نوشته هایی که درمورد ’ مقاله ’ هستند

سالی که حاکمیت خود را در آینه دید

سالی که حاکمیت خود را در آینه دید

mardomak_eid.jpgبهار ۱۳۸۸ با انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم تمام شد. حضور خاتمی و میرحسین موسوی، میزگردهای تلویزیونی، و امید به بازشدن فضا، برای همه ی آنهایی که از محمود احمدی نژاد و فضای سیاسی- اجتماعی کشور دلخون بودند، نوید آغاز دوباره  فضایی بود که در سالهای اولیه دوران پس از دوم خرداد شاهد آن بودیم. اینهمه با اعلام مشکوک نتایج انتخابات ریاست جمهوری دوره  دهم و خشونت های خیابانی پس از آن رنگ باخت. از این زمان فضایی بوجود آمد که خشمگین ترها به آن نام «کودتای انتخاباتی» دادند. در این رخدادها، طبق آمارها، چند ده نفر کشته شدند، بسیاری به زندان افتادند و شکنجه شدند، و ساختار اقتصادی و فرهنگی جامعه  ایران بیشتر از پیش آسیب دید. با اینهمه، و بدون کوچک نشان دادن اهمیت این حوادث، سال ۱۳۸۸ سال برابری بود. (ادامه در مردمک)

دو عدد مقاله ی کمانگیرانه

در صفحه ی ویژه ی بی بی سی با عنوان «اینترنت، قدرت برتر» دو مقاله هم از من هست.

کارکرد رسانه ای وبلاگستان برای جنبش سبز

نوع، دامنه، و ماهیت تاثیر جامعه فارسی زبان آنلاین و کارکرد آن در حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران، از طرف گرایش های مختلف سیاسی به گونه های متفاوتی تفسیر شده است. آنچه از سوی حکومت ایران و طرفداران آن و دیگران، ابزار انتقال انقلاب مخملی به ایران نامیده شده است، برای بسیاری از علاقه مندان و فعالان حرکتی که به نام کلی “جنبش سبز” خوانده می شود به مثابه بلندگوی رسای آزادی بیان نقش بازی کرده است.

bbc_kamangir_2.jpg

وبلاگستان در گذر زمان، چند نگاه نزدیک

از روز شانزده شهریور سال ۱۳۸۰، ۷ سپتامبر ۲۰۰۱، که سلمان جریری اولین پست وبلاگی به زبان فارسی را نوشت کمتر از ۹ سال می گذرد. در مقایسه با ۳۰۰ هزار سالی که جیمز دیویس در کتاب خود بررسی کرده است، ۹ سال زمان قابل توجهی نیست. اما حقیقت این است که در همین ۹ سال فضای مجازی ِ فارسی زبان نه فقط یکبار که بارها متحول شده است. روایت تاریخ وبلاگستان بدون دقت در این تحولات و دستاوردهای آنها ممکن نیست.

bbc_kamangir_1.jpg

از این صفحه هم غافل نشوید.

سرزمین “گودر” و “فرفر”، سیر و سفری در وبلاگستان فارسی

kamangir_dw.jpg

این عنوان مطلبی است که برای سایت دویچه وله درمورد وبلاگستان فارسی نوشتم. مطلب را به فارسی اینجا و به انگلیسی اینجا ببینید.

مرتبط: ششمین دور مسابقه وبلاگ‌های ممتاز دویچه وله آغاز شد

مقاله: ساینفلد، کوستانزا، و بلوهوست

چند وقت قبل برای سایت گذار یک مقاله در مورد داستانهای اخیر با بلوهوست (ببینید:بلوهوست و ما: پیگیری کنیم!) نوشتم که امروز منتشر شد.

متن انگلیسی، و اصلی، مقاله را در این آدرس بخوانید:

We Need to Talk!

On the Suspension of Persian Blogs by the Hosting Company Bluehost

Seinfeld’s George Costanza once said “we need to talk” is “the worst four words in the English language.” Some of the people who comment on our Persian blogs—though not particularly fond of the “perverted” Western culture—do share the same viewpoint with Mr. Costanza.

jerry-seinfeld-george-costanza_s.jpg

متن ترجمه شده ی مقاله به فارسی در این آدرس قابل دسترسی است:

ما باید صحبت کنیم!

به مناسبت بستن شدن بلاگ‌‌های فارسی زبان از سوی شرکت میزبان “بلو‌هوست”

در یک مقاله برای سایت گذار، کمی درباره ی چهره جدید وبلاگستان نوشتم. در مورد نو شدن و در مورد اینکه وبلاگنویسی که فقط وبلاگ بنویسد، در وبلاگستان ِ امروز دیده نخواهد شد. مقاله اینطور آغاز می شه،

زمانی بود که “وبلاگ نویس” شدن به آسانی باز کردن صفحه‌ی اول بلاگر دات کام بود و ثبت یک حساب کاربری. در قدم بعدی، بازیگر خوشبخت زمانه‌ی رسانه‌های مشارکتی، هرچه به فکرش می‌رسید تایپ کرده و شاهکار خود را منتشر می‌ساخت. در ساعت‌ها و روزهای پس از آن، قهرمان ما به انتظار عابرانی می‌نشست که درنگی کنند و بخوانند و در محتوای متن دقیق شوند و شاید هم در پاسخ چیزی بنویسند. وبلاگ‌نویسی در آن روز و روزگار این گونه تعریف می‌شد.

امروزه اما انتشار متنی در وبلاگ، تنها نیمی از ماجراست…. (ادامه به فارسی و انگلیسی)

…بیاید به ماشین‌ها کمک کنیم تا به دنیا خبر دهند که ما جهان را چگونه می‌بینیم. عهد دقیانوس وبلاگستان گذشته است و به عصر جدید وبلاگ نویسی قدم گذاشته‌ایم. نسل دایناسورهای وبلاگستان محکوم به انقراض است.