بایگانی مربوط به آبان, ۱۳۸۷

این اولین پست از یک مجموعه نوشته است که قرار است اینجا راجع بهشان حرف بزنیم. هدفمان بیرون کشیدن دل و روده ی یازده شرکت کننده درمسابقه ی وبلاگ نویسی دویچه وله است (رای بدهیدنتایج را ببینید). قبلا هم نظیر این کار را کردیم، ببینید: کوچه ی وبلاگستان، سمت بانوان.

وبلاگهای شرکت کننده به ترتیب ِ امتیاز در لحظه ی نوشتن این پست اینها هستند:

این تصویر این وبلاگها را بر اساس میزان رای (در زمان نوشتن این پست)، تعداد مشترکین خوراک ِ برنری، تعداد مشترک به گزارش گوگل ریدر، و تعداد پست در هفته نشان می دهد. برای اینکه مقایسه اعدادی با واحدهای مختلف و اندازه های مختلف ممکن باشد، هر معیار بر میانگینش در بین هر یازده وبلاگ تقسیم شده است.

نزولی بودن ستون آبی بوضوح بدلیل ترتیب ِ وبلاگها است. بیشترین مشترک به گزارش ِ گوگل ریدر برای “توکای مقدس” با ۱۳۳۸ مشترک و کمترین برای “گفتنی ها” با ۱۱ مشترک است. کم حرف ترین وبلاگ نویس هم همان “گفتنی” هاست با ۱ پست در هر پنج هفته. سمیه خانم توحیدلو از “برساحل سلامت” با نزدیک به دو پست در روز بیشترین میزان تولید مطلب را دارد.

یکی از نکات اساسی در این گروه عدم توجه کافی به خوراک است. از ۱۱ وبلاگ ِ کاندیدای جایزه فقط ۲ وبلاگ (“عصیان” و “بر ساحل سلامت”) خوراک برنری دارند و خوراک ِ درج شده در header “آینده” ی جناب عباس عبدی توسط گوگل ریدر قابل دسترسی نیست. پنج وبلاگ روی دامنه ی شخصی هستند، چهار وبلاگ روی بلاگ اسپات (نشان ِ قدمت؟) و یک وبلاگ روی هر یک از وردپرس و بلاگفا.

برای تبدیل اعداد بالا به یک معیار ِ واحد که “تاثیر” وبلاگ را نشان بدهد، اگر تعداد مشترکان ِ گزارش شده توسط گوگل ریدر را در تعداد پست در روز ضرب کنیم این شکل حاصل می شود:

این اعداد در واقع معیاری از “تعداد افرادی که در روز حرف وبلاگ نویس را از طریق خوراک می شنوند” هستند. “الیزه” “پر تاثیر” ترین وبلاگ گروه است.

سلام بابابزرگ! – یا چطور در یک انتخابات تقلب کنیم

با نزدیک شدن به زمان ِ انتخابات در آمریکا، بحث در مورد صحت انتخابات بالا می گیرد. یکی از موارد بسیار داغ در این انتخابات ابزارهای رای گیری و اطمینان به آنهاست. اتفاقاتی نظیر تقلب در ثبت نام رای دهندگان توسط ACORN هم به این آتش دامن زده اند.

یک گزارش از دانشگاه پرینستون دستگاه رای گیری الکترونیک ساخت شرکت  Sequoia را مورد بررسی قرار داده است. این گزارش نشان می دهد که این دستگاه که در نیوجرسی و چند ایالت دیگر مورد استفاده قرار خواهد گرفت مشکلات امنیتی فراوانی دارد که یک فرد مطلع می تواند از آنها برای دستکاری نتایج استفاده کند. گزارش می گوید،

به دستگاه AVC Advantage 9.00 براحتی می توان نفوذ کرد. نه فقط با دستکاری نرم افزار دستگاه، که حتی می توان یکی از آی سی های حافظه را تعویض کرد یا پروسسور Z80 دستگاه را تغییر داد. ما نشان داده ایم که این کار فقط ۷ دقیقه طول می کشد.

سخنگوی شرکت البته استدلال می کند که این عملیات نیاز به همکاری ِ تیم رای گیری و همینطور بی توجهی رای دهندگان دارد اما نکته این نیست.

یک نظردهنده زیر خبر می نویسد،

خب واضح ه که به جای فرو کردن ده هزار تا برگه ی رای جعلی داخل صندوق، راحت تره که چند تا دونه “شیفت باینری به چپ” روی خونه های حافظه انجام بدی. اما، جدا! Z80؟ همون موجودی که دستورالعمل های وحشتناکش رو سال ۱۹۸۳ حفظ کردم؟ کجایید؟

Z80 پروسسوری بود که پیش از تولد خیلی از ما ساخته شد (۱۹۷۰) و وقتی کمانگیر تازه مدرسه می رفت از رده خارج شد (اواسط ۱۹۸۰). کومودور ۱۲۸ ِ محبوب برمبنای Z80 کار می کرد.

منبع

حالا که نامرئی هم هستیم – ادامه ی یک بازی وبلاگی

این جوابی است به بازی ِ “اگر نامرئی بودم” به دعوت ِ صادق خان بلاگ نوشت. بازی وبلاگی زیاد دیده ایم، اما این یکی خیلی به دلم نشست.

برای شما هم لابد پیش آمده است که احساس ِ بشدت منفی درمورد آدمیزادی داشته اید اما از نزدیک دیده ایدش و چند دقیقه حرف زده اید و بعد به خودتان لعنت فرستاده اید که “این چه مزخرفاتی بود در ذهن من بود؟” این اتفاق البته سوی دیگری هم دارد، کسی که فکر می کنیم می شناسیمش، و بر مبنای این اشتباه حس نزدیکی با او می کنیم، اما می بینیمش و درمی یابیم که هرگز نمی شناخته ایمش.

مساله به این سادگی ها نیست. موضوع فقط این نیست که به هر دلیل امکان ِ “از نزدیک” دیدن ِ همه ی آشناهایمان را نداریم (و در عصر چت صوتی و ویدئویی، “نزدیک” لزوما به معنی فاصله ی اقلیدسی نیست). این نکته که حضور مشاهده گر در فرایند ِ مشاهده تاثیر می گذارد بحث ناآشنایی نیست.

اگر توان نامرئی شدن داشتم، کسانی را که دوستشان دارم، و کسانی را که دوستشان ندارم، هر دو گروه را، سراغشان می رفتم و تماشایشان می کردم. سعی می کردم جواب این سوال که “او کیست” را مستقل از جواب به این سوال که “زمانی که من هستم او کیست” پیدا کنم.

و البته در روزگار ِ وبلاگ و فرندفید می شود که نامرئی شد. خوب یا بد، می توانی رد گفتگوهای آدمیزادگان را دنبال کنی. می توانی در زمان عقب بروی و نامریی باشی و شناخت پیدا کنی. هیجان انگیز نیست؟ و ترسناک؟

و اما: دعوت کردن در بازی های وبلاگی همیشه یک مشکل بزرگ است. نمی خواهی دوستی را از قلم بیندازی (بخصوص وقتی دوستان زیادی داری) و نمی خواهی کسی را دعوت کنی و بی توجهی ببینی (آدمیزاد است دیگر!). پس، اینطورش می کنیم: تو! خود ِ خود ِ تو! تو که جلوی مونیتور نشسته ای! تو دعوتی! زود! بدو! شوخی ندارم!

از همنشینی با حضرت غول

یک تابع از لگاریتم این حضرت غول به اضافه ی یک را باید بصورت درجه دو تخمین بزنم.

این است دلیل تار عنکبوت بستن این “مکان”.

داستان زمانه: در دو پرده

اول) کمی بیشتر از یک ماه پیش با مهدی جامی و نیک آهنگ کوثر و دکتر تاج دولتی در چند جمع ایرانی شرکت کردیم (ببینید:تورنتو روندگی – جلسه بحث و گفتگو در باره رسانه‌های خودمانی). بحث ِ غالب، موضوع ِ راه انداختن ِ دفتر ِ تورنتوی زمانه بود. پیشتر از آن هم زمانه فقط برایم یک منبع خبری نبود، منحنی ِ بالای گزارش های دیدیش هم بود. آگاهانه لذت می بردم از اینکه فارس نیوز و امثالش را کنار زده است و در اوج می درخشد.

دوم) جامی بعد از نوشته ی آرامتر قبلی اش حالا بوضوح از بیانیه ی بورد زمانه رنجیده است. می نویسد،

تازه ترین عضو بورد در اولین جلسه رسمی که در آن شرکت داشت وقتی بحثی بر سر رابطه مدیر و بورد پیش امد بی هیچ نگرانی و شرمی با قاطعیت تمام گفت که این رابطه مثل رابطه برده داری است. یعنی به انگلیسی تعبیر slavery را به کار برد. ما هر چه گفتیم شما باید اجرا کنید. ما بر شما مسلط هستیم. بخواهیم می توانیم اتاق تان را زیر و رو کنیم. این روحیه استعماری است. سلطانی هم هست. حضور او در بورد این روحیه خفته را در اعضا هم بیدار کرد.

اینکه این همه برای زمانه چه مفهومی خواهد داشت البته باید صبر کرد و دید.

عکس روز: و اما عشق!

و اما عشق! البته برای پسربچه های سبیلو. ترجمه هم لازم نداره.

چه انتظاری دارید از یک آقای محترم که در قسمت “اسلوموشن” ِ پایان نامه قرار گرفته؟

منبع

وبلاگستان ِ ایرانی: یک مصاحبه ی کمانگیرانه

صحبت نسبتا بلندی در مورد وبلاگستان و برداشتهای نادرستی که در مورد اون وجود داره. اینجا بشنوید.

پس نوشت: علیرضای عزیز چند سوال برای تکمیل این گفتگو فرستاد و مفصل تر حرف زدیم. اینجا بشنوید:گفتگویی در باب یک مصاحبه کمانگیرانه

مسابقه ی دویچه وله و این وبلاگ نویس ِ متوهم!

کاندیداهای مسابقه ی دویچه وله مشخص شدند (لیست را از صادق بلاگ نوشت کپی کرده ام)

بهترین وبلاگ: دیر تش باد
بهترین پادکست: پادکست آق فری و شرکارادیو کالج پارک

بهترین ویدئوبلاگ: ببین تی وی

جایزه ویژه گزارشگران بدون مرز: تغییر برای برابری

BlogWurst Award: دنیای کوچک آقای اوف

بهترین وبلاگهای فارسی: بر ساحل سلامتعصیانآینده آقا اجازهآزادنویسمن و ام اسلابراتوار کلنگالیزه گفتنی هاپاگردتوکای مقدس

و البته واضح است که مقام عظمای کمانگیرانه اساسا نظر ویژه ای ندارد و همه ی دوستان صلاحیت بردوش گرفتن این مسوولیت سترگ را دارند و البته که “ما تشنگان وبلاگ نویسی هستیم، نه شیفتگان جایزه”، اما (و همیشه امایی هست!) بالاخره وبلاگی هم هست در لیست “بهترین وبلاگ های فارسی” که،

  • وردپرسی ه
  • روی بلوهوست ه
  • خیلی کارش درست ه
  • یک وب مستر ِ خیلی مشتی داره
  • نویسنده اش دچار این توهم ه که تهران در کنار دریای خزر قرار داره (در تهران ساحل سراغ دارید؟ حالا سلامت یا ناسلامت؟ صادقانه!)

در سایر رشته ها، جز “بهترین پادکست”، هم که ایرانی بازی می کنیم و به کاندیدای ایرانی رای می دهیم. در “بهترین پادکست” هم مگر می شود به آق فری رای نداد؟

اینجا رای بدهید.

خبر دارید که جیم براون Jim Brown مکانیک سابق در ارتش آمریکا ادعا می کند که این کشور در جنگ عراق، در سال ۱۹۹۱، و همینطور در افغانستان، در سال ۲۰۰۲، از سلاح هسته ای در ابعاد کوچک استفاده کرده است. خبر از این لحاظ اهمیت دارد، که در صورت صحت، این سومین و چهارمین استفاده از سلاح هسته ای در جهان خواهد بود (منبع).

براون استدلال می کند که همه ی بحث ها در مورد استفاده از اورانیوم تضعیف شده در تسلیحات و افزایش شدید نرخ سرطان در مناطق درگیری پوششی برای مخفی کردن منبع اصلی تشعشع، بمب هسته ای، است. در ادامه ی گزارش، دکتر جواد العلی رییس بخش تومور شناسی بیمارستانی در بصره در مورد آنچه او تاثیر استفاده از اورانیوم تضعیف شده در جنگ بر افزایش موارد سرطان می داند صحبت می کند. به این ترتیب، بحث استفاده از بمب هسته ای یک تئوری است. خبرگزاری فارس اما اینطور تصور نمی کند.

فارس جیم را سرباز ارتش ایتالیا می کند و خبر را اینگونه به اشتباه نقل می کند،

در قسمتی دیگری از این گزارش ۲۶ دقیقه ای، تصاویری از تاثیر اورانیوم پخش شده در در اثر انفجار این بمب بر روی نوزادان آن منطقه نشان داده می شود (تاکید از من)

رسما در این پست زرشک طلایی اشتباه در نقل خبر را به خبرگزاری فارس می دهیم.

ویدئوی کامل را اینجا ببینید:

(لینک مستقیم به ویدئوها)

ویدئوی روز: عشق من! بیا بخورمت!

(لینک مستقیم به ویدئو)

آخوندک ماده پس از اتمام جفت گیری سر جفت خود را زنده زنده می خورد. چراکه نزدیک ترین و سریع ترین منبع انرژی است برای اینکه مطمئن شود تخمها در سلامت کامل هستند. و البته آقای خوشبخت در حالیکه سر از کف داده هنوز سعی در فرار از دست این معشوق ِ خون آشام داره.

لینک و توضیح از محمود دستنوشته ها