کمانگیر » Blog Archive » نظر شما در مورد دگرباش بودن، به معنی جنسی، چیه؟ - یک بازی وبلاگی

سبزنامه: نوآوری جدید برای خبررسانی به کمک ایمیل

نظر شما در مورد دگرباش بودن، به معنی جنسی، چیه؟ - یک بازی وبلاگی

۱۱ فروردین ۱۳۸۷ | دسته: آزادی, وبلاگ نویسان ایرانی

دیشب با دوست عزیزی در مورد فیلم “فتنه” حرف می زدیم. بحث به مناقشه فلسطین/اسراییل هم کشیده شد و موضوعات دیگری. در انتها این دوست عزیز جمله ای گفت که بنظرم داستان رو خیلی زیبا خلاصه کرد. گفت، “ما ایرانیها از دوچیز متنفریم. یک، نژاد پرستی. دو، عربها”.

زندگی در اینجا بنظرم آدم رو بی غیرت می کنه. در تهران اگر دختری ببینی که “لباس ِ نامناسب” پوشیده، فوری ذهنت می ره سراغ “وظیفه ما در قبال اجتماع”. البته این که احتمالا نمی تونی چشم برداری از طرف هم بی تاثیر نیست در این موضوع. اینطرف دنیا، شاید بدلیل اینکه بیشتر می بینی این پدیده رو، کم کم متقاعد میشی که پوشیه زدن یک نوع لباس پوشیدن ه و “عیان کردن زیبایی های جسمانی” هم نوع دیگری. اگر بخواهی بتوپی به کسی که لباس ِ بدن نمایی پوشیده، کسی به تو خواهد گفت که “از دیدن بانویی که لباس ِ سرتاپا سیاه می پوشه احساس نا امنی می کنم”. با صداقت هم می گه. در نهایت، بهترین توضیح من این ه: بیش از اونکه که مهم باشه کسی چه پوشیده، مهم اینه که آیا در جایی که تو بزرگ شدی، مردم با اون ریخت در خیابون رفت و آمد می کردند یا نه. پذیرش این موضوع یعنی آب پاکی بر “غیرت” ریختن. به تعبیر دیگه، و کمتر محترمانه، این همه یعنی “سرت رو بکن توی زندگی خودت و درباره دیگران حکم صادر نکن”.

این داستان اما فقط در مورد لباس نیست. نوشیدن الکل هست. زندگی جنسی هست. ایمان و عقیده هست. و هزار نظیرش. عملا با بیرون اومدن از جامعه ای نظیر ایران، که درش آدمها انگار لباس فرمی پوشیدند که نه تنها ظاهرشون که خورد و خوراکشون و روابط رختخوابی شون رو هم دیکته می کنه، با این موضوع مواجه می شی که زندگی خیلی هیجان انگیزتر از چیزی ه که آیت الله فلانی یا کشیش بهمانی یا رفیق بیساری تجویز می کنه. این یعنی به عنوان یک انسان آزادیم انتخابهای زیادی کنیم.

در زندگی جنسی ام “مستقیم” هستم و الکل نمی نوشم، بدون اینکه هیچ دلیل مذهبیی پشتش باشه. این اما نباید به اینجا برسه که هرکسی در چهارچوب تنگ ِ ذهن من نمی گنجه رو تکفیر کنم.

این جواب-طوریی بود به این دوست عزیز که بازیی راه انداخته به نام “اولین وبلاگ دگرباشی که دیدم“. با اجازه از این دوست، این دوستان رو دعوت می کنم به بازی ِ عام تری با عنوان “نظر شما در مورد دگرباش بودن، به معنی جنسی، چیه؟”: آزاده، محمود ِ دستنوشته ها (که کله سحری زنگ نزنه “چشمت روشن!”)، وحید، حرف حساب، خورشید خانوم، آوای موج، بیست کیلومتر تا قطب و به آهستگی. بعضی دوستان رو دعوت نکردم از نگرانی اینکه نوشتن در مورد این موضوع ممکنه دردسری درست کنه براشون. این دوستان، دوستان دیگر، و توی خواننده، مرحمت می کنید همین الان بپرید وسط!



نظر دیگران

  1. سروش |

    به نظر من خیلی بیشتر باید در مورد این جور مسایل در وبلاگستان نوشته بشه.

  2. سروش |

    Your comment is awaiting moderation.
    oh mate!!!!!!!

  3. رضا " پسر" |

    هرچند تغییر مسیر یک بازی چندان باب نیست اما متشکر از پاسختون

  4. علی |

    فکر کنم کار خوبی کردی که موضوع بازی را عوض کردی. به نظر من با این تغییر، این بازی زیباترین بازی وبلاگی ای باشد که من دیده ام.
    نکته دیگر این بود که رفتم یک جستجویی انجام دادم در خصوص “دگرباش بودن” و دیدم جز ۲-۳ مورد بقیه جستجوهام به پورن های گی ها و لزها ختم شد. حتی پیوندهای همان ۲-۳ تا وبلاگ حسابی هم به پورن های این چنینی ختم می شد که به این نتیجه رسیدم که بازی اولیه به یک بازی معرفی پورن گی و لز ختم می شد. به همین خاطر باز هم فکر کنم تغییر مسیر بازی کار جالبی بود.

    راستی اینجا چطور باید نیم فاصله زد بر کلماتی مثل “دیده ام”

  5. ashtar |

    this is nice UMISA has had some negotiations with the gay and lesbian students association and we will have a joint event on that I think in a month or two

    کمانگیر: عالیه! حتما میام!

  6. ش |

    کلمه بچه ک… رو تبدیل کردند به همجنس باز، بعد همجنس گرا، بعد دگرباش. اگه این افراد فقط به همجنسان خودشون علاقه داشته باشند یک جورایی میشه تفسیر کرد و قبولش کرد. داستان جالب اینه که بعضی از این عزیزان دل هم به جنس موافق علاقه دارند هم به جسن مخالف. به قول آرشام که تو بی بی سی گفت، دگر باشی یک لایف استایله. این لایف استایلتون منو کشته. (من هنوز حاضرم بحث کنم که یک جامعه به همون دلیلی که مواد مخدر رو ممنوع اعلام می کنه، می تونه دگر باشی رو هم ممنوع اعلام کنه!)

    کمانگیر: ببخشید چه ایرادی داره کسی علاقه داشته با هر دو جنس با رضایت اونها سکس داشته باشه؟

  7. شیمبلخان |

    َُش جان،
    راستش به نظر من این جمله شما درباره شباهت مواد مخدر و همجنس گرایی یه کم نامفهوم می آد، چون به نوع رفتار کشورهای مختلف درباره مواد مخدر ( که خود این هم تعریف ثابتی نداره همه جا) صفت ممنوع بودن رو اطلاق کردن ساده سازی نا متعارفه.

  8. ش |

    کمانگیر: ببخشید چه ایرادی داره کسی علاقه داشته با هر دو جنس با رضایت اونها سکس داشته باشه؟

    چه اشکالی داره سکس با یک کودک با رضایت خود کودک؟ یا با یک عقب مونده ذهنی؟ (چه کسی به تو این اجازه رو میده که به یک کودک اجازه ندی خودش برای خودش تصمیم بگیره؟ کی به تو اجازه میده که خودت رو در جایی بالاتر از عقل یک کودک ببینی و بهش اجازه ندی که خودش تصمیم بگیره؟)

    کمانگیر: برادر من، تعریفی وجود داره از “اختیار”.

  9. ش |

    “راستش به نظر من این جمله شما درباره شباهت مواد مخدر و همجنس گرایی یه کم نامفهوم می آد، چون به نوع رفتار کشورهای مختلف درباره مواد مخدر ( که خود این هم تعریف ثابتی نداره همه جا) صفت ممنوع بودن رو اطلاق کردن ساده سازی نا متعارفه.”

    چه کسی به دولتی مثل دولت کانادا اجازه میده که مواد مخدری مثل هرویین رو توی کشورش ممنوع اعلام کنه. استدلال من خیلی ساده است، فرض کن که شما یک انسان بالغ هستی که دوست داری مواد مخدر مصرف کنی، از این کار لذت می بری. به عواقبش هم واقف هستی، اصلا دلت می خواد خودت رو نابود کنی باهاش. این کار رو هم در ملا عام انجام نمی دی که به کسی خسارت وارد کنی، این کار رو توی خونه ات انجام میدی، حالا سوال من اینه که چرا دولت این آزادی مشروع رو از تو می گیره؟ چرا بهت اجازه نمیده مواد مخدر رو به راحتی تهیه کنی؟ چرا اگه برای دوستت (مشابه سکس پارتنر) بخوای مواد مخدر ببری، در صورتی که دستگیر بشی جریمه ات می کنه، مجازاتت می کنه؟ چه کسی به دولت این حق رو میده که به تو اجازه نده که اونطوری که دوست داری از آزادی فردیت لذت ببری؟ (نکته مهم جواب به این سواله که واقعا چه کسی به دولت این اجازه رو میده؟ و به چه حقی این اجازه رو میده؟ )

  10. ش |

    “کمانگیر: برادر من، تعریفی وجود داره از “اختیار”.”
    اون تعریف چی هست؟ میشه بگی.

    کمانگیر: حقوقدان نیستم عزیز. فقط تصویر مبهمی از داستان دارم.

  11. بردیا |

    برادر جان
    تو جامعه ای رابطه بین دختر و پسر تعریف نشده است، می خوای رابطه بین مرد و مرد یا زن و زن رو قبول کنن؟ ما ها تو کلمون پره که سکس بده. تو مملکت ما رابطه جنسی یه جرم رسمیه، مجازات قانونی داره، اینها رو مردم می خوان (حداقل اکثریت). همه می خوان هرچیزی که بار جنسی داره رو پنهان کنن . چند تا پدر و سراغ داری که طاقت بیاره دخترش دوست پسر داشته باشه ( چه برسه به اینکه بدونه باهاش سکسم داره)؟ خداییش خود تو اون ته مهای دلت (به قول آدمای چیزفهم ضمیرناخودآگاه) ناراحت نمی شی اگه بدونی خواهرت مثلا تو یه ماه با ۳ تا پسر مختلف خوابیده؟ قبول دارم که به همجنس بازها تو مملکت ما خیلی ظلم می شه اما آقا جون گاماس گاماس. خداییش تو مملکتی که زنها حق ندارن حتی لباسشونو انتخاب کنن، اینجور صحبتها چه نتیجه ای می تونه داشته باشه ؟ خب معلومه یه جامعه تا اینحد متعصب جوابش چیه به یه همچین سئوالی. چو دانی و پرسی سئوالت خطاست

    کمانگیر: در مورد سوال شما، پاسخ منفی ه.

  12. ش |

    “کمانگیر: برادر من، تعریفی وجود داره از “اختیار”.”
    کمانگیر: حقوقدان نیستم عزیز. فقط تصویر مبهمی از داستان دارم.

    الهی من قربونت برم، این جوابهات رو کجای دلم بذارم؟

    کمانگیر: این جمله که گفتی یعنی چی عزیز؟

  13. شیمبلخان |

    ش عزیز،
    راستش با خوندن جواب شما برای من سو تفاهم پیش اومد. شما منظورت اینه که همون حقی که به دولته کانادا (یا یه دولت دیگه این اجازه رو میده که مصرف هرویین و ممنوع کنه همون حق این اجازه رو میده که همجنسگرایی رو هم ممنوع کنه یا اینکه دلایلی که باعث ممنوع شدن مواد مخدر شده
    مشابه دلایلی که میشه بر مبنای اونا همجنسگرایی رو هم ممنوع کرد.

  14. شیمبلخان |

    امیدوارم گویا نوشته باشم. چون غلط هم داره.

  15. ش |

    شیمبلخان منظورم چیزیه تو مایه های برداشت اول شما. به نظرم جامعه نمی تونه از یک طرف بر آزادیهای فردی تاکید کنه و به خاطر اون بگه که دولت حق دخالت توی امور خصوصی مردم (مثلا جنسی) رو نداره، و از طرف دیگه از دولت بخواد که توی امور خصوصی مردم (مثل مصرف مواد مخدر) دخالت کنه. یا رومی روم، یا زنگی زنگ.

    کمانگیر: دوست عزیز حرف شما اشتباه ه. مثال می زنم: طبق استدلال شما یا باید هرکسی حق داشته هر کسی رو بکشه یا هیچ کسی نباید حق داشته باشه هیچ کسی رو بکشه. در عمل اما به یک راه حل بینابینی می رسیم: پلیس حق داره افراد رو درصورت لزوم برای حفظ قانون بکشه.

  16. ش |

    کمانگیر: این جمله که گفتی یعنی چی عزیز؟

    بگذر.

    کمانگیر: چشم.

  17. ش |

    دوست عزیز حرف شما اشتباه ه. مثال می زنم: طبق استدلال شما یا باید هرکسی حق داشته هر کسی رو بکشه یا هیچ کسی نباید حق داشته باشه هیچ کسی رو بکشه. در عمل اما به یک راه حل بینابینی می رسیم: پلیس حق داره افراد رو درصورت لزوم برای حفظ قانون بکشه.

    این چیزی که مثال زدی بهش می گند جنایت قانونی. یادمه تو کلا با اعدام مخالف بودی! والا امشب از نظراتت کلی دارم تعجب می کنم. پس موافقی که پلیس حق داره افراد رو در صورت لزوم برای حفظ قانون بکشه؟

    کمانگیر: من حرف از اعدام نزدم. گفتم پلیس عزیز. یعنی مثلا برای توقف یک گروگان گیری.

  18. ش |

    کمانگیر: دوست عزیز حرف شما اشتباه ه. مثال می زنم: طبق استدلال شما یا باید هرکسی حق داشته هر کسی رو بکشه یا هیچ کسی نباید حق داشته باشه هیچ کسی رو بکشه. در عمل اما به یک راه حل بینابینی می رسیم: پلیس حق داره افراد رو درصورت لزوم برای حفظ قانون بکشه.

    کمانگیر جان، طبق همین استدلالی که کردی میشه استدلال کرد که به یک توافق بینابینی می رسیم، دولت حق نداره توی امور شخصی شما مثل انتخاب رشته دانشگاهیتون دخالت کنه، اما حق داره برای حفظ قوانین اجتماعی توی زندگی جنسی مردم دخالت کنه. (فقط می خوام نقطه ضعف این استدلالت رو نشون بدم)

    کمانگیر: ایراد در نقطه بینابینی است که شما پیشنهاد کردید. من ادعا می کنم زندگی جنسی و رشته دانشگاهی باید در سوی “آزادی” باشند. مواد مخدر در سوی “ممنوع”. این البته نظر من ه.

  19. ش |

    کمانگیر: من حرف از اعدام نزدم. گفتم پلیس عزیز. یعنی مثلا برای توقف یک گروگان گیری.

    والا اعدام رو هم پلیس انجام میده (به معنای عامش).
    میشه به این سوالم به طور صریح جواب بدی.
    موافقی که پلیس حق داره افراد رو در صورت لزوم برای حفظ قانون بکشه؟

    کمانگیر: بله.

  20. ش |

    کمانگیر: ایراد در نقطه بینابینی است که شما پیشنهاد کردید. من ادعا می کنم زندگی جنسی و رشته دانشگاهی باید در سوی “آزادی” باشند. مواد مخدر در سوی “ممنوع”. این البته نظر من ه.

    چرا باید مواد مخدر در سوی ممنوع باشه؟ (فقط به خاطر اینکه نظر شماست؟)

    کمانگیر: به هیچ وجه. موضوع رو می سپریم به کسانی که علم این موضوع رو دارند. ببینیم با توجه به دانش روز، همجنسگرایی ِ یک فرد بیشتر امکان داره برای دیگران مشکلی ایجاد کنه یا مصرف مواد مخدر توسط او.

  21. شیمبلخان |

    ش عزیز،
    من ضمن این که تا حدی با جمله که “به نظرم جامعه نمی تونه از یک طرف بر آزادیهای فردی تاکید کنه و به خاطر اون بگه که دولت حق دخالت توی امور خصوصی مردم (مثلا جنسی) رو نداره، و از طرف دیگه از دولت بخواد که توی امور خصوصی مردم (مثل مصرف مواد مخدر) دخالت کنه.” تا حدی موافقم، ولی به نظرم این جمله به طور کامل و در عمل مبنای اداره جوامع نیست. با این وجود من فکر می کنم فعلا از کنار این جمله رد شیم، اگه در ادامه گفتگو احتیاج شدبهش بر می گردیم. من سعی می کنم اون جوری که مساله رو می تونم ساده کنم تا ببینم به کجا می رسیم. از این مثالی که شما زدی من یه استفاده می کنم (متوجه هستم که شما نگفتی این دو مثال کاملا متناظر هستند) درباره همین مساله الان بحث کم نیست. کسانی هستند که بر مبنای همین موضوع حقوق شهروندی و اینا ادعا می کنن که باید این ممنوعیت لغو شه. گروه مقابل جواب می ده و هی می ره و می آد به قولی. قوانین این موضوع در خیلی از کشورها طی سالهای اخیر تغییر کرده و احساس می کنم که باز هم بکنه. تعاریف عوض می شه و جرائم و مجازاتها تغییر می کنه. از طرفی کسانی هم هستند که می گن صرف نظر از این که دولت این حق و داره یا نه (شاید گروهی هم نگن یا این جز حقوق دولت بدونن) دلائلی که این محدودیت مواد مخدر بر اون مبتنی غلط یا دیگه معتبر نیست؛ پس این قانون رو تغییر بدهید. اگه پیگیر موضوع جلسات اخیر دادگاه عالی آمریکا درباره قانون ممنوعیت حمل سلاح دستی (!) در شهر واشنگتن هم باشید، این کش و قوسها و مبانی حقوقی متفاوت توش مطرحه. این ها رو بگذار کنار این موضوع که در لفظ وقتی صحبت از “حق” منظور صرفا “دارای “اجازه ذاتی” برای کاری نیست، گاهی صرفا معنای ساده “فلان کار با در نظر گرفتن شرایط غلط است”رو هم داره.
    نهایتا حرف من اینه که خوب کار این آدمها برای تغییر قوانین چه ایرادی داره؟
    مثلا سادش کردم!

  22. ش |

    کمانگیر: به هیچ وجه. موضوع رو می سپریم به کسانی که علم این موضوع رو دارند. ببینیم با توجه به دانش روز، همجنسگرایی ِ یک فرد بیشتر امکان داره برای دیگران مشکلی ایجاد کنه یا مصرف مواد مخدر توسط او

    قربونت برم این استدلال که وحشتناکه.
    همین الان قانونی توی مجلس در حال بررسی (شاید هم بررسیش تموم شده) که با این استدلال که در آینده با توجه به اقتضای بازار کار شغل زیادی برای فارغ التحصیلان زن وجود نداره، ما نباید اجازه بدیم که زنها وارد دانشگاه بشند و باید ورود زنها به دانشگاه محدود بشه. آیا به صرف این استدلال که تحصیل زنان به ضرر جامعه است (از نظر مادی، چون دولت باید هزینه کنه برای تربیت نیروی متخصص در حالی که برای این نیروها در آینده شغلی نیست و هزینه دولت هدر میره) دولت حق داره که قانون تبعیض جنسیتی در تحصیل رو تصویب کنه؟

    وجه دوم این سوال اینه که آیا شما حق داری فرد رو به دلیل جرمی که انجام نداده پیشاپیش محکوم کنی؟ شما دسترسی یک فرد به مواد مخدر رو محدود می کنی به این دلیل که مصرفش سبب میشه بعدها این فرد برای دیگران مشکل ایجاد کنه، سوال اینه که این فرد الان که مشکل ایجاد نکرده، چرا الان محدودش می کنی؟(قصاص قبل از جنایت؟) بگذار مصرف کنه شاید کاری به کسی نداشت، خودش بر روی خودش کنترل داشت، مثل هزاران معتادی که توی دنیا زندگی می کنند و آزاری به بقیه نمی رسونند.

    کمانگیر: عزیز نازنین، این یک مساله بهینه سازی ه. زمانی که نیمی از جمعیت رو بخوای از کاری منع کنی، این یعنی یک ۰/۵ در تابع هدفت ضرب می شه. به این ترتیب، استدلال ساده شما اشتباه از آب در میاد.

    بله. اگر یک نفر مست رانندگی کنه، پلیس می گیردش. برادر من، داریم صحبت از بهینه سازی امید ِسود در جامعه می کنیم.

  23. ش |

    کمانگیر عزیز جواب این سوالم رو ندادی.
    میشه به طور صریح و بدون حاشیه به این سوال جواب بدی.
    موافقی که پلیس حق داره افراد رو در صورت لزوم برای حفظ قانون بکشه؟

    کمانگیر: خواب بودم! بله. جواب من بله است.

  24. ش |

    شیمبلخان، من با تلاشهای این افراد برای اثبات چیزی که فکر می کنند، حقشونه مشکلی ندارم. من هم به شخصه به عنوان یک شهروند تلاش می کنم که اثبات کنم این حقشون نیست.

    کمانگیر: این عالیه. حق شماست که اینکار رو بکنید.

  25. شیمبلخان |

    ش عزیز،
    این که بهترین کار به نظر من. احتمالا من بر داشت متفاوت داشتم از حرف شما. اگه شما اعتقاد داری که حق صحبت و تقاضا رو دارن همون قدر که شما حق مخالفت و ممانعت داری، بنده عرضی ندارم. سلامت باشی و شاد. سال نو هم مبارک.

  26. ش |

    سال نو شما هم مبارک.

  27. وحید |

    این که آیا قانون ممنوعیت مصرف مواد مخدر صحیحه یا نه خودش جای بحث داره ولی اگر این قانون رو درست هم بدونیم انگیزش از اینجا میاد که همچین چیزی زیان اجتماعی داره.
    یعنی اگر قرار بود که به خاطر سلامتی خود شخص این قانون وضع شه من مثل ممنوعیت همنجسگرائی محکومش می‌کردم ولی به درست یا غلط براش زیان اجتماعی متصورند که این قانون رو وضع کردند.

    زیانی که توی رابط همجنسها دیده نشده.

    در مورد ایران واضحه که قوانین رسماً از دین میاد یعنی بپرسی چرا می‌گن چون دین گفته نمی‌گن ضرر اجتماعی. اگر بگن هم منظورشون از ضرر اجتماعی اینه که پایه‌های دین متزلزل میشه.
    ولی بحثی که اینجا در جریانه موقعی معنا پیدا می‌کنه که از آسمون قانون نیاریم که نشه بگیم چرا؟

    حالا از نظر جناب «ش» چه دلیلی باعث میشه که یک دولت به خودش اجازه بده که در مورد همچین چیزی تصمیم بگیره؟ این «همون دلیلی که برای مواد مخدر»ی که ذکر شده جز زیان اجتماعیه؟ کار ندارم که زیان اجتماعی داره یا نه ولی کسی که برای مواد مخدر این قانون رو وضع کرده فکر نمی‌کرده که زیان اجتماعی داره؟

    کمانگیر: موافقم.

  28. ش |

    کمانگیر: عزیز نازنین، این یک مساله بهینه سازی ه. زمانی که نیمی از جمعیت رو بخوای از کاری منع کنی، این یعنی یک ۰.۵ در تابع هدفت ضرب می شه. به این ترتیب، استدلال ساده شما اشتباه از آب در میاد.

    برای استفاده از مواد مخدر محدودیتی برای زن و مرد نیست بنابراین شما با محدود کردن مردم تمام جمعیت رو از کاری منع می کنی، این یعنی یک ۱ در تابع هدفت ضرب میشه. به این ترتیب استدلال ساده شما اشتباه از آب در میاد.

    کمانگیر: واضح ه که نیست. این رو در جواب شما در مورد بحث دانشگاه رفتن خانم ها گفتم.

  29. ش |

    بله. اگر یک نفر مست رانندگی کنه، پلیس می گیردش. برادر من، داریم صحبت از بهینه سازی امید ِسود در جامعه می کنیم.

    در این حالت فرد جرم انجام داده، نه اینکه پیش از جرم مجازات شده باشه. قانونی وجود داره که بر اساس اون رانندگی در حالت مستی جرمه، حالا اگه یک نفر مست رو در حالت رانندگی بگیرند، فرد رو در حین ارتکاب جرم گرفتند، نه پیش از وقوع جرم. فرد با گرفتن گواهینامه، تعهد داده که قوانین رو رعایت کنه و حالا تعهدش رو نقض کرده در این حالت جرم انجام داده عزیز برادر.
    مجازات پیش از وقوع جرم اینه که شما فرد مستی که سویتچ ماشین دستشه رو دستگیر و مجازات کنی، به این بهانه که این آدم ممکنه که بخواد سوار ماشین بشه.

    کمانگیر: ش عزیز، داریم بحث می کنیم که چرا رانندگی در حال مستی جرم ه. گفته شد، شاید هم فرض کردیم هر دو موافقیم، که این کاری ه برای جلوگیری از خطر. اینکه یعنی چی اصلا، بحث بهینه سازی امید ِ سود رو کردم.

  30. M |

    “ببخشید چه ایرادی داره کسی علاقه داشته با هر دو جنس با رضایت اونها سکس داشته باشه؟”

    همین شما نیستین که خشتک مسلمونها رو به خاطر پولیگومی هوا می کنید؟ بعد از اونور طرفدار پلورالیزم جنسی هستید! بابا یک کم این هول و دستپاچگی را بگذارید کنار و یه کم فکر کنید.

    کمانگیر: دو طرف راضی باشند و اجازه انتخاب در محیطی که اختیار داشته باشن، نوش جونشون.

  31. اهر |

    دولت بنا نیست که چیزی جدا از خواست مردم باشد! در کامنتهای این پست مداوم گفته شده دولت میتواند یا نمیتواند! دولت اصلا کی هست که بخواهد یا نخواهد؟!
    اینجاست که موضوع منع رابطه همجنس بازان (یا اهالی هر نوع بازی دیگری!) در جایی مثل ایران با ممنوعیت رانندگی در حال مستی یا چه میدانم، مصرف آزادنه مواد مخدر یا رابطه جنسی با یک کودک یا عقب مانده ذهنی… در یک دموکراسی متفاوت میشود.
    اگر قانون میزان تشخیص درستی و نادرستی باشد، پس این همه بستگی پیدا میکند به اینکه مرجع و منشا این قانون کجاست.
    بقول دوستمان وحید، الله! است؟ یا خود ما هستیم؟
    اگر الله! باشد که جای چون چرا و دخالت انسان را ندارد و خوب وضع همین می شود که ملاحظه می کنید.
    اما اگر انسان است،پس آن گروه که به قانون رای میدهند یک هدف قابل فهم و ملموس برای خودشان دارند و یک محکی هم برای سنجش آنکه آیا با وضع فلان قانون از آن هدف دور شدند یا به آن نزدیک. (برخلاف امر الهی که اصلا معلوم نیست برنامه اش چیست و هر کسی فقط حدسی میزند و آخر سر هم جدای از اینکه علت و مفهومش مشخص بشود به آن باید عمل کرد چون دستور الله! است)
    پس یک اینکه قوانین انسانی همین جوری! و بدون چون و چرا نیستند. دو اینکه قابل تغییرند (حالا تشریف نیاورید بفرمایید که فقه اسلامی هم هست که خیلی تغییرات میدهد! موضوع اینستکه تغییر قانونی بر عهده نمایندگان الله نباشد)
    این همه حرافی کردم که چه بگویم؟(-:
    عرض می کنم، اینکه وقتی بنا شد قانون را ما بنویسیم و هر زمان احساس کردیم در رسیدن به هدفش وا میماند اصلاحش کنیم یا تغییرش بدهیم این می شود که یک روزی رانندگی حین مستی منعی نداشت، برده داری آزاد بود، مواد مخدر معنی نداشت، می شد در هواپیما سیگار کشید! (جدا باور می کنید یک روزی می شد در کابین هواپیماهای فسقلی آن زمان سیگار کشید!(-: ) امروز نمیشود!
    یک روزی همجنس باز را می کشتند، امروز میتوانند با هم وصلت کنند و خانواده داشته باشند و بچه هم بیاورند!
    هیچ هم غیر ممکن نیست که مصرف مواد مخدر یا رابطه جنسی با عقب افتاده ذهنی را نشود قانونی کرد! ولی تا بحال دیده نشده. این مثل آدم بالدار میماند. درست است که بطور نظری غیر ممکن نیست ولی در عالم واقع جایی ندارد چرا که دیده نشده.

    خلاصه اینکه ما فکر میکنیم یکی ضررش بیشتر از منفعتش است، آن یکی نه! حالا مردم ایران و خیلی جاهای دیگر اینطور فکر نمیکنند، خوب کسی هم نگفته باید حتما یک شبه عوض بشوند و همجنس بازی را بپذیرند. موضوع اصلی یک چیز دیگر است. می گویند اینها را نکشید!
    ببخشید زیاده گویی شد!(-:

  32. ش |

    کمانگیر: ش عزیز، داریم بحث می کنیم که چرا رانندگی در حال مستی جرم ه. گفته شد، شاید هم فرض کردیم هر دو موافقیم، که این کاری ه برای جلوگیری از خطر. اینکه یعنی چی اصلا، بحث بهینه سازی امید ِ سود رو کردم.

    کمانگیر عزیز، بحث رانندگی رو شما پیش کشیدی. من سوال کرده بودم که قبل از اینکه کسی جرمی انجام بده شما نمی تونی مجازاتش کنی. شما بحث رانندگی رو پیش کشیدی . من هم توضیح دادم که اینکه شما می تونی کسی رو به خاطر رانندگی به خاطر مستی دستگیر کنی به این دلیله که طرف جرمی انجام داده، نه اینکه شما برای جلوگیری از جرم دستگیرش کردی.
    حالا اینجا میشه سوال کرد که چرا رانندگی در حین مستی جرم تعریف شده، که فکر کنم شما می خواستی به این سوال جواب بدی که بحث سود و زیان و امید ریاضی رو پیش کشیدی.
    ما باید توی بحث یک چیز رو مشخص کنیم تا بتونیم درست و بدون شاخه به شاخه شدن بحثمون رو جلو ببریم. یا شما معتقد هستی چیزی به نام حق وجود داره، مثلا فلان چیز حق ماست ، مثلا آزادی در انتخاب رشته حق هر محصلیه. بعد هم بر اساس این حق صحبت کنیم راجع به اینکه همجنس بازی (یا گرایی) باید آزاد باشه یا نه. یا اینکه معتقد باشی نه، حق معنی خاصی نداره، این سود و زیانه که تعیین می کنه چی درسته چی غلطه. فکر کنم اگه سر این موضوع به توافق برسیم بستر خوبی برای بحث ایجاد بشه.
    حالا شما از زاویه حق نگاه می کنی به ماجرا یا از زاویه سود و زیان و امید ریاضی؟

  33. ش |

    حالا از نظر جناب «ش» چه دلیلی باعث میشه که یک دولت به خودش اجازه بده که در مورد همچین چیزی تصمیم بگیره؟ این «همون دلیلی که برای مواد مخدر»ی که ذکر شده جز زیان اجتماعیه؟ کار ندارم که زیان اجتماعی داره یا نه ولی کسی که برای مواد مخدر این قانون رو وضع کرده فکر نمی‌کرده که زیان اجتماعی داره؟

    اصولا شما دولت رو تعیین می کنی برای اینکه قوانین مورد توافق رو اعمال کنه و گاهی سیاست گذاری کنه. حالا گه قانون مورد توافق شما این باشه که دولت قوانین دینی رو اعمال کنه، دولت باید اون قوانین رو اعمال کنه. وقتی قانونی وجود داره شما در صورت تخطی از اون مجازات میشی، شما می تونی تلاش کنی برای تغییر قانون ولی حق شکستن قانون رو نداری، چون جرم انجام دادی.
    منشا قانون توافق اجتماعیه (گاهی این توافق سر پیاده شدن دستورات دینیه، گاهی بر اساس حساب کتاب کردن سود و زیان حاصل شده، گاهی …). منشا قانون هر چیزی که هست، زیر پا گذاشتنش جرمه و شما وقتی جرم انجام دادی نمی تونی فریاد وا مصیبتا سر بدی که وای وای.
    شما می تونی کمپین راه بندازی برای تغییر دادن نظر مردم و تلاش برای تغییر قانون، اما نمی تونی از حکومت بخوای که مجرم رو مجازات نکنه.

  34. شیمبلخان |

    اهر عزیز،
    مساله همینه اصلا. شما چرخیدی اومدی سر خونه اول. چرا نباید اونا رو کشت؟
    به بیان بهتر مبنای تصمیم گیری در این باره چیه؟

  35. اهر |

    دوست عزیز، به همان دلیلی که باید آنها را کشت!(-:
    پیشتر یک صفحه ای هم در مورد مبنای تصمیم گیری حرافی کرده ام ، حوصله داشتی آنرا بخوان. نه چرخیدم نه رفتم سر خانه اول (چون تازه خانه های آخری بود که آمدم وسط بازی!)

    در حاشیه، یک روزی بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران که آقای احمدی نژاد برنده شدند صدای آمریکا میزگردی داشت از یک طرف مسعود بهنود بود از طرفی هم این آقای میبدی. مسعود بهنود گفت که من تصور میکنم ۵۰% (همینجوری می گویم ش جان، نیایی بگویی از کجا آوردی! عددش یادم نیست) مردم در انتخابات شرکت کردند. آقای میبدی از جا ئرید که نخیر آقا اینطوری نیست و فقط ۵% (اینهم همانطور است!) بودند. اصلا مسعود خان بهنود شما که میگویی ۵۰% بفرمایید این عدد را از کجا آوردید؟
    بهنود در پاسخ گفت، از همان جایی که شما آوردی!

    حالا شده ماجرای ما و این ش و آن ش عزیز. برادر ، من که میدانم منظور شما این نیست که بنظرت باید همجنس بازها را کشت! فقط میخواهی نشان بدهی که قضیه دو سر دارد و هر چه آن یکی سر گفت معنیش این نیست که درست گفته. منهم قبول دارم به همان مبنا که خدمتت عرض کردم. ولی این مانع از این نمیشود که آن یکی سر اعتراض نکند که نکشید. مگر اینهمه که گفته دیگر نمیکشند؟ ولی خوب باز هم بی تاثیر نبوده که حداقل الان یواشتر می کشند!

  36. شیمبلخان |

    اهر جان،

    اگه منظورتون کامنت ۳۱ این پسته، خوندم.
    من حرفم این نبود که باید کشت یا نباید.
    همون طور که شما نوشتی، هر مبنایی که کسی برای رد یا دفاع از این موضوع بیاره، منطقا همیشه باید از اون استفاده کنه. نکته ای که احساس می کنم شما هم بهش واقفی (چون معمولا می خونم کامنتهای شما رو) اینه که، دو حالتی که شما اشاره کردی، به نظر من در واقع یه حالت و یه زیرحالته. یعنی اون حالته الله در واقع زیر مجموعه این حالت کلی تره که یه سری از حقوق آدمها بنا بر مرجعی خارج از تصمیم جمع ثابته و نمیشه دربارشون تصمیم گرفت.
    ببخشید اگه یه چیز بدیهی رو تکرار کردم.

  37. اهر |

    عزیز، این کامنت آخری شما یک کمی ثقیل از آب در آمده و من راستش از “حالت و زیر حالت” سر در نیاوردم.
    می پرسند چرا میشود همجنس بازی را آزاد کرد ولی خیلی چیزهای دیگر را نه. سعی کدم نشان بدهم که دلیلش چیست. خلاصه اینکه در آن جوامع به این نتیجه رسیدند که دگر باش (بقول دوستمان) آزاری بیشتر از یک آدم مستقیم(باز هم بقول دوستمان) به جامعه نمیرساند، پس حق شده است. خیلی چیزهای دیگر را فکر میکنند میرساند، پس حق نیست.
    در ایران هم فرقی ندارد، جز اینکه آجا قانون مردم است و راه تغییرش باز از مردم میگذرد. در ایران (و هر جایی مثل آن) قانون الله است و راه تغییرش هم از نمایندگان الله میگذرد.
    شما هم ببخش اگر بدیهیات می گویم.
    مخلص اهل گفتگو هم هستم(-:

  38. ش |

    در ایران هم فرقی ندارد، جز اینکه آجا قانون مردم است و راه تغییرش باز از مردم میگذرد. در ایران (و هر جایی مثل آن) قانون الله است و راه تغییرش هم از نمایندگان الله میگذرد.

    اهر عزیز، یک چیز رو فراموش کردی، اون هم اینکه مردم ایران با رای دادن به قانون اساسی به صورت قانونی تصویب کردند که قوانین الله بهشون حاکم بشه. حالا هم اگه اعتراضی دارند، باید کمپین راه بندازند و خواستار تغییر اون قانون بشند، اما نمی تونند قانون رو بشکونند. حاکم شدن قانون الله در ایران جز با رای مردم نبوده. کسی زوری این بلا رو سرشون نیاورده، خودشون رفتند ۹۸% رای دادند، بعد هم قانون اساسی رو نخونده قبول کردند.

  39. ش |

    اهر عزیز برات یک مثال می زنم، این کامنت در راستای همون کامنت قبلیه. مثلا الان بسیاری از مراجع معتقد هستند که سود بانکی حرامه، و این رو هم اعلام می کنند. اما هیچ اتفاقی نمی افته. دلیلش اینه که بانکها روششون رو از فقه نمی گرند از قانون می گیرند، تا موقعی که قانون نگه کاری رو بکنید یا نکنید به حرف کسی توجه نمی کنند. مسایل همجنس بازان هم همینطوره، ریشه رفتار حکومت با این افراد از قوانین مصوب کشور میاد، البته این قوانین ریشه فقی و دینی داشته، اما تو روزی که تصویب نشده و مصوب نبودند، جنبه قضایی نداشته. مشکل اینه که جامعه نباید اجازه بده قانونی مصوب بشه، وقتی قانون مصوب شد باید تن به اجراش بده.

    کمانگیر: ببخشید می پرم وسط، اما حرف شما فقط یک مشکل داره، که البته مطمئنم فکرش رو کردی، اون هم این سواله که چطور باید از شر یک قانون بد خلاص شد؟ البته واضح ه که میگی با تصویب قانونی که نقضش کنه و من هم موافقم.

  40. ش |

    کمانگیر: ببخشید می پرم وسط، اما حرف شما فقط یک مشکل داره، که البته مطمئنم فکرش رو کردی، اون هم این سواله که چطور باید از شر یک قانون بد خلاص شد؟ البته واضح ه که میگی با تصویب قانونی که نقضش کنه و من هم موافقم.

    خودت سوال پرسیدی خودت هم جواب دادی. خوب الان من چی بگم؟

    کمانگیر: هیچ چی. خواستم پاورقی چیزی اضافه کنم.

  41. اهر |

    دوست ش نشان، حداقل در این وبلاگ کمانگیری چند بار خاطرم هست که این حرف را بیان کردم، که راه تغییر قانون در جایی که مردم به قانون مشروعیت میدهند (نه الله) قانون شکنی نیست. (اگر درست یادم باشد یکی در مورد آن دختر خانم بیرجندی بود، یکی در مورد آن خبرنگار اسراییلی، و حتی یادم میاید برای نشان دادن انتخاب مردم همین قضیه همجنس بازی را مثال آوردم! شاید جای دیگر هم بوده ولی راستش نه وقتش هست نه حوصله که آدرسش را پیدا کنم که بله دیدی گفتم، دیدی من زودتر گفتم!(-: )

    همین جا هم چند باری تاکید کردم که ماجرا همه اش از قانون و مرجع صلاحیت قانون گذاری ناشی میشود. پس ببخش اگر میگویم که چیزی نبوده که فراموش کنم.

    خوب حالا بالاخره منظور شما اینستکه مردم خواستند (یا میخواهند)؟ از آن بالا تا پایین کسی با این موضوع مخالفتی داشت؟ شما مرتب سوال کردی چرا نباید، و مقایسه کردی با چیزهایی، که چرا باید. در مورد منشا هم که الحمدالله توافق داریم.

    الان شما یک بازی را دارید دنبال میکنید که میشود اسمش را گذاشت “آی! دیدی اشتباه کردی!” یا مثلا “از کجا معلوم؟” (به عنوان سند و مدرک این اتهام! نگاه کن به پرسش و پاسخهای آن یکی پست در مورد شوخی با احمدی نژاد)
    عزیزم شما هم نظرت را بگو بعد پشت سرش دلایلت را بیار. بنظرم سوال پشت سر سوال که جواب نمیاورد.
    می شود ما هم مثلا بپرسیم که چرا باید کشتشان؟ یا چرا نباید با احمدی نژاد شوخی کرد؟ این چرا ها که ته ندارد! اینکه هر جوابی را یک چرا اولش بگذاریم و باز بپرسیم تمام نشدنی است(-:

    بجای آن بیا نظرت را بگو. نظر شما در مورد دگرباش بودن، به معنی جنسی، چیه؟

    (کمانگیر یک پستی داشت که سر آخر رسیده بودیم به اینکه الله هست یا نیست، هر چه میگفتیم، یک عزیز اهل ریاضی و آمار میگفت خوب این را کی ساخته، میگفتی اینطور، میگفت خوب آنرا کی درست کرده؟ تا برسد به اینکه پس خدا هست! دست آخر خیابان شماره ۱۱ گفت که خوب خدا را کی درست کرده؟!(-: )

  42. امین |

    سلام، بیا این پست رو بخون و در نظرسنجی هم لطفا شرکت کن. مرسی.
    نظرسنجی» محبوبیت اعراب نزد ایرانیان : http://www.harfhayedelam.blogfa.com/post-204.aspx

  43. ش |

    اهر عزیز، من معنی بازیی که میگی رو نفهمیدم. هر موقع از من صریح سوال بپرسند صریح جواب میدم، ولی هر موقع سوالی پرسیده نشه، دلیلی نمی بینم به طور داوطلبانه نظر خودم رو بیان کنم. بلکه ترجیح میدم با سوال پرسیدن دلیل طرف مقابل رو بپرسم.
    نکته دوم: بعضی وقتها استدلالها سلبیه. یعنی شما داری از یک چیزی دفاع می کنی و طرف مقابلت رو متهم می کنی که دلیلی نداره، من با سوال پرسیدن بهت ثابت می کنم که خودت هم برای چیزی که میگی دلیلی نداری، بنابراین نمی تونی دیدگاه مقابل رو محکوم کنی به اینکه وای وای تو دلیل نداری من دلیل دارم. مثل داستان محکوم کردن خداباورها به اینکه برای اعتقادشون دلیلی ندارند. توی این حالت من به جای دفاع از خدا باوری، از راه ساده تر استفاده می کنم و ثابت می کنم شما برای خدا ناباوری دلیلی نداری، بنابراین بهتره ساکت بشی و دست از سر خدا باور ها برداری.

    توی متنت یک جا سوالی پرسیدی
    “بجای آن بیا نظرت را بگو. نظر شما در مورد دگرباش بودن، به معنی جنسی، چیه؟
    این هم نظر من:
    من پدیده دو جنسی ها رو قبول دارم. اینکه یک فرد روحش می تونه مونث باشه ولی جسمش مذکر باشه یا برعکس. در این حالت تلاش میشه که با کمک جراحی نقصان جسم این طرف ترمیم بشه. در این حالت یک نفر که روحش مونثه می تونه با یک نفر مذکر رابطه داشته باشه و تمام قواعد مربوط به زنها در موردش صادقه.
    اما من با همجنس گرا بودن به معنی سبک زندگی مخالفم و اون رو غیر مجاز و مستحق مجازات می دونم. به این معنی که یک فرد با پسوند دگرباش بودن برای خودش خواهان این حق باشه که گاهی با مردها رابطه داشته باشه گاهی با زنها. (فرد باید یک جنس رو برای خودش انتخاب کنه، یا مرد یا زن، مارماهی نباشه یا مار یا ماهی )
    راستی از این
    “ولی راستش نه وقتش هست نه حوصله که آدرسش را پیدا کنم که بله دیدی گفتم، دیدی من زودتر گفتم!(-: )”
    چیزی سر در نیاوردم، فکر کنم من رو با کس دیگه ای اشتباه گرفتی.

  44. ش |

    “عزیزم شما هم نظرت را بگو بعد پشت سرش دلایلت را بیار. بنظرم سوال پشت سر سوال که جواب نمیاورد.
    می شود ما هم مثلا بپرسیم که چرا باید کشتشان؟ یا چرا نباید با احمدی نژاد شوخی کرد؟ این چرا ها که ته ندارد! اینکه هر جوابی را یک چرا اولش بگذاریم و باز بپرسیم تمام نشدنی است(-:”

    شما هر موقع دلت خواست، سوال بپرس و چرا بیار.

  45. اهر |

    عزیز، حالا همه اینها که گفتی، چرا؟(-:
    راستی این “بنابراین بهتره ساکت بشی” و این “فرد باید یک جنس رو برای خودش انتخاب کنه، یا مرد یا زن، مارماهی نباشه یا مار یا ماهی” هم خیلی خوشمزه بود!
    ولی چرا؟

    در حاشیه، از بحث خارج شدیم. موضوع دگرباشی یا هرچه که شما اسمش رو میگذارید (همین مارماهی های شما!)خیلی وسیع هست و خیلی هم محل مناقشه و بحث بوده و اگر نگاه امروز دانشمندان (پزشکان، روانشناسان یا هرکسی که اجازه بدید بگیم صاحب نشر هست!) مثل گذشته نیست، نتیجه سالهای زیادی تحقیق و بررسی و آمار و … است.
    بنابراین فکر نمیکنم خیلی راحت بشود رد یک خط مار ها و ماهی ها را دو تا ظرف جدا بریزیم یا هر کس که مارماهی بود کبابش کنیم!

  46. ش |

    “عزیز، حالا همه اینها که گفتی، چرا؟(-:”
    چی چرا؟
    جزییات بپرس، جزییات برات توضیح بدم.

    “راستی این “بنابراین بهتره ساکت بشی” و این “فرد باید یک جنس رو برای خودش انتخاب کنه، یا مرد یا زن، مارماهی نباشه یا مار یا ماهی” هم خیلی خوشمزه بود!
    ولی چرا؟”
    چی چرا؟ چرا خوشمزه بود؟
    نمی دونم والا تو دهن شما خوشمزه بوده، چراش رو از من می پرسی؟

    شفاف سوال بپرس، تا شفاف جوابت رو بدم.

  47. اهر |

    ش جان، قربان تا همین جا که جواب دادید و دهان بنده را هم مورد عنایت قرار دادید سپاس گذار!
    دیگر زحمت به شما نمیدهم. همان سوالهای شفاف و پر مغز شما (جوابی که نگرفتیم) تا یک چند وقتی برای دوران کله من یکی بس است، دیگران را نمیدانم!(-:

  48. ش |

    نوش

  49. شیمبلخان |

    آرش جان،
    آقا من یادمه که یه بار شما از آقای/خانم ش دعوت کرده بودی نویسنده مهمان بشه. من پیشنهاد می کنم به ش و اهر پیشنهادت رو تکرار کنی. احساس می کنم خیلی خوندنی شه. البته من نه سر پیازم نه تهش، ولی احساس می کنم که تو حرفی نداشته باشی. تجربه خیلی خوبی می تونه باشه. توی این پست این کامنت رو می ذارم، چون احتمال داره هر دو یه نگاه بندازن باز هم بهش.

  50. ش |

    شیمبلخان عزیز، من حدود سه چهار ماهی هست که یک وبلاگ دارم. ترجیح میدم که جایی نویسنده مهمان نباشم.

  51. شیمبلخان |

    میشه آدرسش رو بدی؟ یا ایمیل کنی؟

  52. ش |

    نه، اگه عضو بالاترین باشی حتما وبلاگم رو دیدی. بگذریم.

  53. اهر |

    شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است ،
    آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش !

  54. ش |

    به به … به به

  55. شیمبلخان |

    این که شد معما! من عضو بالاترین نیستم . چشم، گذشتیم (تا اطلاع ثانوی البته).

  56. تابو |

    شما تلفن همدیگه رو ندارید اینجا بحث میکنید ؟!

    کمانگیر: شرمنده ام…

  57. حمید |

    من یه دگرباش هستم اونم تو شهر لعنتی یزد شهر خشک مقدسهاوخشک مذهبها, چند سالی است که این بار سنگین جنسی وفشارهای آن را تحمل میکنم اما صدام در نمیاد

    کمانگیر عزیز فعالیتهای شما برای همچون من,فکر نمیکنم ثمری داشته باشد اما آنچه معلوم است رفاه نسلهای بعدی را در پی خواهد داشت

Commentنظر شما