ما رو هم به لیست فیدکانترتون اضافه میکنین؟! ممنون میشم!
اینم خوراک فیدبرنریم:
http://feeds.feedburner.com/aliha
موفق باشی …
کمانگیر: اضافه کردم عزیز.
من درست دم در بودم. در رو شکستیم ولی نرفتیم تو. به پرستو هم گفتم که نتونستم خودم رو پیدا کنم در جمعیت. یادش به خیر. جزو معدود کارهای درست مون بود در اون دوران.
تصحیح یک اشتباه:
در تیرماه ۷۸ عبدالله نوری وزیر کشور نبود. در آن زمان عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور بود.
من معذرت می خوام درباهر عبدالله نوری. شاید بخاطر این اشتباه شد که جزو اولین نفراتی بود که به کوی و دانشجوها سر زد
آرش جان مگه هندی می نویسی که ه آخر چسبون رو جدا می گذاری؟
سلام
در ان زمان لاری وزیر کشور بود به هر حال فرقی هم نمی کرد اقایان در مواقع خطر حفظ نظام برایشان مهم تر است
درود رفیق!
گزارش متفاوتی بود