بایگانی مربوط به بهمن, ۱۳۹۱

نامه‌ی وارده – چرا «ضرورتِ شرکت در انتخابات» ضرورت دارد؟

این نامه‌ی وارده را «پسری از تهران» فرستاده است. عکس را من اضافه کرده‌ام.

چرا «ضرورتِ شرکت در انتخابات» ضرورت دارد؟

به نظر می‌رسد آن‌چه که با نام «اُپوزیسیونِ» حاکمیت کنونیِ ایران می‌شناسیم، از فعلی با عنوان «شرکت‌کردن در انتخابات» خسته شده‌است. کم‌تر گروهی از مخالفان را می‌توان یافت که تمایل مشخصی نسبت به شرکت در انتخابات ریاست جمهوریِ پیشِ‌رو نشان داده باشد و این بی‌میلی، آشکارا به سرخوردگیِ ناشی از انتخابات ۸۸ بازمی‌گردد، هرچند که حسِ «بازی‌خورده»بودن، تنها یکی از حالت‌های سرخوردگیِ یادشده است.

اگر چراییِ تحریم یا شرکت‌نکردن در انتخابات، کنار گذاشته شود، به پی‌آمدهای آن می‌شود نگریست. فرض کنید «ما» بگوییم: «انتخابات را تحریم می‌کنیم.» این فرض را داشته باشید. از سوی دیگر، تجربه نشان داده که حاکمیت، همیشه با طراحی یا به‌کارگیریِ روش‌های مختلف، عده‌ی نسبتاً زیادی را به پای صندوق‌های رأی می‌کشاند. به فرض بازگردید: فرض ما چه عملی شود، چه نشود، آن‌کس که به «حضور پُرشورِ مردم» نیاز داشته‌است، فردای انتخابات، به خواسته‌ی خودش می‌رسد، و با تیترهای دُرُشت، رسانه‌ها را از «حضور حماسی» و «شرکتِ اکثریت مردم» پُر می‌کند. مطمئناً پس از این اتفاق، به «ما»یی که انتخابات را تحریم کرده بودیم، خواهند گفت: «دیدید مردم شرکت کردند؟ دیدید تحریم شما به جایی نرسید؟ دیدید حضور پرشورِ مردم رو؟» روشن است که چه با تحریم ما، چه بدون تحریم ما، جمعیتِ زیادی را پای صندوق‌های رأی خواهیم دید.

حالا فرض کنید «ما» می‌گوییم: «شرکت در انتخابات ضروری است.» در این حالت، آن‌کس که به حضور مردم نیاز داشته، جمعی از «غیرِخودی‌ها» را هم به‌ناچار، متحمل می‌شود؛ آن‌وقت است که پاسخ‌هایی مثل «دیدید حضور پرشورِ مردم رو؟» کارکردِ خود را از دست خواهند داد: حضور پُرشور مردم، به پای «ما» هم نوشته خواهد شد یا حداقل، فقط به پای هواداران، یا واداربه‌هواداری‌شده‌ها، نوشته نخواهد شد. این‌جاست که شرکت در انتخابات، به نمایش‌گرِ بزرگی برای نشان‌دادنِ زنده‌بودنِ «ما» تبدیل می‌شود، و به بیان بهتر، حضورِ مخالفانِ نظام کنونیِ ایران در این انتخابات، وسیله‌ای می‌شود برای اعتراض به همان نظامی که انتخابات را ترتیب داده‌است.

فراموش نکنیم که در انتخاباتِ پیشِ‌رو، می‌توان به «انتخابات واقعی و آزاد» رأی داد. با این‌کار، تلاشِ نظام برای جلبِ نظر مردم به شرکت‌کردن، به سازوکاری علیهِ خودش تبدیل خواهد شد که دو گزینه را پیشِ روی‌اش خواهد گذاشت: یا تغییر و اصلاح را خواهد پذیرفت، یا ناخواسته با یک گسستِ بنیادی روبه‌رو خواهد شد.

مرتبط چرا شرکت در انتخابات حالا بیشتر از هر زمانی یک ضرورت است

چرا شرکت در انتخابات حالا بیشتر از هر زمانی یک ضرورت است

شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده، حداقل به سه‌دلیل یک ضرورت است. توضیح می‌دهم.

پدیده‌ی انتخابات در سال‌های اخیر در ایران، به کاریکاتوری از این نهاد اجتماعی تبدیل شده‌است. حوادث خون‌بار ِ پس از انتخابات ۸۸ نشان داد که گروه حاکم برای حفظ سیطره‌اش حاضر است به شهروندان در خیابان شلیک کند. و این‌همه ضرورت شرکت در انتخابات یازدهم را بیشتر می‌کند.

این‌جا دارم درباره‌ی انتخابات در چهارچوب ایران ِ ۱۳۹۲ حرف می‌زنم. این یعنی انتخاباتی که در آن بسیاری از نامزدها نمی‌توانند شرکت کنند، و تردیدهای جدی درباره‌ی صحت شمارش آرا وجود دارد. بدیهی فرض می‌کنم که نامزدهای این انتخابات ملزم به حفظ حریم‌هایی در هنگام فعالیت انتخاباتی هستند، و به‌اصطلاح ساختار باید «خودی» باشند.

با شرکت‌نکردن در انتخابات، گروهی که ادعا می‌کند گزینه‌ای دربرابر وضعیت سیاسی موجود دارد فرصت تمرین سیاست را از دست می‌دهد. فعالیت در فضای اجتماعی، یارگیری و جذب افکار عمومی، و انجام موفقیت‌آمیز مانورهای سیاسی همگی نیازمند تمرین و تکرار این فن هستند. برای تمرین ِ شرکت موفقیت‌آمیز در انتخابات باید در انتخابات شرکت کرد. علاوه بر این، گروهی که می‌خواهد روزی در انتخابات پیروز شود باید برای رای‌دهندگان آشنا باشد. نام‌ها، شعارها، و برنامه‌ها یک‌شبه طرف‌دار پیدا نمی‌کنند. به این‌دلیل، شرکت در انتخابات مهم است.

اما این دو صرفا دلایل ِ کوچک‌تر ِ ضرورت ِ شرکت در انتخابات هستند. و نکته‌ی مهم این است که این دو دلیل، هردو، به گروه‌های سیاسی مرتبط می‌شوند. مهم‌تر از این دو، ضرورت شرکت شهروندان در انتخابات است.

انتخابات به گروه ِ حاکم تعلق ندارد. انتخابات فرایندی است که به جامعه‌ی شهروندی امکان می‌دهد که نیروهای سیاسی را در قدرت جابه‌جا کند و مهم است که این ابزار در تملک شهروندان باقی بماند. دموکراسی یک فرایند است و با تمرین به‌دست می‌آید، تقویت می‌شود، و پابرجا می‌ماند. انتخابات یکی از ابزارهای حفظ و تقویت دموکراسی است. شهروندان باید یاد بگیرند که چگونه در انتخابات شرکت کنند و چگونه آن را از دست‌برد گروه‌های قدرت حفظ کنند. اگر به این دلیل‌که گروه ِ حاکم ِ فعلی، بعد از انتخابات چماق‌به‌دستانش را روانه‌ی خیابان کرده‌است، شرکت در آن را تحریم کنیم، نه فقط خود را از تمرین دموکراسی واداشته‌ایم، که، و این نکته‌ی اساسی است، با تحریم انتخابات این ابزار ِ مهم دموکراسی را به اشغال‌گران نهادهای قدرت واگذار کرده‌ایم.

نباید فراموش کنیم که صاحب ِ قدرت، شهروندان یک جامعه هستند و انتخابات تیغ ِ برنده‌ی شهروندان برای ازجاکندن هرکسی است که خیال دیکتاتوری در سر دارد. این‌که دیکتاتور ِ این روزگار، انتخابات را به مسخره گرفته‌است، هرگز بهانه‌ی خوبی برای این نیست که فراموش کنیم که صاحب این ابزار من و توی شهروند هستیم.

بوضوح در این چهارچوب وقتی می‌گویم «شرکت در انتخابات»، منظورم لزوما رای‌دادن به یکی از نامزدهای ردشده از فیلتر حاکمیت نیست. مهم شرکت در فرایند انتخابات است. می‌شود به یکی از نامزدهای رد صلاحیت‌شده رای داد، یا به یک فعال اجتماعی و زندانی سیاسی. یا به یک مفهوم، مثلا «آزادی» یا حتی خود «انتخابات».

قلدر می‌خواهد نهاد انتخابات را در ذهن‌های ما تصاحب کند و ما نباید بگذاریم موفق شود.

عکس از این‌جا

درباره‌ی دختر هند و پسران هند

رفیقی می‌گفت «لباسی که دختر پوشیده بوده در این‌که بهش تجاوز شده تاثیر داشته». رفیق دیگری می‌گفت «نباید این حرف را بزنی». من می‌گفتم «حرفی که می‌زنی درست است اما ازش نتیجه‌ای که می‌گیرند را نمی‌شود گرفت». توضیح می‌دهم.

لباس دختری که بهش تجاوز شده است، حتما در جنایتی که اتفاق افتاد موثر بوده است. این‌که بدنش بوی بد نمی‌داده است هم حتما بی‌اثر نبوده است. زیبایی دختر هم حتما در این اتفاق تاثیر داشته است. این جمله‌ها یعنی یک نفر می‌تواند به آمار تجاوز نگاه کند و ببیند که دختران خوش‌ظاهر ِ خوش‌پوش ِ خوش‌بو بیشتر از دیگران مورد تجاوز قرار می‌گیرند. این یعنی دو اتفاق ِ آماری با هم همبستگی دارند؛ ظاهر ِ یک نفر و این‌که دیگران به او تجاوز کنند. تا این‌جا حرف درست است.

حتی از این جلوتر هم می‌شود رفت. بین تجاوز به دختر و ظاهرش ارتباط سببی وجود داشته است. یعنی یکی از سبب‌های تجاوز، ظاهر دختر بوده است. اگر یک دختر که بدنش بو می‌داد یا یک پسر سوار همان اتوبوس می‌شد احتمال این‌که به او تجاوز بشود کم‌تر بود. این حرف هم درست است.

اما نکته‌ی اساسی این است که این فقط بخشی از اتفاقی است که افتاده است. این روایت، دنیای بزرگی از عواملی که به این جنایت منجر شده است را ندیده می‌گیرد. در این نگاه، جامعه‌ی اطراف چیزی است که هست و کاری‌اش نمی‌شود کرد و تو باید از خودت دربرابرش محافظت کنی. مثلا سرت قیر بمالی و بوی گند بدهی، چون موجودات گرسنه‌ای دور و بر تو می‌پلکند که ساق پای «جنس لطیف» حس تجاوزشان را راست می‌کند. دهانی که می‌گوید «جذاب نباش تا به تو تجاوز نشود» یک فرض ِ نگفته دارد. فرض می‌کند «طبیعی» است که به آدم جذاب تجاوز می‌شود. این‌طور بوده و این‌طور خواهد ماند. و منطقی برای تلاش برای تغییر این ذهنیت وجود ندارد.

این نگاه را اسم‌اش را می‌گذارم «حفظ وضعیت موجود». می‌گوید مردان موجودات حریصی هستند که می‌خواهند روی هر دختر زیبایی بپرند، پس تو زیبا نباش. دربرابر این نگاه، یک رویکرد «خشونت فعال» وجود دارد، که می‌گوید «چرا دختران باید این اجازه را داشته باشند که به لحاظ روانی به مردان جوان فشار بیاورند و تمرکز، آرامش و خانواده آنها را تهدید کنند؟» در این یکی، مرد قربانی تجاوز است. مرد آلت ِ درازی است که به زور در شلوار نگه داشته شده و لاجرم زیبای دم دست را مورد تجاوز قرار خواهد داد و این اتفاق غم‌انگیزی است، چون در آن، آلت مورد تجاوزکرده‌شدگی قرار گرفته است.

حرف رفیقم درست است اما دوربین‌اش روی فرد تمرکز کرده‌است. به فرد می‌گوید در جامعه‌ی گرگ چه کند که آزار نبیند. نمی‌گوید جامعه را چطور باید امن‌تر کرد. برای یک اتفاق بزرگ، کوچک‌ترین و ضربه‌پذیرترین عنصر را سرزنش می‌کند. و مهم این‌که نگاهی مردانه است. صدایی است که از میکروفونی بیرون می‌آید که به مرد ِ متجاوز داده می‌شود که بگوید «راستی، دامن‌ات هم کوتاه بود».

عکس از اینجا

نامه‌ی وارده – دانستنِ کمی عربی/فقه/قانون بد نیست

این نامه‌ی وارده را «یک نفر» فرستاده است. قبلا به همین قلم «نامه‌ی وارده –این اپوزیسیون محترم» و «نامه‌ی وارده – چند پرسش درباره‌ی واقعه‌ی اخیر در زمین فوتبال» در همین وبلاگ منتشر شده‌بود. عکس را من اضافه کرده‌ام.

دانستنِ کمی عربی/فقه/قانون بد نیست

ایسنا در تاریخ چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۱ خبری درج کرده است که متن آن در زیر آمده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، شعبه ۷۸ دادگاه کیفری استان تهران در رای کلاسه ۱۶۸/۷۸/۹۱ آورده است،‌ مجری معروف صدا و سیما که با شکایت دختری جوان به «زنای به عنف و با اکراه» متهم شده است، پس از برگزاری جلسات دادگاه و اخذ اظهارات شاکی و دفاعیات متهم، در نهایت به جهت ایجاد شبهه برای دادگاه در موضوع اتهامی زنای به عنف و با اکراه و بر اساس مصداق قاعده درء و به استناد به مواد ۵۴ و ۱۷۷ قانون آیین‌دادرسی کیفری از اتهام زنای به عنف با شرایط احصان تبرئه شده است.

دادگاه هم‌چنین اعلام کرده است که متهم بر اساس احراز بزهکاری در ملاقات با شاکیه پیش از اجرای صیغه عقد موقت و با استناد به ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی به تحمل ۸۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم می‌شود.

بر اساس اعلام دادگاه، رای صادره حضوری بوده و ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در دیوان عالی کشور است.

راستش با اینکه فارسی من بد نیست در فهم این متن دچار مشکل شدم. مشکل من بیشتر بابتِ دو قسمتی بود که آن را با حروف سیاه نشان داده‌ام.  برای فهمِ متن به منابع حقوقی روی آوردم. قاعده درء و شرایط و حدودِ آن در اینجا مفصل توضیح داده شده است. بنا به این منبع، “به موجب این قاعده با وجود تردید در حرمت عمل یا وقوع یا انتساب آن به متهم یا تردید در علم متهم به حرمت عمل یا ماهیت موضوع یا اختیار وی در ارتکاب عمل نمی توان حکم به مجازات کرد.” در این منبع، توصیح بیشتری در باب قاعدۀ درء یا دراء آمده است. مطابق این توضیح:

در حقوق کیفری ایران، در مباحث مربوط به حدود و بنا به قول بسیاری تعزیرات (وحتی بنا به اعتقاد معدودی قصاص)، اشتباه و یا جهل به حکم قانون و یا موضوع حکم، رافع مسئولیت کیفری است. این امر(در مورد اشتباه در حکم قانون) بر خلاف اصلی مبرهن است که مقرر می دارد “جهل به قانون، رافع مسئولیت کیفری نیست.” […]

“قاعده دراء”، مبنا و پایه این استثناء قانونی شده در حقوق کیفری ایران (و به تبع فقه امامیه) است. […]

در این خصوص، پاره ای معتقد به اعتبار حصول شبهه نزد قاضی و عده ای معتقد به اعتبار حصول آن نزد متهم هستند.

احصان را دانشنامه موضوعی قران چنین تعریف کرده‌است:

این واژه، در اصطلاح فقه جزایى، گاه به‌معناى همسر داشتن، در زن یا مرد، به‌کار رفته است که ارتکاب زنا در این وضعیّت، مجازات را تشدید مى‌کند و از ۱۰۰ تازیانه به سنگ‌سار شدن (رجم) مبدّل مى‌شود.

شرایط احصان گویا در قانون نیامده است چون رئیس کمیسیون حقوقی قضایی مجلس شورای اسلامی در اول آبان ۱۳۹۱ گفته بود: ” شرایط احصان در قانون نیامده و به منظور روشن شدن این بحث ماده‌ای مجزا را وارد کردیم که با چه شرایطی زنا محصنه و در چه شرایطی غیرمحصنه تلقی می‌شود.” تا آنجا که من می‌دانم، قانون موردنظر هنوز نهایی نشده است.  اما این منبع به نقل از تحریرالوسیله، شرایط احصان را چنین ذکرکرده است:

اول- نزدیکى در قبل اهلش‌؛ ولى نزدیکى در دبر او احتیاطا موجب نمى‌شود. پس اگر عقد نماید و با او در خلوت کامل باشند یا با او در ما بین دو ران یا به کمتر از حشفه یا به کمتر از مقدار حشفه در کسى که حشفه‌اش بریده شده است مجامعت نماید و در پیدا شدن دخول، شک نماید مرد و زن محصن و محصنه نمى‌باشند. و ظاهر آن است که انزال منى، شرط نیست؛ پس اگر ختانان (عورت مرد و زن) همدیگر را ملاقات کنند، تحقق پیدا مى‌کند و سالم بودن خصیه‌ها شرط نیست.

دوم- اینکه کسى که با اهلش وطى مى‌کند احتیاطا بالغ باشد‌؛ پس اگر بچه‌اى و لو اینکه نزدیک بلوغش باشد، دخول نماید احصانى نیست، کما اینکه زن- به اینچنین- محصنه نمى‌شود. پس اگر او را وطى کند در حالى که بالغ نباشد سپس در حالى که بالغ است زنا نماید احتیاطا محصن نمى‌باشد و لو اینکه زوجیت باقى و مستمر باشد.

سوم- در وقت دخول به زوجه‌اش، احتیاطا عاقل باشد‌؛ پس اگر در حال صحتش ازدواج نماید و به او دخول نکند تا اینکه دیوانه شود سپس در حال جنون با او نزدیکى کند احتیاطا، احصان تحقق پیدا نمى‌کند.

چهارم- اینکه وطى در عورتى باشد که به عقد دائمى صحیح یا ملک یمین، مملوک او باشد‌؛ پس احصان، به وطى زنا و وطى شبهه و همچنین به متعه، تحقق پیدا نمى‌کند. پس اگر متعه‌اى داشته باشد که صبح و شب در رفت و آمد با او است، محصن نمى‌باشد.

پنجم- اینکه به وطى عورتى که بر آن صبح و شب در رفت و آمد است، که هر وقت بخواهد متمکن از نزدیکى مى‌باشد.‌؛ پس اگر دور یا غائب باشد که متمکن از وطى او نباشد غیر محصن است. و همچنین است اگر حاضر باشد لیکن به خاطر مانعى از قبیل زندانى بودن خودش یا زندانى بودن زوجه‌اش یا مریض بودن زوجه که وطى او ممکن نباشد یا ظالمى او را از جمع با او‌ منع نماید، قدرت نداشته باشد، محصن نمى‌باشد.

ششم- اینکه حرّ باشد.

مواد ۵۴ و ۱۷۷ قانون آیین‌دادرسی کیفری را از اینجا نقل می‌کنم:

ماده ۵۴ – متهم در دادگاهی محاکمه می شودکه جرم در حوزه آن واقع شده است واگر شخصی مرتکب چند جرم درجاهای مختلف بشوددر دادگاهی رسیدگی خواهد شد که مهمترین جرم در حوزه آن واقع شده و چنانچه جرایم ارتکابی از حیث مجازات در یک درجه باشد دادگاهی که مرتکب در حوزه آن دستگیرشده رسیدگی می نماید و در صورتی که جرائم متهم در حوزه های قضائی مختلف واقع شده باشد و متهم دستگیر نشده ، دادگاهی که ابتدائا” شروع به تعقیب موضوع نموده ، صلاحیت رسیدگی به کلیه جرائم مذکور را دارد.

ماده ۱۷۷ – پس از ارجاع پرونده به شعبه دادگاه و عدم نیاز به تحقیق و یا اقدام دیگر دادگاه بشرح زیر عمل می نماید

الف – چنانچه اتهامی متوجه متهم نبوده یا عمل انتسابی به وی جرم نباشد دادگاه اقدام به صدور رای برائت و یا قرار منع تعقیب می نماید.

ب – در غیر موارد فوق چنانچه اصحاب دعوا حاضر باشندو درخواست مهلت نکنند و یا دادگاه استمهال را موجه تشخیص ندهد و یادرخصوص حقوق الناس ، مدعی ، درخواست ترک محاکمه را ننماید با تشکیل جلسه رسمی مبادرت به رسیدگی و صدور رای می نماید.

ج – در صورت عدم حضور اصحاب دعوا یا درخواست مهلت برای تدارک دفاع یا تقدیم دادخواست ضرر و زیان ، دادگاه ضمن تعیین جلسه رسیدگی مراتب را به اصحاب دعوا اعلام می نماید.

تبصره ۱ – در صورت درخواست مدعی مبنی بر ترک محاکمه ، دادگاه قرار ترک تعقیب صادر خواهد کرد. این امر مانع از طرح شکایت مجدد نمی باشد.

تبصره ۲ – فاصله بین ابلاغ احضاریه و موعد احضار حداقل سه روز است وهرگاه موضوع فوریت داشته باشدمی توان متهم رازودتراحضارکرد.

مادۀ ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی به نقل از سایتِ معاونتِ آموزش دادگستری تهران به قرار زیر است:

ماده ۶۳۷ – هرگاه زن و مردی که بین آنها علقه زوجیت نباشد ، مرتکب روابط نامشروع یا عمل منافی عفت غیر از زنااز قبیل تقبیل [بوسیدن] یا مضاجعه [همبسترشدن] شوند ، به شلاق تانودونه ضربه محکوم خواهند شد و اگر عمل با عنف واکراه باشد فقط اکراه کننده تعزیر می شود.

شرح و تفسیر این ماده را در اینجا ، اینجا و اینجا می‌توان خواند.

با توجه به این توضیحات، من خبر ایسنا را این‌گونه می‌فهمم: دختری جوانی از مردی، که دستِ بر قضا مجری مشهور تلویزون نیز هست، شکایت می کند که به زور به وی تجاوز کرده است. احتمالاً مرد متأهل بوده ولی در احراز شرایط احصان شبهه و تردید وجود داشته است (نمی‌دانیم تردید از اطمینان یافتنِ قاضی بوده یا از متهم در یادآوری ماجرا). درنتیجه متهم از اتهام تجاوز به زور تبرئه شده است. اما متهم “پیش از اجرای صیغۀ عقد موقت” مرتکب نوعی بزهکاری” شده که از مصادیق مادۀ ۶۳۷، یعنی “روابط نامشروع یا عمل منافی عفت غیر از زنااز قبیل تقبیل یا مضاجعه” بوده است. متهم به سببِ این بزهکاری به هشتاد ضربه شلاق محکوم شده است. متن خبر البته به ما نمی‌گوید صیغۀ عقد موقت کی و کجا جاری شده است و چگونه صحتِ آن برای قاضی احراز شده است. آیا دختر به عقد موقت رضایت داده و صرفاً شکایتش این بوده که چرا قبل از جاری شدنِ عقد نوعی بزهکاری صورت گرفته است؟

اظهارنظر درموردِ محتوای این پرونده و ابعادِ حقوقی آن در صلاحیتِ من نیست. اما این بار اول نیست که متهمی با استناد به عقدِ موقت از اتهام تجاوز رهایی می‌یابد. مثلاً نگاه کنید به اینجا که دادستانِ زنجان در موردِ تعرض معاونِ دانشگاه زنجان می‌گوید: “هر دو متهم در تحقیقات اولیه عنوان کردند که الفاظ عقد موقت را این دختر دانشجو تکرار کرده” یا توجه کنید به خبرهای اینجا، و اینجا. در مصاحبه‌ی شاکی مندرج در سایتِ عصر خبر این مطلب به صراحت ذکر شده است:

“بعد چه اتفاقی افتاد؟ شما اعتراضی نکردید و یا اینکه بلافاصله به پلیس خبر بدهید؟

او باز هم همان جا با حرف‌هایش مرا فریب داد و گفت چه فرقی می‌کند. ما که قصد داریم ازدواج کنیم، چه تفاوتی دارد که حالا این اتفاق افتاده باشد یا سه ماه دیگر. من هم راضی کرد که می‌توانم صیغه محرمیت بخوانم.

یعنی قبل از این جریان صیغه محرمیتی بین شما جاری نشده بود؟

نه.

گویا برای انجام صیغه محرمیت دختر، به اجازه پدر لازم است.

من خیلی وارد به این جزئیات نیستم. فقط آن زمان از من پرسید که مرجع تقلید تو کیست و وقتی به او گفتم، گفت که صیغه محرمیت برایت می‌خوانم. ضمن اینکه در آن مقطع زمانی این اتفاق برای من پیش آمده بود و من هم فکر می‌کردم که این ازدواجی که او به من وعده می‌دهد، انجام می‌شود. “

با توجه به ظرفیتِ ناچیز نظام حقوقی ایران برای مجازاتِ صاحبانِ ثروت و قدرت (مگر در موارد تعرّض به ساختار سیاسی)، زنانِ قربانی تجاوز کمتر مجال دادخواهی می‌یابند. توسل به بهانه‌ی صیغه حربه‌ی خطرناکی علیه این قربانیان است.