وقتی از ایران خارج می شی و بعد از اینکه تب اولیه می خوابه و سر در می آری که کلا داستان چیه یک اتفاق جالب که برای آدم میافته اینه که مدام از خودت می پرسی “چرا ما تو ایران این کار را نمی کنیم”. مثال واضح این موضوع خریدن کامپیوتر در ایرانه.

جوان ایرانی متوسط حتما اسم چند تا مادربورد رو شنیده و بلده کامیوتر سرپا کنه. نصب ویندوز که خوب البته سرشاخ همه است. بعدهم بازار رضا هست و مجتمع پایتخت و قطعه فروشی و “شرکت” کامپیوتری و باقی قضایا. به این ترتیب خرید کامپیوتر عملا یک پروژه تحقیقاتیه و باید سر فرصت انجام بشه. این از ایران.

فرض کنید شما یک دانشجوی ایرانی در کانادا هستید که شدیدا زیر خط فقرید و حتی مالیات رو هم بهتون پس می دهند. فرض کنید شما احتیاج به یک کامپیوتر دارید. چه می کنید؟ هیچ. صاف زنگ می زنید به Dell و سفارش می دید (اینترنتی ساده تره در عمل).ظرف دو هفته کامپیوتر شما میاد دم در. ممکنه بگید مشکل نداشتن قدرت انتخابه. فکر می کنم این لینک نظر شما رو شدیدا عوض کنه. ممکنه باز از هزینه بنالید. این کامیپوتر Dell کلهم قیمتش زیر ۵۰۰/۰۰۰ تومنه.

البته میزان کارآفرینی “بازار” کامپیوتر رو در ایران نباید ندیده گرفت. اما جدا چرا در ایران داستان اینقدر پیچیده است؟ باز هم البته شایعات قدرتمندی که بازار کامپیوتر ایران را مرتبط به این وزارت خانه و اون حاج آقا می دونن رو نباید دست کم گرفت.

پس نوشت: من نه متخصص کامپیوترم نه از اقتصاد سر در می آورم. این فقط برداشت کسیه که عملا هر دو کار رو کرده.