پارک بانوان: ضروری اما …
توسط کمانگیر در روز ۸ تیر ۱۳۸۷تیر ۸
پیش مقدمه) چند روز پیش، در راه خانه به دانشگاه (در اینجا)، متوجه زوجی شدم که نیمه عریان از آفتاب لذت می بردند. دختر و پسر صرفا حداقل های قانونی را بر تن داشتند. و البته نه آسمان خون به چهره آورده بود و نه ارکان هستی به لرزه افتاده بود. این نوشته اما در این مورد نیست.
مقدمه) در ویدئوی زیر که از سیمای ایران پخش شده است، تهمینه میلانی از تشکیل “پارکهای بانوان” انتقاد می کند. او می گوید،
…علت اینکه این نوع پارکها بوجود بیاید ….(به اشتباه) برای این است که زنان بتوانند بدون مزاحمت ورزش کنند….می توانیم یک مسکن کوتاه مدت برای جامعه بدهیم….بنظر من این اشتباه است…اگر بطور زیربنایی فرهنگ جامعه را اصلاح کنیم نیازی به این پارکها نیست….این همه کشور در دنیا هست. مگر خدای ناکرده مزاحمتی برای بانوان هست؟ الان در ایران بیشتر مزاحمت برای بانوان هست…
مجری اصرار می کند:
…فرق می کنه شرایط فرهنگی….
یک سوال اساسی این است که این “شرایط فرهنگی” چیست و چگونه ایجاد شده است. به عبارت دیگر، اگر ناراضی هستیم از این شرایط، چگونه خلاص شویم و اینکه به چه روشی می توان سنجید آیا “شرایط فرهنگی” فعلی پسندیده هست یا نه. آیا رفراندوم خواهیم گذاشت برای تصمیم گیری در این زمینه یا سران قبیله حق تصمیم گرفتن در مورد پوشش شهروندان را دارند. این نوشته اما در مورد جواب این سوال نیست.
پس مقدمه) اینکه متهم کنیم صاحبان قدرت در نظام اسلامی را که این جداسازی ها سازنده دلیل وجودی برای آنهاست به گمانم به یک پاسخ ساده بسنده کرده ایم. کم نیستند بانوان ایرانی که همچنان استدلال می کنند دختری که مورد تجاوز قرار می گیرد “کرم دارد”. بنابراین بنظر می رسد پاسخ، ریشه ای تر و راه حل احتمالی، پیچیده تر باشد. این نوشته در این مورد هم نیست.
سوال این است: “آیا وجود پارکهای ویژه بانوان پذیرفتنی است؟” پاسخ ِ من این است “بله”. این بله اما “اما”یی دارد که باز می گردد به جواب این سوال که “چرا وجود پارک بانوان پذیرفتنی است؟” دو جواب به ذهن می رسد:
جواب اول: اجباری بودن حجاب برای بانوان ایرانی آنها را در معرض مشکلات جسمی متعدد قرار داده است. به این ترتیب، علاوه بر اینکه محدودیت های ناشی از حجاب باعث کاهش فعالیت فیزیکی بانوان شده است، استفاده از پوشش سیاه رنگ باعث مشکلات جسمی و روحی برای این طبقه شده است. وجود پارکهای ویژه بانوان این امکان را به این گروه از شهروندان خواهد داد که “وزش باد در موهایشان” را حس کنند (این عین عبارت یکی از موافقین است).
به این ترتیب، پارک بانوان دارویی است که برای حل مشکلی تجویز می شود که براثر اجبار حجاب ایجاد شده است. به عبارت دیگر، با این استدلال، پارکهای بانوان شاخه ای از “پارکهای ویژه معلولین جسمی” خواهند بود. به این ترتیب، حکومت مسوول ایجاد امکانات رفاه برای شهروندانی است که در اثر تصمیماتش دچار مشکل شده اند، چه آنها که در جنگی سوال برانگیز دست و پا از کف داده اند و چه آنها که در اثر گذران ساعات متمادی در زیر پارچه سیاه مشکل کمی تحرک دارند. به عبارت دیگر، پارک بانوان ابزاری است برای تخفیف مشکلات ِ ناشی از تصمیمات نادرست ِ حکومتیان.
جواب دوم: جمع کثیری از بانوان ایرانی انتخاب کرده اند که از حجاب استفاده کنند. برای این شهروندان امکان استفاده از مکانهای عمومی برای ورزش وجود ندارد. ایجاد “پارکهای بانوان” امکان تحرک فیزیکی به این عده خواهد داد.
به این ترتیب، پارک بانوان امکان ویژه ای است که حکومت به عده ای از شهروندان می دهد که نیاز به حمایت دارند. نظیر این موضوع در سیستم درمانی کانادا اتفاق می افتد که تماما دولتی است و افراد ِ سیگاری را تحمل می کند که بدلیل انتخاب شخصی باری بر سیستم می شوند.
سوال اساسی اما این است: آیا همین نظام سیاسی همین ملاحظه را برای دیگر شهروندان هم دارد؟ مثال می زنم. کم نیستند دختران و پسران جوانی که نیاز به و تصمیم برای ایجاد رابطه جنسی پیش از ازدواج دارند (دقت کنید که درمورد بانوان ِ چادری قضاوت اخلاقی نکردیم). این گروه نیاز به کمک برای جلوگیری از بارداری داشته و احتمالا نیازمند کمک برای سقط جنین ناخواسته خواهند بود.
نکته اساسی بنظر می رسد این است که نظام حکومتی حق اولویت دادن به شهروندان را ندارد، جز درحیطه قوانینی که با رای مستقیم مردم تعیین شده اند. به این ترتیب، بانویی که بدلیل استفاده از چادر دچار کمبود تحرک فیزیکی شده است و دختر دبیرستانیی که دچار بارداری ناخواسته شده به یک اندازه محق استفاده از امکانات عمومی هستند.
پس نوشت: سمیه خانم توحیدلو بزودی مشتی حواله نویسنده ی این پست خواهند کرد. بگوش باشید.

سلام. رفیق بذارید مشت رو حواله بکنیم، بعد اعلام فرمایید!
بعدشم چه مشتی چه کشکی چه پشمی!
D:
سلام
هوم.چنین مکان و مکان هایی(پارک و…) حتما لازم است،اگر زمینه ای برای تفکیک کامل جنسیتی نباشد…
درود بر آرش گرامی
وبلاگ شما و فحوای مطالب آن در خور توجه و عالی ست.. خوشحالم که لینک شدید.
به من سر بزن
خردنگهدارت
به نظر من فاصله و اختلاف میان دو جنس مذکر و مونث بیش از حد زیاد است. با به اجرا در آمدن این پروژه ی پارک بانوان ، این اختلاف و فاصله بیشتر از قبل خواهد شد.
کاملا باهات موافقم. خداییش تو کشور ما به زن ها خیلی ظلم میشه.
الان تابستونه.من که یه پسرم و می توانم با یه تیشرت برم بیرون از گرما هلاک میشم وای به حال او زن هایی که تو این گرما باید مانتو و روسری هم سرشون کنند.
واقعا این چه دینی است؟ مگر دین راهی برای بهتر زندگی کردن نیست؟ ایا این روش بهترین روش است؟
البته می دونم که این رژیم از دین ابزاری استفاده می کنه و هر چیزی که به ضررش باشه حروم می کنه. لعنت به این رویه
در شرایطی که حجاب را دولت تعریف و اجبار و تضمین میکند، ایجاد چنین پارکهایی نه درست است و نه عملی.
این فقط یک ایده خام و زیبا در ذهن افراد است و در عمل قابل پیاده شدن نیست و حتی اگر با زور و هزینه هم پیاده بشود نتیجه عکس خواهد داد و خیلی زود هم بساطش جمع میشود.
اولا دور تا دور همچین پارکی ناچار هستند دیوار بکشند با پستهای نگهبانی و سیم خاردار و یک لشکر بسیجی که خدای نکرده نامحرم وارد نشود!
دوما باید در ورودی پارک بانوان را برای همراه نبردن دوربین و موبایل و هرنوع وسیله بی ناموسی تفتیش بدنی کنند!
سوم باید گشتهای ویژه مبارزه با بی حجابی بد! در داخل پارک برقرار کنند. شما که فکر نمیکنید منظور ایشان از پارک زنان اینست که بانوان گرامی با شلوارک و تاپ و آرایشهای زننده! مشغول دویدن و لرزاندن اندام یا زبانم لال با بیکینی مشغول حمام آفتاب گرفتن بشوند. فقط بی حجابی از نوع خوب! برای اینها قابل قبول است (مانتو شلوار با روسری!)
چهارم ساختمانهای اطراف پارک باید تسخیر یا تخریب بشوند! خیالتان راحت باشد که حتی وجود یک ساختمان مشرف فاتحه طرح را خواهد خواند.
با همه اینها باز هم فیلم حرکات ورزشی عزیزان روی یوتوب قرار خواهد گرفت و فردای آن در پارک را گل میگیرند!
جدی تر هم که به این طرح نگاه کنید نتیجه اش افزایش شکافی است که ریشه اش جای دیگر است. بنظر من راه حل هیچ چی نیست. و متاسفانه عملی هم نیست! خانم میلانی حق دارد. (بنظر من!)
آقا آرش
می خوام باهات مخالفت کنم چه جور هم . حالا برات می گم .
همین پارکی را که محلی برای بانوان کردند در محله ما قرار دارد. یعنی پارک نشاط یا به قولی بوستان مادران .
ما مردمی که در همان محل هستیم حداقل هفته ای یکبار برای قدم زدن و استراحت موقت به این پارک می رفتیم . اون هم نه تنها بلکه با خانم و بچه ها و به قول بعضی ها با مادر بچه ها و خود بچه ها !
اگر من هم نمی رفتم خود بچه ها می رفتند. با این کار بسیار احمقانه این پارک از دست محلی ها خارج شد . هرچند روزهای پنج شنبه و جمعه بعدازظهرها لطف کردند و ما رو هم راه می دن ! اما این به چه دردی می خورد . حتی مردم محل اجتماع کردند ولی برای مردم پلیس خبر کردند و مطلب را کاملا پلیسی امنیتی اسلامی کردند . اون تو چه خبره ؟ زنها میرن داخل و بعضی ورزش می کنن و بعضی ها هم لخت میشن آفتاب می گیرن انگار کنار سواحل نیس و کان هستند.
یعنی عملا تعداد کمی از اون استفاده می کنن . می گن آقایون و پسرا برن پارک کورش یا همون شریعتی . فاصله به کنار ولی اونجا یکی از کثیف ترین محیط ها رو داره و محلی است برای جمع شدن لشوش و ولگردها . مواد به راحتی دست به دست می شود و خود بچه های من از رفتن به اونجا اکراه دارن و ترجیح می دن در منزل بمانند .
درسته که از اون بچه مزلف های مو سیخ سیخی هم به پارک نشاط می آمدند و بعضی هم فقط برای مزاحمت ولی متاسفانه این کارها دو طرفه بود و بیشتر کرم ها از طرف خود دخترها ریخته می شد . این در هر جای دیگری هم هست . پس این نمی تواند استدلال درست و منطقی باشد که پارک بشود زنانه و تعداد معدودی از بزرگترین پارک داخل تهران استفاده کنند .