حتما خبر دارید که رضا ولی زاده روزنامه نگار، وبلاگ نویس، و صاحب سایت بازنگار بدلیل نوشتن یک پست در وبلاگش دستگیر شد. بعد از چندروز بی خبری، در آخرین پست وبلاگ ایشون “توبه نامه” ای می خونیم که گذشته از همه مسائل دیگه، در اون ایشون عملا خودشون رو بدلیل نوشتن اون پست تخطئه می کنند

قصد من از انتشار آن خبر، صرفا اطلاع‌رسانی بوده است. به عنوان یک روزنامه‌نگار که در تمام عمر مطبوعاتی‌ام هرگز در حوزه سیاست کار نکرده‌ام و همواره به عنوان خبرنگار ادب و هنر فعالیت داشته‌ام، موضوعاتی از این دست را به عنوان مسائلی جذاب و جدید که از اساس، مناسب وبلاگند تا رسانه‌های رسمی‌تر و فراگیرتر، صرفا اخباری می‌دانم که می‌توانند در فضای کم و بیش خصوصی وبلاگ مطرح شوند، بنابراین مایل نیستم خبرم به موضوعی برای سوء استفاده رسانه‌های هدفمند تبدیل شود. (تاکید از من)

فهمیدن اینکه آقای ولی زاده در چه شرایطی این پست رو نوشته اصلا سخت نیست، زمانی که می فهمیم پستی که ایشون بدلیلش دستگیر شد از وبلاگ ایشون پاک شده. علاوه بر این بازنگار هم از کار افتاده.

اینجا یک سوال مهم اخلاقی پیش میاد. بعنوان یک وبلاگ نویس آیا حق داریم موضوع رو ادامه بدیم؟ آیا حق داریم بپرسیم ولی زاده در چه شرایطی نظرش عوض شده؟ تا جایی که من می فهمم کسی که وضعیت ولی زاده رو بیش از همه می فهمه شخص ایشون ه. با عدم دسترسی به ایشون بنظر تنها کار ممکن شلوغ تر نکردن اوضاست. نظر شما چیه؟