نوشته هایی که درمورد ’ مو از ماست ’ هستند

بخش عمده ای از اطلاع‌رسانی درباره‌ی راه‌پیمایی‌های اعتراض‌آمیز ۲۵ام بهمن از طریق توییتر انجام شد. خیلی از کسانی که درباره‌ی این روز توییت کردند از تگ ِ #۲۵bahman در توییت‌هایشان استفاده کردند.

این وبلاگ‌نویس ۹۷ هزار توییتی که در بازه‌ی ۱۰ تا ۱۶ فوریه، ۲۱ تا ۲۷ بهمن، با این تگ منتشر شدند را جمع‌آوری کرده‌است و در یک فایل ۱۹ مگابایتی ذخیره کرده‌است (فایل را از اینچا بگیرید). یک کد Matlab نوشتم که این توییت‌ها را خواند و تعداد آنهایی که کاملا به انگلیسی هستند را شمرد. می‌خواستم ببینم چه حجمی از این مکالمه به زبان فارسی انجام شده‌اشت (اینجا غیرانگلیسی را فارسی درنظر می‌گیرم*).

یک محاسبه‌ی سردستی نشان می‌دهد که از ۹۷ هزار و ۲۱۵ توییتی که حاوی تگ #۲۵bahman بودند، ۲۰ هزار و ۷۴۲ تا فارسی بودند. این یعنی کمی بیشتر از ۲۱٪.

* من وجود کاراکتر بالای ۱۲۷ در توییت را نشان غیرانگلیسی بودن درنظر گرفتم. به این ترتیب، اینجا آماری که به‌عنوان «توییت فارسی» نقل می‌شود دست ِ بالا گرفته شده است.

پس‌نوشت – لینک بانک‌اطلاعاتی توییت‌های #۲۵bahman را علی عزیز فرستاد.

سرطان را با سطل اندازه نمی‌گیرند

در گوگل‌ریدر مطلبی با ااین عنوان می بینم «تاثیرات انکار ناپذیر امواج پارازیت ماهواره بر بدن انسان، ایران چرنوبیل می شود». نویسنده ی مطلب مدعی است «فاجعه چرنوبیل بار دیگر در ایران تکرار میشود».

مطلب با این جملات آغاز می شود،

دکتر ایرج خسرونیا، رئیس انجمن پزشکان داخلی ایران در این خصوص به خبرنگار همشهری می‌گوید: امواج موجود در فضا روی سیستم مغز و اعصاب و تعادل انسان اثر دارد. گاهی اوقات نیز روی غدد داخلی و رحم به‌خصوص در زنان باردار تاثیر منفی دارد؛ به‌طوری که این امواج در زنان باردار باعث سقط جنین و عوارض مادرزادی و ژنتیک درنوزادآنهاخواهد شد.

نویسنده «مغز»، «اعصاب»، «تعادل انسان»، «غدد داخلی و رحم» و «سقط جنین» را موکد (بولد) کرده است. در ادامه، نویسنده با تاکید روی کلمات «پرده گوش و سیستم شنوایی»  و «قلبی وعروقی» ادعا می کند «تعداد زیادی از افراد در معرض امواج به‌طور غیرعادی عصبی هستند و اضطراب و هیجان دارند» و سپس توضیح می دهد،

در این میان نکته‌ مهم این است که به تازگی افرادی به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند که بنا به گفته برخی متخصصان علت بیماری آنها ناشی از اثرات تشعشعات پارازیت‌های ماهواره‌ای است. البته متخصصانی که اعلام کردند نامی از آنها نباید در هیچ رسانه‌ای منتشر شود و آن هم به‌دلیل اینکه ظاهرا تعهد داده‌اند در مورد افزایش مراجعات ناشی از عوارض پارازیت‌ها هیچ نظری ندهند.

«سردردهای شدید»، «عصبانیت»، زیاد شدن «علائم افسردگی» و «حملات شدید‌ ام‌اس»، طبق نظر نویسنده ی مطلب از دیگر عوارض پارازیت‌های ماهواره‌ای هستند.

نویسنده توضیح می دهد که «با پخش هزار گیگاهرتز امواج پارازیت می خواهند ایران را سراسر “چرنوبیل” کنند!»،

پخش ۱۰۰۰ گیگاهرتز امواج برای قطع برنامه های ماهواره ای آغاز شده است. این امواج بسیار خطرناک و سرطان زا حتی مایکروفرهای خانگی پخت غذا را دچار مشکل کرده است. در منزل من مایکروفر کارنمی کند و همه شبکه ها قطع شده است. حتی شبکه های خودشان (خیابان شریعتی پایین تر از دولت). (تاکید از من)

نویسنده اضافه می‌کند،

در زنان بافت های نرم بدنی مثل دهانه لوله رحم، بافت های خود رحم و سینه ها در معرض خطر بیشتری قرار دارند.

و نتیجه‌گیری می‌کند،

آنها که تا امروز برنج با بخار سرطان زای آرسنیک به ملت داده اند هم اکنون امواج چرنوبیلی که کمتر از خطر مواد رادیواکتیو در چرنوبیل روسیه نیست را راه اندازی کرده اند.

قابل تصور است که، با توجه به تکرار نام «چرنوبیل» در این متن، نویسنده باید توضیح دهد که چرنوبیل چیست و اصطلاح «امواج چرنوبیلی» بنابر چه تشابهی ابداع شده‌است.

چرنوبیل یکی از پایگاه ها و سایت های مهم اتمی اتحاد شوروی سابق بود که در آخرین سالهای آن نظام، در یک حادثه عجیب و سئوال برانگیز منفجر شد و منطقه وسیعی را دچار آلودگی اتمی کرد. … در دادگاهی که برای این حادثه تشکیل شد، اشاره شد که انفجار این پایگاه و سایت اتمی آن بر خلاف ادعاها، نه بدلیل کهنگی و فرسودگی دستگاه ها، بلکه بر اثر یک عمل تخریبی از طریق فضا صورت گرفت. در این ارتباط انگشت اتهام به سوی امریکا و طرح جنگ فضائی و جنگ ستارگان دراز شد. حتی گفته می شود جنگ سرد و رقابت نظامی و اتمی شوروی و امریکا، با این حمله و حادثه، به پایان خود رسید! توضیحات پیک نت (از متن – تاکید از من)

این مطلب در وبلاگی منتشر شده است که لوگویی با عنوان Satellite Jamming Opposition Campaign – SJOC در کنار آن وجود دارد. جستجوی من در گوگل برای نام یا عنوان اختصاری این وبلاگ به اطلاعی منجر نشد. از متن به نظر می‌رسد که بخشی از ادعاها، مثلا درمورد چرنوبیل، از پیک‌نت است. من نتوانستم مطلب اصلی را در پیک‌نت پیدا کنم.

اینکه امواج الکترومغناطیسی ممکن است برای بدن موجودات زنده خطرناک باشند ادعای جدیدی نیست. در بسیاری از کشورها ساخت و ساز در مجاورت خطوط عبور نیرو ممنوع است و شواهد زیادی وجود دارد که امواج موبایل می‌تواند منجر به سرطان، بخصوص در کودکان، شود. اما نکته‌ی مهم این است که اساسا زندگی مدرن بدون امواج الکترومغناطیس ناممکن است. به همین دلیل است که بمب EMP سالهاست در کتابها و فیلم‌های علمی-تخیلی برای از کار انداختن شهرها و کشورها مورد استفاده قرار می‌گیرد. شواهدی از استفاده‌ی تسلیحاتی از امواج الکترومغناطیسی در جنگ سرد و پس از آن هم وجود دارد. این‌همه یعنی آدمیزاد با علم به همه‌ی خطرات امواج الکترومغناطیسی بصورت جمعی تصمیم گرفته‌است که از تکنولوژی‌های مبتنی بر آنها استفاده کند. این چیزی است مثل تصمیم ما به استفاده از مواد منفجره و سیانور در وضعیت کنترل شده.

در کنار موبایل، تلویزیون، دربازکن و ماشین کنترلی، پارازیت هم یکی از استفاده‌ها از امواج الکترومغناطیسی است. من و تو ممکن است موافق باشیم که «پارازیت بد است»، اما این دقیقا معادل «موج الکترومغناطیسی بد است» نیست. دقت کنیم که ممکن است مثلا اینکه هر کدام از ما یک گوشی موبایل حمل می کنیم برای ما خطرناک‌تر از پارازیت دولتی باشد و همچنان ما می‌توانیم معتقد باشیم موبایل خوب است اما پارازیت ماهواره‌ای بد است.

گذشته از این، میزان خطر یک موج الکترومغناطیسی صرفا با توجه به پهنای باند آن، که با واحد هرتز اندازه‌گیری می‌شود، تخمین زده نمی‌شود. همین حالا من و تو در معرض نویز سفید هستیم. این یعنی موجی با پهنای باند بی‌نهایت و توان بسیار کوچک. اینکه موجی در پهنای «۱۰۰۰گیگاهرتز» پخش می‌شود، لزوما آن را ۱۰۰۰ برابر خطرناک‌تر از موجی که در پهنای ۱ گیگاهرتز پخش می‌شود نمی‌کند. واحد اندازه‌گیری توان یک موج الکترومغناطیسی وات است.

گورکن ها چرتکه بلد نیستند

حدود یک هفته پیش، خبرگزاری فارس اعلام کرد که قبور متجاوزین به ایران از سال گذشته، یا بطور دقیق تر از تیرماه ۱۳۸۷، آماده شده است. به این خبر ویدئویی از این قبرها ضمیمه شده بود. قبلا فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح گفته بود که «‌پیش‌بینی شده است تا در مجموع ۳۲۰ هزار قبر برای متجاوزان آماده شود» (توضیح بیشتر در مردمک).

کمی حساب کتاب کنیم. جدول زیر تعداد کشته شدگان در چهار جنگ ِ کره، ویتنام، افغانستان، و عراق را در سه دسته ی «کشورهای حمله کننده»، «کشورهای مورد حمله» و «غیرنظامیان» مقایسه می کند (همه ی اعداد از ویکیپدیا).

ستون «ضریب» در این جدول، حاصل یک درون یابی خطی درجه ی یک بدون قسمت ثابت (y=ax) است. به عبارت دیگر، در یک جنگ نوعی، در ازای هر کشته از کشورهای حمله کننده، ۳٫۵ نفر از نیروهای نظامی کشور مورد حمله و ۱۱٫۷ نفر از افراد غیرنظامی، در کشور مورد حمله، کشته شده اند. اعمال این ضرایب به پیش بینی موجود از تعداد کشته شدگان در جنگ احتمالی علیه ایران، ۳۲۰ هزار، نشان می دهد که در تخمین ِ فعلی، درصورت حمله به ایران ۱٫۱ میلیون نفر از نیروهای نظامی ایران و ۳٫۷ میلیون نفر از شهروندان غیرنظامی ایران کشته خواهند شد.

به عبارت دیگر، بخشی از مدیریت نیروهای نظامی ایران پیش بینی می کند که آمریکا و متحدانش ایران را درگیر جنگی در اندازه های ویتنام خواهند کرد. نکته ی مهم این است که در جنگ ویتنام، چین و کره ی شمالی، و مجموعه ای از کشورهای کمونیستی دیگر، همراه ویتنام شمالی می جنگیدند و آمار کشته ها مربوط به همه ی این طرفهای درگیر است. اینکه درصورت روشن شدن آتش جنگ بین ایران و غرب، کدام کشور به جبهه ی ایران کمک خواهد کرد، سوالی است که باید از سردارانی که ۳۲۰ هزار قبر را آماده کرده اند پرسید.

پس نوشت – در این بررسی، تعداد غیرنظامیانی که پس از حمله ی آمریکا و متحدانش به عراق کشته شده اند، برمبنای تخمین ِ پایین تر (بین ۹۵ هزار تا ۱۰۳ هزار نفر) محاسبه شده است. محاسبه ی دیگری تعداد کشته شدگان ِ غیرنظامی در اثر این حمله را بیشتر از ۱٫۳ میلیون نفر تخمین می زند. این تخمین نشان می دهد که تلفات واقعی جنگ در کشور مورد حمله بسیار بیشتر از تعدادی است که بصورت مستقیم در اثر حمله ی نظامی به قتل می رسند.

عکس از مردمک

آقای صداوسیما، آیا فکر می کنید گوگل را هم لولو برده است؟

مهم: آخرین اطلاع را در انتهای پست ببینید.

(لینک مستقیم به ویدئو)

مجله ی خبری اخبار شبکه یک گزارشی را با عنوان «صحنه گردانان بی بی سی فارسی بدون روتوش» پخش کرد و ادعا کرد که در آن «اسنادی را خواهید دید از خبرنگاران، دبیران خبری، و تهیه کنندگان بی بی سی که رابطه ی اونها را با فرقه ی ضاله ی بهایت نشان می ده».

در دقیقه ی ۱:۳۳ این گزارش این تصاویر بعنوان یکی از «اسناد» ذکر شده پخش شد. همانطور که در این تک فریم دیده می شود روی این تصاویر این زیرنویس درج شده بود «نشست فرقه ی انحرافی بهاییت با حمایت بی بی سی» و یک فلش قرمز روی حضور مشترک «بهایی» و «بی بی سی» تاکید می کرد.

bbc_video_bahai.jpg

یک جستجوی سردستی در گوگل به ویدئوی اصلی در یوتیوب منتهی می شود.

bbc_video_bahai_2.jpg

در این ویدئو گوینده اخباری درباره ی حضور بردپیت، جکی چن، جرج کلونی، و کاترین زتاجونز در جوایز «گرامی» Grammy Awards که در یک انجمن محلی برگزار شده است اعلام می کند. قبل از این او توضیح داده است که BBC News مخفف Brisbane Bahai Custom News است.

bbc_video_celebrities_s.jpg

کاترین زتاجونز، جکی چن، بردپیت و جرج کلونی در یک سند مهم تاریخی

(لینک مستقیم به ویدئو)

من نتوانستم اطلاعات بیشتری درمورد Brisbane Bahai Center، یا همان BBC، پیدا کنم، به جز این وبسایت که در آن هم ردی از این ویدئو پیدا نکردم. تصور من این است که این ویدئو کاملا شوخی است و از اساس ربطی به حمایت بی بی سی از هیچ چیزی ندارد. چیزی که من متوجه نمی شوم این است که سازنده ی ویدئوی شبکه ی یک چرا این ویدئو را ذره ای جدی گرفته است.

اگر اشتباه می کنم بفرمایید.

این صحنه ی آخر این ویدئو است.

bbc_video_bahai_3.jpg

پس نوشت – به گواهی ویکیپدیا، تلویزیون فارسی بی بی سی در ۱۴ ژانویه ی ۲۰۰۹ شروع به پخش برنامه کرد. این درحالی است که ویدئوی منبع این تصاویر، که بعنوان سند ارتباط گردانندگان بی بی سی فارسی با گروه بهایی استفاده شده است، در تاریخ ۴ سپتامبر ۲۰۰۷ در یوتیوب قرار داده شده است، یعنی بیشتر از یک سال قبل از اینکه تلویزیون بی بی سی فارسی وجود داشته باشد.

آخرین اطلاعهمایون خان خیری خبرداد که این ویدئو مربوط به مرکز بهاییان بریسبن است که بعنوان مرکزی برای بهاییان استرالیا عمل می کند. ایشان همینطور خبر داد که دوست مشترکی با «سولماز رستمی»، دختری که در ویدئو، دیده می شود دارد و تلاش خواهد کرد با ایشان درمورد استفاده از ویدئویش در خبر شبکه ی یک حرف بزند. تا اینجا همه ی اطلاعاتی که در دست داریم نشان می دهد که این ویدئو را چند نفر برای شوخی در یوتیوب گذاشته اند و ارتباط بهاییان و بی بی سی از آن برداشت نمی شود.

لباس تقوی برای روزهای دراز و شبهای چهارشنبه*

اول)

… این فرهنگ کاملا غربی ه. ساعت یک بامداد. ساعت دو بامداد. ساعت سه بامداد. چهار بامداد. هنوز صبح نشده. فرهنگ غربی، بر اساس ساعت گرینویچ، دو تا دوازده ساعت تقسیم می کنه. برای همین هم ما ساعتمون که ۲۴ ساعت می شه، توی فرهنگ غربی، که با مدارخورشید و ماه ارتباط ویژه ای نداره، مجبوره قرارداد بگذاره. میگه من چیکار دارم کی خورشید طلوع می کنه کی غروب می کنه. چیکار دارم به اینها. من برام این مهم اینه که بتونم یک نظم منطقی رو تو زندگی ام داشته باشم. برای همین دو تا ۱۲ ساعت دارم. یک ۱۲ ساعت رو اسمش رو می گذارم روز. یک ۱۲ ساعت رو اسمش می گذارم شب. حالا می خواد شب باشه می خواد نباشه. ولی توی فرهنگ اسلامی میگه من اتفاقا کار دارم به آسمون. … در حقیقت فرهنگ اهل بیت این ه. هر موقع که خورشید غروب می کنه، غروب خورشید به معنی پایان یافتن یک ۲۴ ساعت ه. یعنی تموم شد. سوت پایان مسابقه ی اون روز کشیده شد. روز و شبش، لیل و نهارش تموم شد. (تاکید از من)

(لینک مستقیم به ویدئو)

من نجوم بلد نیستم اما این ایده یک جایی اش می لنگد، چون از یک غروب خورشید تا غروب فردا لزوما ۲۴ ساعت نیست. برای مثال اگر امروز خورشید راس ساعت ۵ بعدازظهر غروب کند و فردا ساعت پنج و یک دقیقه، در این صورت اگر روز را بر مبنای زمان غروب خورشید تعریف کنیم، در بخشی از سال روزهای طولانی تر از ۲۴ ساعت و در بخشی از سال روزهای کوتاه تر از ۲۴ ساعت خواهیم داشت. این یعنی ساعت ِ مچی نمی تواند صرفا دورهای ۲۴ ساعت ه بزند و باید گاهی از ۲۳:۵۰ به ۰۰:۰۰ بپرد و گاهی تا ۲۴:۱۰ صبر کند و بعد ۰۰:۰۰ شود. گذشته از این، اینکه روز ۲۴ ساعت و خرده ای است دقیقا وابسته به طول زمان ِ چرخش زمین دور خورشید است، پس این ادعا که «فرهنگ غربی با مدارخورشید ارتباط ویژه ای نداره» چندان درست به نظر نمی رسد (مدار زمین به دور خورشید البته). بفرمایید اگر من اشتباه می کنم.

دوم) قبل از این صحبتها همین خانم درمورد «زمان های ویژه ای که اهل بیت برای شکل گرفتن نطفه ی فرزند توصیه کرده اند» توضیح داده است که،

روز پنجشنبه در هنگام زوال ویژگیی که داره این ه که فرد بیشترین دوری را از طول موج های شیطانی خواهد داشت و شیطان در حقیقت در او کمترین برد نفوذ رو پیدا میکنه و سلامتی دین و دنیا رو خداوند روزیش می کنه (تاکید از من).

(لینک مستقیم به ویدئو)

این یعنی ابزار تاثیر شیطان در انسان، یا یکی از ابزارهای او، پدیده ای است که طول موج برای آن قابل تعریف است. این یعنی به نظر گوینده یک مدل مناسب برای شیطان یک منبع تشعشع است که طول موج خاصی دارد که می شود راه آن را سد کرد. این نگاه راه را برای این ایده باز می کند که با شناسایی دقیق تر «طول موج شیطان» بتوانیم لباس های ویژه ای تهیه کنیم که باعث افزایش تقوی شود.

* بنابر گفته ایشان گویا برای شب چهارشنبه در «کتابهای مستند و معتبر» توصیه ای وجود ندارد.

آن مرد در یکی از معتبرترین بانک های اروپایی قرارداد امضا نکرد

(لینک مستقیم به ویدئو)

باید رییس جمهور ما بدونه، رهبر ما بدونه، درست هشت ماه پیش، یک قرارداد هشت ملیون و نیمی در یکی از معتبرترین بانکهای اروپا داشت بسته می شد من هم که یک وسیله ای هستم داشتم اون رو امضا می کردم. خدا شاهده می تونم اون جلسه رو … چیزش رو نوشتم (یک عبارت ِ احتمالا آلمانی). کوچکترین توهینی که به این عزیز کردند خدا شاهده اون قرارداد رو امضا نکردم. به شرف انسانی ام اون قرارداد رو امضا نکردم. (تشویق حاضرین)

نتوانستم جایی اطلاعاتی در مورد این آقا پیدا کنم پس فقط امکانات ممکن را می شمریم.

یک فرض ِ ممکن این است که گوینده این جملات صاحب یک تجارت در خارج از ایران است و از بستن قرارداد با کسی که به احمدی نژاد توهین کرده است خودداری کرده است. با توجه به حجم این قرارداد، ایشان تجارت مهمی دارد و احتمالا نبستن این قرارداد ضرر قابل توجهی برای این آقا و اطرافیان او است. اگر ایشان احساساتی که در این مجلس از خود بخرج می دهد در لحظه ی لغو قرارداد هم بروز داده باشد، قابل تصور است که می شده است که ایشان به جای لغو قرارداد یک لیوان آب خنک بخورد و قرارداد را امضا کند و بعد بصورت سیاستمدارانه تری به مخاطبش بفهماند که از او باهوش تر و باادب تر است. اما مساله ی اساسی این است که کدام شریک تجاری در موقع عقد قرارداد یاد مواضع سیاسی اش می افتد؟ تجربه ی کار کردن در محیط کانادا به من می گوید که در محیط کار، سیاست و مذهب بیرون اتاق گذاشته می شوند و حتی دوطرف درمورد اینکه چه غذایی خوشمزه است هم با احتیاط حرف می زنند.

اما اگر به جملات ایشان برگردیم، آنجا که می گوید «من هم که یک وسیله ای هستم»، می شود این طور برداشت کرد که ایشان برای کسی، مثلا در شرکتی، کار می کند و امکان عقد با عدم عقد قرارداد را داشته است و تصمیم گرفته است که آن را امضا نکند، که نکرده است. قاعدتا ایشان بعد از این کار در صورت جلسه ی بستن قرارداد توضیح داده است که طرف مقابل بی ادبی کرده است و به همین دلیل او از عقد قرارداد خودداری کرده است. در چنین وضعیتی، با توجه به اهمیت قرارداد، شرکت ِ متبوع ایشان مسلما نفر دومی را برای عقد قرارداد فرستاده است و دقت خواهد کرد که برای بار دوم ایشان را پای چنین قراردادهایی نفرستد.

اما سوال مهم این است که چرا رییس جمهور و رهبر ایران «باید» از بسته نشدن قراردادی «در یکی از معتبرترین بانکهای اروپا» مطلع شوند؟ گیریم همه ی ایرانیان همه ی قراردادهایشان را در خارج از کشور معلق کنند. با این کار اقتصاد/سیاست ایران یک شبه هوا می رود یا «بانک های معتبر اروپایی» چرخشان از گردش می ایستد؟ و البته این نکته هم قابل توجه است که گویا در نسخه ای از ویدئو که از ۲۰:۳۰ پخش شد قسمت «باید رییس جمهور ما بدونه، رهبر ما بدونه» از ویدئو حذف شده بود.

(لینک مستقیم به ویدئو)

آنها بیشمارند، بلکه هم کمی بیشتر

hijab_poster_small.jpg از لینک مدرسه ی فمینیستی وارد وبسایت «گروه سایبری ترویج عفاف و حجاب» می شوم. در صفحه ی «درباره»ی این وبسایت توضیح داده شده است که،

این گروه، به منظور فرهنگ سازی و جریان سازی فعالیت های فرهنگی، ورود فعالان این حوزه به فضای وبلاگ نویسی دینی ، حضور در فضای مجازی (با توجه به مدیریت اطلاعاتی آسان و هزینه پایین وبلاگ نویسی) و هم چنین عدم میدان داری و حرکت های یکجانبه وبلاگ های غیر ارزشی و اقدامات مذبوحانه ی سرویس دهندگان و ارائه دهندگان خدمات وبلاگ جهت حذف حضور فعالان ارزشی در این فضا ، تعمدا سیستم وبلاگ را جهت حضور خود در میدان جهاد سایبری برگزید. (تاکیدها از من)

قبل از آنکه بتوانم این جمله ی طولانی را درست متوجه بشوم وارد بخش پوستر می شوم و روی این تصویر خیره می مانم.

hijab-poster-27-big.jpg

تصویر را کپی می کنم که در گوگل ریدر همخوان کنم (به اشتراک بگذارم). اینجاست که متوجه فیلد alt در کد این تصویر می شوم. در کنار کلمات «چادر»، «مقنعه» و «شهیده حجاب»، این عبارات هم در فیلد alt این تصویر قرار داده شده اند: «دوست دختر»، «دوست پسر»، «چشم چرانی»، «سکس»، «کلیپ» و «مستهجن».

hijab_poster_code.png

فیلد alt در یک تصویر طیق تعریف بعنوان جایگزین تصویر در وضعیتی که تصویر قابل دسترسی نباشد تعریف می شود. به این ترتیب، شما ممکن است در فیلد alt تصویر ِ یک درخت بنویسید «یک درخت»، تا به این ترتیب اگر تصویر به هر دلیل نمایش داده نشد بازدید کننده بداند که در جای خالی چه چیزی قرار داشته است. یک استفاده ی دیگر از فیلد alt کمک کردن به موتورهای جستجویی نظیر گوگل است برای اینکه بتوانند تصویر را بهتر ایندکس کنند. کارکرد دیگر این فیلد در نرم افزارهایی است که وبسایت ها را برای نابینایان می خوانند. علاوه بر این سه، یکی از کاربردهای مشکوک این فیلد این است که با بمباران آن توسط کلمات کلیدی می توان موتورهای جستجو را به اشتباه انداخت و کاربران بیشتری را به صفحات وبسایتها کشید. به عبارت دیگر، می شود آدمیزادی که «کلیپ سکسی» را درگوگل تایپ کرده است را به صفحه ای کشاند که ادعا می کند «ما بیشماریم». اینکه «ما» دقیقا از چه نظر «بیشمار» است البته به نظرم سوال خیلی خوبی است. نکته ی جالب تر این است که گویا موتورهای جستجو مدتی است که فیلد alt را جدی نمی گیرند (منبع).

پس نوشت: بنابر توضیحات موجود، از جمله برنامه های این گروه تشکیل زیرگروه های «امر به معروف و نهی از منکر مجازی» و «گروه هک و نفوذ به سایت ها و وبلاگ های مستهجن» است.

تشکر: پدرام عزیز و یک رفیق دیگر متن این پست را پیش از انتشار خواندند و پیشنهادهای خوبی دادند. لینکها به منابع فنی هم از پدرام هستند.

چاه زنخدان آقای محمود احمدی نژاد

به این تصاویر نگاه کنید. به نظر می رسد اثر یک زخم قدیمی روی چانه ی محمود احمدی نژاد وجود دارد. اگر اشتباه نکنم این اثر قبل از سال ۸۴ هم وجود داشته است.

chin_1.jpg

chin_2.jpg

chin_3.jpg

chin_4.jpg

chin_5.jpg

chin_6.jpg

سایه ی ‌آسمان برروی زمین – آیت الله و نظراتش در جمع مهندسین ساختمان

plato_aristotle_s.jpg آیت الله مکارم شیرازی در دیدار اعضای سازمان نظام مهندسی استان قم گفت (بیشتر

مشکلات سبب شده تا مردم ساخت و سازهای خود را خارج از قانون انجام دهند

بعنوان یک شهروند ِ «غیرروحانی»، این خواسته ی غریبی نیست که بخواهیم در مورد جایگاه «روحانیت» در جامعه و نوع ارتباط آن با گروه های دیگر اجتماعی سوال کنیم. برحسب تجربه و مطالعه های موردی، هنوز این ایده که روحانیت یک طبقه ی خاص با اختیارات خاص است در جامعه ی ایران شنیده می شود. شاید به همین دلیل است که اعضای یک «سازمان نظام مهندسی» به دیدار کسی می روند که عالم علوم دینی است. دقت کنیم که این دقیقا دیدار ِ دو گروه متخصص نیست: در این اتفاق گروه مهندسی به دیدار آیت الله رفته اند تا او نظرات خود را به آنها ابراز کند. در انتهای جلسه مهندسین ِ ساختمان به انتقادات عالم دین پاسخ می دهند و،

ایشان با توجه به توضیحاتی که رئیس نظام مهندسی داد اظهار امیدواری کردند که در آینده خوش بینی جای آن خاطره های نامناسب را خواهد گرفت.

اما اینجا مساله اساس وجود نهاد روحانیت نیست. آیت الله مکارم شیرازی می گوید،

اصل لزوم وجود نظام مهندسی در کشور مورد تردید نیست؛ ولی مراکز نظارتی باید شرایط را آنگونه که به نفع مردم است انتخاب کنند.

…همه این مشکلات موجود سبب شده تا مردم ساخت و سازهای خود را خارج از قانون انجام دهند و اگر قانون خوب اجرا نشود خودش ضامن بی‌قانون است و مردم به بی‌قانونی پناه می‌برند.

…گاهی برخی مهندسان برای نظارت بر ساخت و ساز ساختمان‌ها تحمیل می‌شود؛ در حالی که کارفرما مهندس بهتری را برای نظارت سراغ دارد؛ ولی مراکز نظارتی این روند را نمی‌پذیرند و کارفرما را مجبور به پذیرش مهندس مورد نظر خود می‌کنند و این همچون اجبار مراجعه بیمار به پزشک خاصی است در حالی که پزشک بهتر و متخصص تر در این خصوص وجود دارد (تاکیدها از من).

با توجه به اینکه گوینده ی این جملات تخصص خاصی در زمینه ی علم ساختمان ندارد، به نظر می رسد این بیانات را می توان به عنوان برداشتی کلی بر موضوع «تخصص» و نحوه ی ارتباط ِ دارندگان آن با جامعه ی بزرگتر دید. به عبارت دیگر، آیت الله معتقد است که تخصص لازم است، اما مهم است که متخصصین «شرایط را آنگونه که به نفع مردم است انتخاب کنند». علاوه بر این آیت الله معتقد است «اگر قانون خوب اجرا نشود خودش ضامن بی‌قانون است و مردم به بی‌قانونی پناه می‌برند». از این همه مهم تر، آیت الله مکارم شیرازی حق شهروندان غیر متخصص برای انتخاب یک فرد متخصص از میان گروه متخصصین را به رسمیت می شناسد.

اگر بپذیریم که روحانی متخصص امر دین است، این سوال ِ مهمی به نظر می رسد که آیا آیت الله، و پیروانش، می پذیرند که برخی از شرایطی که آیت الله برای متخصصین ساختمان برمی شمرد می تواند، حداقل بصورت محدود، به نحوه ی تعامل مردم و متخصص امر دین نیز قابل اعمال باشد؟ علاوه بر این، و مهم تر از آن، آیا ذات این نکته که متخصص امر آسمان در مورد کار گل صحبت می کند و راهکار ارایه می دهد می تواند به این معنی باشد که متخصصین امور زمینی نیز مجاز به نظریه پردازی درمورد اوامر «روحانی» هستند؟

در پایان این دیدار سخنران می گوید،

نباید نظامی که در غرب حاکم است ما آن را تقلید کنیم و براساس همان دیدگاه در مسائل خود اقدام کنیم ما باید مستقل و آنچه که به نفع مردم ما است انتخاب کنیم.

به نظر می رسد این جمله بیش از آنکه دارای مفهومی باشد امضای گروهی یک ذهنیت سیاسی است و بنابراین لزوما به این جلسه یا این رخداد خاص مرتبط نیست.

عکس روز: حجاب، فاصله و باقی قضایا

14_8712020981_l600_s2.jpgاین “عکس روز” هم مثل قبلی (ببینید:عکس روز: در دوقدمی آقای رییس جمهور) بیشتر جالب است تا منتهی به هیچ نتیجه ای. بوضوح در قبلی هم ادعای فوتوشاپی بودن نکردم.

عنوان هر دو عکس “مصاحبه مطبوعاتی وزیر دفاع در مسکو” است.

اول سمت چپی را می بینیم و لابد کمی تعجب می کنیم که این خانم چرا حجاب دارد. با توجه به نیمه بودن حجاب احتمالا ایشان ایرانی نیست، پس لابد این مصاحبه در ساختمان سفارت ایران، یا در ساختمان مشابهی، اتفاق می افتد که شرط ورود به آن داشتن ِ حجاب است.

بعد عکس زیر را می بینیم. حالا سوال جدی می شود، چرا خانم قرمز پوش حجاب ندارد؟ اگر از این تئوری که فاصله مهم است و خانم قرمزپوش دور است، و “اشعه اش بی خطر است”، بگذریم، لابد مساله مردم همیشه در صحنه ایران هستند که قرار است این تصاویر را بینند و ممکن است اسلامشان در خطر بیافتد. بعد البته یادمان می افتد که مگر تلویزیون کم خانم ِ بی حجاب نشان می دهد؟ بعد می گوییم حالا شده دیگه، سخت نگیر.

22_8712020981_l600_s.jpg

عکس ها: فارس و فارس

پس نوشت: خانمی که نزدیک تر است گویا برای یک شبکه ی ایرانی کار می کند و به همین دلیل حجاب بر سر دارد.