بایگانی مربوط به شهریور, ۱۳۸۶

خواهشمند است تکنولوژی به خرج ندهید

دیروز ایران و آژانس انرژی اتمی به توافقی رسیدند که گویا اهمیت زیادی داره. در این زمینه هیچ تخصصی ندارم پس حرفی نمی زنم. داستان اما گویا از گزارشی شروع شد که ایران به آژانس داد. تصویر این گزارش در سایت آژانس قرار داده شده و مایه اصلی این پست ه.

این سربرگ متنیه که از طرف هیات ایرانی به آژانس فرستاده شده.

iran_iaea.png

موضوع قسمتیه که خط قرمز زیرش کشیده شده. در نگاه اول بنظر می رسه برای تسریع ارتباط با آژانس انرژی اتمی، بخصوص حالا که شرایط بحرانی هم هست، هیات ایرانی ایمیلی رو هم در گزارشهاشون قید کردند.

uk_iaea.pngkazakhstan_iaea.png

اگر به صفحه مراودات آژانس (Information Circulars) نگاه کنید، ۷۱۱ مورد درش وجود داره. اگر در مراودات از شماره ۶۵۱ تا ۷۱۱ (یعنی حوالی ۱۰% کل مکاتبات آژانس) به دنبال Communication بگردید و اونهایی رو انتخاب کنید که درشون علاوه بر تلفن و فاکس، آدرس ایمیل هم ذکر شده مجموعه بزرگی بدست میاد که جز دوتاش بقیه مکاتبات هیات ایران هستند. این نشون می ده که، گذشته از اینکه موضوع ایران در آژانس داغه، این آدرس ایمیل بکررات استفاده شده. حالا نگاه کنیم به آدرس های ایمیلی که استفاده شدن.

دو کشوری که آدرس ایمیل هم داشتند یکی ایرلنده و دیگری قزاقستان. ایمیل ایرلندی ها در gov.ukه. قزاقها ایملشون خوانا نیست اما جاییه در قزاقستان دات یک چیزی. ایمیل ایرانی اما در وبسایتیه به نام chello.at. این سایت در دیتابیس whois به نام شرکت Elvedin Music ثبت شده. به کمک مترجم میشه فهمید که این سایت یک ارایه دهنده سرویس اینترنت در اتریش (مقر آژانس)ه. این یعنی هیات ایرانی داره از یک ایمیل شدیدا نا امن برای تبادل اطلاعات قاعدتا محرمانه استفاده می کنه. سوال اینه که با وجود اینهمه وبسایت با پسوند ir چرا باید از همچین ایمیلی استفاده کرد. به عقل من این مثل اینه که در یک مکاتبه رسمی از ایمیل یاهو استفاده کنی.

یک رییس جمهور ِ خوشحال

داشتم ویدئوهای “یک گفتگوی صمیمانه با رییس جمهور” رو نگاه می کردم. این بنده خدا جدا یا خوشحاله یا یک هنرپیشه عالی. من البته به هنرپیشه رای میدم. این تکه هاییه از سه ویدئویی که در سایت صداسیما گذاشته شده بود.

زیباروی ِ کم هوش ِ پر اعتماد بنفس

z۴۴۳۶۰۵۳x.jpgدر مسابقه های دختر شایسته معمولا سوالهای فخیم می کنن. مثلا چیزی مثل “چطور می توانیم کاری کنیم که هیچ کودکی از گرسنگی نمیرد؟” بانوی زیباروی پاسخ دهنده هم با حفظ لبخند و ژستی که هزار بار جلوی آینه آزمایش کرده جواب فخیم تری می ده. این یکی دیگه خیلی کلیشه شده که ته داستان ازشون می پرسن آرزوت چیه و طرف جواب می ده “صلح جهانی”.

این خانم پایینی هم مال ایالت کارولاینای جنوبیه. ازش می پرسن “نظرسنجی های اخیر نشون می ده که یک پنجم آمریکایی ها نمی تونن ایالات متحده را روی یک نقشه نشون بدن. فکر می کنی چرا اینجوریه؟” دختر خانم جواب می ده: “من شخصا فکر می کنم که آمریکایی های ایالات متحده نمی تونن این کار رو بکنن برای اینکه بعضی از آدمها در ملت ما نقشه ندارن. من معتقدم که سیستم آموزشی ما، مثل آفریقای جنوبی و عراق و همه جا مثل این. من باور دارم که سیستم آموزشی ما در آمریکا باید به آمریکا کمک کنه ببخشید باید به آفریقای جنوبی کمک کنه و باید به عراق کمک کنه و به کشورهای آسیایی که ما بتونیم آینده مون رو برای بچه هامون بسازیم”.

اگر چیز بیشتری فهمیدید بی زحمت بی نصیب نگذارید. 🙂

این هم یک جواب به کسایی که این خانم رو چندان باهوش نمی دونن.

البته دختر خانم بعدا جواب بهتری می ده.

آخه کی میاد وبلاگ تو رو بخونه؟

مثل هر کار دیگه ای که مخاطب بخش عمده ای ازشه، در وبلاگ نویسی هم باید پیش از هرکاری تصمیم بگیری با کی می خوای حرف بزنی و چرا. در واقع سوال اینه: چرا باید یک کاربر بیاد در وبلاگ تو. این در خودش این سوال رو هم داره: تو چه چیزی برای عرضه داری؟

سه سال پیش که وبلاگ نوشتن رو شروع کردم، به انگلیسی بود. طول کشید تا بفهمم چه کار دارم می کنم. حالا می دونم که یک پست ایده آل برای کمانگیر انگلیسی چیزیه که قبلا به انگلیسی ترجمه نشده. پس در مورد فلان خبر سی ان ان نمی نویسم. به اندازه کافی آدم مطلع هست که این کار رو به بهترین وجه انجام بده. راجع به چیزی می نویسم که خواننده اولین بار در کمانگیر ببینه و بعد در وبلاگش بنویسه “راستی، کمانگیر میگه….”. پیدا کردن این “چه می کنم” بنظرم یکی از کلیدی ترین کارهای یک وبلاگ نویسه.

تا مدتها هیچ تماسی با وبلاگستان فارسی نداشتم و حتی زمانهایی که لازم بود تماسی داشته باشم، مثلا سر داستانهای بالاترین، باز هم به انگلیسی می نوشتم. چهار پنج ماه پیش فارسی نوشتن رو شروع کردم به این دلیل ساده که احمقانه است یک فارسی زبان با یک فارسی زبان دیگه به انگلیسی حرف بزنه. اینجا در مورد چیزهایی می نویسم که خواننده فارسی زبان اولین بار در کمانگیر فارسی ببینه. این یعنی فلان پست انگلیسی فلان وبلاگ نویس خارجی یا فلان خبر که به فارسی ترجمه نشده.

alexa-kamangir.pngاهمیت ابزار هم خیلی مهمه. بعنوان ابزار وبلاگ نویسی خب بوضوح وردپرس بنظرم بهترین انتخابه برای آدم غیر فنیی مثل من. اما مهمه که بدونیم وردپرس بهترین برای هر کاری نیست. بوضوح آدمها عکس رو از متن بیشتر دوست دارن. باز هم بوضوح وردپرس اصلا ابزار خوبی برای یک فتوبلاگ نیست. توضیحات بیشتر رو در چگونه یک فتوبلاگ راه بیاندازیم ببینید.

حالا چرا این همه داستان بافتم. امروز که الکسا رو نگاه می کردم دو نکته جالب دیدم.

دقیقا هفته پیش فتوبلاگ عکاسی کمانگیر راه افتاد. بوضوح مثل هر آدم دیگه ای که یه دوربین دیجیتال داره من هم گهگاه حس عکاس بودن بهم دست می ده. مهم اما اینه که در این یک هفته این فتوبلاگ ۱۴۰۰۰ بازدید کننده داشته. همچنین طبق الکسا ۲% بازدید کننده های کمانگیر به این فتوبلاگ رفتن (این حاصل یک جور میانگین گیریه و بنابراین یعنی حجم زیادی). نکته جالب دیگه اینه که برای اولین بار میزان بازدید کمانگیر انگلیسی از کمانگیر فارسی کمتر شده (۳۳% در مقابل ۴۵%). اینها بنظر من همش یعنی اهمیت شناخت مخاطب و درست استفاده کردن از ابزار، زبان، و رسانه. خیلی اوقات فکر می کنم کاش در این زمینه درسی برداشته بودم در دانشگاه.

“کپی کار زشتیه”: عذرخواهی و توضیح

۶۳۴۲۹_۸۸۷.jpgدیروز یک کاربر محترم بالاترین لینکی رو پست کرد با عنوان “تمام اون هایی که منفی گرفتن به خاطره نقض کپی رایت اینو بخونن“. این لینک در نهایت ۱۰۴ رای مثبت گرفت و ۱۵۲ کامنت براش گذاشته شد. این یعنی من متاسفانه آدمهای زیادی رو آزار دادم. از همگی عذر می خوام.

تلاش می کنم کمی توضیح بدم. نگاه کردم به ۳۰۰ رای اخیرم در بالاترین. از این تعداد ۱۷ تاشون منفی کپی رایت بودند. این یعنی کمتر از ۶% کل رای ها. اینجا لیست کردم همه اونها رو. اعدادِ در پرانتز تعداد کل رایِ لینک رو در لحظه نوشتن این پست نشون می ده.

محمود و ماهاتیر، مقایسه دو دیدگاه (+۳) همونطور که نویسنده هم در ابتدای متن میگه “این متن در اینترنت دیدم، حیفم آمد که شما نخونیدش!” این متن کپی شده است. سوال اینه، چرا متن رو کپی می کنیم وقتی منبع اصلی در دسترسه؟ جالبه ببینیم عین این متن چندین بار کپی شده.

هتلی در ایران (+۴) این عکسها بوضوح کپی شده اند، مثلا از اینجا.

عکسهای بسیار زیبا ودیدنی از مایا نصر ی خواننده خشکل لبنانی (Maya Nasri) (-4) عکس کپی شده

عکس هایی از بازیگران سینمای ایران (-۴) عکس کپی شده

به نظر شما داخل کعبه چه شکلی است ؟ (۶+) عکس کپی شده

سرگرمی برای جونا وای ی ی ی ی!!!!!! (-عکس کپی شده ۴) FUNNY FUNNY

ebru gundes best photos (+2) عکس کپی شده

شناسنامه گوگوش (-۵) عکس کپی شده

عکسهایی از جزایر هاوایی (+۵) لینک متنی بوده کپی شده از همشهری. بعدا عوض شده.

حاج فردریک (+۱) عکس کپی شده

عکس (+۴) عکس کپی شده

چهره جدید مهران مدیری درفیلم همیشه پای یک زن در میان است (+۱۵) عکس کپی شده

محکوم اعدام با پاره شدن طناب دار به اغما رفت (۱) کپی از ایسنا

ابزرگترین کافی net دنیا(عکس) (+۶)عکس کپی شده

عکسهای شکار مار پیتون (+۶)عکس کپی شده

تصاویر جالب و دیدنی (+۲)عکس کپی شده

مثلاً امنیت اجتماعی(عکس) (۰)عکس کپی شده

چهارلینک آخر در واقع باعث تمام این آزردگی و این داستان هستند. فرستنده این لینکها گویا شخصا صاحب وبسایت منبع لینکها، پرنیا دات کام، هم هست. یک نگاه به این لینکها نشون می ده که این عکسها همگی کپی از منابع دیگه هستند. سوال اینه که با در دسترس بودن منابع اصلی چه نیازی به کپی کردن اونها در یک سایت دیگه وجود داره. من اگر این کار رو می کردم برای این بود که هیت وبسایتم رو بالا ببرم.

دوست عزیزمون سوال کردند که چرا من در وبلاگ انگلیسیم عکسهایی رو استفاده می کنم که از جاهای دیگه بر می دارم. توضیح دادم که هدف اون وبلاگ قابل دسترس کردن عکس و متن منابع فارسی زبان برای خواننده انگلیسی زبانه. این کار رو همیشه با ذکر منبع انجام می دم. هرگز لینک حاوی عکس کپی شده در بالاترین نمی گذارم برای اینکه اینکار خلاف قانون اول بالاترینه:

یک) در بالاترین همیشه باید به منبع اصلی خبر لینک بدهید. لینکهایی که یک مطلب را عینا از جای دیگر نقل قول میکنند جایی در بالاترین ندارند (لینک دزدی ممنوع!) (منبع)

این هم حسن ختام قصه: عکس بالا رو از لینکی برداشتم با عنوان “مجریان قانون ک‍پی رایت: اعطای مدال به دو سگ در مالزی به خاطر کشف سی دی ها و فیلم های فاقد کپی رایتکامنتی زیر این لینک بود با این متن “بابا برای سلامتی کمانگیر صلوات ختم کنید”. چه می شه گفت جز چاکریم؟

در مناقب سیدنا و مولانا TeX

sample.pngاگر دانشجوی فنی هستید به احتمال قوی اسم LaTeX یا TeX رو شنیدید. TeX یک سیستم Typesettingه. این یعنی با TeX میشه کارهایی رو کرد که با Word میکنند. نکته اینه که خیلی ها فکر می کنن مقایسه TeX و Word مثل مقایسه کادیلاکه با سه چرخه. این جمله رو یکبار رییسم بهم گفت.

اینجا نمی خوام تعریف TeX رو بکنم. فقط یک جمله: اگر می خوایید یک کار تحقیق شروع کنید که قراره ۱۰ تا مقاله ازش چاپ کنید و بخشهاییش رو هم باید اتوماتیک تهیه کرد، مثل جدولهای بزرگ، استفاده نکردن از TeX مثل اینه که وبلاگ داشته باشین با امکان کامنت و اینا اما از html خشک و خالی استفاده کنید.

این پست رو نوشتم برای این چند تا لینک:

یکی از پیاده سازی های مناسب TeX برای ویندوزMiKTeXه. از اینجا بگیریدش. اگر اینترنت خوب دارید حتما نسخهکامل رو بگیرید که PSTricks رو هم داشته باشه.

Ghost Script و Ghost Viewer رو نصب کنید برای اینکه بتونید از فایلهای ps و eps براحتی استفاده کنید.

بعنوان ویرایشگر TeX من TeXnicCenter رو استفاده می کنم که مجانیه.

برای ساختن فلوچارت، اگر Visio ندارید، از Open Office Draw استفاده کنید.

برای کشیدن شکل در داخل محیط TeX، و نه مثلا بعنوان فایل ps یا eps میشه از TeXCAD استفاده کرد. هرچند چندان نرم افزار کاربردوستی نیست. دوستی اخیرا LaTeXDraw رو پیشنهاد کرد. این نرم افزار خروجی ps یا eps هم میده. هنوز من استفاده نکردم.

سرافزار می فرمایید اگر سوالی داشتید کامنت بگذارید یا ایمیل بزنید. نجات حتی یکنفر از چنگال Word ارزششو داره. 🙂

نکته: TeX رو از استاد راهنمای فوق لیسانسم یاد گرفتم. کاش می شد بیشتر در وصف این انسان نازنین نوشت.

جمهوری اسلامی بالاترین

روند داستان اینطور شروع شد: خیلی هامون از لحن مدیران بالاترین آزار دیده بودیم. همین طور آزار دیده بودیم از اینکه کاربرها به هیچ انگاشته می شن. پس اعتصاب کردیم، و هنوز هم در اعتصابیم. فکر می کنید حاصل چی میشه؟ خدایگان بالاترین البته ککشون هم نگزیده.

… تیم بالاترین در حد امکان خودش به بالاترین میرسد. ما حتما خودمان حداقل روزی دو بار به بالاترین سر میزنیم و از سلامتش باخبر میشویم. میشه هم از نظرات و پیشنهادات کاربران را که با منطق و دلیل بیان شده اند هرچند هم اگر لحنشان تند باشد استقبال کرده ایم.

استقبال از نظر با رای منفی چیزیه که درذهن من خیلی جا نمی شه.

حالا موضوع اینه که چه بکنیم، یا بهتر بگم به عنوان یک کاربر چه بکنم. بر می گردم به بالاترین، حدود ۱۲ ساعت دیگه. همونطوری که در جمهوری اسلامی ایران زندگی کردم زمانی که از خیلی از کارهاش متنفر بودم. زندگی کردم چون انتخابی نداشتم. بالاترین از موهبت انحصار برخورداره، فعلا، و بهترین منبع دیدن خبر و دادن خبره. پس بر می گردم.

جمهوری اسلامی رو ترک کردم، در اولین فرصتی که پیدا کردم.

پس نوشت: کوهیار هم به مساله نگاه می کنه:

زمانی که اتکای شخص به خود (خواه کاذب یا واقعی) بیش از اندازه می شود در سخنان وی با من شروع و از کلماتی از قبیل من فکر می کنم و ما تصمیم گرفتیم استفاده می کند. یادمان باشد مهدی جان! تیم بالاترین همه ی ما هستیم.و بل یاران اصلی تیم همانهایی هستند که روزی چندین ساعت وقت می گذارند و از دیدن لینکی که با محتوای ارزشمند نادیده گرفته شده غمین می شوند. این طرز نگرش و نوع دید(در مورد این دید توضیح می دهم) سبب گسست هرچه روزافزون بین کاربران و مدیران سایت خواهد شد. استفاده از این نوع ادبیات ناخودآگاه رابطه ی کاربر و کارفرما را در ذهن مخاطب تداعی خواهد کرد.

“اعتصاب برای جلوگیری از حاکمیت استبداد در بالاترین”

تا توی یه جامعه (مجازی یا حقیقی)٬ اعتراضی (هرچند آرام و ساده) صورت نگیره٬ مسئولینه اون جامعه (در اینجا٬ بالاترین) فکر می‌کنن هر کاری که دارن انجام می‌دن درسته و خودبه‌خود به سمت استبداد می‌رن٬ طوری که بعد از یه مدت اگه کسی به‌کارشون ایرادی به‌حق هم گرفت٬ با توجه به تجربیاته گذشته‌شون و اینکه کسی قبلن بهشون اعتراض نمی‌کرده٬ فکر می‌کنن فرد معترض مشکل داره و تلاش می‌کنن تا اونو هرچه سریع‌تر ساکت کنن٬ و این روند ادامه پیدا می‌کنه تا به استبداد مطلق منتهی می‌شه (گناهکار)

دعوت به مخالفت مدنی با لحن مدیران بالاترین

۱٫ از مدیران بالاترین می خواهیم که وقت بیشتری را به توسعه ی بالاترین و بررسی و اجرا کردن پیشنهادات کاربران اختصاص دهند.
۲. ضمن مخالفت با هرگونه انحراف از قوانین سایت و تایید آن قسمت از نظرات مدیران سایت که مخالف باندبازی و تقلب در بالاترین هستند لحن مدیران بالاترین را در مخاطب قراردادن کاربران در آخرین پست وبلاگ بالاترین مناسب نمی دانیم . کاربران بالاترین داوطلبانه در جهت توسعه و پیشرفت این سایت فعالیت می کنند ولی انتظار دارند به نظرات آنها توجه شده و قبل از اتخاذ تصمیماتی که مستقیما با نحوه فعالیت آنها در سایت در ارتباط است نظرات آنها مورد توجه قرار گرفته و در صورت امکان نظرخواهی شودکاربرانی که با این دو بند موافق هستند ضمن اعلام اینکه از قطع فعالیت خود در سایت هر چند به صورت کوتاه مدت اکراه دارند ولی به دلیل بی توجهی مدیران سایت :
از ساعت ۱۲ ظهر روز جمعه ۲ شهریور ۸۶ به مدت ۱۲ ساعت ( تا ساعت ۱۲ شب ) از ارسال لینک، رای دادن و کامنت گذاشتن در بالاترین خودداری می کنند.امیدواریم این عمل نمادین باعث جلب توجه مدیران سایت به خواسته های کاربران شده و بالاترینی (( با )) و (( برای )) کاربران داشته باشیم (منبع)

مرتبط: زرشک طلایی روابط عمومی به بالاترین

پس نوشت: من پیشنهاد می کنم تحریم شامل یک روز کامل بشه:۲۴ آگوست یا ۲ شهریور بمدت ۲۴ ساعت.

زرشک طلایی روابط عمومی به بالاترین

در این یک سال فعالیتش، بالاترین تونسته محل خوبی ایجاد کنه برای ارتباط وبلاگ نویس و وبلاگ خونها. با این وجود، در فراز و نشیب حوادث بالاترین ثابت کرده که از نظر روابط عمومی نتونسته به هیچ وجه قابل قبول عمل کنه. در واقع خدایگان بالاترین اصولا ارتباطی با کاربرانش ندارن، جز چند هفته یکباری که چیزی در وبلاگ بالاترین می نویسند. این نوشته ها البته شاید اگر نوشته نمی شدند بهتر بود. اینجا تکه هایی رو می آرم.

بخش نظرات بالاترین جای چت نیست
۱ شهریور ۱۳۸۶
چندتا از کاربران پیشنهاد کرده بودند که بخش چت راه بیاندازیم. تیم بالاترین از اول با چت میانه خوبی نداشته و هنوز هم ندارد. بدلیل اینکه فکر می‌کنیم انرژیی که کاربران برای تولید محتوا می‌گذارند در بحثهایی که به مطلب خاصی ربطی ندارد هدر میرود و بالاترین به جای یک سایت خبررسانی به یک سایت دوست یابی تبدیل می‌شود که هدف بالاترین نیست ( به ارکات یا سایتهای مشابه آن بروید). متاسفانه متوجه شدیم که بعضی از کاربران از سیستم فوق‌العاده راحت کامنت‌گذاری بالاترین برای چت استفاده می‌کنند و بعضی جاها اسمش را محفل هم گذاشته‌اند. بچند دلیل این کار برای بالاترین مناسب نیست: ۱) اینکه تنشهای بین کاربران را زیاد کرده‌است. ۲) باعث تبانی در رای دادن در بالاترین شده است که یک نوع تقلب محسوب می‌شود. ۳) بدلیل بالارفتن بی‌مورد تعداد نظرات فشار روی سرور بالاترین زیاد کرده است. ۴) برای کسانی که می‌خواهند فقط نظرات مربوط به لینک را بخوانند مزاحمت ایجاد می‌کند. برای رفع این مشکلات، ما تصمیم گرفتیم بخش نظرات هر لینک را بعد از چهار روز بندیم. همچنین تشکیل چیزی بنام محفل را هم در بالاترین غیرقانونی اعلام می‌کنیم.

انرژی بالاترینی با سهمیه‌
۲۱ تیر ۱۳۸۶
کاربران گرامی به اطلاع شما می‌رسانم که تیم بالاترین بطور جدی مشغول بالابردن سهمیه روزانه انرژی در بالاترین است…. این سیستم کمک می‌کند که کسانی که برای خرابکاری بالاترین ثبت‌نام می‌کنند تنها بتوانند صدمه جزیی به فضای بالاترین وارد کنند. این سیستم به کاربران پرسابقه هم کمک می‌کند که از اعتیادشان به بالاترین جلوگیری کند.

لینکها با توضیحات نامربوط
۵ اردیبهشت
…این تصور انتزاعی که بعضی ها دارند که دموکراسی یعنی فقط رای دادن غلط است. دموکراسی به چهارچوب و ضوابط نیاز دارد. بالاترین در این حد دموکراسی است که لینکها براساس رای شما به صفحه اول می روند. …

جدا فکر می کنید چقدر از کاربران بالاترین همچنان در این سایت می موندن اگر انتخاب دیگری هم وجود داشت (بالا موزیک رو هم ببینید

پس نوشت: دعوت به مخالفت مدنی با لحن مدیران بالاترین