بایگانی مربوط به تیر, ۱۳۸۶

باغ وحش لندن

۲۳june۰۷-۰۷۰s.jpg

قبل از این تنها باغ وحشی که رفته بودم مال پارک ارم بود. نکته تراژیک اون دیدار محوطه مخروبه ای بود که مادرم نزدیک قفس شیرها پیدا کرد. پر بود از الاغ هایی که بی خبر علفشان رو می خوردند. نکته مهم تر اما تماس پیدا کردن با هوش حیوانی بود. چشم های یک حیوون با چشم های عروسک فرق دارند. جایی هستند نزدیک چشم های ما آدم ها. به سمت میمون ها که می ری دیگه چشم ها خیلی جالب می شن. یه جورایی با اجازه جناب سهراب سپهری “هوش محزون حیوانی”.نکته باغ وحش لندن، گذشته از بزرگ بودنش و منظم بودنش، این بود که تماس نزدیک با ساکنینش داشتی. محوطه هایی درست کرده بودند برای حیوون های مختلف و بعضی ها رو تو داخل محوطه می رفتی، مثل پرنده ها و یک نوع میمون. عکس هاش رو اینجا گذاشتم.

تالیای ایران و تالیای NEC

۲۴june۰۷-۰۰۳.jpg

۲۴june۰۷-۰۰۶.jpgتالیای ایران نمی دونم مخفف چیه اما سیستم ویدئوی پولی این هتل اسمش تالیاست. این سیستم به تلویزیون وصله و یک سری فیلم (شامل کلی پورن) رو می تونی با کارت اعتباری پول بدی و برای ۱۲ ساعت، فکر کنم، نگاه کنی. این سیستم مال NECه و Taliaمخفف Travel and Leisure Interactive Applicationsه. این هم نمایی از منوی اصلی سیستم. داستان چیه؟ کسی می دونه؟

پس نوشت: تالیای ایران البته یک y زیادتر داره (منبع).

اختراعات جنگی در عهد بوق

موزه وسایل جنگی چندتایی رفته ام، از جمله در کلگری و همینطور در شیراز، اما موزه برج لندن نکته جالبی داشت که دیگران نداشتند. این موزه سعی کرده بود وسایلی رو که کمتر شناخته شده اند یا حتی آزمایشی ساخته شده اند رو مشخص کنه. اینها رو من پیدا کردم. چندتاییش البته اینجا ذکر شدند بخاطر جالب بودن وجه فنی شون.

۲۳june۰۷-۰۲۴.jpg

این سپر-تفنگ گویا در اسپانیا اختراع شده. نکته اینه که یک تفنگ در پشت سپر هست و بالطبع محافظت می کنه دست شلیک کننده رو.

۲۳june۰۷-۰۲۵.jpg

 

توپ با بیش از یک گلوله.

۲۳june۰۷-۰۳۱.jpg

ایده فشنگ گویا خیلی قبل بطور محدود استفاده شده. این توپ به جای انتهای مسدود که پر از باروت شه یک نوع فشنگ ابتدایی داشته. این فشنگ مرمی (گلوله) نداره اما نکته اینه که فشنگهای زیادی رو پر از باروت آماده نگه می داشتند و بعد فقط بسرعت گلوله رو در لوله می گذاشتند و بعد فشنگ رو و سریع شلیک می کردند. توضیحات زیر وسیله می گفت که مشکل این وسلیه این بوده که خوب آب بندی نمی شده و بنابراین مقداری از گاز انفجار هدر می رفته. Read the rest of this entry »

مک دونار حلال در اسکاتلند

۲۶june۰۷-۰۰۱.jpg

پیداکردن غذای حلال در جای پرتی مثل اسکاتلند البته باعث شعفه. مهم تر اما پیدا کردن «برادر»یه که بخواد با تمسک به چیزهای «صهیونیستی»ی مثل مک دونالد فروشش رو بالا ببره. راستی می دونستید شعبه های مک دونالد در دوبی غذای حلال می فروشن؟

دو منظره متضاد از لندن

۲۲june۰۷-۰۶۶.jpg ۲۲june۰۷-۰۶۴.jpg

یک کوچه باریک که نظیرش کم نیست در لندن و یک آسمان خراش حجیم که باز هم نظیرش کم نیست در این شهر.

دیود انسانی

۲۳june۰۷-۰۰۵.jpgاین در خروجیه باغ وحش لندنه که با یک مکانیزم جالب یک طرفه شده. در اصولا هیچ قفلی نداره و بنابراین در عمل همیشه بازه. اما نکته اینه که این یک در چرخانه که یک طرفش بطرز هوشمندانه ای با نرده های ثابت غیر قابل عبور شده (به تصویر دقت کنید). نکته دیگه اینه که در بصورت ساعتگرد راحت می چرخه اما بصورت معکوس خیلی کم می تونه بچرخه، شاید ۵ درجه مثلا. بنابراین هیچ روشی وجود نداره که از این در وارد شی (تا جایی که من فکر کردم و البته احتمالا سازنده در). حتی مثل در معمولی نیست که یک نفر اگر داخل باشه بتونه دیگران رو بیاره تو. یک جورایی دیود انسانیه.

زبان شیرین فارسی

۲۶june۰۷-۰۰۹.jpgشرکت Hbc که چندین فروشگاه زنجیره ای در کانادا داره (از جمله Zellers و Bay) چند ماهیه که در بعضی فروشگاه هاش از فروشنده های با زبانهای مختلف استفاده کرده. نکته در واقع اینه که فروشنده های این فروشگاه ها (که حداقل دستمزد رو می گیرند) بیشتر از اقلیت های خارجی نسل اول هستند که هر کدوم زبون دیگه ای رو می دونن. یک آدم نابغه هم فکر کرده که به این ترتیب میشه مشتریای ناوارد به انگلیسی رو جذب کرد. از کسی نشنیدم البته که استفاده کرده باشه از این سرویس بنابراین نمی دونم چطور کار کرده.
در ورودی خیلی از این فروشگاه ها «خوش آمدید» رو به خیلی زبونها نوشته اند. از جمله این زبونها فارسیه. یه جورایی آدم احساس خوبی پیدا می کنه. امروز دیدم مجموعه Fast Food بزرگBurger King هم روی پاکت هاش به چندین زبون نوشته «هرجور حال می کنی!». البته فارسی ننوشتن. نمی دونم چرا.

ویژه

۲۳june۰۷-۰۰۶.jpg

۲۳june۰۷-۰۰۲x.jpgConcession یعنی حق ویژه. به عبارت دیگر با گرفتن کارت ISICکه زمانی دانشگاه تهران صادر می کرد در زمره افراد خاص قرار می گیرید. این گروه که شامل افراد بالای ۶۰، معلولین، بیکاران و دانش آموزان/دانشجویان می شه در خیلی از مکانها هزینه کمتری برای بلیط می پردازند. هفت هشت پوندی از این راه صرفه جویی کردم (حدود ۱۵۰۰۰ تومن فکر کنم).

مکه اسکاتلندیها

۲۶june۰۷-۰۰۸.jpg مکه (Mecca) در دیکشنری به معنی محلی که خیلی ها میرن هم ترجمه شده. این معنی البته به احتمال قوی از مکه اصلی گرفته شده. به هر حال این یک جای تفریحی در گلاسگو (اسکاتلند)ه. من هیچ توضیحی ندارم.اون علامت های «ممنوع» داستان رو کمی باحال تر می کنن، نه؟ قابل توجه بروبچ اطراف سفارت «روباه بزرگ» (اسکاتلند جزئی از انگلیسه).

شهر دوربین ها

۲۳june۰۷-۰۰۱.jpg

لندن بوضوح شهر دوربینهای نظارتیه. نه تنها مترو پر از دوربینه که بالای هر فروشگاهی هم حداقل یک دوربین هست. شب که برگشتم برای خواب این روزنامه رو دیدم. شدیدا زرده و مجانی. لابد تبلیغات خیلی براش درآمدزاست. خبر از گروهی می ده به نام «نگاشون می کنیم، نگامون می کنن». این گروه مخالف وجود دوربین ها هستند. یکی از استدلالاشون هم اینه که این برای پلیس خیلی خرج ایجاد می کنه که تصاویر این همه دوربین رو وارسی کنن. جالب اینه که هرجا داربست ساختمونی دیدم روش یه اطلاعیه زده بود که «این داربست با سیستم الکترونیکی کنترل می شه». یا نرخ بزه در لندن زیاده یا جماعت انگلیسی خیلی ترسوان.