کسی در این مساله تردید وارد نمی‌کند که احتمال وقوع درگیری نظامی بین ایران و کشورهای غربی بالا رفته است. آن‌چه موضوع گفتگو و تردید است، پیداکردن مقصر برای این اتفاق و پیش‌بینی نتیجه‌ی آن است. در این گفتگوها معلول و علت بسته به فرض‌های گوینده تعیین می‌شوند و تجربه نشان داده‌است که، حداقل در فضای وب ِ فارسی، چنین بحث‌هایی یا با خستگی طرفین به نقطه‌ی پایان می‌رسند یا با دست‌به‌یقه‌شدن ِ مجازی گفتگوکنندگان. اما سوال ِ اساسی این است؛ پیدا کردن علت و معلول در این مساله چه اهمیتی دارد؟ آیا مهم است که اشغال سفارت انگلیس نتیجه‌ی سیاست‌های خصمانه‌ی این کشور بود یا بهانه‌ای برای ادامه‌ی آن (آنطور که مدعیان می‌گویند)؟ چه حاصلی از این گفتگوها می‌توان برد؟

اینکه درگیری ایران و غرب وارد فاز نظامی بشود یا نشود چیزی نیست که من و توی شهروند قادر به ایفاکردن ِ نقش ِ مهمی در آن باشیم. حتی جوانک بسیجی که بطری‌های نوشیدنی الکلی ِ آشپزخانه‌ی سفارت را به جدول کوبید و با «لباس نجس» و دل شاد از «انجام وظیفه» به خانه رفت، چیزی بیشتر از یک سرباز ِ ساده در این بازی ِ بزرگ نیست. شروع یا پایان جنگ را ما رقم نمی‌زنیم. مقصر ِ جنگ را هم ما معرفی نمی‌کنیم. این یعنی حرف زدن از جنگ، که مقصر چه کسی است و چه کسی به چه امید بسته است، چیزی از جنس حرف زدن درباره‌ی بازی فوتبالی است که کس ِ ‌دیگری دارد بازی می‌کند.

اما کاری هست که ما می‌توانیم انجام بدهیم، و باید انجام بدهیم، و انجام نداده‌ایم. ما برای جنگ آماده نشده‌ایم. این احتمال وجود دارد که چند ماه دیگر هواپیماها یا موشک‌های بیگانه بر فراز خاک ایران به پرواز دربیایند. تصور این اتفاق مو به تن همه‌ی ما راست می‌کند، اما نباید فراموش کنیم که فضای مجازی یکی از تنها ابزارهای ارتباطی برای ایرانیان است. فضای مجازی برای روز مبادا چه برنامه‌ای دارد؟ جامعه‌ی ایرانی ِ خارج از ایران نشان داده‌است که قادر است هم‌پای ایرانیان داخل فعالیت کند. وبلاگ‌نویسان ِ‌ داخل و خارج، فارسی‌نویس و انگلیسی‌نویس، چه خواهند کرد؟ دانشجویان ِ ایرانی ِ دانشگاه‌های اروپا و آمریکای شمالی چه برنامه‌هایی دارند؟

دیکتاتور به استقبال جنگ می‌رود، چرا که آشوب بهترین امید او برای ادامه‌ی حیاتش است. ما چه خواهیم کرد؟

پس‌نوشت – این نوشته حاصل حرف‌زدن با رفیق ِ عزیزی است که به جمع شدن ایده کمک کرد. عکس از اینجا برداشته شده است.