توسط
کمانگیر
در روز ۲۸ آذر ۱۳۸۶
آذر
۲۸

شاید به خاطر داشته باشید که جولای/تیر امسال، لیسا گلدمن وبلاگ نویس اسراییلی در یک سفر اعلام نشده و به کمک پاسپورت کاناداییش به لبنان رفت تا برای یک تلویزیون اسراییلی از لبنان بعد از جنگ گزارش تهیه کند (
کمانگیر انگلیسی).
آبان امسال واحد جرمهای جهانی پلیس اسراییل اولین بازجویی را ازلیسا بعمل آورد. جرم او به خطر انداختن امنیت اسراییل است. قانونی که بر اساس آن به لیسا اتهام وارد شده است "جلوگیری از نفوذ" نام دارد و در سال 1954 تصویب شده است. به این ترتیب او متهم است که خود را در معرض دزدیده شدن توسط گروههای مخاصم قرار داده و به این ترتیب دولت اسراییل را در خطر مذاکره با دشمنانش و احتمالا آزادی اسرا جنگی قرار داده است (
وبلاگ انگلیسی لیسا).
لیسا در مقاله ای در هاارتز
می نویسد:
دوست وبلاگ نویس مصریم از من پرسید "نمی توانم باور کنم که اسراییلی ها هم به اندازه همسایگانشان عقب افتاده هستند"
در رسانه های ایران بنظر می رسد فقط پرس تی وی
موضوع را گزارش کرده است. لیسا ممکن است به چهارسال زندان محکوم شود.
کاملا بر خلاف این خانم (یا دوست مصریشان، فکر میکنم یک همچین قانونی در شرایطی که کشوری مثل اسراییل دارد نه تنها بسیار عقلانی بلکه ضروری هم هست. استناد به قانون مصوب مجلس آن کشور هم برای اثبات اینکه اسراییل هم مثل مصر عقب مانده است کلا مغلطه است! چرا که باید دلیل وضع این قانون را دید که زمین تا آسمان با قوانین مشابه (مثلا غیر قانونی بودن سفر اتباع ایران به اسراییل) متفاوت است.
شما دارید راجع به کشوری صحبت میکنید که وجود خود را در خطر و تهدید میبیند و عملا در شرایط جنگی بسر میبرد. اینطور باشد چرا به قانون خدمت سربازی اجباری در اسراییل اعتراض نمیکند؟ (در اسراییل همه مردان و زنان باید بطور دوره ای در ارتش خدمت کنند)
اتفاقا به نظر من بد نیست کشورهای دیگر هم برای سفر اتباع خود به مناطق نا امن یک چنین قوانین پیشرویی وضع کنند تا جلوی اتفاقاتی مانند آنچه در افغانستان برای تعدادی از اتباع کره جنوبی رخ داد گرفته شود. زمانی که یک فرد بی مسولیت تنها برای ارضای شخصی یا پول، چنین کاری میکند در واقع کشور خود را در نقطه ضعف در مقابل دشمن قرار میدهد. اگر این خانم را یک گروه تندرو مثلا یک شعبه القاعده می ربودند آیا همان تلویزیون و خانواده و خود خانم انتظار نداشتند که دولت اسراییل به دشمنش امتیازاتی بدهد، یا پول بدهد یا … تا ایشان مثل یک قهرمان به وطن برگردند بعد هم یک کتاب خاطرات از سختیهایی که کشیدند بنویسند و یک شبه هم به شهرت و پول برسند و بشون قهرمان مقاومت و آزادی!(-:
کمانگیر: در مقاله هاآرتر لیسا میگه حاضر بوده با مسولیت شخصی بره. مثال هم می زنه که در موقعیت مشابهی که کسی ربوده شده و دو ملیت داشته اسراییل خیلی زحمتی برای آزادی اش نکشیده.
فکر میکنم چیزهایی که در حال حاضر خانم گزارشگر بیان میکنه بیشتر توجیه عمل انجام شده است و در کل نقض غرض هست. ایشون اگر میگفتند از این قانون بی اطلاع بودند و قصد دور زدن قانون را نداشتند بنظرم بهتر می بود! بنظر من اگر فکر میکنیم یک قانون غلط هست راه برداشتنش نقض قانون نیست! ولی خوب شکستن قانون راحتتر هست و دلیل اینکار ایشون هم همین بوده. و الا یک سندی، کاغذی ، تعهدی، وصیتنامه ای! قبل از رفتن از خودشون میگذاشتن و این تعهد شخصی رو اعلام میکردند.اینکه دولت اسراییل برای آزادی افراد ربوده شده دو ملیتی به اندازه کافی سعی نکرده اولا نشون میده که خانم گزارشگر از احتمال ربوده شدن و اتفاقاتی که بعدش میافته بخوبی آگاه بوده و از طرفی هم این قضاوت شخصی ایشونه که تلاش انجام شده کافی نبوده! (خیلی زحمت یعنی چقدر زحمت؟!) مسلما اینطور مسایل برای هر شخص خاص بطور جداگانه بررسی میشه و عمل میشه. بنده هم از اقدامات دولت اسراییل نه راضی هستم و نه آگاهی کامل دارم ولی موضوع اصلی که مرتب میبینم و آزار دهنده است این قضیه بزرگ نمایی اعمال غیر قانونی در جهت مظلوم نشون دادن فرد خاطی هست! حالا میخواد پوشیدن چکمه ساق بلند در ایران باشه یا سفر یک اسراییلی به یک منطقه نا امن. برای نمونه خدمت شما میگم که کره ای هایی که در افغانستان ربوده شدند بعد از آزادی بارها از مردم عذر خواهی کردند و حتی گفته شد که باید هزینه های این آزادی رو بپردازند. در حالیکه اونها یک گروه خیریه مبلغ بودند و تازه نفع شخصی (جز ارضای روح!) از این سفر به افغانستان نداشتند. دولت کره هم هیچ قانونی برای منع سفر نداره و فقط توصیه اکید کرده بود که اتباعش به افغانستان سفر نکنند.
اگر کسی فکر میکنه قانونی بد و عقب افتاده است صحیحش اینه که برای تغییر قانون تلاش کنه. پس این دموکراسی که میگن به چه دردی میخوره؟ تا جایی هم که من اطلاع دارم مطبوعات اسراییل از خیلی کشورهای مدعی آزادی، آزادتر هستند، پس امکان اینکار وجود داره.
یک چیزی مشخصه که در این پرونده چه این خانم گناهکار شناخته بشه چه بی گناه باز هم برنده واقعی همین خانم هست! خودش هم اینرو میدونه و بدش نمیاد که موضوع هرچه بیشتر سر و صدا بپا کنه. (شما که با شیوه های رسانه ها آشنا هستید)
کمانگیر: بیراه نمی گی رفیق.
اهر جان دقیقا از همین توجیه شما میشه استفاده کرد برای تمام اعمالی که جمهوری اسلامی انجام میده.
ما راجع به کشوری صحبت میکنیم که در مجموع بعنوان یک نمونه خوب از دموکراسی شناخته میشود (با در نظر گرفتن شرایط جنگی در اسراییل اگر نگاهی به رسانه های این کشور بیندازید میبینید که خیلی راحت از دولت یا هر قدرتی انتقاد میکنند). صحبت از عمل این خانم خبرنگار که میکنیم موضوع اینستکه ایشان پیش از رفتن داد و قالی و نشر اخباری در مورد این قانون عقب افتاده! یا بد! نکرده در حالی که میدانسته همچین قانونی هست. بنظرم مقایسه این موضوع با حالتی که در ایران هست قیاس درستی نیست. و در هر حال بنده به قانون شکنی بدون پرداختن هزینه های مترتب بر آن برای تغییر قانون اعتقادی ندارم. در اینمورد هم نمونه های زیادی هست که میشود به آنها توجه کرد.
چون صحبت از جمهوری اسلامی کردید خدمتتان عرض میکنم،راستش را بخواهید باور دارم که جمهوری اسلامی نظامی دموکراتیک است (به معنی انتخاب اکثریت و نه معنای امروزی و پیشروی آن) و بنابراین باز هم دلیلی نمیبینم که قانون شکنی را موجب رسیدن به قوانین “خوب” یا “عقب نیافتاده!” بدانم. جدای از اینکه اینها مفاهیمی نسبی هستند و بخودی خود بی معنی. منظور اینکه، خواست مردم در قالب انتخابات منجر به تشکیل یک مجلسی شده است و انتخاب یک رییس جمهوری و… کلا یک سیستم. حالا چه کسی میتواند بگوید چه کاری خوب است چه کاری بد؟! چه قانونی عقب افتاده است چه قانونی جلو افتاده! بنظرم مردم. حالا اگر همین مردم برای خاطر ناموس! آدم میکشند و اگر کسی به فلان حضرت (ص) و بهمان (ع) شک ببرد گردنش را میزنند و از ترس آبرو دخترشان را میکشند … شما انتظار دارید چطور انتخابی از دل این ماجرا بیرون بیاید؟!(-:
اگر همین امروز از افغانستان تا مصر یک انتخابات آزاد برگزار بشود همه جمهوری اسلامی (گیریم با ۱۰۰ جور اسلام مختلف!) میشوند. این ربطی به حکومت امروز ایران ندارد. چون اگر ای برادران هم با انتخابات را با تصویب صلاحیت برگزار میکنند اول اینکه صدا از دیوار در بیاید از مردم در نمیاید، دوم اینکه اگر انتخابات آزادی هم باشد این جمهوری اسلمی نیست که عوض میشود! حکومت مردانش عوض میشوند.
در حاشیه یا خاطره ای افتادم، زمانی که در ایران بودم بواسطه شغل تقریبا به همه استانها سفر کردم، در همه جا شما میتوانید در صف نان یا در تاکسی یا حتی در یک اداره دولتی و پیش یک استاندار! از رییس جمهور و مجلس و مدیران و حتی شخص رهبر بدگویی کنید (چه درست چه غلط) به نامشان لطیفه تعریف کنید و… خیلی هم استقبال میکنند و کم پیش میاید که کسی نخواهد بشنود ولی کافیست به ساحت مقدس امامزاده شمس المجهول! کوچکترین کلامی بفرمایید تا از کار و زندگی ساقط بشوید! چه برسد به حضرت (ص) و امیر (ع) و..
خلاطه اینکه ایراد را دوست من در جمهوری اسلامی نگرد که پیدا نمیکنی، ایراد جای دیگری است، ریشه این تعصب و خشونت جای دیگری است.