بایگانی مربوط به مرداد, ۱۳۸۹

گورکن ها چرتکه بلد نیستند

حدود یک هفته پیش، خبرگزاری فارس اعلام کرد که قبور متجاوزین به ایران از سال گذشته، یا بطور دقیق تر از تیرماه ۱۳۸۷، آماده شده است. به این خبر ویدئویی از این قبرها ضمیمه شده بود. قبلا فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح گفته بود که «‌پیش‌بینی شده است تا در مجموع ۳۲۰ هزار قبر برای متجاوزان آماده شود» (توضیح بیشتر در مردمک).

کمی حساب کتاب کنیم. جدول زیر تعداد کشته شدگان در چهار جنگ ِ کره، ویتنام، افغانستان، و عراق را در سه دسته ی «کشورهای حمله کننده»، «کشورهای مورد حمله» و «غیرنظامیان» مقایسه می کند (همه ی اعداد از ویکیپدیا).

ستون «ضریب» در این جدول، حاصل یک درون یابی خطی درجه ی یک بدون قسمت ثابت (y=ax) است. به عبارت دیگر، در یک جنگ نوعی، در ازای هر کشته از کشورهای حمله کننده، ۳٫۵ نفر از نیروهای نظامی کشور مورد حمله و ۱۱٫۷ نفر از افراد غیرنظامی، در کشور مورد حمله، کشته شده اند. اعمال این ضرایب به پیش بینی موجود از تعداد کشته شدگان در جنگ احتمالی علیه ایران، ۳۲۰ هزار، نشان می دهد که در تخمین ِ فعلی، درصورت حمله به ایران ۱٫۱ میلیون نفر از نیروهای نظامی ایران و ۳٫۷ میلیون نفر از شهروندان غیرنظامی ایران کشته خواهند شد.

به عبارت دیگر، بخشی از مدیریت نیروهای نظامی ایران پیش بینی می کند که آمریکا و متحدانش ایران را درگیر جنگی در اندازه های ویتنام خواهند کرد. نکته ی مهم این است که در جنگ ویتنام، چین و کره ی شمالی، و مجموعه ای از کشورهای کمونیستی دیگر، همراه ویتنام شمالی می جنگیدند و آمار کشته ها مربوط به همه ی این طرفهای درگیر است. اینکه درصورت روشن شدن آتش جنگ بین ایران و غرب، کدام کشور به جبهه ی ایران کمک خواهد کرد، سوالی است که باید از سردارانی که ۳۲۰ هزار قبر را آماده کرده اند پرسید.

پس نوشت - در این بررسی، تعداد غیرنظامیانی که پس از حمله ی آمریکا و متحدانش به عراق کشته شده اند، برمبنای تخمین ِ پایین تر (بین ۹۵ هزار تا ۱۰۳ هزار نفر) محاسبه شده است. محاسبه ی دیگری تعداد کشته شدگان ِ غیرنظامی در اثر این حمله را بیشتر از ۱٫۳ میلیون نفر تخمین می زند. این تخمین نشان می دهد که تلفات واقعی جنگ در کشور مورد حمله بسیار بیشتر از تعدادی است که بصورت مستقیم در اثر حمله ی نظامی به قتل می رسند.

عکس از مردمک

«این تصویر جعلی است»

حدود یک ماه پیش، ویکی لیکس مجموعه ی بزرگی از اسناد مربوط به فعالیت های نظامی آمریکا در افغانستان را منتشر کرد. قبل از این هم، این وبسایت مدارک محرمانه ی زیادی را منتشر کرده بود. گذشته از هیجان های رسانه ای، یک سوال واقع گرایانه درمورد ویکی لیکس این است که چه گروهی و چرا راه را برای انتشار این اطلاعات باز، یا بازتر، کرده است (این تحلیل را در بامدادی بخوانید). اما بحث درمورد این موضوع هدف این نوشته نیست.

ایران، در کنار آمریکا، اسراییل و کانادا، از جمله کشورهایی است که کاربران ویکی لیکس به آنها توجه بیشتری نشان داده اند. با اینحال، گذشته از اسنادی مرتبط با یک جنبه از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ویکی لیکس محتوای قابل توجهی برای عرضه در بخش ایران ندارد. برای مثال یکی از آخرین موارد منتشر شده در صفحه ی ایران در این وبسایت، یک مجموعه فایل مرتبط با یک پروژه ی امکان سنجی است که برای سازمان صنایع دفاع تهیه شده است. محتوای یکی از این فایلها نشان می دهد که یک دانشجوی دوره ی کاردانی دانشگاه آزاد پیشنهادهایی برای کار روی یک اسلحه با قابلیت های الکترونیکی (چیزی شبیه این ویدئو) ارایه کرده است*.

اینجا به وضوح به دنبال توصیه برای انتشار اسناد نظامی ایران نیستم، هرچند، وقتی برای رفتار اخیر ویکی لیکس هورا می کشیم این سوال پیش می آید که آیا از پخش اسناد محرمانه ی نظامی ایران در اینترنت هم استقبال خواهیم کرد؟

تمرکز این نوشته روی اسنادی است که ارزش سیاسی-اجتماعی دارند و هرازگاهی در اینترنت منتشر می شوند. سوال مهم این است که چگونه ویکی لیکس توانسته است، گذشته از انتقادات دیگر، به یک منبع قابل اعتماد تبدیل شود اما چهارچوب مناسبی برای انتشار اسناد در فضای مجازی فارسی وجود ندارد.

امروز یک ایمیل گروهی با این عنوان به دستم رسید «لیسانس و دکترا گرفتن مسسئولین». در متن ایمیل توضیح داده شده بود که سند ضمیمه ۵ تا ۶ ماه پیش نوشته شده است و سپس جمله ای از نویسنده ی ایمیل اصلی آمده بود که پرسیده بود،

میدونید مسئولین جمهوری اسلامی چطوری بعد از جنگ همه لیسانس و دکترا گرفتن؟ اینجوری . . . . . . . . . (ظاهر نوشته از ایمیل)

این تصویر به نظر نویسنده ی اصلی ایمیل، و احتمالا سلسله ی فرستندگان آن، جواب این سوال بود،

سوال مهم این است که آیا این «سند» توضیح می دهد که «مسئولین جمهوری اسلامی چطوری بعد از جنگ همه لیسانس و دکترا گرفتن»؟ آیا اصلا این ادعای قابل دفاعی است که «مسئولین جمهوری اسلامی بعد از جنگ همه لیسانس و دکترا گرفتن»؟ اما مهم تر از اینها، سوال مهم واقعی بودن این سند است. در روزگاری که هر کسی با صرف نیم ساعت می تواند یک تصویر فوتوشاپی تولید کند، سوال درمورد واقعی بودن یک تصویر اصلا بی اهمیت نیست (برای مثال نمونه ی عکس ساختگی ِ «لولو این چه کاری بودی کردی؟» را در نیوزبان ببینید. این تصویر ِ ساختگی از وبلاگستان به یک رسانه رفت).

گذشته از دیدگاه نظری نسبت به جعل سند بعنوان روشی برای پیشبرد یک هدف اجتماعی یا سیاسی، چنین عملی بطور مستقیم بر میزان کارایی چنین اسنادی تاثیر دارد. واکنش اول ِ من به این ایمیل این بود که «آیا این تصویر واقعی است؟» «آیا این تصویر همان چیزی را نشان می دهد که نویسنده ی ایمیل ادعا می کند؟» «آیا من می توانم به این ایمیل اطمینان کنم؟»

نکته ی مهم این است که انتشار اسناد جعلی صرفا حاصل حضور ِ یک نیروی مخالف ِ کوتاه نگر نیست. این عملا ترفند خوبی برای ساختار هدف، اینجا نظام جمهوری اسلامی، است که با آلوده کردن فضا به اسناد جعلی، معدود اسناد حقیقی را هم از تاثیرگذاری ساقط کند. این یک واقعیت است که جمعیت بزرگی از ایرانیان، به دلایل مختلف و با رویکردهای گوناگون، برای تغییر در ایران «مبارزه» می کنند. اینجا «مبارزه» یعنی رفتارهایی مثل پست کردن لینک در فیسبوک، وبلاگ نویسی، و فرستادن ایمیل دسته جمعی؛ کارهایی که همین حالا تو و من درگیر یکی شان هستیم. یک راه برای بیشتر کردن کارایی این گروه، بالابردن کیفیت مواد ِ درگردش در شبکه است. این یعنی اگر فرض می کنیم که به اشتراک گذاشتن یک سند که «سیاست های کثیف نظام را افشا می کند» کارکردی دارد، فرستادن ایمیل دسته جمعی و توضیح دادن که «این سند جعلی است»، زمانی که سندی جعلی است، هم کارکرد مشابهی دارد. با چنین کاری مخاطب تحت بمباران اسناد بی ربط یا جعلی قرار نگرفته و نسبت به هر نوع «سند»ی بی تفاوت نمی شود. علاوه بر این، در چنین وضعیتی مخاطب می پذیرد که با گروه صادقی رودررو است (و فرض بر این است که این صداقت صرفا یک نمایش نیست). روی چنین مخاطبی می توان در زمان مقتضی، زمانی که واقعا سند ِ مهمی وجود دارد، تاثیرگذار بود. این همه یعنی اگر ایمیل دسته جمعی می زنیم، یا وبلاگ می نویسیم، یا در فیسبوک و شبکه های اجتماعی دیگر مطلب به اشتراک می گذاریم، یکبار «سند افشاگرانه» منتشر کنیم و یکبار توضیح بدهیم که یک سند ساختگی است.

مرتبطنیازی به سند جعلی نداریم – در مورد عکس نوزادی که گفته می شود در شکم مادرش تیر خورد

پانوشت ها:

* در یکی از این فایلهای این مجموعه، نویسنده بعد از یاد خدا، «هوالمحبوب»، و عنوان، توضیح داده است،

تعریف اسلحه: هر گونه وسیله و ابزاری که انسان جهت دفاع خود در مقابل دشمن و جهاد در راه خدا به کار می برد

این «نامه ی وارده» را آرش عزیز فرستاده است. اگر شما هم مطلبی نوشته اید اما وبلاگ ندارید یا به هر دلیل مطلب را نمی خواهید در وبلاگتان بگذارید، نوشته/عکس/ویدئوتان (یا هر چیز دیگری) را بفرستید به arash@kamangir.net. واضح است که استانداردهای وبلاگ نویسی را در این کار لحاظ خواهیم کرد.

نگاهی به دو شیوه رایج برای وب گردی آزادانه: Your Freedom و Psiphon

این روزها، استفاده از ابزارها و شیوه های مختلف که اجازه مرور آزادانه وب را به شما می دهند تبدیل به امری معمول و رایج برای کاربران ساکن در ایران و معدود کشورهایی نظیر چین گشته است. سانسور شدید اینترنت و سایت های آن، آزار دهنده ترین مشکل ممکن برای یک کاربر است چرا که گاهی این فیلتر تا جایی پیش می رود که وارد یک حلقه بی معنی شده و نشان می دهد که کنترل و سانسور بی جهت این همه وب سایت حتی برای خود مسئولین امر نیز دشوار و نا ممکن است.

(لینک مستقیم به ویدئو)

اما در اینجا هدف بیان این مشکلات نیست، بلکه قصد داریم تا دو شیوه معمول برای رهایی از دست این معضل را بررسی کرده و به بیان نکات مثبت و منفی هر یک از آن ها بپردازیم.

دو شیوه رایج برای وب گردی آزادانه استفاده از Your Freedom و Psiphon است. ابزارهایی که به گمانم اکثر کاربران ایرانی دست کم با یکی از آن ها آشنایی کامل دارند.ابتدا به سراغ برنامه Yourfreedom می رویم تا ببینیم که از این برنامه چطور می توان استفاده کرد.

Yourfreedom نرم افزاری است که مبتنی بر جاوا کار می کند و برای استفاده از آن باید جاوا را روی سیستم خود نصب کنید. (البته نسخه کامل آن نیز که همراه با جاوا است برای دانلود وجود دارد.) پس از دریافت و نصب برنامه، هنگامی که برای اولین بار آن را اجرا می کنید، نرم افزار شروع به جستجوی سرورهای فعال می کند تا برای اتصال کامل شما به اینترنت از آن ها استفاده نماید. معمولا پس از چند دقیقه لیستی از سرورهایی که در نقاط مختلف دنیا قرار دارند برای شما نمایش داده می شود که با تایید آن ها، به صفحه اصلی خود برنامه ارجاع داده می شوید و هنگامی که بر روی Start Connection کلیک کنید، اتصال شما با یکی از سرور ها برقرار می شود. حالا تنها کافی است که شما تنظیمات پراکسی مرورگر خود را بر اساس راهنمایی که خود برنامه می کند، تغییر دهید.

اما در Psiphon همه چیز فرق می کند! طبق ویدیوی آموزشی که در این لینک وجود دارد، عملکرد این برنامه کاملا مبتنی بر مرورگر است و شما نمی توانید خارج از محیط پنجره ای که Psiphone را در آن باز کرده اید، فیلترینگ را دور بزنید. PSiphone محصولی کانادایی است که سرعت مرور از طریق آن به نسبت بالاتر از Your Freedom است.

(لینک مستقیم به ویدئو)

در هر صورت می توانید از هر دو روش به طور یکجا برای اتصال کامل به اینترنت استفاده کنید اما از کدام و در کجا؟

از مزایای Your Freedom می توان به آزادانه کار این نرم افزار اشاره کرد به طوری که شما می توانید علاوه بر مرورگر خود، در هر برنامه دیگری که از قابلیت تنظیمات پراکسی پشتیبانی کند از آن استفاده کنید. Your Freedom از سرور های متعددی پشتیبانی می شود که بنا به اختیار می توانید کشور ارائه دهنده سرور خود را تغییر دهید. از آنجایی که این برنامه از طریق تنظیمات پراکسی به مرورگر اضافه می شود، مانند ارتباط مستقیم معمول اینترنت تان، محدودیتی برای مشاهده سایت ها (نظیر محدودیت استفاده از جاوا اسکریپت و به طبع آن، عدم امکان ورور به سایت هایی مانند فیس بوک و توییتر و یا مشاهده ویدیو های یوتیوب) ندارید و می توانید به راحتی کلیه کارهای مرتبط با وب خود را انجام دهید.

رابط نرم افزاری Your Freedom

سایفان مبتنی بر مرورگر دقیقا هیچ کدام از امکانات بالا را ندارد! اما بزرگترین مزیتی که نسبت به Your Freedom دارد، قابل دسترس بودن آن است. برای استفاده از PSiphon نیازی به نصب برنامه ای ندارید و همین نکته باعث می شود که شما در هر جای ممکنی (مانند کافی نت ها)، بتوانید از آن استفاده کنید. مزیت دیگر این ابزار سرعت بالاتر آن نسبت به سرور های برنامه دیگر است. از طریق سایفان شما می توانید مانند یک کاربر کانادایی وبگردی کنید و هر آنچه را که او می بیند ببینید. البته از شرایط استفاده از آن، طبق قوانین حاکم بر کانادا، عدم مشاهده و دسترسی به سایت های هرزه نگاری کودک و یا کلاه برداری است. لازم به ذکر است که این برنامه نمی تواند هویت شما را مخفی نگه دارد.

حالا شما می توانید بسته به نیاز خود و مزایا و معایب این برنامه ها، در زمان های مورد نیاز از آن ها استفاده کنید.

آن مرد شبها روی کیبرد می خوابد – حکایت عشق پردردسر ما به گجت ها

«رونمایی از تبلت ۳۵ دلاری در هند». آیا این خبر خوبی است؟ قرار است این تبلت در آینده به قیمت ۲۰ دلار و کمی بعدتر ۱۰ دلار فروخته شود. آیا باید از این خبر خوشحال بشویم؟

من و تو، نویسنده و خواننده ی این پست، بخش مهمی از زندگی مان در اینترنت می گذرد، پس منطقی است که از پرجمعیت تر شدن این فضای مجازی استقبال کنیم؛ کاربران ِ این وسیله ی ارزان قیمت جای من و تو را تنگ نمی کنند و این امکان وجود دارد که بتوانیم با آمدن این ابزار جدید با افراد بیشتری مرتبط شویم. علاوه بر این، و به نظرم مهم تر از آن، ایده ی دسترسی به اینترنت به کمک یک ابزار ۳۵ دلاری در راستای این آرزو (یا خیال؟) ماست که «اینترنت برای همه است». اما آیا مساله فقط همین است؟

با زیاد شدن استفاده از ابزارهای الکترونیکی و همزمان کم شدن عمر آنها، حجم زباله ی الکترونیکی در جهان در حال افزایش است. این زباله از مناطق مرفه تر به سمت نقاط فقیر نشین تر روانه می شود و پردازش آنها با روشهای نادرست و ناامن باعث ایجاد آلودگی در محیط زندگی جمعیت زیادی از ساکنان زمین می شود. در حقیقت انتقال زباله ی الکترونیک به کشورهای فقیرتر یک دلیل واضح دارد: کشورهای توسعه یافته قوانین سختی برای بازیافت موارد دارند که توجیه اقتصادی بازیافت را از بین می برد.

یک نکته ی مهم این است که اساسا بخشی از بهایی که مصرف کننده برای یک ابزار الکترونیک می پردازد مالیاتی است که تولید کننده بابت هزینه های بازیافت به دولت بر می گرداند. به این ترتیب ابزار الکترونیک ِ ارزان قیمت بیشتر از آنکه به معنی کم شدن میزان سود تولید کننده باشد، به این معنی است که هزینه ی بازیافت پرداخت نشده است. یا به عبارت دیگر، قرار است زباله به شهروند فقیری در نیم کره ی دیگری فروخته شود. اینکه با این زباله ی خطرناک چه رفتاری می شود و هزینه ی آلودگی محیط زیست در این محاسبه فراموش شده اند.

این ویدیو مساله را بهتر توضیح می دهد.

(لینک مستقیم به ویدیو)

برای اطلاع بیشتر یک نمایش بسیار از خوب از مساله را اینجا ببینید. یک منبع می گوید فقط ۱۳ درصد از زباله های الکترونیک بازیافت می شوند. اینجا و اینجا دو مجموعه عکس ببینید. صفحه ی ویکیپدیا هم توضیح می دهد. توضیح بیشتر درمورد خبر در بی بی سی انگلیسی.

این نقشه را هم ببینید.

عکس از اینجا و اینجا ویدیو از اینجا

مدتها بود که می دانستم که اگر «کمانگیر» را در گوگل جستجو کنی، در صفحه ی نتایج جلوی اسم این وبلاگ نام انواع داروها و تقویت کننده های جنسی ردیف می شود.

مساله ی اساسی این بود که ظاهر وبلاگ هیچ ردی از این مهمانان ناخوانده نشان نمی داد،

اما کش گوگل نشان می داد که کسی در خفا کنترل این وبلاگ را در دست گرفته است.

همین تضاد بین ظاهری که من می دیدم و ظاهری که گوگل می دید من را به این اشتباه انداخته بود که مشکل از کش گوگل است و حل خواهد شد.

بالاخره هیاهوی بی ربطی من را به صرافت این انداخت که سر از راز این مساله دربیاورم.

چند ساعت جستجو نشان داد که هکر/هکرهایی از قدیمی بودن نرم افزار وبلاگ های مبتنی بر وردپرس استفاده کرده و در یک ترفند سه مرحله ای کلمات کلیدی دلخواه خود را در آنها جاسازی کرده اند. این ترفند به نام Pharma Hack، یا «هک داروخانه ای»، شناخته شده است و در تالارهای گفتگوی وردپرس و گوگل می توان رد آن را پیدا کرد. یک جستجوی ساده در گوگل هم نشان می دهد که وبلاگ ها و وبسایت های زیادی در این حمله مورد آسیب قرار گرفته اند.

اما نکته ی مهم در «فارماهک» این است که کدی که در نرم افزار وبلاگ وارد می شود در زمانی که یک آدمیزاد به وبلاگ یا خوراک آن سر می زند فعالیت خاصی از خود نشان نمی دهد. این کد به روبات گوگل حساس است و زمانی که این روبات در دوره های منظم خود به هر وبلاگ سر می زند، «فارماهک» ترتیبی می دهد که عنوان و متن وبلاگ پر از نام انواع داروها، از جمله ویاگرا، باشد. این همان تفاوت مهم بین دو تصویر بالا از «کمانگیر» است.

یک راه خوب برای دیدن این وضعیت استفاده از ابزار Fetch as Googlebot در Google Webmasters است. علاوه بر این از ابزارهایی نظیر این هم می توان استفاده کرد (دقت کنید که User-Agent را Google Bot وارد کنید).

در بین توضیحاتی که در مورد «فارما هک» پیدا کردم این متن بهتر از بقیه بود. در نهایت من هم با صرف حدود چهارساعت از روی این متن زیردامنه های مختلف کمانگیر را آلودگی زدایی کردم. همانطور که اینجا توضیح داده شده، «فارما هک» یک فایل کوچک در کد وردپرس وارد می کند، بعد یک یا چندتا از پلاگین ها را آلوده می کند و در نهایت کد خود را در بانک اطلاعاتی وبلاگ پنهان می کند. این کدی بود که من در یکی از زیردامنه های کمانگیر پیدا کردم.

بخشهایی از کد را محو کرده ام، چون نگران بودم این کدهای Hash شده اطلاعاتی از بانک داده ی این وبلاگ در خود داشته باشند.

مرتبط: توضیح بیشتر از کیا طاهری عزیز: بررسی اتهام وارد شده به «کمانگیر»