بایگانی مربوط به مرداد, ۱۳۸۶

۱۴ مرداد ۸۶: روز همبستگی

خیلیهامون فکر می کنیم اعدام، سنگسار و خیلی چیزهای دیگه جزئی از دین اسلام هستن و لاجرم انکار ناپذیر. این باشه در جای خود. فکر نمی کنم اما زیاد باشن کسانی که زندانی کردن آدمها و شکنجه شون رو بخاطر حرف زدن قابل قبول بدونن. بیاید به این اعتراض کنیم.

به احترام این فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به “۱۴ مرداد، روز همبستگی وبلاگ نویس های ایرانی با دانشجویان دربند” تغییر دهیم.

این فرصتیه برای نشون دادن قدرت. برای اینکه نشون بدیم هستیم و مخالفیم. بعدا وقت می شه خفه کنیم همدیگه رو سر اعدام و باقی “قضایا”. الان موقع عمله. برید حمایت کنید. چاکریم.

خورشیدخانوم در وردپرس

kh_header.gif

برای فرار از فیلترینگ خورشید خانوم هم وردپرسی شد. وبلاگ فارسی و همینطور انگلیسی خورشیدخانوم رو از این به بعد در وردپرس می خونیم. نکته مهم اینه که وردپرس آدرس https هم میده که فعلا در ایران فیلتر نیست.

نکته جانبی: همین ماه می رم SSL می گیرم برای کمانگیر.

قلعه شنی از نزدیک

normal_۲۰۰۷july۲۹-_۱۱۳.jpg

عکس از قلعه شنی در اینترنت کم نیست اما باز هم تجربه جالبی بود دیدن یک هنرمند در حال اینکار. ساکت و بی صدا روی ساحل گراند بیچ کارش رو می کرد. بعدا فهمیدیم که همسرش/رفیقش هم اونطرف روی دست مردم با حنا شکل می کشه. ازش پرسیدم، گفت جز آب و شن چیزی استفاده نمی کنه. پنج-شش تایی اما ابزار متفاوت داشت. عکسهای بیشتر رو اینجا ببینید.

یک مصاحبه کمی قدیمی برای رادیو زمانه

۱۶june۰۷-۰۲۳s.jpgاولین برنامه رادیویی عمرم رو، که اتفاقا آخریش هم هست، ۲۷ خرداد انجام دادم. این برنامه مصاحبه ای بود بود با محبوبه، که اتفاقا اخیرا به وردپرس نقل مکان کرده، در مورد شرکتش در ماراتن. این مصاحبه از رادیو زمانه پخش شد.

یکی از دلایلی که این مصاحبه رو می گذارم اینه که یک مصاحبه دیگه دارم انجام می دم با اسرا شافعی، دختر مسلمان بحرینی در مورد تلاشهاش برای گردهم آوردن وبلاگ نویسهای خاورمیانه ای از ایران تا اسراییل (ببینید مصاحبه بی بی سی فارسی رو با اسرا).

مقدمه: بالاترین گذشته از همه جذابیتهاش مبتنی بر یک ساختار انرژی-کردیت ه و این یعنی با مهارت در استفاده از ابزارهای چهارگانه، لینک-رای مثبت-رای منفی-کامنت، می شه در لیست کاربران بالاتر رفت. بوضوح این هدف ِ صرف ِ کمتر کاربری از بودن در بالاترینه، اما به هر حال وسوسه تحلیل و احساس آشنایی با محیط چیزی نیست که به سادگی بشه ازش گذر کرد. در این پست، سیستم انرژی-کردیت بصورت ریاضی تحلیل می شه. این تحلیل برای پاسخ به این سوال هاست.

۱- به چه نظمی از ابزارهای چهارگانه استفاده کنیم برای سود حداکثر.

۲- در صورت بازی بهینه، کردیت به چه نرخی رشد خواهد کرد؟

۳- اگر کاربری همین حالا ثبت نام کنه، آیا شانسی برای رسوندن کردیتش به کاربران قدیمی داره؟

این تحلیل بر مبنای چند فرض اساسیه. اول فرض بر اینه که کاربر تمام انرژیش رو در یک روز مصرف می کنه. این ممکنه در عمل قابل اجرا نباشه، بدلیل نبود لینک به اندازه کافی. همینطور فرض می کنیم کسی گزارش تخلف نمی ده، چون سودی نداره. علاوه بر این فرض بر اینه که نه تنها هیچ لینکی حذف نمی شه، بلکه هر لینکی بالاخره به صفحه داغ می ره. همینطور فرض می کنیم هیچ لینکی به امتیاز ۳۰ نمی رسه. نظیر این تحلیل در دیماه سال گذشته، زمانی که بالاترین از سیستم قدیمی امتیاز استفاده می کرد، انجام شد. اینجا بعضی نتایج رو با اون زمان مقایسه می کنیم. در هر دو مورد، ابزار مورد استفاده ضرایب لاگرانژه. منبع فرمولها و روابط، این پست در وبلاگ بالاترینه. از مهدی تشکر می کنم برای انتشار این روابط.

مساله: تعریف می کنیم: x.png تعدادکامنت در یک دوره، y.png تعداد لینک در یک دوره، z.png تعداد رای مثبت در یک دوره وt.png تعداد رای منفی در یک دوره. هدف حداکثر کردن

profit.png

به شرط

constraint.png

است.

راه حل: اگر انرژی شما در یک روز خیلی بیش از ۴۰۰ه (مثلا بیش از سه برابر)، این نظم بیشترین سود رو برای شما داره:

به ازای هر ۱ رای منفی، ۶ رای مثبت و ۹ کامنت بدهید و ۳ لینک پست کنید.

به این ترتیب امتیاز به این ترتیب تغییر می کنه.

evolution.png

تحلیل: برای اینکه بتونیم فرمول های جدید رو با قدیمی ها مقایسه کنیم، منحنی های نظیر اونچه برای سیستم قدیمی رسم شده بود رو اینجا می کشیم. اولین منحنی حداکثر افزایش کردیت در یک روز رو نشون می ده. برای اینکه مقایسه امکان پذیر باشه حداکثر رو در منحنی ۵۴۷۱ (حداکثر کردیت یک کاربر در بالاترین در زمان نوشتن پست قدیمی) فرض کردیم.

۵۴۷۱-credit.png

مقایسه این منحنی با نمونه پارسال نشون می ده که فرمول جدید میزان افزایش کردیت رو کمتر کرده (۲۵۰ در مقایسه با ۳۵۰)، در مقایسه با فرمول قدیمی. مانند پست قدیمی مقایسه می کنیم وضعیت کسی رو که همین الان ثبت نام می کنه، و ۱۰۰ کردیت می گیره، با کسی که ۵۴۷۱ کردیت داره.

۵۴۷۱-c۱c۲.png۵۴۷۱-c۱dc۲.png

بوضوح بمانند گذشته کاربر جدید می تونه کردیتش رو بالا ببره و در عرض یکسال به ۸۰% کردیت کاربر قدیمی دست پیدا کنه. دقت کنید که کردیت نهایی در پایان سال تقریبا نصف مقداریه که فرمول قدیمی ایجاد می کرد. بنابراین فرمول جدید برای این کاربران باعث رشد کندتر کردیت می شه. این اما همه داستان نیست.

استفاده از حداکثرکردیت در سیستم فعلی، یعنی ۴۶۰۱۹، و مقایسه کاربر جدید با کاربر قدیمی نشون می ده که حتی پس از گذشتن یکسال کاربر قدیمی فقط می تونه ۵۰% کردیت کاربر قدیمی رو بدست بیاره.

۴۶۰۱۹-c۱c۲.png ۴۶۰۱۹-c۱dc۲.png

این موضوع با توجه به عمر یک ساله سیستم ممکنه منطقی باشه.

نتیجه گیری: فرمول جدید به لحاظ نسبی برای کاربرها تفاوتی از لحاظ حداکثر کردیت قابل دسترسی ایجاد نکرده اما با توجه به قدمت سیستم کاربر جدید فاصله بسیار زیادی با کاربران قدیمی داره. این تحلیل اثرات فرمول جدید در شکل دهی به رفتار کاربران رو در نظر نمی گیره.

نکته بیشرفانه: کاربری که از یک منبع زیاد لینک میده، به ازای هر لینک ۵ امتیاز ضرر می کنه. این کاربران اما می تونن سیستم را با دادن لینک از منابع دیگه گول بزنند. این یعنی مثلا دادن لینکهای بیربط از خبرگزاری فارس. به این ترتیب لینک بیربط حذف نمی شه، و ضرری نداره، اما ۵ امتیاز ایجاد می کنه که ضرر لینک تکراری را جبران می کنه. با این کار از کاربران هم فحش نخواهیم خورد چون صرفا به سلیقه آدم شک می کنند. اگر یکی از این لینکها به صفحه داغ برسه هم که فبها. واضح است که این کار البته ضایع کردن وقت کاربرهای دیگه است.

درخواست کمک: چرک نویس تحلیل رو اینجا می گذارم. اگر مرحمت کردید نگاهی کردید و ایرادی پیدا کردید امر بفرمایید اصلاح کنم.

page۱.jpgpage۲.jpgpage۳.jpgpage۴.jpg

دروغ: موهبت تک صدایی برای یک سیستم

توضیح: ویدئوبلاگینگ سرگرمی جدید و جالبیه. ببینید “دروغ” رو با آهنگ زمینه “سکوت باید شنیده بشه” در مورد رسانه.

اخیرا گزارشی از صدا و سیما پخش شد تحت نام “آمریکا منفور جهانیان”. این برنامه بر مبنای گزارشیه که از سی ان ان پخش شده و در اون این موضوع نه چندان تازه بررسی می شه که آمریکا دیگه یک کشور دوست داشتنی نیست. حتی در کشورهایی که بنظر باید علاقه مند باشند به این “مهد دمکراسی”.

اینکه هنوز کسی بتونه با دروغ گفتن در ابعاد بزرگ کارش رو پیش ببره از اونچیزهاییه که در نظر اول ممکنه در دنیای امروز مشکل بیاد. حقیقت تلخ اینه که با داشتن کنترل روی رسانه ها میشه دروغ گفت و خیلی بزرگ هم دروغ گفت. خیلی ها جامعه خبری آمریکا رو مثال می زنن. جایی که جنگی شروع شد با بهانه هایی که مدتهاست می دونیم ساختگی و دروغ بودند

نظام سیاسی ایران مدتهاست از تک صدایی بهره برده. برای خیلی ها یکی از دردناک ترین خاطره های کوی دانشگاه زمانی بود که در اوج التهاب صدا و سیما خبر از دوستی یک موش با یک گربه می داد. این یعنی رسانه می تونه زل بزنه توی صورتت و دروغ بگه.

دردم اومد از اینکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی توی روم داد سخن از بدی و شکنجه در آمریکا می ده در حالیکه خودش به حکومتی وابسته است که شهروندان خودش رو به سختی آزار می ده

حتی لازم نیست فکر کنیم برای این که لیست بالابندی از اعدام، آزار زنان بدلیل پوششون، زیاده روی پلیس در استفاده از قدرت، آزار روشنفکران و اعتراف گیری، آزار فعالان کارگری و استفاده از حکم های خشنی مثل سنگسار رو ردیف کنیم. یک جستجوی ساده در گوگل هم به این لیست اضافه می کنه. نکته مهم اینه که این تصاویر همگی از منابع موثق و اکثر وابسته به سیستم برداشته شده اند و گرنه تعداد چنین شکایاتی بسیار بیش از اینهاست.

سوال اینه، آیا کوچکترین شکی هست چرا این نظام نمی تونه مطبوعات آزاد رو تحمل کنه؟ آیا شکی هست درصورتی که به خبرنگاران اجازه سوال از مقامات داده بشه به روز نمی کشه رسواییهای گسترده و ونفرت انگیز؟ آیا اون خبرنگاری که در صداو سیمای حمهوری اسلامی این برنامه رو می سازه نمی دونه که خبرنگار سی ان ان اون برنامه رو می سازه چون آزادیش هزاران بار بیش از هر خبرنگار ایرانیه؟ آیا دروغ گفتن به عنوان یک شغل نفرت انگیز نیست؟

آنک Adoptic

adoptic.pngاگر شما هم زمانی رو در تحیر بسر بردید که Adoptic که خدایگان بالاترین اشاره هایی بهش کرده اند چیه، شاید خوندن این پست کمکتون کنه.

بیش از یک سال پیش سرویسی در وبلاگستان راه اندازی شد که از طریق اون می تونستید در وبلاگ دیگران برای خودتون تبلیغ پست کنید و البته تبلیغ اونها رو هم در وبلاگتون بگذارید. Blogads در اون زمان از یک مکانیسم کلنگی استفاده می کرد که مبتنی بر دست بردن در تمپلیت وبلاگ بود، هر زمان که تبلیغ جدیدی می خواستید پست کنید. این برای اونهایی که در بلاگ اسپات بودند مساوی با مصیبت کامل بود چون بلاگ اسپات قدیمی تمام وبلاگ رو با هر تغییر در تمپلیت دوباره نویسی می کرد. هرچند Blogads هنوز گوشه صفحه خیلی قدیمی ها هست (مثل خود مهدی) اما شک دارم کارکردی داشته باشه.

Adoptic، که هیچ ایده ای ندارم چه معنایی می ده به لحاظ لغوی، نسخه بسیار پیشرفته Blogadsه. این سرویس کاری نظیر قبلی رو انجام می ده با این تفاوت که اضافه کردن تبلیغ از طریق یک واسط کاربری تمیز و زیبا انجام می شه. در حال حاضر تعداد کاربران Adoptic بسیار محدوده اما این مانع بگمانم بزودی رفع خواهد شد.

نکته: ضعف اساسی Adoptic در حال حاضر استفاده اش از کدهای جاواست که اون رو برای کاربران وردپرس رایگان ناممکن می کنه. این امیدوارم بزودی حل بشه چون با مشکلات سرویسهای ایرانی تمایل به انتقال به وردپرس در بین وبلاگ نویسها زیاده.

پیشنهاد: اگر درAdoptic اکانت دارید تکه کدش رو بگذارید در وبلاگتون. درد نداره. وبلاگ Adoptic رو دنبال کنید حتما همگی می فهمیم داستان دقیقا چیه. اوایل بالاترین یادتون هست؟

پس نوشت: نوشته صاحب داستان، مهدی، رو هم بخونید.

عکسهایی که غیب شدند

۶_۸۶۰۵۰۱۰۶۷۰_l۶۰۰.jpg

زمانی که خبرگزاری فارس عکسهای دور جدید “طرح امنیت اجتماعی” رو گذاشت، عکس بالا جزوشون بود. بعدها اما برش داشتند. جالبه که تصادفا یک کپی از عکسها برای خودم برداشتم. چند تا عکس دیگه هم برداشته شده اند. ببینید مجموعه کامل رو در اینجا.

پس نوشت: در این آلبوم این عکس بیشترین بازدید کننده رو داشته. دلیل حذفش هم شاید همینه: طرفین دعوا رو بوضوح نشون می ده، حتی بلحاظ رنگ بندی.

قدرت رسانه-یا شکنجه تلویزیونی پای چوبه اعدام

این ویدئوییه از لحظات آخر محکومان به اعدام. اینجا هدف پرداختن به نفس اعدام نیست. نکته اینجا شکنجه پیش از اعدامه. بعداز اینکه لیستی خونده می شه از اونچه این آدمها انجام داده اند خبرنگار با اونها “صحبت” می کنه. بشنوید:

خبرنگار: فکر می کنی اعدام بتونه تو رو پاک کنه؟

محکوم:……نمی دونم واللا

خبرنگار: الان فکر می کنی تورو چی کشونده پای اعدام؟

محکوم: ……

خبرنگار: فکر می کنی انتهای نادانی و غفلتها چی باشه؟

محکوم: ……همینه. آخرش همینه

خبرنگار: همین چیه؟

محکوم: چوبه اعدام.

خبرنگار: الان (با تاکید) داری کجا می ری؟

محکوم: پای اعدام

خبرنگار: پای اعدام. چقدر مواد ازت گرفتن؟

محکوم: مواد به نام ….ِ

خبرنگار: (می پرد وسط حرف محکوم) نگو! چقدر گرفتن؟

محکوم: ۶۲ کیلو.

خبرنگار: ۶۲ کیلو چی؟ مرفین؟

محکوم: به نام دارو

خبرنگار: آخر قاچاق مواد مخدر کجائه فکر می کنی؟

محکوم: هیچ جا.

خبرنگار: هیچ جا یعنی چی؟ قشنگ توضیح بده. الان خیلی چیزها اینجا هست.

محکوم: والا می دونیم که عاقبت نداره. آخری بی خانمانیه.

خبرنگار: چوبه دار. درسته؟

خبرنگار: چند دقیقه بیشتر نمونده که شما بری پای چوبه دار.

محکوم: دیگه صحبتی ندارم (ساکت می شود)

خبرنگار: آخرش اینجا بود دیگه. درسته.

محکوم: بله.

دوست دارم بدونم چنین خبرنگارهای شجاعی، که یک محکوم به اعدام رو به صلابه می کشه و بهشون یادآوری می کنه دارن می رن پای چوبه اعدام، در کنفرانس های مطبوعاتی رییس جمهور یا در “دیدارهای مردمی” رهبر کجا هستند؟ زور رسانه فقط به اعدامی ها می رسه؟ چه کسی به این خبرنگار این حق رو داده که در دقیقه های آخر این آدمها محاکمه شون کنه؟

آنک هری پاتر

۲۱july۲۰۰۷-۰۲۶.jpg

 به اطلاع می رساند در سه روز آینده بنده مزاحم همسر گرامی نخواهم شد. ایشان گرفتار یک پروژه مهم درسی هستند.