نوشته هایی که درمورد ’ پست ویژه ’ هستند

بازی با خوراک ِ مردم: امکان جدیدی در خوراک شمار

درمورد گزارش ِ جدید خوراک شمار حرف زدیم (ببینید:دود ِ کنده ی وبلاگستان – گزارش جدید خوراک شمار). API  ِ فیدبرنر هم هم دم دست ه و ابزار ِ کد باز ِ کشیدن انواع نمودار هم (ببینید:چرا گوگل همیشه بهترین نیست: سلام بر اپن سورس– با تشکر از سید یوسف منیری عزیز). اینها رو بگذارید کنار هم، می شه امکان مقایسه رشد خوراک ها.

بازه ی بررسی روی یک ماه ثابت ه حالا، برای اینکه ساده تر بود اینطور. تعداد خوراک ها هم حداکثر ۵ تاست، که سرور شاکی نشه. حرفش رو هم گوش نکنید، با آدرس ِ کامل خوراک هم کار می کنه. روی Normalized by Mean اگر بگذارید میانگین ِ اعداد ِ ناصفر رو می گیره و همه رو بر اون تقسیم می کنه. ببینید چی درمیاد ازش.

ایده ای دارید بفرمایید ببینیم سوادمون می رسه اجراش کنیم یا نه. انصافا فقط یک چاکریم ته این پست کم داره. پس، چاکریم!

دود ِ کنده ی وبلاگستان – گزارش جدید خوراک شمار

گزارش جدید ِ خوراک شمار، در مقایسه با گزارش قبلی، فقط به این دلیل جالب نیست که ۵۴ خوراک جدید به لیست اضافه شده اند (و ۳۲ خوراک ِ شمارنده دار).

در این گزارش ۱۹ وبلاگ بیش از هزار مشترک دارند و updateblog را هم اگر ۱۹۹۹ اش را با ارفاق ۲۰۰۰ بگیریم، خوراک ِ چهار وبلاگ بالای ۲۰۰۰ مشترک دارد. نکته ی جالب ِ دیگر وجود ِ ۱۰ وبلاگ ِ نزدیک ِ ۲۰۰۰ و زیر ۲۵۰۰ و پله ی بین وبلاگ ۱۲ هم و ۱۳ هم است.

و البته حضور ناگهانی ِ خورشید خانم در مقام پنجم شگفتی این گزارش است. خوراک ِ فیدبرنری خورشید خانم را از اینجا مشترک شوید.

لیست ۲۰ وبلاگ ِ پرخواننده که از فیدبرنر استفاده می کنند (خوراک این وبلاگها را از اینجا بصورت opml بگیرید):

  1. ۱pezeshk.com
  2. asroone.net
  3. mhmazidi2.wordpress.com
  4. updateblog.net
  5. khorshidkhanoom.com
  6. zangoole.com
  7. sibiltala.blogspot.com
  8. shahvar.net
  9. itline.blogspot.com
  10. narenji.ir
  11. peakovsky.com
  12. persian.kamangir.net
  13. writeage.com
  14. winbeta.net
  15. wp.doxdo.net
  16. megaiti.com
  17. imilad.com
  18. mibibi.com
  19. gonahkar.com
  20. moniri.com


پس نوشت
: نیک آهنگ با ۲۶۷۰ تا سوم است و رو نمی کند: گزارش “فید” یا خورشت!

مرتبط:

وقتی اسکایپ چینی می شود، برادر بزرگ مراقب شماست

موسسه ی کانادایی وب ِ باز Open Net Initiative در گزارش اخیرش فاش کرده است که نسخه ی چینی ِ اسکایپ Skype اطلاعات کاربرانش را به مقامات تحویل می دهد. اسکایپ یک نرم افزار گفتگوی آنلاین، مانند یاهو مسنجر، است که بیشتر در ارتباطات حرفه ای کاربرد دارد.

پیش از این ثابت شده بود که همکار چینی اسکایپ، لیستی از کلمات ممنوعه را در آن تعبیه کرده است. به این ترتیب، پیامهایی که شامل این کلمات بودند بصورت سانسور شده ارسال می شدند. گزارش اخیر، که از طریق جاسوسی معکوس روی ارتباطات اسکایپ با سرور چینی آن بدست آمده است، نشان می دهد که هربار کسی یکی از کلمات ممنوعه را بکار می برد، گزارشی شامل آدرس IP او برای سرور اصلی فرستاده می شود.

شرکت آمریکایی اسکایپ صاحب eBay است و پس از انتشار گزارش ادعا کرده است که تغییرات اخیر توسط شرکت چینی همکار و بدون اطلاع شرکت مادر انجام شده اند. اسکایپ از کاربران چینی خود عذرخواهی کرده است.

منبع: RConversation و فرانس ۲۴

لالایی برای بزهکاران کوچک – معرفی کتاب

فاحشه ها همیشه دوروبر بودن. کوچیک که بودم بدم می اومد ازشون، برای اینکه چکمه های خوشگل ِ پاشنه بلند می پوشیدن، بعد من چیزی جز کفش های لاستیکی برای پوشیدن نداشتم.

این را بیبی Baby می گوید. تازه ۱۲ سالش شده است و با پدر ۲۷ ساله اش جولز Jules زندگی می کند. خودش می گوید پدرش برایش بیشتر یک برادر بزرگتر است. حسودی هم می کند، مثلا وقتی پدر هرویینی اش با رفیق ِ بنگی دیگری گرم می گیرد و او تصمیم می گیرد سراغ مواد برود برای اینکه با پدرش نقطه ی اشتراک بیشتری پیدا کند.

زمانی که او بدنیا آمده است پدر و مادرش ۱۵ سال داشته اند. این یکسال قبل از این بوده است که مادرش بمیرد.

کلی موتورسوارهای “فرشتگان جهنم” Hell’s Angels (گروه تبهکاری که چندی پیش کلوبهایش مورد حمله ی پلیس قرار گرفت و مقدار زیادی مواد مخدر در آنها کشف شد) دوروبر بودن. اونا مثل زنبور توی خیابون ها ویراژ می دادن. کیفی می داد تماشاشون کنی که یه دسته شون توی خیابون می روندن، مثل یه رژه. این موقع هایی بود که داشتن می رفتن یه رستوران رو بهم بریزن.

یک شب بیرون خیلی سرد بود، برای اینکه طوفان داشت شروع می شد. اواسط اردبیهشت (می) بود اما انگار روی یک کپه برف خوابیده بودم. زیر لحافم گوله شدم که گرم بشم، اما فایده نداشت. بالاخره، دراومدم از زیر پتو و خزیدم کنار زکاری Zachary (پسری در یک پرورشگاه که بیبی در یکی از غیبت های پدرش در آن زندگی می کند. زکاری را مادرش در مترو رها کرده است و رفته است و او مدام منتظر بازگشت مادرش است). اون شب یکی از عمیق ترین خوابهای زندگی ام رو کردم. مثل این بود که وسط یک کیک ِ داغ خوابیده بودم که همین الان از تو اجاق بیرون اومده. همین بود که زکاری اینقدر مهربون بود. بنظرم رسید که زکاری برای این اینقدر گرم ه که هنوز مهر مادرش رو داره.

“لالایی برای بزهکاران کوچک” Lullabies for Little Criminals اسم کتابی است که چندی پیش در قفسه ی “ما پیشنهاد می کنیم” در کتابفروشی دانشگاه پیدا کردم. محتویات این قفسه پیشنهادهای کسانی است در کتابفروشی کار می کنند، و خیلی هایشان دانشجو هستند. داستان کتاب در مونترآل اتفاق می افتد (قابل توجه کسانی که به ادبیات کانادایی علاقه مند هستند).

کتاب از دید دختر نوجوانی نوشته شده است که با پدر ِ معتادش در یک محله فقیرنشین زندگی می کند. شاید برای همین است که در کتاب اثری از قضاوت و اخلاق نمی بینیم. همین که آدمها زنده بمانند از سرشان هم زیاد است. و البته کتاب اصلا من ِ خواننده را افسرده نمی کند.

(جولز آمده است خانه ی یک مواد فروش و بیبی دنبالش دویده است که به او برسد، اما جولز نگذاشته او داخل برود. حالا بیبی پشت در منتظر است) یک سنگ گنده روی زمین پیدا کردم و واسه خودم فکر کردم یه پرنده است که زخمی شده. گرفتمش توی دستم و نازش کردم. دلگرمی بهش دادم که دووم می آره و توی گوشش گفتم که حتما خیلی زود دوباره پرواز می کنه. بعد گذاشتمش توی جیبم کنار سنگهای دیگه ای که نجاتشون داده بودم.

مسیح علی نژاد آزاد است – پیش فروش اینترنتی یک کتاب

مسیح علی نژاد پیش فروش کتاب جدیدش “من آزاد هستم” را آغاز کرد. اطلاعات بیشتر در مورد نحوه ی خرید را اینجا بخوانید: پیش فروش کتاب. اینجا بیشتر درمورد کتاب بخوانید: از یونیفورم نظامی در آمریکا تا عبا و عمامه در ایران.

او احمدی نژاد را دوست دارد – در تاکسی اتفاق افتاد

“نظرت راجع به احمدی نزاد چیه؟” راننده تاکسی می پرسد، فکر می کنم شاید اشتباه شنیده ام، اما نه، انگار دقیقا منظورش “ز” است. می پرسم “تو نظرت چیه؟” “جلوی غرب ایستاده” “و این بنظرت خوب ه؟” “غرب پشت آمریکا است، این غربیها باید جلوشون ایستاد، وگرنه باید هی بهشون بگی چشم چشم چشم”.

راننده ی پاکستانی صبر کرده تا در یک فروشگاه/رستوران ایرانی در تورنتو شام خورده ایم، برنج با خورشت بامیه، قیمه و قرمه سبزی، و حالا دارد مرا می برد که به پرواز وینیپگ برسم. می پرسم “دوست داشتی احمدی نژاد رییس جمهور پاکستان بود؟” “پاکستان؟ اونها همه شون کلاه بردارن قربان. حرومزاده ها دست به سینه جلوی آمریکا ایستادن و هر چی بهشون می دن خم می شن و تشکر می کنن، قربان. گ* هم بهشون می دن اینها تعظیم می کنن، قربان!” در اتوبان ِ نیمه تاریک، هر بار که راننده می خواهد روی کلامش تاکید کند سرش را بر می گرداند و برای ثانیه های طولانی به من زل می زند. فکر می کنم، اگر همین جا از عصبانیت پیاده ام نکند، لابد در تصادف کشته خواهم شد.

“حالا به پاکستان هم گیر دادن! واسه این یارو بن لادن، قربان!” و باز خشمش همراه آب دهانش به رویم پرتاب می شود. فکر می کنم اگر جمله هایش را با “قربان” تمام نمی کرد همینجا در را باز می کردم و بیرون می پریدم. ده دقیقه ی بعدی به شرح ِ تئوری ِ آقای راننده در مورد خودی بودن حملات ۱۱ سپتامبر می گذرد و من هر از چند گاهی می گویم “جدی؟” “چه جالب!” “ای بابا!” می گوید ۲۱ سال است در تورنتو زندگی می کند.

حالا در فرودگاه هستیم. ۴۷ دلار. کارت اعتباری در می آورم. چهره اش در هم می رود، “پول نقد نداری؟” می پرسم “کارت بانکی هم قبول نمی کنی؟” “نه، پول نقد!” سراغ ماشین ِ بانکی می روم، کار نمی کند. می دانم نوار مغناطیسی روی کارتم مشکل دارد. تنها چاره این است که از صرافی دلار آمریکا بخرم. ۶۰ دلار می گیرم، به ۷۰دلار. ۵۰ تایش را به او می دهم. حساب می کند که ۴۸ دلار کانادا می شود. به تاکسی متر اشاره می کند، “۴۷ تا، اون هم تا اینجا” منظورش تاخیر من برای جور کردن پول است. می توانم سرش هوار بکشم که چه تاکسیی هستی که کارت اعتباری قبول نمی کنی، اما از خشمش سر داستان بن لادن چشمم ترسیده است. ۵ دلار کانادا هم در می آورم، “حالا خوبه؟” ذهنی حساب می کند و راضی است. “رسید اگه بهم بدی خیلی خوبه” من می گویم. به سمت ماشین می رود و با یک دسته رسید می آید. خودت پرش کن. می خواهم یکی را بکنم و باقی را پس بدهم. “نه نگه دار همش رو، پرشون کن خودت! واسه کل سفرت. هر شماره ای خواستی برای تاکسی ها بنویس، از ۱ تا ۵۰۰۰، و می خندد” “روز ِ خوبی داشته باشی!” می گویم و به خاطر می آورم که ساعت ۹ شب است. “شب خوبی داشته باشی” بلند می گویم ولی او حالا راه افتاده است.

“پول نقد هم گرفت، شاید برای اینکه مالیات ندهد”* با خودم می گویم و به سمت ماشین ِ صدور کارت پرواز می روم.

* دادوستد نقد، و ثبت نشده، یکی از راه های فرار از مالیات است.

منبع عکس

نوشته های حماسی، کمی از داستان مهندس بودن

نوشته ی حماسی* یعنی متنی که در ستایش یک گزاره نوشته می شود اما به تو اجازه نمی دهد در مورد آن گزاره فکر کنی. چنین متنی را می توانید زیاد در کیهان ببینید یا در فاکس نیوز بشنوید. این متن برای تو استدلال نمی کند، به تو می گوید “شرم نمی کنی که اینطور فکر نمی کنی؟”

فرض کنید که نویسنده/گوینده در ذهن دارد که “سیب قرمز است”. در یک متن معمولی اینطور خواهیم خواند،

محققین بسیاری شواهد زیادی برای قرمزی سیب آورده اند (منبع). همینطور گفته شده است که اگر سیب آبی بود، گلابی پا در می آورد. بررسی ها نشان داده است که جز در مناطق ِ بیابانی ِ استرالیا هرگز گلابی پاداری مشاهده نشده است. پس منطقی بنظر می رسد که سیب ِ آبی نمی توانسته وجود داشته باشد. مخالفین این تئوری می گویند در سال ۱۹۹۵ در فرانسه گلابیی مشاهده شد که پاهایش را در شکمش جمع کرده بود، پس ممکن است زمانی یک سیب ِ آبی در آن مکان وجود داشته است.

متن ِ حماسی اما اینگونه نوشته می شود،

سیب قرمز است. معلوم نیست مدعیان ِ قرمز نبودن سیب که قایق سواری هم بلند نیستند به چه جراتی در مورد این شیرین ترین میوه ی روزگار حرف می زنند؟؟؟؟ آیا زمان آن نیست که مهر قرمزی سیب را بر طاق ِ آسمان بکوبیم؟؟ آیا این دانشمندان! دریوزه خوار ِ بیگانه را نباید افشا کرد؟؟؟؟

وقتی می گویم مهندس هستم، این جمله بار مثبت ندارد. یعنی اساسا همه ی ما ابتدا مهندس هستیم. فکر کن به بار قبلی که از جایی به جایی رفتی و تصمیم گرفتی کجا اتوبوس سوار شوی. به آخرین باری که شلوار خریدی فکر کن، آیا بین هزینه و ظاهر ِ شلوارها چرتکه ننداختی که چه بکنی؟ اینها نمونه های ساده ای از مساله های بهینه سازی هستند که هر لحظه حل می کنیم. مهندس که می گویم یعنی “آدمیزاد ِ بی اطلاع از قضیه ای که از ابزار ِ بررسی استفاده میکند و در طلب دانستن است”.

با سواد ِ مهندسی، متن ِ حماسی که می خوانم، اول لحظه ای به سقف نگاه می کنم تا این هجوم ِ اطلاعات پردازش نشده را درست درک کنم. بعد به مقدمه ی طولانی ِ پشت نوشته فکر می کنم که نویسنده نگفته است. بعد می گردم سراغ متنی که برای ِ یک آدمیزاد ِ ساده نوشته شده باشد. متنی که گزاره هایش را از ابتدا بچیند و تا انتها ببرد و بتوانم به آن اعتماد کنم. ابزار اعتماد هم این است: آیا نویسنده می تواند اشتباه بودن سخنش را تصور کند و درجا یک گلوله ی آتش نشود؟

* “حماسی” بهترین انتخاب نیست. شما کلمه پیشنهاد کنید.

روز ۲۷ سپتامبر، شنبه ای که می آید، ساعت ۵ تا ۷ بعدازظهر، در دانشگاه تورنتو و باحضور مهدی جامی، شهرام رفیع زاده و نیک آهنگ کوثر “در باره تاثیرات وبلاگ نویسی در جامعه امروزی ایران و نفوذ آن در میان گروه‌های مختلف فرهنگی” حرف خواهیم زد.

روزهای ۲۸ و ۲۹ ام هم تورنتو هستم (۲۹ ام صبح البته کینگستون خواهم بود). به یک رفیق تورنتویی گفتم قرار بگذاریم چایی/قهوه ای بخوریم، گفت تورنتویی ها خفتشان می آید از این کارهای سخیف و فقط درکار چلوکباب هستند. در کار هر چیزی هستید، قراری بگذاریم حرفی بزنیم.

برنامه ی دقیق ِ این سه روز را به محض اطلاع در اینجا خواهم گذاشت.

مرتبط: نیک آهنگ – جلسه بحث و گفتگو در باره رسانه‌های خودمانی

این “نامه ی وارده” را دوست عزیزی فرستاده است که معتقد است در زد و خورد ِ اخیر سایتهای مسلمان، وهابی و شیعه، ابهاماتی وجود دارد که می توانند معنی دار باشند. بدیهی است که این ادعا باید با توجه به مدارک ارایه شده سنجیده شود. هدف از انتشار این نامه صرفا باز کردن باب ِ بحث و گفتگو است و عنوان پست از من است. اگر شما هم مطلبی نوشتید اما وبلاگ ندارید یا به هر دلیل مطلب رو نمی خواهید در وبلاگتون بگذارید، نوشته/عکس/ویدئوتون رو بفرستید به arash@kamangir.net. واضح ه که استانداردهای وبلاگ نویسی رو در این کار لحاظ خواهیم کرد.

پس نوشت: بنظر می رسه من هم منظور نویسنده را اشتباه متوجه شده بودم. عنوان طبق پیشنهاد نویسنده تغییر کرد (اینجا را هم ببینید).

ماجرای هک شدن بزرگترین سایت‌های فارسی‌زبان منتقد اسلام

١- هک شدن سایت‌های شیعی از سوی وهابی‌ها

چند روز پیش (٢٨ شهریور) خبری منتشر شد مبنی بر اینکه یک گروه ٢۵٠ نفری از هکرهای وهابی با صرف هزینۀ ٣٠٠ میلیون دلار، حدود ۳۰۰ سایت شیعی را که از سرور موسسۀ آل‌البیت استفاده می‌نمودند، هک کرد.

این حملۀ هکرها در ادامۀ موج جدید حملات به مقدسات شیعیان و پس از آن آغاز شد که قرضاوی ـ از علمای سنی میانه رو ـ در سخنانی، خواستار جلوگیری از گسترش تشیع شد (بی بی سی).

٢– واکنش علمای شیعه در مقابل این اقدام

آیت الله مکارم شیرازی (منبع منبع):‏

– وهابیون متعصب با این اقدامات شوم خود می خواهند صدای علمای شیعه به گوش جهانیان نرسد‏.‏- این حرکت نشان می‌دهد که وهابیان پاسخ محکم و منطقی در برابر شیعه ندارند.

– وهابیت با این کار ثابت کرد که شیعه بر حق است و نمی‌توانند در برابر آنها ایستادگی کنند.

– بهترین دلیل برای حقانیت مذهب شیعه محو شدن سایت های اینترنتی علمای آنها بدست وهابیون است که فکر می کنند باسانسور آنها می توانند از رشد روز افزون مذهب تشیع جلوگیری کنند‏.‏

– در دنیای کنونی همگان می‌توانند به راحتی در فضای مجازی به تبلیغ بپردازند، ولی گروهی به نام وهابیت مانع این تبلیغات می‌شوند.

– این حرکت وهابیت مانند داستان ابراهیم خلیل است که بت پرستان جواب منطقی نسبت به ابراهیم نداشتند.

– ما سایت های اینترنتی خود را بازسازی وفعال خواهیم کرد ولی وهابیون بدانند که جوانان اهل تسنن بیشتر ازگذشته به مذهب تشیع گرایش پیدا خواهند کرد‏.‏

– مردم دنیا خصوصا جوانان فکرمی کنند که دراین سایت های اینترنتی چه مطالبی وجود داشت که وهابیون رااینگونه به وحشت انداخته است‏.‏

– پیشرفت مذهب شیعه به سرعت در جهان خصوصا در مکه و مدینه در حال گسترش است و وهابیون که از مشرکان زمان جاهلیت بدترند با هک کردن سایت ها شیعی می خواهند از این روند جلوگیری کنند‏.

آیت الله سید احمد خاتمی، خطیب جمعۀ موقت تهران با محکوم کردن اظهارات قرضاوی گفت (منبع روزنامۀ ایران، ٢ مهر ١٣٨٧):

– سخنان وی بهره‌ای از واقعیت ندارد و به دروغ، تهمت تحریف قرآن را به شیعیان نسبت داده است.

و سپس در گفتگو با خبرگزاری فارس گفت:

– رفتار ناشایست وهابیون در هک بسیاری از سایت‌های اینترنتی شیعه، گویای تهی بودن هک کنندگان از منطق است.

سالک،‌ سخنگوی جامعۀ روحانیت مبارز:

– وهابیون در این خیال خام به سر می‌برند که با این دست کارها می‌توانند مانع نفوذ فرهنگ تشیع در جهان شوند.

آیت الله حسینی بوشهری، مدیر سابق حوزۀ علمیۀ قم (منبع):

– بهترین و کارسازترین منطق این است که اگر طرف مقابل سخنی برای گفتن دارد، با توجه به اینکه افکار عمومی دنیا آماده شنیدن همه دیدگاه‌هاست، نقطه‌نظرات خود را بدون انجام چنین اقداماتی که نشانه نگاه تنگ‌نظرانه و محدودکننده است، مطرح کنند.

– ما باید دارای این روحیه باشیم که قضاوت را به افکار عمومی واگذار کنیم. اگر مراجع و حوزه سخنی دارند باید سخن خود را به سمع مخاطبان خود برسانند.

– اینکه در دنیای مدرن و پیشرفته جلوی همه‌ی سخنان گرفته شود، عملا ممکن نیست و امروزه راه برای پیام‌رسانی فراوان است. اگر امروز یک سایت را هک کنند، سایت دیگری به وجود خواهد آمد و اینگونه نیست که مسیر بسته باشد.

– این اقدامات، به رشد و بالندگی یک جامعه کمک نخواهد کرد زیرا رشد و بالندگی در این است که اجازه دهیم، نقطه‌نظرات و سخنان از هر سو بیان و ارایه شود.

– هنگامی که طرف مقابل قدرت و منطق استدلال ندارد از اینگونه روش‌ها استفاده می‌کند؛ قطعا امروزه این اقدامات در دنیا که همه گوش‌ها برای شنیدن سخنان و به داوری گذاشتن آن تیز شده، محکوم است.

٣- هک شدن بزرگترین سایت‌های فارسی زبان منتقد اسلام

دو روز بعد از اون واقعۀ کذایی، خبری در سایت فردا نیوز (که البته یک سایت وابسته به نهادهای حکومتی‌ست) منتشر شد (۳۰ شهریور ۱۳۸۷):

دو سایت الحادی و ضد نظام “زندیق” و “گفت و گو” هک شدند

به گزارش خبرنگار «فردا»، دو سایت “زندیق” و “گفت و گو” که از سایت های الحادی و ضد نظام محسوب می شوند، شب گذشته از سوی یک تیم هکری با نام soa هک شد.

بنابراین گزارش انتشار کاریکاتورهای توهین آمیز از جمله کاریکاتورهای توهین آمیز به پیامبر اسلام (ص)، قرآن و اهل بیت (ع) از جمله فعالیت های این سایت ها بوده است.

سایت زندیق که به مدیریت فردی با نام مستعار “آرش بی خدا” فعالیت می کرد، ‌توهین به علمای دین و تشیع را در دستور کار خود قرار داده بود.

هک این سایت ها به صورت رسمی در پایگاه اینترنتی بین المللی سایت های سایت های هک شده به ثبت رسیده است.

بر اساس اطلاعات منتشر شده هک این سایت ها را گروه soa مخفف solider of allah بر عهده گرفته اند.

اما اگر به سایت‌های هک شدۀ زندیق و گفتگو نگاهی بیندازید متوجه می‌شید که اونجا نوشته‌اند: دیروز هکرهای شما در سرورهای شیعه بودند و امروز ما در سرورهای شما هستیم….!!! یعنی‌ چی؟

مسئلۀ دیگه اینکه فردا نیوز حت‍ی جرات بیان اینکه حقیقتاً چه مطالبی در این دو سایت منتشر می‌شد را هم نداشته و عملکرد اونها رو به فحاشی و نشر کاریکاتورهای موهن تنزل داده است!

زندیق مرجع کاملی از مقالات علمی در نقد اسلام بود. مقالاتی که غالبا توسط “آرش بیخدا” نوشته شده بودند. شعار معروف سایت زندیق رو هم احتمالاً خیلی از اهالی وبلاگستان شنیده‌اند: “آنچه که نمی‌خواهند شما بدانید”.

همچنین در این سایت مجموعه مناظرات بین آیت‌الله منتظری و دکتر علی سینا منتشر می‌شد.

زندیق، از کتابخانۀ فوق‌العاده قوی‌ای نیز برخوردار بود. کتابخانه‌ای که پر بود از کتاب‌های اسلامی و منتقد اسلامی.

سایت گفتگو هم مامنی بود برای بحث‌های پر شور بین دگراندیشان و مدافعان اسلام. گفتگو، تالارهای گفتمان زیادی داشت و مباحث گستردۀ سیاسی و اجتماعی رو تحت پوشش قرار می‌داد و حتی یکبار شاهزادۀ پهلوی رو هم به مناظره کشیده بود.

مدت کمی بعد خبر فردانیوز به سایت بالاترین فرستاده می‌شود:

۴- رد پای نهادهای حکومتی در هک شدن سایت‌های “زندیق” و “گفتگو”

اگر به کامنت‌های بالاترین نگاهی بیندازید متوجه می‌شوید که فردا نیوز پیش از پاک شدن اطلاعات این دو سایت از روی سرور خبر فوق رو اعلام کرده! عجیب نیست؟ آیا علم غیب داشته‌اند؟ یا شاید دلیل عاقلانه‌تری وجود داره: ارگان‌های دولتی و فردا نیوز دقیقا در جریان اقدام هکرها بوده‌اند و خبر رو بلافاصله پس از نفوذ گروه “سرباز الله” در سرور زندیق و گفتگو، بر روی سایتشون قرار دادند.

خبر به بالاترین فرستاده می‌شه و خواننده‌ها به سایت‌های فوق مراجعه می‌کنند و می‌بینند که آب از آب تکون نخورده:

– هر دو سایت سالم است.

– هر دو سایت سالم هستن و در روزهای اخیر هم مشکلی نداشتند. دست فردا درد نکنه بابت تبلیغ مجانی که برای این سایت ها کرد، جبران کنیم ایشالا.

– جالبه که تیتر زده ضد نظام، یعنی نظام برابرست با اسلام. اون دسته از دوستانی که می‏گویند نظام اسلام نیست نظرشون چیه؟ البته هر دو سایت سالم و پابرجا هستند، فردا ید طولائی در دروغگویی دارد.

– قبلا با موشکهای فتوشاپی آشنا شده بودیم. امروز هم با هک فتوشاپی آشنا شدیم. چه می کنن این سربازای گمنام امام زمان (با لهجه فردوسی پور)!

– هر دو سایت سالم است , و همه چیز سر جای خود.

هک هم شده هک ایرانی… با کیفیت نازل… داستان قیر و قیفه.

– الان که هک نیست.

چند ساعت بعد روند کامنت گذاری‌ها تغییر می‌کنه:

– من که چند ساعت قبل رفتم و عکس گرفتم! ولی الان این عکس نمیاد و error میده! آیا شما به آن دسترسی دارید؟

– نه، آخه دیشب گفتند هک شده ولی قابل دسترسی بود ولی الان نه,مثل این که به کل از روی سرور حذف شده.

یکی از خوانندگان با اشاره به یکی از بحث‌های مطرح شده در سایت زندیق میگه:

“امسال چه کسی پیروز خواهد شد؟ جمهوری اسلامی با بودجه ۳۳ میلیارد تومانی یا تارنمای زندیق؟ شما هم در این رقابت فرهنگی نقش مستقیم دارید.” زندیق

– نتیجه چند میلیارد هزینه!!

یه بحث جالب هم بین دو تا از خواننده‌ها پیش میاد:

اولی– اگه به درست بودن افکار و اعقایدمون اعتقاد داریم نباید افکار مخالف رو حذف کنیم من به عنوان یه مسلمون به شدت با این کار مخالفم و اعتراض دارم . مبارزه طلبی رو از قرآن یاد بگیرید ” اگر می توانید یک آیه مانند آن بیاورید”.

دومی– من یه آیه آوردم: قَد سمعَ اللَّهُ قوْل الَّتی تُجادِ لکَ فِی زَوجهَا وتَشتَکی الَى اللّه. قبوله؟حالا کی قراره قضاوت کنه که من تونستم یه آیه به خوبی قرآن بیارم یا این آیه به خوبی آیه های قرآن نیست؟

اولی– خوبه حواست جمع بود از حروف ((گچ پژ )) استفاده نکردی !

گویا مسلمون عزیزی که بحث تعدی قرآن رو پیش کشیده بود اطلاع نداشت متن عربی فوق آیۀ اول سورۀ مجادله است!

لازم به ذکر است که هفتۀ پیش آیت الله مصباح یزدی از برخورد ضعیف دولت با اشخاصی که اساس اسلام و قرآن را زیر سوال برده‌اند، انتقاد کرده بود (منبع)

– کار بعضی ها به جایی رسیده که می گویند، قرآن اعتبار و حجیتی ندارد، اینها برای دوران عشیره ای است و به درد امروز نمی خورد و تاریخ مصرفش گذشته است.

– بالاخره اگر خدا نور ایمان را از کسی بگیرد، آثارش همین سخنان بیهوده می شود.

– کسانی که به عنوان اسلام شناس، در کتابشان می آورند که قرآن نقد پذیر است و باید به نقد گذاشت تا روشن شود کدامش را علم قبول می کند، دلشان نسبت به ایمان بیگانه و چشمانشان کور شده است.

– سعی کنیم همان عقیده پدر و مادر خود را حفظ کنیم و قرآن را محترم بشماریم زیرا احترام به قرآن، دین ما را حفظ می کند.

ایشان از قول آیت الله خمینی گفت: این انسان، گاه به اندازه ای از مقام خود تنزل پیدا می کند که از حیوان هم بی شعور تر و نفهم تر می شود.

– حالا باید دید چطور می شود و چگونه با این شخص برخورد می شود… کسی با این حرفهای گمراه کننده، هدایت نمی شود زیرا این افراد را خدا گمراه کرده است.

پایان

ما حرف خود را زدیم، قضاوت با شما.

موسیقی هفته: نه دیگه این واسه ما دل نمی شه

می دونم که عنوان بهتر برای این پست “موسیقی روز” ه، که هنوز دو روز از موسیقی “هفته”ی قبل نگذشته (ببینید: موسیقی هفته – بازآ).

این رو دوست عزیزی فرستاد که مطمئن نیستم اجازه داشته باشم اسمش رو ببرم. “دیگه این واسه ما دل نمی شه” با صدای حسین بختیاری (متن کامل).

بهش میگم جون دلم این همه دل توی دنیا، چرا یک کدوم مثل دل خراب و صاحب مرده ی من، پا پی خیال باطل نمی شه، چرا از این همه دل، یک کدوم مثل تو دیوونه ی زنجیری نیست، یک کدوم صبح تا غروب تو کوچه ول نمی شه، میگه یک دل مگه از فولاده، میگه یک دل مگه از فولاده، که تو این دور و زمونه چشش و هم بذاره، هیچ چیزی نبینه یا اگه چیزی دید، خم به ابروش نیاره