delphi.gifمادرم همیشه می گفت درس مثل سگ می مونه، از یادگرفتن چیزی درنرو، برو بکوب وسطش. حالا این هم شده داستان من و برنامه نویسی بانک اطلاعاتی. در تمام سالهایی که از برنامه نویسی Delphi زندگی کردم (ببینید: خبر خوب برای برنامه نویسان دلفی کار) همیشه از بانک اطلاعتی در رفتم. حتی یکبار یک پروژه بانک اطلاعاتیی به تورم خورد که نشستم با یک گونی  Object نوشتمش.

سر داستان “کی به کیه؟” اما کفگیرم عمیقا به ته دیگ خورده. همین الان ۱۳۰٫۰۰۰ سایت توسط ربات پیدا شده و خوندن و ذخیره کردن این حجم اطلاعات ده دقیقه طول می کشه. نکته اینه حجم گراف به توان دوی این عدد ربط داره و این یعنی وحشتناک.

اینه که افتادم به فکر پیاده کردن سیستم روی یک هسته بانک اطلاعاتی. قدم اول البته یاد گرفتن این داستانهاست. گشتم یک فایل قدیمی پیدا کردم که داستان رو توضیح می ده. این پایین می گذارمش برای آیندگان. اندرباب کپی رایت هم گویا نداره.