نوشته هایی که درمورد ’ اختراع هفته ’ هستند

پرینتر ِ محافظ محیط زیست، و البته ضد چرت

بعضی ایده ها آنقدر عجیب هستند که ابتدا فکر می کنیم شوخی هستند. تصور می کنم همین ایده ها هستند که زندگی آدمها را زیر و رو می کنند. و این یکی از این ایده ها است.

ritiprinter-ed01.jpg

پرینتری که به جای تونر از ته مانده ی چای یا قهوه ی صبحگاهی استفاده می کند. و البته کاغذی بیرون نخواهد آمد مگر با جلو و عقب بردن اهرم بالای پرینتر. نه تنها مصرف ِ انرژی این پرینتر بسیار پایین است، که عملا جوهر ِ مضر برای طبیعتی هم ندارد. و البته در صورت استفاده از قهوه، در حین مطالعه ی این پرینت چرت هم نخواهید زد (بدلیل خاصیت خواب پراکنی ِ قهوه).

گفتم. بعضی ایده ها عجیب هستند.

riti-instructions_s.jpg

منبع: اینجا و اینجا و اینجا

برادر ِ بزرگ شما را در سینما می پاید!

triangulation_s.jpgحفاظت از اطلاعات در عصر رسانه های دیجیتال موضوع بسیار مهمی است. به همین دلیل است که ابزارهایی که استفاده می کنیم، از دوربین عکاسی گرفته تا پرینتر، از خود در اطلاعات رد برجا می گذارند. نهان نگاری Watermarking یکی از روش های درج اطلاعات در اطلاعات است (جالب است که Watermarking منحصر به رسانه های دیجیتال نیست و فن ِ بسیار کهنی است). این مقدمه را داشته باشید تا برویم سراغ ِ یک ایده ی بسیار محشر (نهان نگاری را با Steganography اشتباه نگیرید، این یکی در انتقال اطلاعات کاربرد دارد و گویا مورد استفاده ی القاعده ای ها هم بوده است).

نهان نگاری برای انواع ِ اطلاعات ِ با همبستگی ِ بالا قابل پیاده سازی است (مثلا صوت و تصویر). می دانیم هم که در سیستم های مدرن ِ پخش ِ صدا هر فیلم چندین کانال صوتی دارد. حالا تصور کنید که در هر یک از این کانال ها، مثلا چپ، راست، ووفر، و غیره، یک سینگال سینوسی نهان نگاری کنیم. به این ترتیب اگر کسی در سینما از پرده با دوربین فیلم بگیرد و این فیلم را جایی پخش کند، مثلا در یک شبکه ی تورنت، می توانیم بفهمیم در کدام صندلی نشسته بوده است. برای اینکار کافی است سینوسی های نهان شده را استخراج کنیم و از مثلت سازی Triangulation اطلاعات ِ فاز ِ آنها استفاده کنیم.

البته پیاده سازی واقعی چنین سیستمی جزییات ِ بیشتری دارد و بحث هایی نظیر ِ مقاومت در برابر ِ فشرده سازی و حملات معکوس باید در آن لحاظ شود. هر چه که هست، برادر ِ بزرگ ما را می پاید، خیلی هم خوب بلد است چطور بپاید.

منبع

ویدئوی روز: آدم، کامپیوتر، آدم-کامپیوتر

(لینک مستقیم به ویدئو)

(لینک مستقیم به ویدئو)

این دو ویدئو کارهای جدید روی ارتباط انسان-ماشین را نشان می دهند. در ویدئوی اول مکعب هایی را می بینیم که قدرت پردازشی مختصری، در مقایسه با کامیپوترهای امروزی، دارند و در ارتباط ِ با هم و در تماس با یک کامپیوتر کاربر را قادر می کنند که ارتباطش با یک نرم افزار را به دنیای واقعی شبیه تر کند. مثلا به بازی ِ لغات و ساختن رنگ دقت کنید. ایده این است که این ابزار ِ ارتباطی ابتدا به دنیای بازی های کامپیوتری خواهد آمد، چون ما آمادگی پذیرش یک ابزار جدید ِ بازی را بیشتر داریم تا یک روش ِ جدید انجام ِ “کارهای جدی”.

ابزار دوم یک پروژکتور و دوربین است که به گردن آویزان می شوند. این ابزار می تواند کاربردهایی نظیر “اضافه کردن اطلاعات به دنیای واقعی” Augmented reality داشته باشد. به صحنه ای که کاریر از یک منظره عکس می گیرد هم دقت کنید.

و البته تصمیم دارند که این موجود را بصورت یک سخت افزار در مغز ِ ما “نصب” کنند. این یکی اصلا جالب نیست.

منبع

اختراع هفته: به همین سادگی سه بعدی چت کنید!

anaglyph_cameras.jpgسه بعدی سازی Anaglyph روش جدیدی نیست (نیما مفصل توضیح داده: همه چیز درباره ی آناگلیف ها). تمام نکته ی این روش استفاده از کانال های رنگی برای درج دو تصویر در یک فریم است. این دو تصویر توسط فیلتر رنگیی که روی چشم گذاشته می شود استخراج می شوند. دقت کنید که در این روش عینک صرفا دو قطعه پلاستیک ِ شفاف ِ رنگی است و هیچ ابزار فعالی ندارد (در مقایسه با روشهایی که شیشه های عینک به تناوب غیرشفاف می شوند و این تناوب با نمایشگر همزمان است).

نکته ی اساسی این است که به کمک یک ابداع ِ بسیار ساده می توان از نرم افزار و سخت افزار موجود استفاده کرد و براحتی چت ِ ویدئویی ِ سه بعدی کرد. البته رنگ تصاویر کمی به هم ریخته خواهد بود. ایده این است که تصویر ِ دو وبکم (روبرو) به کمک نرم افزار مناسب در هم ادغام شده و خروجی مناسب برای عینک ِ Anaglyph تولید می شود. حاصل ِ این فرایند بعنوان ِ خروجی ویدئو به نرم افزار چت فرستاده خواهد شد. حتما بگردیم مقاله های جالبی روی این موضوع وجود دارد.

(لینک مستقیم به ویدئو)

از بی بی سی

اختراع هفته: برای همه ی کبیردهای کثیف

cybercleans.jpg

مو، پرز، خرده ی غذا به اضافه ی ذرات ِ پاک کن. این لیست “محتویات” کیبرد من، و به احتمال خوبی شما، است*. راه حل؟ این خمیر که باکتری کش هم دارد. البته خیلی ارزان هم نیست: ۱۵ یورو.

(لینک مستقیم به ویدئو)

پس نوشت: تا زمانی که به این موجود دسترسی نداریم، از آپدیت بلاگ کمک می گیریم: راهنمای مصور و گام به گام تمیز کردن کیبرد

*بنظرم کامران یک بار نوشته بود که در یک عید یهودی باید اصلا نان در خانه نباشد و او مانده بود که چطور از شر خرده نانهای داخل کیبردش خلاص شود.

منبع

اختراع هفته: شارژ موبایلت تمام شده؟ سرش داد بکش!

powerdances.jpg

به نوشته ی بی بی سی پیشرفت های اخیر در تبدیل نوسان به انرژی الکتریکی، به کمک اثر پیزوالکتریک، ساختن گوشی موبایلی که زمانی که با آن حرف می زنیم شارژ شود را یک قدم عملی تر کرده است. این تکنولوژی قبلا برای توانهای پایینتر، مثلا برای میکروفون یا پیک آپ، استفاده شده است.

به این ترتیب می شود به کاربردهای دیگری نظیر تولید انرژی از قدم زدن یا حرکت لباس فکر کرد. کاربرد دیگر که عملی هم شده است ایجاد انرژی از رقص خلایق در دنس کلاب هاست.

(لینک مسقیم به ویدئو)

نکته ی جانبی: فکر می کنم یک اهمیت ویژه ی این موضوع برای کمک به پیاده سازی بهتر شبکه های سنسوری بی سیم Wireless Sensor Network باشد، که البته متن خبر اشاره ای به آن نمی کند. WSN ها سنسورهای بسیار کوچکی هستند که یک شبکه ی خود ساخته ایجاد می کنند و در زمینه هایی از جمع آوری اطلاعات برای کاربردهای نظامی تا نظارت بر دمای بدن ِ بیماران کاربرد دارند. گفته می شود، و این می تواند اصلا اتفاق دلچسبی نباشد، که این سنسورها را می توان در منطقه پخش کرد، مثلا با هواپیما، و بعد از این جاسوسان ذره بینی برای نظارت بر منطقه ی جنگی استفاده کرد (کاربردهای زیست محیطیی هم برای این سنسورها ذکر می شود، از جمله کنترل مواد شیمیایی در یک دریاچه ی بزرگ). تصور کنید جاسوسانی را که از صدای توپ و تانک شارژ می شوند.

اختراع فردا: مسجد منهای پلاستیکهای سیاه

“مساجد در ایران جایگاه مهمی دارند”. این ادعا را بارها و در قالب های مختلف شنیده ایم.

از دیدگاه ِ کاملا کاربردی، این جمله یعنی روزانه بخش ِ قابل توجهی از جمعیت چند ده میلیونی ِ ایران به مسجد ِ محل زندگی/کار/تحصیل سر می زنند. این عده، به هر انگیزه ای که پا به این ساختمان می گذارند، کفششان را در می آورند و اگر کمی وضع جیبشان خوب باشد لابد دلشان نمی آید کفش ِ چند ده هزار تومانی شان را به امان خدا ول کنند. پس کیسه ی پلاستیکی و باقی قضایا. این یعنی حضور ِ ناموزون ِ پلاستیک های سیاه، مثل عکس روبرو، در مکانی که قرار است آرامش بخش باشد و انرژی زا. و البته همیشه هستند کسانی که به خلق الله اطمینان می کنند و بعد تا سالها داستان ِ کفششان که دزدیده شد را نقل می کنند، و این یعنی کمک به ایجاد ِ تصویر ِ ناخوب در مورد مساجد.

از سوی دیگر واضح است که به لحاظ ِ اقتصادی به صرفه نیست که هر مسجد ِ محلی یک کفشدار داشته باشد. اما دقت کنید که با بازار ِ بسیار بزرگی روبرو هستیم.

بنظرم از اینجای این نوشته به بعد زاید است. بوضوح می توان شبیه صندوق های پستی برای مساجد کمدی طراحی کرد که هر کس کفشش را در یک صندوق بگذارد و کلید را با خود داخل ببرد. می توان هم صندوق را به نحوی طراحی کرد که برای ققل شدن نیاز به انداختن یک سکه باشد (مثلا ۲۵ تومان). به این ترتیب می شود درآمدزایی هم کرد.

بیربط می گویم؟

مایکروسافت کودک شما را باادب می کند

مایکروسافت موفق شده است اختراعی که از سال ۲۰۰۴ برای ثبت آن تلاش می کرد را سرانجام به نام خود کند: سانسور امواج صوتی بصورت آنلاین. کاربرد ِ اصلی این اختراع ایجاد محیط امن تر برای کسانی است که به کمک سیستم هایی مانند XBox با افراد ناشناس بازی کامپیوتری می کنند. به این ترتیب والدین لازم نیست نگران ِ همبازی های “بی ادب” ِ کودکانشان باشند. مایکروسافت ناسزاها را با سوت جایگزین خواهد کرد.

این تکنولوژی همینطور می تواند به کمک شبکه های تلویزیونی بیاید که نگران ِ پخش کلمات نامناسب در برنامه های زنده هستند. البته بوضوح مساله اینجا “اخلاقیات” نیست. شبکه های تلویزیونی مجبور هستند با کنترل محتوی از جریمه شدن توسط FCC، یا نهادهای مشابه در کشورهای دیگر، جلوگیری کنند و تکنولوژی جدید در این زمینه کمک بزرگی خواهد بود.

و البته این تکنولوژی می تواند کاربردهای خطرناکی هم داشته باشد. همانطور که درمورد اسکایپ گفتیم (ببینید: وقتی اسکایپ چینی می شود، برادر بزرگ مراقب شماست)، کم نیستند دولتهایی که علاقه مند به نظارت، و یا حتی دست بردن، در ارتباطات روزانه ی شهروندانشان هستند.

منبع

پیش به سوی تلویزیون سه بعدی

نارنجی در مورد “سه بعدی بازی” ِ اخیر سی ان ان حرف زده بود. خود سی ان ان هم مقاله ی مفصلی درموردش دارد (از جمله اینکه کار ِ یک شرکت اسراییلی به نام SportVU است). در وبلاگ IEEE اشاره شده بود که کار مشابهی، یا حتی برتری را، دکتر ناصر پیغمبریان از دانشگاه آریزونا مدتی پیش انجام داده است.

دکتر پیغمبریان روی نمایشگرهای سه بعدی کار می کند که به کمک لیزر تصویرهای سه بعدی در یک ماده ی شیمیایی ایجاد می کنند (توضیح دقیق تر در اینجا). نوآوری بزرگ او و تیمش ایجاد ِ امکان ِ پاک کردن تصاویر و بازنویسی آنهاست. به این ترتیب یک قدم بزرگ به سمت تلویزیون ِ سه بعدی برداشته شده است.

قدم های بعدی افزایش ابعاد نمایشگر از ۳۰*۳۰ سانتی متر فعلی، افزایش نرخ بازسازی از یکبار در هر چند دقیقه به ۳۰ بار در ثانیه، و رنگی کردن “تصویر” است. یک ویدئو از کار دکتر پیغمبریان را اینجا ببینید.

منبع عکس

اختراع هفته: پوشک ِ وب ۲٫۰ یی

در مورد این وسیله قبلا خوانده بودیم (اینجا:گل ها اینطوری با شما صحبت می کنند! و اینجا:تولد نخستین گیاه وبلاگ‌نویس جهان برای مثال). ایده خیلی ساده است، یک minimum system که یک سنسور ِ رطوبت دارد و به کمک API توییتر وضعیت ِ رطوبت ِ خاک ِ یک گیاه را گزارش می دهد (سایت فروشندهمثال).

با افزایش ساعاتی که آدمیزاد ِ نوعی در فضای آنلاین می گذراند، و بالتبع کاهش زمانی که برای مثلا گلدان هایش می گذارد، واضح است که لازم است گلدان لب تاقچه هم از همین طریق با ما تماس بگیرد (کجا در تعریف ِ آدمیزاد ِ امروزی نوشته بودند کسی که سقف خانه اش را هم در گوگل ارث می بیند).

اما، حالا که گل و گیاهمان را فراموش کرده ایم، می شود پیش بینی کرد که کم کم آدمها چیزهای دیگری هم یادشان برود، مثلا اینکه باید پوشک بچه را عوض کرد.

بنابراین، در همین جا، حق انحصاری ِ طراحی مجدد این سیستم برای فرو کردن در پوشک بچه را به نام نامی حضرت کمانگیر ثبت می کنم. به این ترتیب، روی توییتر ِ بچه ی بنده خدا چیزهایی می خوانید از قبیل “وضعیت عادی است”، “جیییش”، “شماره ی دو” و البته “مقداری گاز آزاد شد، اما نگرانیی وجود ندارد، لبخند بزنید و دماغتان را بگیرید”.