نوشته هایی که درمورد ’ نامه ی وارده ’ هستند

بعد از اینکه «در جستجوی لبخند روی لبه ی پرتگاه – درمورد اوریف لیم و باقی قضایا» منتشر شد، چند پاسخ از طرف کسانی که در شبکه ی فروش این شرکت فعالیت کرده بودند گرفتم. یکی از این افراد یوسف بود که پرسید «میشه ازتون بپرسم چقدر در مورد شرکت اوریف لیم اطلاعات دارین؟» در ایمیل دیگری یوسف ادعا کرد «فعالیت توی اوریف لیم الان برای خیلیها شغل ثابت هست! یعنی این ۲ هفته شاید بیش از ۱۰۰۰ نفر از نون خوردن افتادن.» از یوسف خواستم که به تفصیل درمورد شناختش از اوریف لیم و اینکه چرا به نظرش اوریف لیم یک گلدکوئست دیگر نیست بنویسد. حاصل را اینجا بصورت یک نامه ی وارده می خوانید.

اگر شما هم مطلبی نوشته اید اما وبلاگ ندارید یا به هر دلیل مطلب را نمی خواهید در وبلاگتان بگذارید، نوشته/عکس/ویدئوتان (یا هر چیز دیگری) را بفرستید به arash@kamangir.net. واضح است که استانداردهای وبلاگ نویسی را در این کار لحاظ خواهیم کرد.

وقتی به اسم مقابله با شرکت هرمی، انسانها را متضرر می کنیم

قصه پیدایش و شروع به کار شرکتهای هرمی در ایران سری دراز دارد؛ از پیدا شدن سر و کله شرکت گلد کوئست و فروش سکه های کلکسیونی با چند برابر قیمت به مردم، تا شرکتهای هرمی دیگری که به هر شکل کالای لوکسی را به چند برابر قیمت واقعی به مردم می فروختند و رویای پولدار شدن یک شبه را برای مردم به ارمغان می آوردند. در یکی دو هفته اخیر هم سر و صداهای زیادی در رادیو و تلویزیون ایران به خاطر جمع شدن و دستگیری سر دسته های یکی دیگر از شرکتهای هرمی به نام «اوریف لیم» به پا شد.

از آنجایی که صحبتها و برداشتهایی که در گوشه و کنار در مورد این شرکتِ به خصوص و فعالیتش در ایران، و صد البته در دیگر کشورها، می بینم حتی به واقعیت نزدیک هم نیست، تصمیم گرفتم در نوشته ای برای دوستان توضیح بدهم که واقعیت چه بوده و اصلا اوریف لیم چه شرکتی هست و چه کاره بود. اما برای این منظور ابتدا باید یک مفهوم نه چندان آشنا و جدید در صنعت بازاریابی را تعریف کنیم. مفهومی به نام فروش مستقیم.

فروش مستقیم یعنی چه؟

با دومثال این مفهوم را مرور می کنیم. بیایید با هم فرض کنیم که من یک کارخانه تولید لوازم بهداشتی دارم. من در این کارخانه یک نوع صابون خاص با هزینه ۵۰ تومان تولید می کنم و برای آن بازاریابی می کنم. در این مرحله چند خریدار عمده برای محصولات من پیدا می شوند و محصولات را به قیمت هر عدد ۱۰۰ تومان می خرند. هر کدام از این خریداران باید محصول من را به یک خریدار عمده ی دیگر که در ابعاد کوچکتری کار می کند بفروشند. و صد البته باید از این کار سود ببرند. بنابراین محصول من به قیمت هر عدد ۱۵۰ تومان به دست خریدار عمده دوم می رسد. خریدار دوم نیز باید محصول را به یک خرده فروش بفروشد. او نیز احتیاج به سود دارد. پس خرده فروش محصول من را به قیمت هر کدام ۲۳۰ تومان خریداری میکند. همین روند برای رسیدن محصول به دست مغازه دار نیز تکرار میشود و قیمت محصول به ۳۵۰ تومان میرسد. در نهایت محصول ۱۰۰ تومانی با قیمتی در حدود ۴۵۰ یا ۵۰۰ تومان به دست مصرف کننده نهایی خواهد رسید. اما در این بین، قیمت نهایی محصول تولیدی ۴ یا ۵ برابر شده است.

در فروش مستقیم، تمامی این واسطه ها حذف خواهند شد و من به عنوان تولید کننده، محصول را به مصرف کننده نهایی میفروشم و هیچ نیازی به واسطه ها نخواهد بود.

همانطور که در تصاویر پیداست و طبعا به دلیل کمتر شدن واسطه ها در شکل دوم، یعنی فروش مستقیم، محصول با قیمت و هزینه بسیار کمتری به دست مصرف کننده نهایی خواهد رسید.

مثال دوم: آخر هفته است و من با دوستان به گردش رفته ایم. تصمیم میگیریم چیزی بخوریم. کجا برویم که هم مطلوب باشد و هم خوشمزه؟ آقای X “فری کثیف” را پیشنهاد میکند. ما به رستوران فری کثیف میرویم و، در عین اینکه از سلامت حال او با خبر میشویم، ۱۰ هزار تومان خرید می کنیم. این خرید به واسطه توصیه آقای X به وقوع پیوسته، اما آیا سودی نصیب وی شده؟ آیا فری کثیف یک تشکر خشک و خالی از آقای X می کند؟ طبعا خیر. اما در سیستمهای فروش مستقیم، در صورتی که من آقای X را برای خرید به شرکت معرفی کنم، به دلیل این بازاریابی برای شرکت و اینکه هر خرید ایشان به واسطه معرفی من انجام گرفته، سودی به من تعلق خواهد گرفت.

به این ترتیب دقیقا تنها محل تلاقی سیستمهای فروش مستقیم با سیستمهای هرمی در همین نقطه است. یعنی معرفی زیر مجموعه ها و خریداران. در سیستمهای فروش مستقیم، هر فرد به عنوان بازاریاب و فروشنده محصولات شرکت به عضویت شبکه فروش در خواهد آمد. همچنین افرادی که به واسطه معرفی هر فرد به شبکه فروش وارد شده و از شرکت خرید می کنند، به عنوان زیر مجموعه های وی شناخته خواهند شد که شرکت با توجه به میزان فعالیت و خریدِ کلیه زیر شاخه های هر فرد، درصدی را به عنوان حق بازاریابی به وی می دهد. تا اینجا، شکل کلیِ کار شبیه به فعالیت شرکتهای هرمی است. اما، میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.

مهمترین تفاوتهای سیستمهای فروش مستقیم با سیستمهای هرمی چیست؟

تفاوت اول: هزینه ورود به شبکه فروش

اولین و یکی از مهمترین تفاوتهای سیستم فروش مستقیم، مقدار هزینه ای است که برای شروع کار باید پرداخت کرد. خاطرم هست که در اوج شور و هیجان شبکه های هرمی، دوستانی داشتم که در به در به دنبال ۳ یا ۴ میلیون تومان پول برای سرمایه گذاری در یک شرکت هرمی بودند. و گاهی پس از پرداخت این مبلغ افسوس می خوردند که ای کاش محصول گرانتری را خریداری کرده بودیم. این مبلغ گاهی به ۱۰ یا ۲۰ میلیون تومان هم می رسید. اما برای شروع به کار در یک شرکت فروش مستقیم، به سرمایه آنچنان زیادی نیاز نیست (این سرمایه در شرکت اوریف لیم ایران ۱۵۵۰۰ تومان است. یا بهتر بگوییم، بود) که البته در قبال پرداخت این مبلغ نیز، خدماتی به فرد متقاضی در نظر ارائه میشود.

یکی از نکات مهم و تفاوت ساز در این زمینه این است که فرد معرف، صرفا با معرفیِ افراد به شبکه هیچ سودی بدست نمی آورد.

تفاوت دوم: نوع کالاها

کلیه کالاهای شرکتهای هرمی را کالاهای لوکس و غیر مصرفی مانند سکه یا گردنبند یا اقلام این چنینی تشکیل می دهند اما در یک شرکت فروش مستقیم، کلیه کالاها مصرفی هستند. به عنوان مثال یک کرم دست و صورت، خمیر دندان، شامپو یا… که در زندگی هر فردی استفاده می شوند.

تفاوت سوم: ساختار شرکت

به طور معمول در شرکتهای هرمی نوع فعالیت به این گونه است که باید بین دستهای چپ و راست توازن بر قرار کرد. اما در شرکتهای فروش مستقیم شیوه کار به این گونه نیست. در این شبکه ها هر فرد هر تعدادی که بخواهد میتواند زیر مجموعه داشته باشد و صرفا به واسطه فعالیت افراد زیر مجموعه به سود خواهد رسید. نه وجود آنها.

اما اوریف لیم ایران یا شرکت اوریف لیم پرشیا. شرکت اوریف لیم یک شرکت سوئدی تولید کننده لوازم آرایشی، بهداشتی و مراقبت پوستی است که در ۶۳ کشور دنیا به صورت فروش مستقیم فعالیت دارد. فعالیت این شرکت زیر نظر فدراسیون جهانی انجمنهای فروش مستقیم (WfDSA) است. (تارخچه شرکت در ویکیپدیا) این شرکت از سال ۱۳۸۳ فعالیت خودش را در ایران شروع کرده است. تا جایی که من در جریان هستم، کلیه مجوز های لازم برای فعالیت رسمی این شرکت صادر شده بوده. گو اینکه اگر جز این بود مطمئنا پیش از اینها جلوی فعالیتش گرفته شده بود (لینک مجوزها که البته الان در دسترس نیست – کش گوگل). کلیه محصولات شرکت اوریف لیم پرشیا با برچسب و تاییدیه وزارت بهداشت ایران توزیع می شده و این موضوع کاملا دلالت بر قانونی بودن فعالیت شرکت دارد. حالا اینکه به چه دلیل به طور ناگهانی جلوی فعالیت این شرکت گرفته میشه و این همه آدمی که توی این شرکت کار می کردند و نان می خوردند، به طور ناگهانی بیکار می شوند، قصه ای است که بنده در این مطالب جوابی برای آن پیدا نمیکنم. شرکت اوریف لیم تا این لحظه نه شاکی خصوصی دارد، نه قانونی را نقض کرده و نه فعالیت خارج از چهارچوبی انجام داده است.

شاید بعدا بیشتر صحبت کردیم.

با تشکر از کمانگیر عزیز

لینکهای بیشتر:

این نامه پیش از انتشار توسط من، کمانگیر، بصورت محدودی ویرایش شده است.

نامه ی وارده: آقای مو از ماست هم چرتکه بلد نیست!

این «نامه ی وارده» را داوود مرادیان در جواب این پست فرستاده است: «گورکن ها چرتکه بلد نیستند». اگر شما هم مطلبی نوشته اید اما وبلاگ ندارید یا به هر دلیل مطلب را نمی خواهید در وبلاگتان بگذارید، نوشته/عکس/ویدئوتان (یا هر چیز دیگری) را بفرستید به arash@kamangir.net. واضح است که استانداردهای وبلاگ نویسی را در این کار لحاظ خواهیم کرد.

بسمه تعالی

آقای مو از ماست هم چرتکه بلد نیست!

آرش آبادپور همانطور که از گذشته تا کنون در رفتار و نوشتارش دیده ایم در باور و رفتار و نمایشی که می دهد دچار تضاد شدیدی است. به عنوان مثال بالای وبلاگش می نویسد: “بترسیم از زمانی که کشتن آدمیزاد در جامعه عادی شود” اما با ذوق زدگی از صبحانه خوردنش با جورج بوش می نویسد! حال اینکه با این قاتل همکاری می کند یا نه مساله دیگری است!

طبیعی است وقتی چنین فردی دچار نفرت عمیق هم از یک نظام بشود سعی خواهد کرد با حساب و کتاب های ضد و نقیضش به نوعی دشمنی خود را با نظام مذکور به رخ بکشد و در این دشمنی تا جایی پیش می رود که به بوقی برای عملیات روانی دشمن تبدیل می شود. در این نوشته قصد دارم یکی از این موارد را بررسی کنم.

کمانگیر در نوشته ای تحقیر آمیز تیتر زده: گورکن ها چرتکه بلد نیستند! و با قیاس جنگ احتمالی ایران و آمریکا با چهار جنگ کره، ویتنام، عراق و افغانستان جمعیتی که از ایران کشته خواهند شد در نسبت با جمعیتی که از آمریکا خواهند مرد را چندین میلیون محاسبه کرده. یعنی همان خسن و خوسین دختران معاویه! اما کجای چرتکه ی کمانگیر مشکل دارد؟

۱- بررسی جنگ های آمریکا:

بررسی جنگ های ایالات متحده نشان می دهد این کشور تنها به کشورهایی حمله می کند که از نظر دفاعی در پایین ترین حد دفاع باشند. ویتنام (که شکست محض هم بود) و افغانستان هیچ کدام ارتش منظمی برای مقابله نداشتند.

کره: مساحت کره ۱۲۰٬۵۴۰ کیلومتر مربع است و عقبه استراتژیکی برای جنگ با آمریکا نداشت. در آن زمان شیوه جنگ ها دریا محور بود و با همه بر تری های آمریکا باز این کشور پیروز و موفق به فتح پیونگ یانگ نشد!

عراق: عراق کشوری بود که عمده ی تجهیزاتش را توسط کشورهای عربی از شوروی و غرب وارد می کرد. لذا عدم وجود دستکاری ها و وفناوری بومی. نداشتن عقبه استراتژیکی. محبوبیت داخلی و حاکمیت دیکتاتور مآب آدمکش سبب شد تا اساساً در جنگی هالیوودی شکست را بپذیرد. وضع امروز آمریکا در عراق نشان دهنده ی میزان توانمندی برای فتح یک کشور را توسط این امپراطور رو به زوال نشان می دهد.

و اما ایران:

در آغاز پر واضح است اگر امریکا جسارت حمله به کره را بیابد شاید بتوان ادعا کرد ممکن است به ایران نیز نگاهی از سر حمله داشته باشد. امروز این موضوع کاملا غیر ممکن است . اما در صورت وقوع چه روی خواهد داد:

۱- مساحت ایران: ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع و به گفته ویکی پدیا هجدهمین کشور پهناور دنیاست. در حالی که کره نود و هشتمین کشور دنیاست. این مساحت وقتی در حاشیه خلیج فارس قرار می گیرد عملا عقبه ی استراتژیکی قدرتمندی برای ایران ایجاد می کند. لذا اگر آمریکا تمایل به حمله ی به ایران داشته باشد قاعدتا ترجیح میدهد این کشور را اشغال نکند و سطح درگیری را در حد نبرد حفظ نماید. زیرا برای اداره ی کشوری مثل ایران حداقل به یک میلیون و سیصد هزار سرباز نیازمند است. آیا جامعه آمریکا ظرفیت چنین سرباز گیری را دارد؟

از دیگر سو مقامات ایرانی صراحتاً عنوان می کنند درصورت درگیری دشمن باید منتظر یک جنگ تمام عیار باشد و اجازه نخواهند داد درگیری در سطح نبرد باقی بماند و این یعنی حد اقل نابودی تقریبی اسراییل در زیر حملات موشکی ایران با توجه به اینکه تا امروز کلیه مانورهای این رژیم برای انهدام شبیه سازی شده ی موشک های ایرانی با شکست مواجه شده است و از دیگر سو جنگ ۳۳ روزه اسراییل به عنوان قدرت آمریکا در سطح میکرو با حزب الله به عنوان نماد قدرت ایران در همان سطح به شکست محض اسراییل انجامید دو ناو کوروت ساعر به طور کامل منهدم شد تانک های سری الف مرکاوا ۱۳ درصد یگان عمل کننده از بین رفت. آیا آمریکا چنین ریسکی خواهد کرد؟

۲- نبرد نا متقارن:

آمریکا غولی دریا محور است و تجهیزاتش عموما بسیار بزرگ و در تیر رس و پرهزینه است. تجربه نبرد ایران با آمریکا در خلیج فارس که به سالهای واپسین جنگ بر می گردد به خوبی نشان داده است آمریکا به هیچ وجه توان درگیری با نیرویی وسیع اما ریز نقش را ندارد. اتفاقات تحقیر آمیزی که بر سر نفتکش بریجتون رخ داد و نیز تعداد نفتکش های زده شده توسط ایران که تقریبا دو برابر عراق بود، نشان می داد قدرتی ریز نقش در ایران در حال شکل گیری است که استراتژی دفاعی این کشور را به سوی حداقل هزینه برای حد اکثر تلفات سوق داده می دهد. از دیگر سو عملیات آخوندک که به تحقیر ارتش ایران انجامید تنها نقطه موفق کارنامه آمریکاست در حالی که در همین سلسله عملیاتها واقعه ای رخ داد که زنگ خطر جدیی را بیخ گوش نیروی دریایی آمریکا روشن کرد و آن درگیری هلی کوپترهای آپاچی با سه قایق تند روی ایرانی در حوالی جزیره ابوموساست که به رغم غافلگیری محض باز منجر به انهدام یکی از هلی کوپترهای دشمن شد. به گونه ای که در پایان درگیری از شش قایق سه قایق سالم و از ۵ هلی کوپتر یکی ساقط شده بود! قیاس این هزینه کرد به خوبی نشان می داد ایران بایستی چگونه با دشمن زیادی بزرگش درگیر شود. اکنون ایران مجهز به قدرتمند ترین نیرووی دریایی نا منقارن بومی است و آیا آمریکا حاضر به چنین هزینه کردی هست؟ چند قایق تند روی ایرانی از نظر حیثیت ملی می تواند با یک ناو هواپیما بر برابری نماید؟

۳- پایگاه های پراکنده آمریکا:

این پایگاه ها درست در تیر رس موشک های ایرانی است و امکان دفاع در مقابل چنین حمله ای نیز برایشان پیش بینی نشده.

به هرحال انقدر این مقایسه با مزه هست که بیشتر از این نیازی به نوشتن نباشد.کافیست آقای مو از ماست کمی این مقاله را مطالعه کند.

پس نوشت – پاسخ به این نوشته از مجمع دیوانگان: بدبینی ما و خوشباوری شما

این «نامه ی وارده» را آرش عزیز فرستاده است. اگر شما هم مطلبی نوشته اید اما وبلاگ ندارید یا به هر دلیل مطلب را نمی خواهید در وبلاگتان بگذارید، نوشته/عکس/ویدئوتان (یا هر چیز دیگری) را بفرستید به arash@kamangir.net. واضح است که استانداردهای وبلاگ نویسی را در این کار لحاظ خواهیم کرد.

نگاهی به دو شیوه رایج برای وب گردی آزادانه: Your Freedom و Psiphon

این روزها، استفاده از ابزارها و شیوه های مختلف که اجازه مرور آزادانه وب را به شما می دهند تبدیل به امری معمول و رایج برای کاربران ساکن در ایران و معدود کشورهایی نظیر چین گشته است. سانسور شدید اینترنت و سایت های آن، آزار دهنده ترین مشکل ممکن برای یک کاربر است چرا که گاهی این فیلتر تا جایی پیش می رود که وارد یک حلقه بی معنی شده و نشان می دهد که کنترل و سانسور بی جهت این همه وب سایت حتی برای خود مسئولین امر نیز دشوار و نا ممکن است.

(لینک مستقیم به ویدئو)

اما در اینجا هدف بیان این مشکلات نیست، بلکه قصد داریم تا دو شیوه معمول برای رهایی از دست این معضل را بررسی کرده و به بیان نکات مثبت و منفی هر یک از آن ها بپردازیم.

دو شیوه رایج برای وب گردی آزادانه استفاده از Your Freedom و Psiphon است. ابزارهایی که به گمانم اکثر کاربران ایرانی دست کم با یکی از آن ها آشنایی کامل دارند.ابتدا به سراغ برنامه Yourfreedom می رویم تا ببینیم که از این برنامه چطور می توان استفاده کرد.

Yourfreedom نرم افزاری است که مبتنی بر جاوا کار می کند و برای استفاده از آن باید جاوا را روی سیستم خود نصب کنید. (البته نسخه کامل آن نیز که همراه با جاوا است برای دانلود وجود دارد.) پس از دریافت و نصب برنامه، هنگامی که برای اولین بار آن را اجرا می کنید، نرم افزار شروع به جستجوی سرورهای فعال می کند تا برای اتصال کامل شما به اینترنت از آن ها استفاده نماید. معمولا پس از چند دقیقه لیستی از سرورهایی که در نقاط مختلف دنیا قرار دارند برای شما نمایش داده می شود که با تایید آن ها، به صفحه اصلی خود برنامه ارجاع داده می شوید و هنگامی که بر روی Start Connection کلیک کنید، اتصال شما با یکی از سرور ها برقرار می شود. حالا تنها کافی است که شما تنظیمات پراکسی مرورگر خود را بر اساس راهنمایی که خود برنامه می کند، تغییر دهید.

اما در Psiphon همه چیز فرق می کند! طبق ویدیوی آموزشی که در این لینک وجود دارد، عملکرد این برنامه کاملا مبتنی بر مرورگر است و شما نمی توانید خارج از محیط پنجره ای که Psiphone را در آن باز کرده اید، فیلترینگ را دور بزنید. PSiphone محصولی کانادایی است که سرعت مرور از طریق آن به نسبت بالاتر از Your Freedom است.

(لینک مستقیم به ویدئو)

در هر صورت می توانید از هر دو روش به طور یکجا برای اتصال کامل به اینترنت استفاده کنید اما از کدام و در کجا؟

از مزایای Your Freedom می توان به آزادانه کار این نرم افزار اشاره کرد به طوری که شما می توانید علاوه بر مرورگر خود، در هر برنامه دیگری که از قابلیت تنظیمات پراکسی پشتیبانی کند از آن استفاده کنید. Your Freedom از سرور های متعددی پشتیبانی می شود که بنا به اختیار می توانید کشور ارائه دهنده سرور خود را تغییر دهید. از آنجایی که این برنامه از طریق تنظیمات پراکسی به مرورگر اضافه می شود، مانند ارتباط مستقیم معمول اینترنت تان، محدودیتی برای مشاهده سایت ها (نظیر محدودیت استفاده از جاوا اسکریپت و به طبع آن، عدم امکان ورور به سایت هایی مانند فیس بوک و توییتر و یا مشاهده ویدیو های یوتیوب) ندارید و می توانید به راحتی کلیه کارهای مرتبط با وب خود را انجام دهید.

رابط نرم افزاری Your Freedom

سایفان مبتنی بر مرورگر دقیقا هیچ کدام از امکانات بالا را ندارد! اما بزرگترین مزیتی که نسبت به Your Freedom دارد، قابل دسترس بودن آن است. برای استفاده از PSiphon نیازی به نصب برنامه ای ندارید و همین نکته باعث می شود که شما در هر جای ممکنی (مانند کافی نت ها)، بتوانید از آن استفاده کنید. مزیت دیگر این ابزار سرعت بالاتر آن نسبت به سرور های برنامه دیگر است. از طریق سایفان شما می توانید مانند یک کاربر کانادایی وبگردی کنید و هر آنچه را که او می بیند ببینید. البته از شرایط استفاده از آن، طبق قوانین حاکم بر کانادا، عدم مشاهده و دسترسی به سایت های هرزه نگاری کودک و یا کلاه برداری است. لازم به ذکر است که این برنامه نمی تواند هویت شما را مخفی نگه دارد.

حالا شما می توانید بسته به نیاز خود و مزایا و معایب این برنامه ها، در زمان های مورد نیاز از آن ها استفاده کنید.

نامه ی وارده: پیامد فیلترینگ کلی وبلاگ‌های وردپرس

این «نامه ی وارده» را کیای عزیز فرستاده است. کیا قبل از این درمورد «شتاب منفی وبلاگ‌ستان فارسی» نوشته بود. اگر شما هم مطلبی نوشته اید اما وبلاگ ندارید یا به هر دلیل مطلب را نمی خواهید در وبلاگتان بگذارید، نوشته/عکس/ویدئوتان (یا هر چیز دیگری) را بفرستید به arash@kamangir.net. واضح است که استانداردهای وبلاگ نویسی را در این کار لحاظ خواهیم کرد.

پیامد فیلترینگ کلی وبلاگ‌های وردپرس

می‌توان وبلاگ‌نویسان فارسی‌نویس را به سه گروه بزرگ دسته‌بندی کرد: نخست- گروهی که به صورت مستقل روی سرور شخصی می‌نویسند؛ دوم- دسته‌ای که روی سرویس‌های خارجی فعالیت‌دارند و سوم- بلاگرهایی که از سرویس‌های وطنی استفاده می‌کنند.

تجربه‌ی حاصل از وب‌گردی نشان‌دهنده‌ی آن‌است که تعداد اعضای دسته‌های دوم و سوم بسیار بیشتر از گروه نخست است و می‌توان گفت که بخش بزرگی از وب فارسی را همین دو دسته تشکیل داده‌اند. گروه نخست با انتخاب دامنه‌ی اختصاصی و نوشتن روی سرور اختصاصی، تا اندازه‌ای کار خود را آسان کرده‌اند و به‌صورت مستقل به فعالیت می‌پردازند که یادآوری می‌کنم این گروه اعضای کم‌تری را داراست. اگر از اهمیت و اثرگذاری همین دسته‌ی وبلاگ‌نویس‌های مستقل در وب فارسی چشم‌پوشی کنیم، به تاثیر گسترده‌ی دیگر وبلاگ‌نویسانی می‌رسیم که روی سرویس‌های داخلی یا خارجی می‌نویسند و با محدودیت‌های آن‌ها کنار آمده‌اند. بیشتر بلاگرها بر این‌باورند که محدودیت سرویس‌های خارجی به مراتب کم‌تر است و آزادی در نوشتن و استفاده از ابزارهای مختلف در مدیریت وبلاگ در این سرویس‌ها، خیلی بیشتر از ابزارهای وبلاگ‌نویسی ایرانی است؛ به‌دلیل همین آزادی عمل موجود در سیستم‌هایی مثل وردپرس و بلاگر، بخش عمده‌ی تولید محتوا به زبان فارسی در وب، به دست وبلاگ‌نویسان استفاده‌کننده از وردپرس و بلاگر صورت می‌گیرد که به عقیده‌ی نویسنده‌ی این مطلب، این وبلاگ‌نویسان فعال‌تر از سایر وبلاگ‌نویسان غیرمستقل هستند.

چندی پیش شاهد فیلترینگ گسترده و کلی سرویس وردپرس بودیم که باعث شد تمامی وبلاگ‌های فارسی وردپرس به اصطلاح فیلتر شوند و و درحال حاضر امکان دست‌رسی به آن‌ها در ایران وجود ندارد. این موضوع پیامدهای خطرناکی برای وب فارسی به دنبال دارد زیرا همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، بخش عمده‌ای از تولید محتوای وب فارسی با کمک وبلاگ‌نویسان وردپرسی صورت می‌گرفت. اگر این‌روزها به تعداد آیتم‌های به اشتراک گذاشته‌شده‌ی موجود در ابزارهایی مثل Google Reader نگاهی بیاندازید، متوجه کاهش چشم‌گیر نوشته‌های وب‌‌فارسی خواهید شد که فیلترینگ کلی وبلاگ‌های وردپرس، موجب این کاهش خطرناک شده‌است. از واژه‌ی خطرناک استفاده‌کردم زیرا کاهش تعداد پست‌های وبلاگ‌های فارسی به منزله‌ی شتاب منفی و در نهایت به معنای حرکت به سمت نابودی وب فارسی است. نابودی وب یعنی این‌که نوشته‌های قدیم بمانند و چیز جدیدی نوشته نشود. شاید راه حل این باشد که وبلاگ‌نویس‌های وردپرس روی سرویس‌های دیگر مثل بلاگر فعالیت کنند؛ اما احتمال فیلتر شدن بلاگر هم بسیار زیاد است. در این‌جا دو راه باقی می‌ماند: وبلاگ‌نویس یا باید به سرور شخصی مهاجرت کند یا ابزارهای ایرانی مثل بلگفا و پرشین‌بلاگ را برگزیند؛ اما راه حل آخر ممکن‌است آزادی عمل را از وبلاگ‌نویس سلب کند، زیرا متاسفانه خبرهای زیادی را می‌خوانیم مبنی بر این‌که ابزارهای وبلاگ‌نویسی ایرانی اجازه‌ی آزادی نوشتن را به بلاگرها نمی‌دهند و یا به پاک کردن آرشیو وبلاگ‌هایی می‌پردازند که عقیده‌ای مخالف عقیده‌ی تیم مدیریتی آن سرویس دارند. همچنین کیفیت خدمات سرویس‌های ایرانی پایین‌تر از سرویس‌هایی چون وردپرس و بلاگر است که خود دلیلی بر عدم استفاده‌ی وبلاگ‌نویسان از ابزارهای وطنی است. راه حل باقی‌مانده، مهاجرت به سرور شخصی است که به دلیل هزینه‌بر بودن یا عدم آشنایی بسیاری از وبلاگ‌نویس‌ها با این روش، عملا راه حل مناسبی برای اکثریت بلاگرها به‌نظر نمی‌آید.

اگر بخواهم نتیجه‌گیری و پیش‌بینی کلی کنم، متاسفانه وب فارسی -با گسترش فیلترینگ- رو به نابودی است و مهم‌ترین راه نجات آن، کاهش فیلترینگ است که احتمالا به دلایل سیاسی، میسر نخواهد بود و این موضوع منجر به کاهش شدید تولید محتوای فارسی در اینترنت خواهد شد.

نامه ی وارده: بیست و سی، فاطمه حقیقت جو و عفو بین الملل

این نامه ی وارده را یولیوی عزیز فرستاده است. گر شما هم مطلبی نوشته اید اما وبلاگ ندارید یا به هر دلیل مطلب را نمی خواهید در وبلاگتان بگذارید، نوشته/عکس/ویدئوتان (یا هر چیز دیگری) را بفرستید به arash@kamangir.net. واضح است که استانداردهای وبلاگ نویسی را در این کار لحاظ خواهیم کرد.

بیست و سی، فاطمه حقیقت جو و عفو بین الملل

amnesty_international.jpg

برنامه تلویزیونی ۲۰:۳۰ که به موضع گیریهای غیر منطقی، جعل خبر و تخریب چهره های اصلاح طلب و حمله به دگراندیشان و منتقدین نظام جمهوری اسلامی مشهور است در یک برنامه ویژه که به منظور تخریب چهره «فاطمه حقیقت جو» و نمایندگان مجلس اصلاح طلب دوره ششم ساخته شده بود، سازمان عفو بین الملل را «امنیستی یهود» نامید و گفت این سازمان صهیونیستی در سایت اش، خود را یک سازمان «ضد دین» می نامد! این ویدئو بازتاب های زیادی در فضای وب فارسی داشت که عموما مرتبط با سخنان حقیقت جو درباره مجاهدین خلق بود، اما در اینجا از زاویه دیگری به آن پرداخته می شود، نه فاطمه حقیقت جو و مجاهدین، که عفو بین الملل!

امنستی لغتی انگلیسی باریشه یونانی به معنی عفو و بخشش است. سازمان عفو بین الملل در سال ۱۹۶۱ توسط یک وکیل انگلیسی به نام «پیتر بنسون» در شهر لندن بنیان گذاشته شد . به گفته خودش، او در نوامبر ۱۹۶۰ در شبکه راه آهن زیر زمینی لندن در حال حرکت بوده است که خبری را درباره دو دانشجوی پرتغالی می خواند که به خاطر «نوشیدن مشروب به سلامتی آزادی» به هفت سال حبس محکوم شده اند. تحت تاثیر این خبر او به فکر راه اندازی سازمانی برای حمایت از حقوق بشر و «زندانیان فراموش شده» می افتد. (ویکی پدیا)

در صفحه معرفی این سازمان در سایت رسمی اش گفته شده که این سازمان نهادی است که فارغ از هر مذهب، عقیده سیاسی، گرایش اقتصادی و … عمل می کند:

We are Independent of any government, political ideology, economic interest or religion

در این بخش، تنها جمله ای که اشاره به مذهب دارد جمله فوق است و استقلال آن را از دیدگاه های مذهبی مانند یهودیت، اسلام یا مسیحیت نشان می دهد. این در حالی است که برنامه بیست و سی با یک ترجمه کاملا مغرضانه احتمالا همین جمله را مبنای حرف خود قرار داده اند که این سازمان به گفته سایتشان یه سازمان «ضد مذهب» است! اما این جمله در حقیقت نشان دهنده این مساله است که اعضای این سازمان گرایشات مذهبی یا ضد مذهبی خود را در کارشان دخیل نخواهند کرد. از طرفی در ویکی پدیا می خوانیم که این سازمان در پی احقاق حقوق اقلیت های مذهبی و افرادی است که حقوق مذهبیشان توسط دولت ها نقض شده است. به عنوان مثال:

Amnesty International brought attention to violations committed on specific groups, including refugees, racial/ethnic/religious minorities, women and those executed or on Death Row.

همچنین جالب است که بیست و سی این سازمان را یک سازمان یهودی (گویا یهودی بودن از دید بیست و سی جرم است) و صهیونیستی می نامد. حال آنکه این سازمان در مرامنامه و ماموریت خود دست کم ادعای وفاداری به حقوق انسانی همه افراد مستقل از نژاد و مذهب آنها دارد. اما آیا در عملکرد این سازمان گرایشات صهیونیستی یا جانب داری از اسراییل دیده می شود؟ به صفحه درخواست عضویت این سازمان سری می زنیم. در بخش انتخاب کشور می بینیم که به جای کشور اسراییل نوشته شده: اسراییل و اراضی اشغال شده (متعلق به) فلسطینی ها! عجب! از دید این سازمان صهیونیستی کشور مستقلی به اسم اسراییل وجود ندارد! به نظر شما ممکن است که یک سازمان صهیونیستی حتی اعتقادی به وجود کشور مستقل اسراییل نداشته باشد و دست کم بخشی از آن خاک را «فلسطین اشغالی» بخواند؟!

list_of_countries.png

اما به این همه بسنده نمی کنیم، بگذارید سری هم به اخبار بزنیم، خبرگزاری قدس، که بر اساس توضیحات سایتشان، وابسته به جمهوری اسلامی بوده و در زمینه اطلاع رسانی درباره مسائل فلسطین فعالیت می کند چند خبر در باره عفو بین الملل کار کرده است، آخرین نمونه را ببینید:

هفتم خرداد ۸۹: گزارش عفو بین الملل درباره حمایت آمریکا ازجنایات اسرائیل

سازمان عفو بین الملل در گزارش سالانه خود با جنایتکار جنگی خواندن رژیم صهیونیستی، فاش کرد که آمریکا و اتحادیه اروپا از رسیدگی به جنایات جنگی رژیم صهیونیستی در شورای امنیت سازمان ملل جلوگیری می کنند.

عجیب نیست که سازمانی که به گفته برنامه بیست و سی وابسته به صهیونیست هاست اینگونه بر علیه نقض حقوق بشر توسط صهیونیسم اطلا ع رسانی می کند؟! آیا ممکن است یک سازمان صهونیستی اسراییل را جنایتکار جنگی بنامد؟ در گوگل جستجو کنید، نمونه های بسیاری از محکوم کردن اسراییل توسط این سازمان خواهید دید.

پس چرا بیست و سی سعی دارد این سازمان را یک سازمان صهیونیستی بنامد؟ پاسخ این پرسش ساده است، اولا نظام جمهوری اسلامی معمولا منتقدین خود را به رابطه داشتن با صهیونیست ها و مجاهدین خلق متهم می کند بدون آنکه مدرکی در این زمینه ارائه دهد. دوم اینکه سازمان عفو بین الملل تنها به نقض حقوق بشر توسط اسراییل نخواهد پرداخت، آنها حماس و جمهوری اسلامی را هم متهم به نقض حقوق بشر می کنند، اخیرا عفو بین الملل در گزارش سالانه خود خبر داده است که: «وضع حقوق بشر ایران بسیار وخیم‌تر شده‌است».