بایگانی مربوط به شهریور, ۱۳۹۱

دنیای مجاز

سامسونگ جریمه‌اش به اپل را با سکه‌های ۵ سنتی نداده‌است. این را حالا هم وبلاگ‌ها نوشته‌اند و هم در فیس‌بوک هم‌خوان شده‌است. از این «دروغ‌های دوست‌داشتنی»* در فضای مجازی کم نمی‌شنویم. یا دقیق‌تر، سیطره‌ی این دروغ‌های دوست‌داشتنی اصلا به فضای مجازی محدود نیست. می‌خواهم اسمش را بگذارم «فضای مجاز». ما در یک فضای مجاز زندگی می‌کنیم که در آن سامسونگ جریمه‌اش به اپل را با سکه‌های ۵ سنتی می‌دهد و رییس‌جمهور مصر حرف دل سیاسیون ما را می‌زند و چارلی‌چاپلین به دخترش نامه‌ی «عریان نباش» می‌نویسد و همه‌ی اتفاقات دیگری که در این صفحه‌ی فیس‌بوکی بایگانی و بررسی‌شده‌است.

به‌ذات خودش این اتفاق نه عجیب است و نه اصلا منحصربه‌فرد. بچه که بودیم تفنگ‌بازی می‌کردیم اما نه هیچ‌کدام‌مان دزد بودیم نه پلیس و نه گونیایی که دست‌مان بود ازش گلوله درمی‌آمد. اما ما بازی‌مان را می‌کردیم. بعدا بزرگ شدیم و یاد گرفتیم فکر و خیال‌مان، یاحداقل بخش ِ مرتبط با زندگی‌بزرگسال‌اش، باید با دنیای بیرون ربطی داشته‌باشد. چون نداشت و با مخ به دیواری خوردیم که در مجاز نبود و در بیرون بود و الخ. شاید. مثلا. یا شاید دلیل دیگری داشت. هرچه بود بزرگ شدیم و مجاز را گذاشتیم برای تخیلات دونفره و مثل آن.

* ااز این‌جا قرض گرفته‌ام: دروغ‌های دوست‌داشتنی

درباره‌ی فراموشی

فیس‌بوک فرض می‌کند که زندگی یک خط ِ بلند ِ همساز است. توی تایم‌لاین می‌شود پایین رفت و دید که سال ِ پیش این‌وقت طرف چه‌کار می‌کرده و سه‌سال ِ پیش این روز توی بشقابش چه داشته. اتفاقات را برای زمان ِ نامتناهی ثبت می‌کند و پرش به گذشته را ساده می‌کند. انگار نه انگار که آدمیزاد لحظه‌هایی دارد که می‌خواهد فراموش کند، و می‌خواهد فراموش کند که فراموش کرده‌است. تصویرش از زندگی مثل داستان‌های تک‌خطی ِ روبه‌تعالی است.

عکس لحظه را ثبت می‌کند. با خوبی‌اش و بدی‌اش. فرض می‌کند که روز ِ خوب، از صبح تا شبش خوب بوده است. نمی‌گذارد از هجوم ِ واقعیت فرار کنی و برای خودت نسخه‌ای از اتفاق را بسازی که دوست‌داشته‌ای افتاده‌باشد.

مدتی است عکس نمی‌گیرم. اگر بگیرم هم جایی پست نمی‌کنم. می‌خواهم امکان فراموشی را از دست ندهم. اتفاق ِ خوب را برای خودم نگه می‌دارم.