نوشته هایی که درمورد ’ عکس روز ’ هستند

عکس روز: دکتر نورانی نژاد

ahmadinejad_chafieh.jpg

“بدون عنوان”، یا زمانی که متن یک پست به گرداب فنا می رود.

از دیگران:

عکسها از فارس و مهر

عکس روز: خوش گلیپسوز مستر چاوز

17_8801130158_l600_s.jpg

فرض کنیم طرح ِ ایرانی ِ بکار رفته بین دو پرچم نشان دهنده ی “ما دو تا داداشیم” باشد. اما یعنی کسی در نهاد ریاست جمهوری نمی دانسته که زبان رسمی و مورد استفاده در ونزوئلا اسپانیایی است (ویکیپدیا) و “خوش آمدید” در این زبان می شود bienvenido؟

عکس از فارس

عکس روز: معما!

0331pod04_s.jpg

فکر می کنید این آقا چکار داره می کنه؟ این پایین را انتخاب کنید تا جواب را ببینید.

یک سرمایه گذار عراقی اطلاعات سهام را به کمک یک دوربین دوچشمی می خواند. بازار بورس عراق قرار است با استفاده از یک کمک ۷ میلیون دلاری از منابع جهانی نمایشگرهایی کامپیوتری را جایگزین تخته سیاه های فعلی کند. به عبارت دیگر، قیمت سهام روی یک تخته سیاه به کمک گچ نوشته می شود و از دور خوانا نیست.

منبع

عکس روز: در و تخته

30_8801080328_l600_s.jpg

یکی از استدلالهایی که برای راه ندادن ِ خانم ها به استادیوم بیان می کنند این است که “اونجا ملت فحش ِ ناجور می دن”. و البته بگذریم از اینکه این “استدلال” از جنس ِ همان طرز ِ فکری است که می گوید زنان باید پوشیده باشند تا مردان خطایی ازشان سر نزند. از اینها اما بگذریم.

محمود احمدی نژاد به استادیوم ِ آزادی می رود. این یعنی لابد اینکه رییس جمهور فحش ِ “ناجور” بشنود پذیرفتنی تر است از اینکه یک خانم چنین فحشی بشنود. و بعد باز فکر می کنم، حالا اگر رییس جمهور خانم بود چه؟ آنوقت راهش می دادند به استادیوم؟ لابد مثل خانم های کره ای که اجازه دارند استادیوم بروند، برای رییس جمهوری ِ احتمالی ِ بی سبیل هم می شود تبصره در کرد. و بعد می بینم راه حل از قبل فکر شده است: خانم ها “رجل” سیاسی نیستند.

اینکه سیستمی عدالت را رعایت نکند و “خوب” نباشد، به هر تعریفی، یک حرف است، اینکه با خودش متناقض باشد حرف دیگری. در مثال ِ ما در و تخته خوب جور است.

عکس: فارس

عکس روز: آنها آتش می زنند، اینها هم

womens14_s.jpg

در مراسم ِ روز زن در اسلو، پایتخت نروژ، حجاب به عنوان مظهر ِ ستم بر زنان سوزانده می شود.

به جای اینهمه یادآوری کردن که خواهر من/برادر من پرچم ملت را نسوزان، یکی هم باید پیدا شود نمادی را آتش بزند که برای من تو مهم است/من و تو به آن دلبستگی داریم/یا حتی همین فقط دور و برمان بوده و دوست نداریم در حال سوختن ببینمش. از لقمان پرسیدند میانه روی را از که آموختی، گفت از افراطیون.

از دیگران:

  • جمع بندی ِ خیلی خوب از “روی مدار زندگی”: جامعه: قانون یا اجبار؟

    من میانه‌روی را در این می‌بینم که از طریق همین جامعه و با بوجود آوردن یک جوِ منطقی یک حرکت درست را شروع کرد و ادامه داد. لاقل تعداد کشته و زخمی‌ها تاحدِ قابل توجهی کاهش پیدا خواهد کرد.

  • توضیحات ِ مفصل ِ قانقاریا در مورد این اتفاق: آتش زدن حجاب در اعتراض به اعمال تبعیض جنسی‌

منبع عکس

عکس روز: بوت هایم کو؟

این را هم بگیرید یک بلند بلند فکر کردن ِ دیگر. یعنی نه قرار است نتیجه ای ویژه ای بگیریم از این “عکس روز” و نه قرار است دنیای با این پست با دنیای بدون ِ این پست خیلی متفاوت باشد. همین. حرف بزنیم.

26_8712100300_l600_s.jpg

عنوان این عکس در فارس “راهیان نور در جبهه های جنوب” است. اما چه چیز این عکس جالب است؟ پایین سمت راست را نگاه کنید. می بینیدشان؟ “بوت”* ها را می گویم. بنظر چکمه های خوش دوختی می رسند، و البته هر کسی حق دارد چکمه داشته باشد، مال ِ من و تو را که نخورده.

این عکس را که دیدم این تصویر در ذهنم نشست: خانم/آقای خوش پوشی که هرازگاهی می رود جبهه های جنوب که چکمه هایش را دربیاورد و روی خاک بنشیند و کمی “دلش را سبک کند” و باز چکمه هایش را بپوشد و برگردد شهر. باز هم واضح است که حتی اگر این سناریو درست هم باشد کسی کار “بد”ی نکرده است، هم چکمه پوشیدن حق هرکسی است، هم جنوب رفتن.

بیا کمی آنطرف تر برویم. دیده ای گاهی از بدی شرایط ِ کار در چین حرف می زنیم و در همان حال از لباس ِ تنمان تا وسایل ِ خانه ی مان Made in China است؟ اگر قرار بود جدا شرایط ِ کارگران چینی خیلی مهم باشد لابد نباید حاصل این “بیگاری” را خریده باشیم**. اما می خریم و نق هم می زنیم. می خریم، چون ارزان است و خوش می گذرد، و نق می زنیم، چون خوش می گذرد که “وجدان”مان را به نمایش عمومی بگذاریم، برای خودمان شاید بیشتر. هر چه که هست سود ِ دو دنیا را می بریم.

عکس بالا را هم در همین چهارچوب دیدم: هم “بوت”مان را می خریم و حظ خوش تیپی را می بریم و هم گاهی جنوب می رویم و گریه می کنیم، و شاید به استکبار جهانی و باقی شیاطین هم فحشکی دادیم. حالا اینکه آن کسی که لابد اصل ِ علت ِ مهم بودن این زمین است، همه ی عمرش از بوت ِ لاستیکی بهتر پایش نکرده است خیلی در این قضیه اهمیتی ندارد.

همین، بلند بلند فکر کنیم.

* کلمه ی “بوت” انگار حسابی در فرهنگ ایرانی جا افتاده است. از کسانی شنیده ام اش که شک ِ “کلاس گذاشتن” بهشان نمی برم.

** مطمئن نیستم نخریدن در این شرایط بهترین استراتژی باشد. مقصود “اهمیت می دهم”هایی است که از نوک زبان جلوتر نمی رود.

عکس از: فارس

عکس روز: آینه چون نقش تو بنمود کج!

non-reversing.jpg

مگر اساس ِ آینه جز یک سطح منعکس کننده است؟ اگر اینطور است، چرا تعجب نمی کنیم که سالهاست آینه ها را فقط به شکلهای بدیهی ِ مسطح و  محدب و مقعر می بینیم؟

New Scientist چند روز پیش گزارشی داشت از کارهای یک ریاضیدان ِ آمریکایی به نام Andrew Hicks. این آینه، برای مثال، تصویر را بر عکس نمی کند (آمبولانس ِ معکوس ِ جلوی آمبولانس ها را یادتان است؟) بقیه ی آینه ها را اینجا ببینید.

منبع

عکس روز: آنها مشت می زنند

basiji-dargiri-1-s.jpg

واقعیت این است که در داستان “دفن شهدا در دانشگاه”، در واقع شهیدی در دانشگاه دفن نمی شود. این نه به این دلیل است که از تن ِ جانباخته ی راه وطن چیزی باقی نمانده است. مساله ی اساسی این است که می شد یک جعبه بردارند و روی آن بنویسند “اینجا مال ما است”. بعد همین طیفی که حالا تابوت سر دست می گیرد، با آن جعبه هم مقصودش را نشان می داد: هدف فتح دانشگاه است.

و اتفاقا همین جا است که مساله پیچیده می شود. من و تو که دانشجو هستیم، یعنی مسیر ِ پیشرفت شخص و جامعه را در کسب علم می بینیم، با وارد شدن در زمین ِ حریف در همان ثانیه ی اول می بازیم. بنظر ِ شما می شود موی سر خلایق را مشت کرد و توی صورتشان کوبید و یکساعت بعد کتابی باز کرد و خواند که همه ی جمله ها با “اگر” شروع می شوند و “قطعیت” غالب اوقات یک رویای شیرین است؟

در زمین مشت زنی می بازیم. باید رقیب را بنشانیم و با او حرف بزنیم. ندیده اید که چه هواری می کشند وقتی پای حرف زدن و مشت نزدن وسط می آید؟

عکس از خبرنامه امیرکبیر، از طریق گویا

عکس روز: وقتی عصبانی هستیم

از ویکیپدیا: ژاپن و کره ی جنوبی بیش از ۵۰۰ سال است که  بر سر مجموعه جزایر ِ تاکشیما/دوکدو، بسته به اینکه ژاپنی باشید یا اهل کره ی جنوبی، جدال می کنند. این منطقه که مساحت آن ۰٫۲ کیلومتر مربع است در حال حاضر دو نفر ساکن ِ دائمی دارد. کره ی جنوبی در۵۰ سال اخیر کنترل این جزایر را در دست داشته است.

l07_15653063-1_s.jpg

گروهی از بازنشستگان ارتش ِ کره ی جنوبی گردن ِ قرقاول های زنده را بیرون ِ سفارت ژاپن در سئول می برند و خون آنها را روی پرچم ِ ژاپن می ریزند. قرقاول پرنده ی ملی ژاپن است.

حالا باز ایراد بگیریم چرا پرچم می سوزانند. خوب بود عقاب ِ کچل و هدهد سر می بریدند؟

پس نوشت: بیراه نیست می گویند مملکت گل و بلبل هستیم. پرنده ی ملی مان بلبل است.

عکس از بوستونفهرست پرنده ی های ملی کشورها

عکس روز: حجاب، فاصله و باقی قضایا

14_8712020981_l600_s2.jpgاین “عکس روز” هم مثل قبلی (ببینید:عکس روز: در دوقدمی آقای رییس جمهور) بیشتر جالب است تا منتهی به هیچ نتیجه ای. بوضوح در قبلی هم ادعای فوتوشاپی بودن نکردم.

عنوان هر دو عکس “مصاحبه مطبوعاتی وزیر دفاع در مسکو” است.

اول سمت چپی را می بینیم و لابد کمی تعجب می کنیم که این خانم چرا حجاب دارد. با توجه به نیمه بودن حجاب احتمالا ایشان ایرانی نیست، پس لابد این مصاحبه در ساختمان سفارت ایران، یا در ساختمان مشابهی، اتفاق می افتد که شرط ورود به آن داشتن ِ حجاب است.

بعد عکس زیر را می بینیم. حالا سوال جدی می شود، چرا خانم قرمز پوش حجاب ندارد؟ اگر از این تئوری که فاصله مهم است و خانم قرمزپوش دور است، و “اشعه اش بی خطر است”، بگذریم، لابد مساله مردم همیشه در صحنه ایران هستند که قرار است این تصاویر را بینند و ممکن است اسلامشان در خطر بیافتد. بعد البته یادمان می افتد که مگر تلویزیون کم خانم ِ بی حجاب نشان می دهد؟ بعد می گوییم حالا شده دیگه، سخت نگیر.

22_8712020981_l600_s.jpg

عکس ها: فارس و فارس

پس نوشت: خانمی که نزدیک تر است گویا برای یک شبکه ی ایرانی کار می کند و به همین دلیل حجاب بر سر دارد.