بایگانی مربوط به اسفند, ۱۳۸۸

چگونه با اعداد نادرست خودمان را باد کنیم

happy_s.pngفارس نیوز تیتر زده است،

جانشین فرمانده کل سپاه: ایران اراده کند اروپا زمستان را در سرما به سر می‌برد

جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: ایران روی ۵۰ درصد انرژی دنیا ایستاده و اگر اراده کند، اروپا زمستان را در سرما به سر می‌برد.

….قدرت‌های جهانی در زمان رژیم منحوس پهلوی با مطرح کردن دروازه تمدن، اندیشه منحط غرب را وارد جامعه ‌کردند تا حدی که میزان مشروب فروشی‌ها از کتابخانه‌ها در پایتخت بیشتر بود، سواحل دریایی خزر کپی سواحل کالیفرنیا بود. (تاکیدها از من)

کمی به این اعداد دقت کنیم. نفت و گاز ۶۰% منابع انرژی دنیا را تشکیل می دهند (ویکیپدیا). سهم ایران در ذخایر نفت دنیا چیزی حدود ۱۱% است و ایران چیزی حدود ۶٫۴% نفت دنیا را تولید میکند (ویکیپدیا). هیچ یک از این دو عدد به ۵۰% ادعایی نمی رسند.

بر طیق آمار رسمی، ایران در سال ۱۳۷۹ دارای ۱۳۸۱ باب کتابخانه ی عمومی بوده است (منبع). در سال ۱۳۸۷، ۷۰ هزار مسجد در ایران وجود داشته است (جهان نیوز). این یعنی به ازای هر کتابخانه ی عمومی، تقریبا ۵۰ مسجد در ایران وجود دارد. واضح است که مسجد و مشروب فروشی لزوما در یک دسته بندی قابل مقایسه نیستند، اما به هر حال به نظر می رسد حکومت پهلوی و نظام جمهوری اسلامی احتمالا در یک نکته اشتراک نظر داشتند و آن اینکه کتابخانه ی عمومی لزوما نهاد مهمی نیست.

پس نوشت) فارس نیوز در ادامه از حسین سلامی نقل می کند،

بعد از انتخابات عوامل داخلی به فضای روانی دل بسته بودند که رسانه‌های غربی با آن بحران ایجاد ‌کردند و به دنبال بحران مشروعیت بودند…عبور از این مرحله سخت‌تر از جنگ تحمیلی بود، حجاب‌گریزی، نماز‌گریزی، اعتیاد الکترونیک، بحران امنیت از جنوب شرق کشور تا مرکز از ترور تا شلوغی، در مرکزیت طراحی ضدانقلاب بود، (تاکید ازمن)

به نظرم در همه ی این سخنرانی، من ِ وبلاگ نویس و توی وبلاگ خوان با وجود مشکلی به نام “اعتیاد الکترونیک” هیچ مخالفتی نداشته باشیم.

مرتبط: پستهای مربوط به کتاب “بازی اعداد” The Numbers Game

ما که هی دنیا را مبهوت می کنیم

shocked_s2.jpgفارس نیوز تیتر زده است،

اقتدار ایران در دستگیری ریگی دنیا را مبهوت کرد

دادستان نظامی تهران گفت: اقتداری که جمهوری اسلامی در دستگیری عبدالمالک ریگی از خود نشان داد بی‌نظیر بود و دنیا را مبهوت کرد.

با گوگل دنبال “دنیا را مبهوت کرد” در فارس نیوز می گردم.

۲۶ شهریور ۱۳۸۸ – نماینده مردم بناب (ضیاءالله اعزازی) در مجلس: روز قدس پشتوانه‌ای بزرگ برای ملت فلسطین است. زمانی که امام خمینی (ره) پیامی به مناسبت روز قدس داد، تمام آزادگان دنیا را مبهوت کرد که چرا روزی به نام روز قدس نامگذاری شده است.

۳ مهر ۱۳۸۸ – نماینده مردم بناب (ضیاءالله اعزازی) در مجلس: روز قدس تبلور اندیشه حمایت از مظلومان جهان است. زمانی که امام خمینی (ره) پیامی به مناسبت روز قدس داد، تمام آزادگان دنیا را مبهوت کرد که چرا روزی به نام روز قدس نامگذاری شده است.

۳ مهر ۱۳۸۸ – امام جمعه املش (محمد کیانی): روز قدس افتخار ‌جهان اسلام و ننگ اسرائیل است. امام خمینی(ره) با پیامی که به مناسبت روز قدس به دنیا داد، تمام آزادگان دنیا را مبهوت کرد که چرا روزی به نام روز قدس نامگذاری شده است.

اشتباه از من نیست، دو نماینده ی مجلس گویا جملات یکسانی را استفاده کرده اند.

۸ آبان ۱۳۸۸ – احمدی‌نژاد در جمع مردم تبریز: مردم آذربایجان قلم پای آشوبگران را می‌شکنند. … در انتخابات عظیمی که در ایران برقرار شد و دنیا را مبهوت کرد و عزت ایران را چند برابر کرد و اقتدار ملت ایران را بالا برد…

۱۰ دی ۱۳۸۸ – آیت‌الله نوری همدانی: حرکت مردم ایران دنیا را مبهوت کرد.

۲۳ بهمن ۱۳۸۸ – امام جمعه رشت: راهپیمایی ۲۲ بهمن مردم ایران، دنیا را مبهوت کرد

۲۴ بهمن ۱۳۸۸ – نماینده مردم اردبیل: بصیرت دینی مردم توطئه‌های دشمنان را خنثی کرد. نماینده مردم اردبیل، نیر و نمین در مجلس در پیامی خطاب به مردم اردبیل گفت: بصیرت دینی مردم در این برهه از زمان توطئه‌های دشمنان را خنثی کرد….در راهپیمایی ۲۲ بهمن ملت ایران اسلامی دنیا را مبهوت کرد

۱ اسفند ۱۳۸۸ – استاندار تهران: برخی برای بلعیدن موقوفات، دندان تیز کرده‌اند. تمدن با اشاره به حرکت عظیم ملت ایران در ۲۲ بهمن گفت: این حرکت دنیا را مبهوت کرد

۵ اسفند ۱۳۸۸ –اطلاعات ایران با دستگیری ریگی سازمان‌های اطلاعاتی دنیا را مبهوت کرد. مدیر بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس نیروی زمینی ارتش گفت: دستگیری عبدالمالک ریگی توسط نیروهای اطلاعاتی ایران اسلامی تمام دنیا به خصوص تمام سازمان‌های اطلاعاتی آنها را مبهوت کرد.

۷ اسفند ۱۳۸۸ – ضمن دفاع از اصول خود باید دست از تعصبات برداریم. امام جمعه اردستان در ادامه با بیان اینکه حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن دنیا را مبهوت کرد گفت: این حضور اگاهانه مردم انقلاب اسلامی را بیمه کرد.

اینکه چرا اساسا ما باید هی دنیا را مبهوت کنیم، و اینکه حالا اگر ما دنیا را بشدت مبهوت کنیم چه چیزی گیرمان می آید سوالاتی هستند که باید کمی در موردشان فکر کنیم.

فارس نیوز زیر تیتر”قرار گرفتن ایران در رأس هرم علمی دنیا نزدیک است” می نویسد،

رئیس دانشگاه صنعتی شیراز گفت: به واسطه پیشرفت‌های گسترده علمی قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران در راس هرم علمی دنیا نزدیک است. … وی گفت: من نظر مسئولان را تأیید می‌کنم و اطمینان دارم جمهوری اسلامی ایران در آینده‌ای نزدیک در رأس هرم علمی دنیا قرار می‌گیرد. … خدا را شکر می‌کنم که در زیباترین قطعه دنیا با عظیم‌ترین تاریخ، زندگی می‌کنم. (تاکید ازمن)

تحقیقی که در این سخنان مورد استناد قرار گرفته است مقاله ای است که رابطه ی بین عوامل ژئوپلیتیکال (جغرافیای سیاسی؟) و فعالیت علمی را در بازه ی سی ساله ی ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۹ مورد بررسی قرار می دهد. در این تحقیق تعداد مقالات منتشر شده توسط دانش پژوهان ِ هر کشور بعنوان معیار مورد استفاده قرار گرفته است. اینجا وارد این بحث نمی شویم که رابطه ی بین “تعداد مقاله ی منتشر شده” و “وضعیت پژوهش در یک کشور” لزوما یک طرفه و خطی نیست. در این نوشته به چند نکته در این تحقیق دقت می کنیم.

نیوساینتیست در گزارشی که از این تحقیق منتشر کرده است، برای بخشی که به ایران می پردازد این عنوان را انتخاب کرده است “هسته ای، هسته ای، هسته ای”. حقیقت این است که تولید مقاله در زمینه های هسته ای در ایران ۲۵۰ برابر متوسط دنیا است. منحنی زیر این مقایسه را نشان می دهد،

iran_nuclear.png

منحنی قرمز تعداد مقالات منتشر شده در زمینه هسته ای در ایران و منحنی سبز تعداد همین مقالات در تمام دنیا را نشان می دهد. اینجا تعداد مقالات با سال ۱۹۹۱ نرمال شده اند. به عبارت دیگر این منحنی رشد تعداد مقالات منتشر در ایران و در جهان در زمینه هسته ای نسبت به سال ۱۹۹۱ را نشان می دهد.

در صفحه ی ۸ مقاله می خوانیم،

ایران بخش عمده ای از منابع خود را به تحقیق در شاخه هایی از علم اختصاص داده است که برای تکنولوژی های هسته ای مفید هستند.

در زمینه اهمیت این رشد در زندگی ایرانیان مقاله اینطور توضیح می دهد،

کیفیت زندگی ایرانیان ممکن است (در اثر نتایج این تحقیقات) بهبود پیدا کند، و این در صورتی است که دانش تولید شده بصورت هوشیارانه و سازنده مورد استفاده قرار گیرد.

بیشتر در مورد این نکته صحبت نمی کنیم که بادکردن یک بخش ِ پژوهشی لزوما به معنی رشد علمی یک کشور نیست. البته دقت کنیم که مقاله توضیح می دهد که ایران در شاخه هایی از دانش پزشکی نیز پیشرفت قابل توجهی داشته است.

اما به ادعای “قرار گرفتن در راس هرم علمی” بپردازیم. این منحنی تعداد مقالات منتشر شده توسط ایران، چین و آمریکا را مقایسه می کند.

peak_of_science.png

منحنی نارنجی ایران است و سبز و آبی آمریکا و چین هستند. واضح است که باید دقت کنیم که جمعیت این دو کشور، هر دو، از ایران بیشتر است. به هر حال، واضح است که ایران ممکن است به لحاظ مقاله-درازای-محقق در رده ی خوبی ایستاده باشد، اما به لحاظ حجم کلی تولید علم نمی تواند از غول های جمعیتی و سرمایه ای جلو بزند، و این اصلا تعجبی ندارد. قاعدتا این انتظارعجیبی است که یک کشور ۷۰ میلیون نفری بتواند با یک کشور ۳۰۰ میلیون نفری رقابت کند. یک حساب سردستی نشان می دهد تعداد مقاله-درازای-محقق در آمریکا چهار برابر ایران است. و این هم با توجه به میزان هزینه ای که در این کشور در زمینه های علمی می شود اصلا تعجبی ندارد. اینکه آقای وزیر به استناد چه آمار و ارقامی آماده ی جشن گرفتن برای “قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران در راس هرم علمی دنیا” می شود، البته سوالی است که باید از خود ایشان بپرسیم.

بفرمایید اگر من اشتباه می کنم.

قانون ِ اساسی، اساسی است – یک

آیت الله خامنه ای،

“افرادی که حاضر نیستند قانون و رأی اکثریت را قبول کنند و نقطه قوتی همچون انتخابات افتخارآفرین چهل میلیونی را تبدیل به نقطه ضعف می کنند، عملا خود را از این کشتی نجات خارج می کنند و صلاحیت حضور در چارچوب نظام اسلامی را از دست می دهند، که از دست داده اند” (منبع – تاکید از من)

اصل ۲۰ قانون اساسی،

همه‏ افراد ملت‏ اعم‏ از زن‏ و مرد یکسان‏ در حمایت‏ قانون‏ قرار دارند و از همه‏ حقوق‏ انسانی‏، سیاسی‏، اقتصادی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ با رعایت‏ و موازین‏ اسلام‏ برخوردارند. (منبع – تاکید از من)

بدون شرح.

ممنون از سهیل

janitor_guy.jpg از همان اول پسری که شبها ساعت ۶ شرکت را تمیز می کند را زیر نظر گرفته بودم. حرف نمی زد، می آمد میزها را دستمال می کشید و به دستشویی می رسید و بعد می رفت پایین سراغ آشپزخانه. حتی وقتی می خواست سطل زباله ی زیر میز را خالی کند «ببخشید» یا حتی «اهم» نمی گفت، می ایستاد پشت سرت تا متوجهش بشوی و کنار بروی که کارش را بکند. سرآخر هم جاروبرقی کوله پشتی-مانندش را می بست پشتش و سرتاسر سالن را جارو می کرد. عصر که دستشویی می رفتی خیلی ممکن بود از اتاقک کناری صدایش بیایید که دارد صندلی را با مایع ضدعفونی کننده می ساید.

از همان روزهای اول شروع کردم بهش سلام کردن. کم کم احوالش را هم می پرسیدم، یا مثلا اینکه آخر هفته اش خوب بوده یا نه. جوابش از یک دو کلمه اضافه تر نمی شود. این اواخر اگر من حواسم نباشد او سلام می کند. دقت کن که حتی نمی دانم اسمش چیست. فکر نمی کنم او هم اسم من را بداند. حدس می زنم روس باشد، یا مال جایی در اروپای شرقی.

دیشب ساعت یک ربع به شش که از شرکت بیرون می رفتم دیدم که ماشینش را پارک کرد و رفت که از صندوق وسایل را بیرون بیاورد. یک بنز سیاه داشت که اصلا قدیمی نبود. من را که دید لبخندی زد و سری تکان داد و رفت پی نظافت. من رفتم که اتوبوس پیدا کنم و بروم خانه.

ریشه و دلیلش را نمی دانم، اما در جامعه ی ایرانی ِ داخل ایران شغلت و اینکه چه ماشینی سوار می شوی و چیزهایی شبیه این تو را طبقه بندی می کند. اینکه که هستی و با چه کسی رفیق می شوی هم تا حد زیادی تحت تاثیر همین چیزهاست. بیرون که می آیی این برچسب ها رنگ می بازد. یا لااقل کم رنگ تر می شود. هنوز هم می شود در همین تورنتو و در بخشهایی از جامعه ی اینجا طبقه بندی برمبنای شغل و ماشین را دید، اما در فضای بزرگتر اینکه که مثلا لباسی پوشیده ای که به هم می آید مهم تر از این است که مارک لباست چه است.

اینهمه را نوشتم که بگویم جملات کلیی مثل «ایرانی های متخصصی که می روند کانادا راننده تاکسی می شوند» نه فقط غیردقیق است که به نظر می رسد بر مبنای این فرض است که «راننده تاکسی بودن» در این جامعه لزوما تفاوت معنی داری با مثلا «دکتر بودن» دارد. تجربه ی من می گوید که ندارد. تجربه ی من باز هم می گوید زندگی در این طرف دنیا سخت است. اینکه روزی ۸ یا ۹ ساعت کار کنی و مرتب از تو نتیجه بخواهند و هر بار که حقوق می گیری نزدیک یک چهارمش را مستقیم مالیات بدهی و نزدیک یک ششمش را غیرمستقیم اصلا مساله ی ساده ای نیست. سرآخر اما، زندگی ات را می کنی و خوشحالی. یا من زیاد دیده ام که در غیاب این برچسب ها و طبقه بندی های مشکوک و مبهم آدمها خوشحال تر هستند.

توضیح: عکس مرد ِ نظافت چی با جاروی اینطوری پیدا نکردم!

Writing C Functions in MATLAB: MEX-Files

این پست در مورد استفاده از کد C  در یک برنامه ی Matlab است. اینکه چرا چنین چیزی در ابن وبلاگ سروکله اش پیدا می شود اما حداقل سه دلیل دارد:

۱- برداشت من این است که تعداد کسانی که به این وبلاگ سر می زنند و گوشه ای از زندگی شان با Matlab سروکار دارد کم نیست.

۲- زیاد دیده ام که برنامه نویسان Matlab کار از امکان MEX نویسی استفاده نمی کنند. این بند تا چند هفته ی پیش شامل من ِ نویسنده ی این پست هم می شد.

۳- Matlab محیطی است که آدم را به بد کد نوشتن ترغیب می کند. MEX یکی از امکاناتی است که به بهتر شدن کدهای Matlab کمک می کند.

فرض کنید به دلیلی می خواهید این تابع را روی دو ماتریس اعمال کنید،

mex_formula_s.jpg

در کد ضمیمه mex_test.m این عملیات به دو صورت توسط Matlab انجام شده است: روش بد (که از حلقه ی for استفاده می کند) و روش خوب (که از عملیات ماتریسی استفاده می کند). در همین کد تابع fancy_fun هم صدا می شود. این تابع در فایل ضمیمه fancy_func.c تعریف شده است که یک MEX-file است.

در ساده ترین کاربرد، یک تابع MEX تعدادی ماتریس بعنوان ورودی می گیرد و تعدادی ماتریس بعنوان خروجی  بیرون می دهد. با دستکاری fancy_func.c می شود خانواده ی بزرگی از MEX-file ها را پوشش داد.

فایلها را از پایین همین پست دانلود کنید و برای کاربردی که می خواهید تغییرشان بدهید. اگر قضیه راه نیافتاد ایمیل بزنید حرف می زنیم.

منبع

راه نه آن است و نه این، در مورد دستگیر شدن عبدالمالک ریگی

rigi_murder_s.jpgبرای من این خبر خوبی است که سیستم اطلاعاتی کشورم توانسته است یک تروریست را دستگیر کند. اساسا هر کشوری ناگزیر است یک ساختار اطلاعاتی داشته باشد و اساسا ساختار اطلاعاتی یک کشور مسوول دستگیری مجرمینی در حد و اندازه ی رهبر جندالله است. می پذیرم هم که ساختار حاکمه ی ایران بدلیل دستگیری ریگی به خود ببالد و حرف از “اشراف اطلاعاتی” خود بزند. با این همه معتقدم مساله ی دستگیری ریگی می تواند منجر به دو اشتباه بزرگ شود.

اشتباه اول: مغلطه ی “دستگیری ریگی کار خوبی بود پس سیستم اطلاعاتی ایران خوب است”. نباید از خاطر ببریم که گزارش های زیادی از نقض حقوق شهروندی توسط همان ساختاری که ریگی را دستگیر کرد وجود دارد. بخش کوچکی از این رفتارها در پرونده ی قتل های زنجیره ای فاش شد.

اشتباه دوم: مغلطه ی “راه رسیدن به جامعه ی بهتر دستگیری و احتمالا اعدام همه ی تروریست ها است”. این اتفاق مهمی است که یک گروه تروریستی حالا ضربه ی مهمی خورده است و احتمالا تا مدتی قادر به انجام عملیات خشونت آمیز نیست، اما مهم تر از آن این است که به این سوال جواب بدهیم: “چرا جندالله بوجود آمد؟”

این نکته را زیاد دیده ایم که منطق دوراهی، این یا آن، بسیاری اوقات تنها باعث گرفتن تصمیم های  نادرست می شود. برای مثال به جمله ی معروف جرج بوش “یا با ما هستید یا علیه ما” و عواقبش فکر کنیم.

دستگیری ریگی موهبتی است که می تواند به راحتی به دور خشونت دامن بزند. ریگی صرفا نماد بیرونی یک مشکل بزرگ است. دستگیری و حذف او، اگر منجر به تلاش برای حل مساله ی اساسی نشود، صرفا گذاشتن یک درپوش روی این معضل است. به این فکر کنیم “چرا ریگی توانست تا امروز دوام بیاورد؟” این بازی فوتبال بین ریگی و جمهوری اسلامی نیست که حالا برای برنده دست بزنیم. مهم این است که از خودمان بپرسیم چرا اساسا کسی مانند ریگی می تواند به وجود بیاید و فاجعه بیافریند.

عکس از اینجا

آگهی: کارگاه شهروند-روزنامه نگاری

worksop_facebook.jpg

wordpress_icon.jpg

یکشنبه ۷ مارس کارگاه شهروند روزنامه نگاری Citizen Journalism از ساعت ۱۰ صبح تا ۵ بعدازظهر در دانشگاه تورنتو برگزار می شود. قرار است در این کارگاه من یکساعت درمورد وجه فنی وبلاگ نویسی حرف بزنم. خانم فرشته مولوی عزیز در مورد بهتر وبلاگ نوشتن حرف خواهد زد، نیک آهنگ کوثر روزنامه نگاری و روزنامه نگاری شهروندی را مقایسه می کند و پویا علاقه بند در مورد ساختن پادکست حرف خواهد زد. جزییات بیشتر را در این صفحه ی فیسبوک ببینید.

قصد دارم اول درمورد ساختن وبلاگ در وردپرس WordPress.com حرف بزنم و بعد درباره ی ساختن خوراک ِ برنری. درمورد شبکه های اجتماعی هم حرف خواهیم زد و سعی می کنم به راه انداختن وبلاگ روی دامنه ی شخصی هم بپردازیم. در مورد وبلاگ و فوتوبلاگ هم حرف خواهیم زد. اوایل هفته ی بعد اسلاید های برنامه را می سازم و با صلاحدید گردانندگان برنامه جایی که در دسترس باشد می گذارم.

مهلت ثبت نام ۳ مارس است و برنامه به فارسی برگزار می شود.

dan-perjovschi.jpgدر یک تعریف، رسانه ابزار آگاهی بخشی است. در این تعریف رسانه انتقال دهنده ی اطلاعات است و باعث می شود افراد جامعه در هنگام تصمیم گیری به تصویر کامل تری دسترسی داشته باشند. در تعریف دیگری، دقیقا در انتهای دیگر طیف، رسانه ابزار جهت دهی است. در این تعریف، رسانه بی موضع نیست. یا اینطور بگوییم، در این تعریف رسانه گاهی ذره بین است، گاهی کر و کور می شود، و همیشه هدف سیاسی دارد.

حدادعادل در مراسم هشتمین سالروز تاسیس خبرگزاری فارس گفت “خبرگزاری فارس در دفاع از انقلاب و رهبری رسانه‌ای غیرتمند است” او توضیح داد،

هیچ وقت در غیرتمندی فارس در دفاع از انقلاب و خطی که مقام معظم رهبری ترسیم می‌کنند، تردید نکرده‌ام.

این که رسانه با تعریف اول، آگاهی بخشی، کار کند، مستلزم این است که ابتدا یک مساله ی اساسی حل شده باشد: چرا باید کسی برای چنین رسانه ای پول خرج کند. واضح است که گردش کار یک نهاد رسانه ای مستلزم سرمایه گذاری و هزینه ی قابل ملاحظه ای است. در دنیایی که بازیگران آن موجودات زمینی هستند، که اشتباه می کنند و تصمیم های اشتباه می گیرند، رسانه ای که بخواهد همیشه صادق باشد، دیر یا زود برای هر قدرتی مساله ساز می شود. با این همه هنوز می بینیم که افسانه ی “رسانه ی حقیقت گو” زنده است.

حداد توضیح داد،

قدرت‌ها روزی با نیروی نظامی وارد سرزمین‌ها می‌شدند اما امروز آنها با امواج وارد می‌شوند، لشکر امواج هم در مقایسه با لشکر‌های نظامی کار را آسان‌تر کرده است….اینکه گفته می‌شود جنگ امروز جنگ نرم و نرم افزاری است واقعیت می‌باشد چرا که قبل از هر گونه عملیات نظامی قدرت‌ها با استفاده از رسانه‌ اذهان عمومی را بمباران می‌کنند.

…وقتی شکل رسانه‌ای دروغ را تغییر می‌دهند، مردم فراموش می‌کنند که این حرف کذب است لذا هر چه وسیله انتقال پیام پیچیده تر و مدرن‌تر می‌شود زمینه برای پذیرش مطلب هم بیشتر فراهم می‌شود.

…در جنگ رسانه‌ای لازم است رسانه‌هایی وجود داشته باشند که مورد اعتماد نیز باشند، وجود خبرگزاری‌هایی که بتوانند اعتماد ملت را جذب کنند مثل لشکری نظامی ضرورت دارد لذا در این صورت است که وظیفه شما خبرنگاران که رشد یافته این انقلاب هستید وظیفه‌ای سنگین‌تر می‌‌شود.

…کار در خبرگزاری برای شما تنها یک شغل نیست بلکه حضور در جبهه برای دفاع از انقلاب، اسلام، دین و تقویت ملت برای اینکه آن دوران شوم دوباره باز نگردد، می‌باشد.

من این جملات را اینطور می فهمم: فارس نیوز یک رسانه ی “غیرتمند” است. اینجا غیرتمندی یعنی “تمرکز و تلاش قابل توجه در یک راستای تعریف شده”. با توجه به جملات حداد عادل، هدف فارس نبوز “دفاع از انقلاب و خط رهبر نظام” است. به این ترتیب فارس نبوز رسانه به تعریف دوم آن، جهت دهنده، است. فراموش نکنیم که انتقاد خیلی از ما از رسانه هایی نظیر فاکس نیوز دقیقا به دلیل همین “غیرتمندی” آنها است. دقت کنیم که در فضای غیرتمند، “است” مهم نیست، “باید باشد” مهم است. این یعنی “غیرتمند” بودن نه تنها تضمینی برای “صداقت” نیست، که قابل تصور است که صداقت می تواند برای فرد غیرتمند استراتژی نامناسبی باشد.

اینکه رسانه ای می تواند با مالیات شهروندان یک کشور بچرخد و در راستایی که لزوما خواست آن شهروندان نیست، یا مطمئن نیستیم که هست، غیرتمندی به خرج بدهد البته سوالی است که جوابش را اگر کسی داشت بفرمایید همینجا جهت شفافیت اذهان عمومی بگذاریم.

کارتون از Dan Perjovschi

fart_friendfeeds.jpgاول) سرکار هستم. برای رفع خستگی به فرندفید سر می زنم. روی این فید خشکم می زند،

جنبش سبز، باد معده نظام جمهوری اسلامی بود

نویسنده زیر فید کامنت گذاشته که،

این باد رو تقدیم می کنیم به اسرائیل و امریکا

تیتر خوبی می شد واسه یه پست وبلاگی حیف که حسش نیست

و بعد، «بوق»، «بوق»، «بوق». فکر می کنم لابد بوق ها برای جلب توجه به نظریه ی «باد معده» هستند. از یک هفته پیش تا زمان نوشتن این پست، تنها کامنتی که زیر این فید گذاشته شده این است،

حیف نمیشه لایک زد

pomodoro_s.jpgدوم) از گوگل ریدر رفیقی به این مطلب می رسم،

اتحادیه ی دانش آموزی مونتزا در فیس بوک صفحه ای با عنوان این گوجه فرنگی بیشتر از سیلویو برلوسکونی طرفدار خواهد داشت… ایجاد کرد که تا امروز عصر صد و هفتاد و سه هزار و چهارصد و پنجاه و هفت عضو بیشتر از صفحه ی برلوسکونی دارد….

هموطنان سبز، لطفا به فکر صفحه ای با عنوان برای مثال، این برگ چغندر بیشتر از احمدی نژاد طرفدار خواهد داشت، برای رئیس جمهور منتخب در فیس بوک باشید.

ایده ی هیجان انگیزی است. چند دقیقه رویش فکر می کنم. «برگ چغندر»، «هویج»، «خس و خاشاک». به این نتیجه می رسم که این کار منطقی ندارد و صرفا آزار طرف مقابل است. دارم چند تا کارتن را می برم که بگذارم در انباری. سر راه فکر می کنم «مرض که نداریم».

سوم) یک روز موسی و عیسی و نوح تخته نرد بازی می کردند. موسی مدام جفت شش می آورد. عیسی شاکی شد، جفت هفت آورد. موسی درآمد که «برای خودمون که معجزه نمی کنیم…»

ما، همه، جنگ روانی بلدیم. این طرف خط و آن طرف خط، هر دو گروه، در این چند ماه یاد گرفته ایم که چطور احساسات مخاطب را هدف بگیریم و به طرف مقابل ضربه بزنیم. جملات «جلبک»*ی ِ احمدی نژادی ها و انبوه متن ها و ویدیو های طنز و هجوی که ما ساخته ایم فقط نمونه های این توانایی هستند. ما بلدیم با یک جمله ی کوتاه در توییتر، که لزوما استدلالی ندارد، اما بارها ری توییت خواهد شد روی اعصاب طرف مقابل برویم. اما بیاییم این یک بار برای خودمان معجزه نکنیم.

بی بی سی ویدیوی بسیار خوبی درمورد تاریخچه ی اعدام های سیاسی در ایران ساخته است.

(لینک مستقیم به صفحه ی ویدیو)

برداشت من این است که بخش بزرگی از طرفداران کلیتی که به آن جنبش سبز گفته می شود با اعدام سیاسی مخالف است. باز هم برداشت من این است که هنوز افراد زیادی هستند که موافق اعدام سیاسی هستند. این شامل بسیاری از مخالفین جنبش سبز می شود. علاوه بر این، بخشی از طرفداران جنبش سبز هم با اعدام سیاسی مساله ندارند و تنها به دنبال تغییر اسم و رسم معدوم سیاسی می گردند. اینجا روی سخن با همه ی کسانی است که موافق اعدام سیاسی هستند.

درمورد اعدام سیاسی حرف بزنیم. اینجا «حرف زدن» یعنی استفاده از ابزار منطق. پس جنگ روانی را کنار بگذاریم. جلبک و باد معده و میمون چی توز را وسط نیاوریم و حرف بزنیم. آیا آدمیزادی هست که معتقد باشد اعدام سیاسی کار درستی است؟

بنویسید و خبر بدهید که لینک نوشته ی شما را هم همینجا اضافه کنیم.

پانوشت:

* در مورد قضیه ی جلبک اینجا حرف زدیم: به سادگی زدن چوب روی سر جلبک – جنبش سبز و توهم های فاصله.