نوشته هایی که درمورد ’ شعر ’ هستند

خسرو شکیبایی و صدایش هر دو رفتند

شعر برایم با نوارهای شاملو شروع شد.

مرا تو بی سببی نیستی. به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل؟ ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه ی تاریک؟

و بعد شکیبایی آمد، با سید علی صالحی. با حسی از گناه گوش می کردم. شاملو بود که شعر بود. سید علی صالحی بیش از آن دلنشین بود که به حد فخامت “شعر” برسد.

شاید برای همین، همه کارهای شاملو را دارم اینجا. کارهای شکیبایی را ندارم. خبری دارید کجا می شود پیدایشان کرد؟

خرس گنده ها هم گاهی اشکشان در می آید – خسرو شکیبایی درگذشت.

کمانگیر – سیاوش کسرایی

مدتها بود می خواستم اینجا بگذارم شعر آرش کمانگیر اثر سیاوش کسرایی رو (روی ادامه متن کلیک کنید برای متن شعر).

منبع فایلهای صوتیمنبع متن

Read the rest of this entry »

شعرپراکندگی ِ کمانگیرانه

ادعای شاعری ندارم، صادقانه. زمانی اما شعر بخش بسیار مهم زندگیم بود (ببینید: جوانی!). گهگاه ِ بسیار نادری اون حس بر می گرده. این نوشته رو امروز در کشوی میزم پیدا کردم. تاریخ زیرش مال بهار پارساله. اینجا تصویر متن رو می گذارم چون پس و پیش کلمات رو نمی تونم اینجا پیاده کنم. پایین هم خوندمش روی یک آهنگ از ونجلیز (طول: ۱ دقیقه و ۲۰ ثانیه – حجم: ۱٫۲ مگابایت)

۲۰۰۶-۰۳-۲۸-ii.jpg