حسین جان ببخش
توسط کمانگیر در روز ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۶اردیبهشت ۲۱
یک نامه در جواب یک بنده خدا.
حسین جان درخشان
من از شما معذرت می خوام. جدا ببخش. وارد حوزه ای شدم که ربطی بهم نداره. شما عفو کن. این دنیای تواه. تو از این راه نون می خوری. برای من اما موضوع فقط یک دغدغه است. مثل فوتبال برای ایرانی نوعی. عذر می خوام. قول می دم راجع بهت چیزی ننویسم تو هم یک کم بی خیال.
قربانت آرش کمانگیر
پس نوشت: دندانپزشک هم را ببینید: رفیق نارفیق.
پس نوشت دوم: ژرف هم در این باره می نویسد: جواب یک پرونده سازی.



آرش میبینم که مشهور شدی رفت. این دردسرهای سلبریتی بودنه دیگه.
ماهی تو دست ننداز ما رو میگم بخورتت ها!
[...] احساس کرد که هنوز به گوشش علاقه دارد.به همین دلیل با ان پست آخر محترمانه و زیرکانه از رینگ بیرون آمد.او هودر را [...]
آرش جان من یک پست تو وبلاگم نوشتم.فقط باید یک پست هم در مورد تو بنویسم تا عدالت رعایت بشه!اما فعلا شما پشت او عینک آفتابی مشکوک بنظر میای.
راستی!! میخواستم بگم که دقت کردی چجوری فارسی مینویسی؟؟ من احساس میکنم تو در هر مورد اول به انگلیسی فکر میکنی-بعد به انگلیسی مطلب رو در ذهنت اماده میکنی -بعد هنگام تایپ مطلب اونو در ذهنت به فارسی ترجمه میکنی و اونوقت مینویسی!!
البته این دلیلش اینه که سالهاست فارسی ننوشتی.در هر صورت سبک نوشتاری فارسیت خیلی بانمکه.
http://mhmazidi.wordpress.com/2007/05/12/
آرش به نظرمن هم شما به نظر میرسه که بیست سالی ایران نبودید:) (من هم خواستم یک نظری راجع بهت بدم حالا که همه دارن کنکاشت می کنند) بعدشم هودر که به حرفت گوش نمی ده:)
آرش یه چیز بگم بخندی. برو کامنت پست این بنده خدا رو نگاه کن. ببین چی نوشته.
He used to write regularly for Vancouver local Iranian newspapers with the same name (Arash Kamangir) back in the 90′s his group and the worker-communist party used to clash about the reform movement in Iran.
یا اینجا:
last Time i saw Arash was in a Behzad Nabavi appearance in Vancouver’s SFU university sometime in late 90′s.
تو آخه چقدر خدایی؟ سال ۹۰ مگه تو چند سالت بود که بخوای حزب و حزببازی هم بکنی؟ سال ۹۰ تازه با بهزاد نبوی هم بودی گویا!
خدایا، به این ملت پروندهساز یه جو عقل بده. فقط یه جو.
برای حسن ختام برنامه هم این کامنت رو بخون که من حاضرم شرط ببندم که خودش برای خودش نوشته:
«من بعنوان کسی که زیر و بم هر دو سایت را می شناسد معتقدم که صبحانه به نسبت دموکرات تر عمل می کند و اتفاقا بازدید کنندگان بیشتری را به لینکهای من هدایت کرده است تا بالاترین.»
دکتر مزیدی عزیز لطف دارید شما. عینک می زنم مثلا خوشتیپ بنظر برسم. شما هم اگر جایی زندگی می کردید که نصف سال منجمد بود بخدا سعی می کردید از آفتاب حداکثر استفاده را بکنید. در باب فارسی هم دوسالی بیشتر نیست آمده ام اینجا. بیشتر نکته اینه که نمی شه فارسی سلیس نوشت و بعد پاش امضا کرد “چاکریم”. به هر حال ممنون از تمام لطف شما.
ماهی عزیز نظر شما روی چشم ماست اما جدا یعنی تو هم می خوای دست بندازی ما رو؟
با سلام. جدا” موجب تأسف هست که با اینهمه استفاده به درد بخور از اینترنت کاربرهای ایرانی (لا به لای اعمال مزخرف دیگر) از آن به عنوان یک حربه بر علیه یکدیگر استفاده میکنند. به نظرم این همان فرهنگ (ناداشته) است که که از آن دم میزنیم. از یک طرف برای ساختن یک فیلم، که هیچکس (اینجا که من هستم حداقل) اصلا” به آن کوچکترین اهمیتای هم نداده، گلو جر میدهیم و چه که آی ملت آبروی چند هزار سالهی یک قوم با ساختن یک فیلم برباد رفت ولی رفتارمان اینچنین است از طرف دیگر.
آقای کمانگیر، آقای درخشان هم مثل نظام مورد علاقهشان با بحرانسازی و آویزان شدن به هر وسیلهای خود را مطرح نگه داشتهاند. به نظرم بیش از ظرفیت و شایستگی ابه ایشان توجه و اهمیت داده شده.
موفق باشید و متأسفام از این حرکت ایشان.
هاله جان ممنون از همدردیت. شرمنده فرمودی.
حسین درخشان بختکی هست که به آوار وبلاگشهر افتاده و تا وقتی خیلی از قدیمیها مدام تکرار میکنند که از زحمات حسین درخشان نمیشه چشم پوشی کرد و ایشان پدر وبلاگ فارسی تشریف دارند وضع همینه و آدم زیر بار منت خدمات ایشون خم میشه ،کوتاه میاد و چیزی نمیگه. کدوم زحمت ؟ ایشان به غیر از منتی که به سر رفقاش داره سر کسی منتی نداره.
ایشان یک متن راهنمای وبلاگنویسی تهیه کردند که حداکثر کار ۵ ساعت بوده و بس که همون هم وقتی نوبت به من رسید و خواستم استفاده کنم به جای ۵ ساعت ۵ روز علافش بودم تا فهمیدم ایشون ۵ دقیقه در سال وقت برای آپ دیتش نگذاشته.
بعضی ها هم مثل هاله خانم فکر میکنند که بهتره به حسین درخشان اهمیت نداد. برعکس باید رفتارش رو تحلیل کرد و من تابحال به غیر از نقد حامد قدوسی نقد منطقی ندیدم. خیلیها هم که میخواند با حسین درخشان مقابله کنند، از همون ابزار زشتی که اون استفاده میکنه استفاده میکنند و فحش و دری بری و توهین ابزار مقابلشونه.
من فکر میکنم فضای وبلاگ فارسی کثیفترین فضای وبلاگ جهانیه و عامل عمده اش رو هم با دید فعلیم آقای حسین درخشان میبینم.
فردای من حداقل ۱۰ ساعت دربست در خدمت آقای درخشان خواهم بود که حداقل چند چیز به من ثابت بشه:
۱ – به چه علت ایشون با اینهمه مشکلاتی که برای وبلاگشهر درست میکنند هنوز در نظر خیلی از قدیمی ها پدر وبلاگ فارسی هست ؟ آیا ریششون گرو هست؟ همدستند؟ هلاک لینک وبلاگشون هستند و خوار و ذلیل بازدید کننده؟ موضوع چیه؟ هنوز نمیدونم و سعی میکنم قاطعانه قضاوت نکنم، شاید واقعا خدمت کرده باشه.
۲- اینکه گاها اعلام کرده من بالای ده هزار هیت روزانه دارم تا چه حدصحیحه؟ تا ۴۰ هزارش رو هم شنیدم. و بررسی مقدماتی من میگه که آمارشون در ماه گذشته از لحاظ هیت کمتر از وبلاگ یک پزشک و زیتون بوده و فکر میکنم در حد متوسط حوالی ۱۰۰۰ نفر در روز( یکیش من). آمار دقیق هم دارم که بازدید کننده ماه گذشته میلادی از آمریکا ۲۴۰۰ نفر بوده. این موضوع از این بابت مهمه که به هر کسی وزن واقعیش رو بدیم و اسیر لاف و بلوف نشیم.
۳- بررسی کنم ببینم این زبان با تربیتی و فوق العاده موءدبانه ای که در وبلاگ فارسیشون به کار میبرن آیا همون زبان رو در وبلاگ انگلیسیشون هم به کار میبرند یا خیر. اگر به کار نمیبرند به عنوان شناخته شده ترین بلاگر فارسی و شاخص وبلاگ فارسی از نظر خارجیها فکر میکنم لازمه همه کمکی کنند و جهت کسب فیض مردم انگلیسی زبان و همینطور کمک به آقای حسین درخشان که شاید فرصت نکنند، پستهای زیبا و برگزیده شون رو به انگلیسی ترجمه کنیم و در وبلاگ افتخاری به نامشون پستش کنیم و به عنوان وبلاگ پدرمون بهش لینک هم بدیم و در هر کنفرانس ، مصاحبه از قبل طرف انگلیسی رو با سخنان گهربارشون آشنا کنیم تا زمینه قبلی داشته باشند. حتما آقای درخشان خوشحال خواهند شد