نوشته هایی که درمورد ’ رسانه ’ هستند

شیطان روی صندلی بزرگ ننشسته است

فارس می‌نویسد،

موسسه مطالعاتی لگاتوم گزارش داد: ارتقای دو پله‌ای ایران در شاخص رونق جهان

موسسه مطالعاتی لگاتوم در جدیدترین گزارش خود از ارتقای دو پله‌ای ایران در «شاخص رونق» و صعود به جایگاه نود و دوم جهان از این نظر خبر داد.

من اولین باری است که اسم «موسسه مطالعاتی لگاتوم» را می‌شنوم اما به مدد گوگل گزارش مورد نظر و همین‌طور نسخه‌ای از گزارش سال ۲۰۰۹ را پیدا می‌کنم. فارس‌نیوز درست می‌گوید، در سال ۲۰۰۹ ایران در رتبه‌ی ۹۴ام ایستاده‌بود و امسال در رتبه‌ی ۹۲ام ایستاده است. این یعنی دو پله پیشرفت.

فارس اضافه می‌کند،

بر اساس این گزارش نظرسنجی های انجام شده نشان می دهد ۷۵٫۳ درصد مردم ایران معتقدند جامعه ایران جامعه ای شایسته سالار است.

اتفاقا متن اصلی این نکته را هم تایید می‌کند.

کمی خلاصه‌ی این رده‌بندی درباره‌ی ایران را دقیق‌تر می‌خوانم. ایران از رده‌ی ۹۴ به ۹۲ رسیده‌است. این یعنی ۲ پله ارتقاء، اما باید دقت کرد که دقت این رده‌بندی چقدر است. هر اندازه‌گیریی دقتی دارد. مثلا شما می‌گوید دمای اتاق ۲۳ درجه با دقت نیم‌درجه است. این یعنی اگر ده دقیقه‌ی دیگر دمای اتاق ۲۳.۱ درجه اندازه‌گیری شد کاملا ممکن است که دمای اتاق تغییر خاصی نکرده است و صرفا خطای اندازه‌گیری اینجا خودش را نشان می‌دهد. حالا سوال مهم این است، رده‌ی ایران در یک بازه‌ی دوساله ۲.۲ درصد بهبود داشته است. آیا این نظرسنجی به این اندازه دقت دارد یا درحقیقت ما صرفا داریم به نویز اندازه‌گیری نگاه می‌کنیم. اما مساله از این جالب‌توجه‌تر است.

فارس‌نیوز تنها چند عدد، از جمله ۸۲٪ نرخ باسوادی، ۷۱ سال امید به زندگی و ۷۵.۳٪ اعتقاد به شایسته‌سالاری، را از این رده‌بندی نقل می‌کند و به بقیه‌ی گزارش نمی‌پردازد. با این‌حال یک نگاه به خلاصه‌ی رده‌بندی اعداد بسیار بیشتری را در این گزارش نشان می‌دهد. این اعداد چه هستند که فارس آنها را نادیده می‌گیرد؟

به بعضی از این اعداد و جزییات نگاه می‌کنیم.

  1. نرخ تورم در ایران بیش از ۲۶٪ است و تنها ۵۶٪ از ایرانیان از کیفیت زندگی خود راضی هستند (پایین‌تر از نرخ جهانی). تنها ۷۵٪ از ایرانیان نسبت به اشتغال در نزدیکی محل زندگی خود خوش‌بین هستند (پایین‌تر از نرخ جهانی). نرخ رشد تولید ناخالص ملی با استانداردهای جهانی قابل قبول است. دوسوم از ایرانیان به ساختار اقتصادی اعتماد دارند.
  2. ایران در زمینه‌ی حکومت در رتبه‌ی ۱۰۵ام ایستاده است. حاکمیت از نظر نظارت بر آن در رتبه‌ی ۹۷ام و ازنظر کارایی در رتبه‌ی ۹۳ام قرار دارد. با اینحال ۶۰٪ از ایرانیان از حاکمیت راضی هستند، که با استاندارد‌های جهانی نرخ بالایی محسوب می‌شود. تصور کلی از فساد بالا است و ایران در این زمینه در رده‌ی ۶۵ام ایستاده است.
  3. ایران در زمینه‌ی آزادی‌های فردی در رده‌ی ۱۰۸ام ایستاده است.  با اینحال۶ نفر از هر ۱۰ ایرانی از آزادی‌های خود راضی هستند (رده‌ی ۸۸ام). تنها بین ۳ و ۵ نفر از هر ۱۰ نفر معتقدند منطقه‌ی زندگی آنها به‌ترتیب محل مناسبی برای مهاجرت اقلیت‌های نژادی و قومی است. ایران در این زمینه در رده‌های ۹۷ و ۱۰۴ قرار دارد و ایرانیان نگاه مثبتی به بیگانگان ندارند.
  4. در زمینه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی ایران در رده‌ی ۱۰۶ام ایستاده است و تنها یک نفر از هر ده ایرانی به دیگران ابراز اعتماد می‌کند. از این لحاظ ایران یکی از ۲۰ کشور انتهای فهرست است. با اینکه ۳۶٪ پاسخ‌دهندگان در یک ماه گذشته پول به بنگاه‌های خیریه اهدا کرده‌اند، تنها ۱۲٪ کار داوطلبانه انجام داده‌اند و تنها ۳۹٪ به یک ناآشنا کمک کرده‌اند. از این دو لحاظ ایران در رتبه‌های ۸۶ام و ۷۱ام ایستاده است. تنها ۶۳٪ از شرکت‌کنندگان در زمان‌های سختی روی کمک دوستان و خانواده حساب می‌کنند، که با معیارهای جهانی میزان پایینی است. تنها ۴۶٪ از ایرانیان در هفت روز گذشته در یک مراسم مذهبی شرکت کرده‌بودند. از این لحاظ ایران همپای کشورهای دیگر جهان ایستاده است.

اینکه فارس‌نیوز تنها خبر از اعداد ِ خوشایند می‌دهد نکته‌ی غیرقابل پیش‌بینیی نیست. نکته‌ی مهمی که این اعداد نشان می‌دهند این است که شاید باید کم‌کم تصورمان از ایران به‌عنوان کشوری با ساختار مذهبی و خانوادگی قوی، در مقایسه با دیگر کشورها، را کنار بگذاریم. همین‌طور این اعداد نشان می‌دهند که شاید مهم‌تر از مخالفت با ساختار حاکم، ایرانیان در حال از دست دادن سرمایه‌ی اجتماعی هستند. این یعنی بیشتر از آنکه محمود احمدی‌نژاد دشمن باشد، همسایه دیگر چندان دوست نیست.

محمود احمدی‌نژاد روز چهارم سفرش به نیویورک را با صبحانه با اصحاب رسانه در آمریکا آغاز کرد. ۲۰:۳۰ در گزارشی از این جلسه با فرید زکریا و دیگران درمورد احمدی نژاد صحبت می‌کند. در دقیقه ی ۰۰:۳۰ این ویدیو خبرنگار صداوسیما با خانمی، که گویا ان کوری از شبکه ی ان‌بی‌سی است، حرف می‌زند که می‌گوید،

The President has always been very gracious to me … enjoy … he is very welcoming.

قسمت میانی جمله بدلیل صدای فارسی که روی ویدیو گذاشته شده است قابل شنیدن نیست. روی این جملات این ترجمه‌ی فارسی گذاشته شده است،

او برای من همواره تحسین برانگیز است، از صحبت با او لذت می‌برم و به او خوش‌آمد می‌گویم.

من نسخه‌ی اصلی این ویدیو را ندیده‌ام بنابراین براساس بخش ِ کوتاهی که در ویدیوی ۲۰:۳۰ شنیده می‌شود حرف می‌زنم.

معادل فارسی برای Gracious «دلپذیر»، «خوشایند»، «بخشنده»، و «مطبوع» است و Welcoming به معنی «خوش‌برخورد» و «صمیمی» است. با توجه بخشهایی از جمله‌ی اصلی که می‌شنویم، به نظر من این خانم خبرنگار درباره‌ی شخصیت محمود احمدی‌نژاد صحبت می‌کند. برداشت من این است که به نظر این خانم، محمود احمدی‌نژاد شخص خوش‌برخورد و دلپذیری است. این لزوما به این معنی نیست که برای این خانم محمود احمدی‌نژاد شخص «تحسین برانگیز»ی است. انتهای جمله هم این فرض را تایید می‌کند؛ این خانم به رییس دولت ایران خوش‌آمد نمی‌گوید بلکه او را فرد خوش‌برخوردی معرفی می‌کند.

(لینک مستقیم به ویدیو)

فارس نیوز تیتر زده‌است «اختصاصی فارس / شورای جهانی گردشگری پیش‌بینی کرد: رشد ۸ برابری صنعت گردشگری ایران نسبت به متوسط جهانی در ۲۰۱۰».

خبرگزاری فارس: شورای جهانی مسافرت و گردشگری رشد صنعت گردشگری ایران در سال ۲۰۱۰ را ۳٫۹ درصد پیش‌بینی و این رقم را برای جهان ۰٫۵ درصد و برای منطقه خاورمیانه منفی ۰٫۱ درصد اعلام کرد…این گزارش رشد خوبی را برای صنعت گردشگری ایران طی سال های آتی پیش بینی کرده است…

اعداد جالب به نظر می‌رسند. به متن اصلی گزارش نگاه می‌کنم (گزارش کامل درمورد ایران (pdfخاور‌میانه (pdf) و جهان).

یک نگاه اجمالی نشان می دهد که پیش‌بینی ده ساله برای وضعیت صنعت توریسم ایران در هر پنج شاخه ی زیر منفی است،

  1. تولید ناخالص‌ ملی از طریق توریسم
  2. رشد
  3. نیروی کار درگیر در توریسم
  4. صادرات در اثر توریسم
  5. سرمایه‌گذاری

در مقایسه، وضعیت کلی خاورمیانه تنها در زمینه ی صادرات منفی است و در چهار مورد دیگر رشد مثبت خواهد بود (در شکل زیر ببینید). مشکوک می شوم که فارس‌نیوز اعدادش را از کجا آورده است. پس دقیق‌تر نگاه می کنم،

فارس نیوز: شورای جهانی مسافرت و گردشگری رشد صنعت گردشگری ایران در سال ۲۰۱۰ را ۳٫۹ درصد پیش‌بینی و این رقم را برای جهان ۰٫۵ درصد و برای منطقه خاورمیانه منفی ۰٫۱ درصد اعلام کرد.

حقیقت: رشد توریسم در سال ۲۰۱۰ در ایران ۳.۹ درصد خواهد بود. سپس در یک دوره ی ده ساله صنعت توریسم ایران سالی ۳.۸ درصد رشد خواهد کرد. خاورمیانه در سال ۲۰۱۰ رشد منفی ۰.۱ درصدی داشته است اما در ده سال آینده سالی ۵.۲ درصد رشد خواهد کرد. صنعت توریسم جهانی در سال ۲۰۱۰ به اندازه ی ۰.۵ درصد رشد داشته است. این  عدد را باید با رشد منفی ۴.۸ درصدی این صنعت در سال ۲۰۰۹ مقایسه کرد. در ده سال آینده هر سال توریسم جهانی ۴.۴ درصد رشد خواهد کرد. بصورت خلاصه، وضعیت ایران در ۲۰۱۰ از وضعیت جهان و خاورمیانه بهتر بوده است اما در ده سال آینده هر سال ایران از خاورمیانه و همینطور از کل جهان در زمینه ی توریسم عقب تر خواهد افتاد. اینکه فارس نیوز ۳.۹ را بر ۰.۵ تقسیم کرده و به عدد هشت رسیده است مثل این است که شتاب یک ماشین در یک لحظه ی خاص هشت برابر شتاب ماشین دیگری در همان لحظه است. این اطلاع تا زمانی که ندانیم سرعت این دو چقدر است و چه آینده ای برای آنها پیش بینی می‌شود معنای قابل اعتنایی ندارد.

فارس نیوز: بر اساس این گزارش سهم صنعت گردشگری ایران از میزان اشتغال در این کشور طی سال جاری به ۴٫۷ درصد معادل ۱٫۶۰۹ میلیون نفر خواهد رسید. در ده سال آینده تعداد افراد شاغل در بخش گردشگری ایران به ۱٫۸۷۸ میلیون نفر معادل ۷٫۱ درصد از کل افراد شاغل در این کشور می رسد.

حقیقت: میزان اشتغال در صنعت توریسم در ایران از ۷.۴ درصد در سال ۲۰۰۹ به ۷.۱ درصد در سال ۲۰۲۰ خواهد رسید. در خاورمیانه میزان اشتغال از ۹.۶ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۹.۹ درصد در ۲۰۲۰ خواهد رسید. در سال ۲۰۱۰ صنعت میزان اشتغال در توریسم جهانی ۸.۱ درصد بوده است. این عدد در سال ۲۰۱۰ به ۱۰.۹ درصد خواهد رسید. بطور خلاصه، صنعت توریسم ایران شاهد کاهش اشتغال خواهد بود در حالیکه در خاورمیانه و همینطور در کل جهان در بازه ی ده ساله‌‌ی آینده اشتغال در صنعت توریسم افزایش خواهد داشت.

فارس نیوز: ساکت است.

حقیقت: در سال ۲۰۱۰ سهم توریسم از سرمایه‌گذاری در ایران ۳.۲ درصد بود. در سال ۲۰۲۰ این عدد به ۲.۸ درصد خواهد رسید. در منطقه ی خاورمیانه، سهم توریسم درسرمایه‌گذاری  از ۹.۸ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۱۲.۱ درصد در ۲۰۲۰ خواهد رسید. در سطح جهانی میزان سرمایه‌گذاری در توریسم در همین بازه ی زمانی از ۹.۲ درصد به ۹.۴ درصد خواهد رسید. بطور خلاصه، میزان سرمایه‌گذاری ایران در صنعت توریسم حدود یک سوم میزان جهانی است و همین عدد هم در حال کاهش است. در سطح جهانی و منطقه‌ای سرمایه‌گذاری در صنعت توریسم در حال افزایش است.

آمارهای کامل را اینجا، اینجا و اینجا ببینید. ایران در بین ۱۸۱ کشور رتبه ی ۱۳۷ام را در زمینه رشد در ده سال آینده به‌دست آورده است. در منطقه ی خاورمیانه ایران در بین ۱۲ کشور در رتبه‌ی ۹‌ام ایستاده است.

بفرمایید اگر اشتباه می کنم.

«این تصویر جعلی است»

حدود یک ماه پیش، ویکی لیکس مجموعه ی بزرگی از اسناد مربوط به فعالیت های نظامی آمریکا در افغانستان را منتشر کرد. قبل از این هم، این وبسایت مدارک محرمانه ی زیادی را منتشر کرده بود. گذشته از هیجان های رسانه ای، یک سوال واقع گرایانه درمورد ویکی لیکس این است که چه گروهی و چرا راه را برای انتشار این اطلاعات باز، یا بازتر، کرده است (این تحلیل را در بامدادی بخوانید). اما بحث درمورد این موضوع هدف این نوشته نیست.

ایران، در کنار آمریکا، اسراییل و کانادا، از جمله کشورهایی است که کاربران ویکی لیکس به آنها توجه بیشتری نشان داده اند. با اینحال، گذشته از اسنادی مرتبط با یک جنبه از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ویکی لیکس محتوای قابل توجهی برای عرضه در بخش ایران ندارد. برای مثال یکی از آخرین موارد منتشر شده در صفحه ی ایران در این وبسایت، یک مجموعه فایل مرتبط با یک پروژه ی امکان سنجی است که برای سازمان صنایع دفاع تهیه شده است. محتوای یکی از این فایلها نشان می دهد که یک دانشجوی دوره ی کاردانی دانشگاه آزاد پیشنهادهایی برای کار روی یک اسلحه با قابلیت های الکترونیکی (چیزی شبیه این ویدئو) ارایه کرده است*.

اینجا به وضوح به دنبال توصیه برای انتشار اسناد نظامی ایران نیستم، هرچند، وقتی برای رفتار اخیر ویکی لیکس هورا می کشیم این سوال پیش می آید که آیا از پخش اسناد محرمانه ی نظامی ایران در اینترنت هم استقبال خواهیم کرد؟

تمرکز این نوشته روی اسنادی است که ارزش سیاسی-اجتماعی دارند و هرازگاهی در اینترنت منتشر می شوند. سوال مهم این است که چگونه ویکی لیکس توانسته است، گذشته از انتقادات دیگر، به یک منبع قابل اعتماد تبدیل شود اما چهارچوب مناسبی برای انتشار اسناد در فضای مجازی فارسی وجود ندارد.

امروز یک ایمیل گروهی با این عنوان به دستم رسید «لیسانس و دکترا گرفتن مسسئولین». در متن ایمیل توضیح داده شده بود که سند ضمیمه ۵ تا ۶ ماه پیش نوشته شده است و سپس جمله ای از نویسنده ی ایمیل اصلی آمده بود که پرسیده بود،

میدونید مسئولین جمهوری اسلامی چطوری بعد از جنگ همه لیسانس و دکترا گرفتن؟ اینجوری . . . . . . . . . (ظاهر نوشته از ایمیل)

این تصویر به نظر نویسنده ی اصلی ایمیل، و احتمالا سلسله ی فرستندگان آن، جواب این سوال بود،

سوال مهم این است که آیا این «سند» توضیح می دهد که «مسئولین جمهوری اسلامی چطوری بعد از جنگ همه لیسانس و دکترا گرفتن»؟ آیا اصلا این ادعای قابل دفاعی است که «مسئولین جمهوری اسلامی بعد از جنگ همه لیسانس و دکترا گرفتن»؟ اما مهم تر از اینها، سوال مهم واقعی بودن این سند است. در روزگاری که هر کسی با صرف نیم ساعت می تواند یک تصویر فوتوشاپی تولید کند، سوال درمورد واقعی بودن یک تصویر اصلا بی اهمیت نیست (برای مثال نمونه ی عکس ساختگی ِ «لولو این چه کاری بودی کردی؟» را در نیوزبان ببینید. این تصویر ِ ساختگی از وبلاگستان به یک رسانه رفت).

گذشته از دیدگاه نظری نسبت به جعل سند بعنوان روشی برای پیشبرد یک هدف اجتماعی یا سیاسی، چنین عملی بطور مستقیم بر میزان کارایی چنین اسنادی تاثیر دارد. واکنش اول ِ من به این ایمیل این بود که «آیا این تصویر واقعی است؟» «آیا این تصویر همان چیزی را نشان می دهد که نویسنده ی ایمیل ادعا می کند؟» «آیا من می توانم به این ایمیل اطمینان کنم؟»

نکته ی مهم این است که انتشار اسناد جعلی صرفا حاصل حضور ِ یک نیروی مخالف ِ کوتاه نگر نیست. این عملا ترفند خوبی برای ساختار هدف، اینجا نظام جمهوری اسلامی، است که با آلوده کردن فضا به اسناد جعلی، معدود اسناد حقیقی را هم از تاثیرگذاری ساقط کند. این یک واقعیت است که جمعیت بزرگی از ایرانیان، به دلایل مختلف و با رویکردهای گوناگون، برای تغییر در ایران «مبارزه» می کنند. اینجا «مبارزه» یعنی رفتارهایی مثل پست کردن لینک در فیسبوک، وبلاگ نویسی، و فرستادن ایمیل دسته جمعی؛ کارهایی که همین حالا تو و من درگیر یکی شان هستیم. یک راه برای بیشتر کردن کارایی این گروه، بالابردن کیفیت مواد ِ درگردش در شبکه است. این یعنی اگر فرض می کنیم که به اشتراک گذاشتن یک سند که «سیاست های کثیف نظام را افشا می کند» کارکردی دارد، فرستادن ایمیل دسته جمعی و توضیح دادن که «این سند جعلی است»، زمانی که سندی جعلی است، هم کارکرد مشابهی دارد. با چنین کاری مخاطب تحت بمباران اسناد بی ربط یا جعلی قرار نگرفته و نسبت به هر نوع «سند»ی بی تفاوت نمی شود. علاوه بر این، در چنین وضعیتی مخاطب می پذیرد که با گروه صادقی رودررو است (و فرض بر این است که این صداقت صرفا یک نمایش نیست). روی چنین مخاطبی می توان در زمان مقتضی، زمانی که واقعا سند ِ مهمی وجود دارد، تاثیرگذار بود. این همه یعنی اگر ایمیل دسته جمعی می زنیم، یا وبلاگ می نویسیم، یا در فیسبوک و شبکه های اجتماعی دیگر مطلب به اشتراک می گذاریم، یکبار «سند افشاگرانه» منتشر کنیم و یکبار توضیح بدهیم که یک سند ساختگی است.

مرتبط –  نیازی به سند جعلی نداریم – در مورد عکس نوزادی که گفته می شود در شکم مادرش تیر خورد

پانوشت ها:

* در یکی از این فایلهای این مجموعه، نویسنده بعد از یاد خدا، «هوالمحبوب»، و عنوان، توضیح داده است،

تعریف اسلحه: هر گونه وسیله و ابزاری که انسان جهت دفاع خود در مقابل دشمن و جهاد در راه خدا به کار می برد

آقای صداوسیما، آیا فکر می کنید گوگل را هم لولو برده است؟

مهم: آخرین اطلاع را در انتهای پست ببینید.

(لینک مستقیم به ویدئو)

مجله ی خبری اخبار شبکه یک گزارشی را با عنوان «صحنه گردانان بی بی سی فارسی بدون روتوش» پخش کرد و ادعا کرد که در آن «اسنادی را خواهید دید از خبرنگاران، دبیران خبری، و تهیه کنندگان بی بی سی که رابطه ی اونها را با فرقه ی ضاله ی بهایت نشان می ده».

در دقیقه ی ۱:۳۳ این گزارش این تصاویر بعنوان یکی از «اسناد» ذکر شده پخش شد. همانطور که در این تک فریم دیده می شود روی این تصاویر این زیرنویس درج شده بود «نشست فرقه ی انحرافی بهاییت با حمایت بی بی سی» و یک فلش قرمز روی حضور مشترک «بهایی» و «بی بی سی» تاکید می کرد.

bbc_video_bahai.jpg

یک جستجوی سردستی در گوگل به ویدئوی اصلی در یوتیوب منتهی می شود.

bbc_video_bahai_2.jpg

در این ویدئو گوینده اخباری درباره ی حضور بردپیت، جکی چن، جرج کلونی، و کاترین زتاجونز در جوایز «گرامی» Grammy Awards که در یک انجمن محلی برگزار شده است اعلام می کند. قبل از این او توضیح داده است که BBC News مخفف Brisbane Bahai Custom News است.

bbc_video_celebrities_s.jpg

کاترین زتاجونز، جکی چن، بردپیت و جرج کلونی در یک سند مهم تاریخی

(لینک مستقیم به ویدئو)

من نتوانستم اطلاعات بیشتری درمورد Brisbane Bahai Center، یا همان BBC، پیدا کنم، به جز این وبسایت که در آن هم ردی از این ویدئو پیدا نکردم. تصور من این است که این ویدئو کاملا شوخی است و از اساس ربطی به حمایت بی بی سی از هیچ چیزی ندارد. چیزی که من متوجه نمی شوم این است که سازنده ی ویدئوی شبکه ی یک چرا این ویدئو را ذره ای جدی گرفته است.

اگر اشتباه می کنم بفرمایید.

این صحنه ی آخر این ویدئو است.

bbc_video_bahai_3.jpg

پس نوشت – به گواهی ویکیپدیا، تلویزیون فارسی بی بی سی در ۱۴ ژانویه ی ۲۰۰۹ شروع به پخش برنامه کرد. این درحالی است که ویدئوی منبع این تصاویر، که بعنوان سند ارتباط گردانندگان بی بی سی فارسی با گروه بهایی استفاده شده است، در تاریخ ۴ سپتامبر ۲۰۰۷ در یوتیوب قرار داده شده است، یعنی بیشتر از یک سال قبل از اینکه تلویزیون بی بی سی فارسی وجود داشته باشد.

آخرین اطلاعهمایون خان خیری خبرداد که این ویدئو مربوط به مرکز بهاییان بریسبن است که بعنوان مرکزی برای بهاییان استرالیا عمل می کند. ایشان همینطور خبر داد که دوست مشترکی با «سولماز رستمی»، دختری که در ویدئو، دیده می شود دارد و تلاش خواهد کرد با ایشان درمورد استفاده از ویدئویش در خبر شبکه ی یک حرف بزند. تا اینجا همه ی اطلاعاتی که در دست داریم نشان می دهد که این ویدئو را چند نفر برای شوخی در یوتیوب گذاشته اند و ارتباط بهاییان و بی بی سی از آن برداشت نمی شود.

نیمه ی واژگون ِ لیوان و آقای فارس نیوز

farsnews_whitehouse.jpg

فارس نیوز زیر عنوان «اعتراض ۲۸ ساله پیرزن در خانه مقوایی مقابل کاخ سفید» می نویسد،

یک پیر زن آمریکایی از ۲۸ سال پیش تاکنون در اعتراض به سیاست‌های امپریالیستی آمریکا، در یک خانه مقوایی در مقابل کاخ سفید زندگی می‌کند… این بزرگ زن کوچک، از سال ۱۹۸۱ تاکنون بدون هیچ ترس و واهمه ای در مقابل کاخ سفید ایستاده است و در یک خانه کوچک مقوایی در پارک “لافبیت ” در خیابان “پنسلوانیا ” در مرکز واشنگتن پایتخت سیاسی ایالات متحده آمریکا روزگار می‌گذراند.

ویکیپدیا توضیح می دهد که کانسپسیون پیکیوتو Concepcion Picciotto ی ۶۵ ساله در ۱۸ سالگی از اسپانیا به آمریکا مهاجرت کرد و در سن ۲۱ سالگی با یک تاجر ایتالیایی ازدواج کرد. او بعد از طلاق از همسرش، دختر، خانه و کارش را از دست داد و در ۲۸ سال گذشته روبروی کاخ سفید در اعتراض به وجود سلاح های هسته ای بست نشسته است. این طولانی ترین اعتراض سیاسی پیوسته در تاریخ ایالات متحده ی آمریکا است. وبسایت این حرکت را اینجا ببینید.

چیزی که من متوجه نمی شوم این است که دقیقا چرا فارس نیوز درمورد این موضوع مطلب منتشر کرده است. یا اینطور بگوییم، فارس می توانست به جای توضیحات اضافه تیتر بزند «مرحبا به دموکراسی آمریکایی». واضح است که نسخه ی آمریکایی دموکراسی، و اساسا هیچ نسخه ای از دموکراسی، ناب و بدون ایراد نیست. اما هر چه که هست، من مانده ام که خبرگزاری وابسته به دولتی که اعتراض سیاسی را برنمی تابد چه حاصلی از ذکر این نکته دارد که «امپریالیسم خونخوار» حضور ۲۸ ساله ی یک فعال سیاسی را در همسایگی تخت خواب رییس جمهورش تحمل کرده است.

اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، فارس نیوز مثلا می توانست به این نکته بپردازد که حضور این خانم را می شود بعنوان نمادی از حفظ ظاهر در نظام سرمایه داری پیشنهاد کرد. مثلا این یک نظریه ی قابل اعتنایی است که در نظام سرمایه داری از روی معترض با وانت رد نمی شوند، و حضورش را در کنار خانه ی رییس جمهور تحمل می کنند، اما در چنین جامعه ای شهروندان بصورت ماشین های تولید و مصرفی در می آیند که سود حاصل از آنها در جیب نظام حاکم می رود.

پس نوشت – دقت کرده اید که ترجمه ی White House دقیقا «کاخ» سفید نیست؟ و البته عکس ِ این خبر اساسا کاخ سفید را نشان نمی دهد.

ترجمه از نوع تخیلی در ۲۰:۳۰

ron_paul_both.jpg

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در برنامه ی ۲۰:۳۰ به «معرفی چهره ی واقعی عطاالله مهاجرانی» پرداخت. در دقیقه ی ۱:۲۲ این ویدئو سخنرانی ران پال Ron Paul، نماینده ی جمهوری خواه کنگره ی آمریکا، به این ترتیب ترجمه شد،

افرادی که با نام گروه کیان در سالهای گذشته در ایران فعالیت می کردند، و گروه های امثال اون، ثمرات بزرگی را برای منافع جامعه ی آمریکایی ما به همراه داشتند. اگر ما بتوانیم به ایجاد چنین گروه هایی به تعداد زیاد در ایران کمک کنیم بدون شک موفقیت روزافزونی خواهیم داشت. شاه کلید باز کردن قفل براندازی نظام حاکم در ایران افرادی همچون گروه کیان هستند.

تصاویر پخش شده بخشهایی از سخنرانی مشهور ران پاول با نام What If هستند که در آن این نماینده ی کنگره دقیقا برعکس ترجمه ی پخش شده از سیاست خارجی آمریکا به شدت انتقاد می کند. به کمک زیرصدای موجود در ویدئوی ۲۰:۳۰ می دانیم که اصل این ویدئو از دقیقه ی ۰:۲۷ ویدئوی اصلی برداشته شده است. در این قسمت ران پال می گوید،

What if propping up repressive regimes in the Middle East endangers both the United States and Israel?

What if occupying countries like Iraq and Afghanistan – and bombing Pakistan – is directly related to the hatred directed toward us and has nothing to do with being free and prosperous?

What if someday it dawns on us that losing over 5,000 American military personnel in the Middle East since 9/11 is not a fair trade-off for the loss of nearly 3,000 American citizens, no matter how many Iraqi, Pakistani, and Afghan people are killed or displaced?

آیا روزی متوجه نخواهیم شد که پشتیبانی از رژیم های ستم پیشه در خاورمیانه آمریکا و اسراییل را با خطر مواجه خواهد کرد؟ آیا روزی متوجه نخواهیم شد که اشغال کشورهایی مانند عراق و افغانستان، و بمباران پاکستان، مستقیما با نفرت مردمان از ما مرتبط است و این مساله ربطی به آزادی و رفاه ما ندارد؟ …

اینکه کجای این جمله ها به «حلقه ی کیان» اشاره شده بود باید از مترجم برنامه ی ۲۰:۳۰ بپرسیم. بفرمایید اگر اشتباه می کنم.

ویدئوها را اینجا ببینید،

(لینک مستقیم به ویدئو)

(لینک مستقیم به ویدئو)

انتخابات ایران؛ یک سال بعد: شبکه های اجتماعی اینترنتی

(لینک مستقیم به ویدئودر یوتیوب)

سال گذشته در همین روزها، فیسبوک و توئیتر در اینترنت، پر بود از تبلیغات برای چهار نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران. چند روز بعد که با بالاگرفتن اعتراض ها، اطلاع رسانی از داخل ایران محدود شد، همین سایت ها، منبعی شدند برای چرخش اطلاعات. تصاویر کشته شدگان حوادث پس از انتخابات برای اولین بار به یوتیوب و فیسبوک فرستاده شد. و از طریق این سایت ها در رسانه های دنیا پخش شد. اما حامیان دولت ایران از شبکه های سایبر چگونه استفاده کردند؟ در سالگرد انتخابات ریاست جمهوری ایران، ندا سانیچ نگاهی داشته به نقش این شبکه های اجتماعی در یک سال گذشته.

media_weapon_s.jpgامروز خبری با عنوان «قرارداد چندین میلیون‌ یورویی دارو با یک شرکت مشکوک صهیونیستی» در فارس نیوز منتشر شد. در این مطلب، که در بخش «بهداشت و درمان» و بعنوان «اختصاصی فارس» منتشر شده است، می خوانیم،

یک شرکت ایرانی پخش دارو قرارداد چندین میلیون یورویی با شرکتی شبه صهیونیستی امضا کرده‌است. (تاکید از من)

خبرنگار فارس توضیح می دهد،

یک شرکت بزرگ پخش دارویی که طی سال‌های اخیر فعالیت‌ گسترده‌ای در ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس و منطقه داشته است در ماه‌های اخیر در سایه سکوت مسئولان قراردادی چندین ده میلیون یورویی با یک شرکت مشکوک صهیونیستی در آمریکا منعقد کرده است. (تاکیدها از من)

فارس در انتهای خبر منبع خود را نیز معرفی می کند و اطلاعات بیشتری درمورد شرکت مورد اشاره عنوان می کند،

براساس گزارش‌ خبرنگاران فارس از آمریکا، این شرکت که در کارولینای آمریکا فعالیت می‌کند از سوی چندین صهیونیست یهودی که فعالیتی ضد ایرانی دارند، اداره می‌شود. (تاکیدها از من)

در پایان خبرنگار(ان) فارس می نویسد(می نویسند) «اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می‌شود».

کمی به جزییات این مطلب دقت کنیم. یک شرکت ایرانی وارد یک قرارداد بزرگ با شرکتی شده است که فارس با نام های «شرکت مشکوک صهیونیستی» و «شرکتی شبه صهیونیستی» و سرآخر «شرکتی که از سوی چندین صهیونیست یهودی که فعالیتی ضد ایرانی دارند اداره می‌شود» از آن نام می برد. علاوه بر این منبع ِ این اطلاعات، عنوان ِ مبهم «خبرنگاران فارس در آمریکا» است.

عده ی زیادی از مخالفان سیاست های فارس نیوز، این رسانه را به عنوان ابزار اطلاع رسانی و موج سازی یک جربان سیاسی می شناسند. شواهد مختلف نشان می دهد که بی دقت های زیادی در ترجمه و نقل مطلب در وبسایت فارس نیوز وجود دارد. در عمل به نظر می رسد که موضوع مورد بحث، ذات وجود اشتباهات متعدد در مطالب منتشر شده توسط فارس نیست. بخش ِ عمده ی گوناگونی ِ نظرات درمورد رویه ی فارس نیوز، حول این نظریه است که بی دقتی در مطالب این وبسایت نه از سر بی توجهی که دقیقا در راستای منافع یک گروه سیاسی است. اما این نکته ی این نوشته نیست.

این موضوع ِ غریبی نیست که منافع سیاسی و اقتصادی در دنیای امروز لزوما قابل تفکیک نیستند. اگر بپذیریم که فارس نیوز ابزار رسانه ای یک جریان سیاسی در ایران است و با توجه به شواهد زیادی که از فعالیت های اقتصادی این جریان داریم، این سوال خوبی خواهد بود که این رسانه در زمینه ی علایق اقتصادی جریان پشتیبان خود چگونه فعالیت می کند. خبر بالا به نظرم می تواند در جواب دادن به این سوال کمک کند.

شرکتی دارویی وارد یک قرارداد اقتصادی بزرگ شده است. فارس نیوز در یک خبر کوتاه، بدون ذکر نام شرکت ایرانی یا شرکت خارجی ِ مورد قرارداد، نشان می دهد که قادر است «دردسر درست کند». خبر منبع و مرجع خاصی ندارد. می شود تصور کرد که کسی به کسی زنگ زده است و مطلب نوشته شده است و روی سایت رفته است. حالا نوبت رقیب است که بازی کند. تحقیق نکرده ام، اما جالب خواهد بود اگر کسی حوصله داشته باشد و درمورد پس و پیش این خبر کمی کنکاش کند تا تصویر کامل تری از این قرارداد «چندین ده میلیون یورویی» که کسی را در فارس نیوز آزرده است پیدا کند.

media_weapon.jpg

اتفاق در آمریکا، خبر از روسیه، زیرنویس شرعی از فارس نیوز

فارس نیوز زیر عنوان «رسانه‌ها باعث افزایش بارداری نامشروع در بین دختران آمریکایی شده‌اند» می نویسد،

به گزارش فارس به نقل از شبکه خبری “راشاتودی “، فعالان اجتماعی آمریکا اعلام کرده‌اند که استودیوهای فیلمسازی و رسانه‌های این کشور باعث افزایش بارداری نامشروع در بین نوجوانان دختر آمریکایی شده‌اند. (تاکیدها از من)

دنبال خبر اصلی می گردم. ۱۷ روز پیش آرتی (راشیا تودی) مطلبی با این عنوان منتشر کرده بود: «نوجوانان آمریکایی برای بارداری برنامه ریزی می کنند». مشابهت های زیادی بین متن این خبر و مطلب ترجمه شده توسط فارس وجود دارد. ویدئوی زیر هم از همان مطلب است.

(لینک مستقیم به ویدئو)

امروز آرتی مطلب دیگری با این عنوان منتشر کرد :«هالیوود مقصر افزایش موارد بارداری بین نوجوانان آمریکایی شناخته شد». متن این خبر و ویدئوی همراه آن بسیار مشابه مطلب قدیمی تر همین رسانه هستند اما به نظر می رسد که مطلب جدیدتر از روی وبسایت آرتی برداشته شده است (لینک کش گوگل).

اما آرتی چه می گوید و فارس چه ترجمه می کند. آرتی می گوید که نرخ بارداری بین نوجوانان در آمریکا افزایش داشته است و برخی متخصصین، هالیوود را بدلیل ارایه ی تصویر جذاب از بارداری به نوجوانان مقصر می دانند. اینجا بوضوح حرفی از جنبه ی شرعی مساله نیست و موضوع، بارداری در سن پایین و مسایلی است که در پی این اتفاق فرد و جامعه را درگیر خود خواهد کرد. جالب است که یکی از دخترهایی که در ویدئو با او صحبت می شود علنا می گوید که از ابتدا قصد ازدواج با کسی که از او باردار شده است را داشته است. فارس نیوز از آمینتا فوینتز ِ ۱۷ ساله نقل می کند که بخاطر «تقویت روابط خود با دوست پسرش» باردار شده است. او در ادامه می گوید که او و زوجش* «درمورد ازدواج و این چیزها» هم حرف زده اند، اما این قسمت در ترجمه ی فارس نقل نشده است.

* ترجمه ی پارتنر – توضیح بیشتر اینجا

ممنون از رفیقی که لینک را فرستاد