نوشته هایی که درمورد ’ موسیقی هفته ’ هستند

موسیقی وارده: افسوس – بهرام

این ادغام ِ “موسیقی هفته” و “نامه ی وارده” را مثل اینکه قرار است اینجا بیشتر داشته باشیم.

بعد از پست موسیقی وارده: اینجا ایران ه با دوست عزیزی با کامنت و ایمیل در تماس بودم. قول داد که کمک کند با موسیقی زیرزمینی ِ ایرانی بیشتر آشنا شویم. “افسوس” را بشنوید از “بهرام” با این توضیح از همان دوست،

راستش خیلی سخته آدم بخواد یه آهنگ رو از بین آلبوم محبوب خواننده ی محبوبش انتخاب کنه برای معرفی 😀 ولی خوب من این کار رو کردم، همون آهنگی که چند تا کامنت پایینتر از کامنت من یکی گفت تنها آهنگ بد بهرامه (احتمالا این کامنت)، درحالیکه به نظر من این طور نیست. توضیحی که لازمه در مورد این آهنگ بدم، اینه که چند ماه قبل از عرضه ی آلبوم ۲۴ ساعت این آهنگ بصورت سینگل اومده بوده و بعدا در این آلبوم قرار گرفته

برای من شنیدن این جملات در این آهنگ جالب بود،

…باید جای این که درد اون که هست بی تو حس کنی، بشینی و دونه های تسبیحتو بشمری…دیگه خوشی ها رو تو زندگی تصور کن، فقط یادت می دن که به خدا توکل کن…این که شهرم تو ظلمتِ عیب از منه؟ لابد اینم سنّتِ پیغمبره…این دلِ من بود فهمیدی حرفاشو؟ بیخیال دونه های تسبیحت چند تا شد؟…

افسوس

افسوس واسه تو ای دل ساده

که هر کسی واست عقده ای فرستاده

هر کی که اومد جلوت گفت دلسوز توئه

حالا می بینی باعث غم امروز توئه

تو می خواستی زیر پرچم هیچ کس نری

به هر سیاست پستی تو نیشخند زدی

نگاها رو صدای تو شدن بیشتر شدید

ولی جوری که هستی تو رو هیچ کس ندید

تیغ و بکش، فکر نکنم خونت از رگ بیاد

وقتی حتی مادرتم ازت مدرک می خواد

دیگه خوشی ها رو تو زندگی تصور کن

فقط یادت می دن که به خدا توکل کن

مردم می خوان باری که رو دوش هست بردارن

پس تو رو طرد می کنن، خُب حقّم دارن

تو یه جوون احمقی و عشق رپ داری

به بالاسریاتم خیلی رشوه کم دادی

تو زندگی عادّی رو دوست نداشتی

هر ثانیت شب بوده، روز نداشتی

ولی توی هنرت، موند بازم دوومت

توی مملکتی که نمایشِ سازم حرومه

آره کسی واسه تو قدمی ورنمی داره

ولی کسی توی مشکلاتت کم نمی ذاره

باید جای این که درد اون که هست بی تو حس کنی

بشینی و دونه های تسبیحتو بشمری

افسوس واسه تو ای دل ساده

که حتی تک تکه خنده هاتم گله داره

افسوس واسه تو ای دل ساده

که چشمای تو هر لحظه ای گریه داره

افسوس واسه تو ای دل ساده

که هر کسی واست عقده ای فرستاده

افسوس واسه تو ای دل ساده

که تو هفت تا آسمون نداری یه ستاره

افسوس واسه تو ای دل ساده

که حتی تک تکه خنده هاتم گله داره

من خوب می فهمم از غم ظاهرت

که حتی شک داری به مریمِ باکره

داری پیش خودت می گی که این بیراه نمی گه

حتی تصویر زندگیتم سیاه سفیدِ

تو می خواستی که عمرتُ هرز پس ندی

ولی فقط ورقای تقویمُ خط زدی

وقتی دیگه بیدار شدی تو خوابت سخته

حتی گریه کردنتم یادت رفته

مثلِ هفتاد میلیون احمقِ دیگه

حتی شعارای قشنگتم خامِت کرده

تو اَم یه جوونی، پیرتر از ننه بابات

که پره عقده شده دیگه از سرت تا پات

این پنج تا انگشتِ واسه مشتِ گره کن

حتی نمی تونی راحت باشی پشت تلفن

این که شهرم تو ظلمتِ عیب از منه؟

لابد اینم سنّتِ پیغمبره

چیه؟ غیر قابلِ هضمِ حرفام یکم؟

منتظری حقیقتُ توی اخبار بگن؟

ببین جوونایی که جای تیغ رو دستشون

اونایی که لبخندی نیست تو حرفشون

این دلِ من بود فهمیدی حرفاشو؟

بیخیال دونه های تسبیحت چند تا شد؟

افسوس واسه تو ای دل ساده

که حتی تک تکه خنده هاتم گله داره

افسوس واسه تو ای دل ساده

که چشمای تو هر لحظه ای گریه داره

افسوس واسه تو ای دل ساده

که هر کسی واست عقده ای فرستاده

افسوس واسه تو ای دل ساده

که تو هفت تا آسمون نداری یه ستاره

موسیقی وارده: اینجا ایران ه

موسیقی هفته“ای که “نامه ی وارده” هم باشد لابد می شود “موسیقی وارده”. اگر شما هم مطلبی نوشتید اما وبلاگ ندارید یا به هر دلیل مطلب رو نمی خواهید در وبلاگتون بگذارید، نوشته/عکس/ویدئوتان (یا هر چیز دیگری) را بفرستید به arash@kamangir.net. واضح ه که استانداردهای وبلاگ نویسی رو در این کار لحاظ خواهیم کرد.

دوست عزیزی آهنگ “اینجا ایران ه” از آلبوم “۲۴ ساعت” کار “بهرام” را فرستاده و نوشته،

نمی‌دانم در مورد رپ اعتراضی شنیده‌ای یا نه؛ ولی امروزه در ایران این نوع موسیقی زیرزمینی در حال بالیدن است. مردم آخرین اعتراضات و ناامیدی خود را در قالب موسیقی فریاد می‌زنند. … درست است که خیلی غمگین و ناامیدانه س، ولی حقیقت است برای بسیاری از جوانان داخل ایران. وضع خیلی هم بد است. با گفتن این که وضع خوبست وضع مملکت درست نمی‌شود.

آلبوم کامل را از اینجا دانلود کنید.

مرتبط: یک ایران و سه چهره – ادامه بحث “ایرانی” بودن

اینجا ایرانه

اینجا ایرانه یه گربه ی ۷۰۰۰ ساله، که زنده اس تا وقتی که نفت خام داره

اینجا ۴ فصله ولی تو دل مردمش، فقط برف زمستون و سرمایه داره

اینجا آینه ها تو رو به تو نشون نمیدن، ببین گربه منو به کجا کشونده میگم…

مردم همه توی رویاهاشون قدم می زنن، تقدیرو واسه همدیگه رقم میزنن

اینجا چوبه ی داره تنبیه انحراف، واژه ی تظاهره معنی احترام

اینجا آبرو سی دیه تو دسته بچته، چیزی که دستتو بگیره دست حسرته

اینجا دین من توجیه کثافت کاریه منه، تو یه مجرمی و حکم اسارت دادی به تنت

چی دوست داری بشنوی از این بشر؟ خواهر روسری سرت کن که من تحریک نشم!

اینجا صف اول نماز پست و مقامه، علم و تجربه رو از بین برده روابط

اینجا ریش بذار یقه ببند کارت رو غلطکه، خنجرو غلاف کن بشو وارد تو مهلکه

اینجا گفتن حقیقتم جواز نداره، اونقدر مشکل داری که واست حواس نذاره

اینجا بچه ی ۱۰ ساله قمه به دسته، مرض غرب زدگیه حالا زده به نسلت

اینجا خاک اجداد منه ایران من، داره هر روز بازم میشه ویرانه تر

چرا عادت داری بالا سرت شلاق باشه؟ وقتی ستاره ای نداری تو شب هات آره

بنویس با خون مردم بی ستاره، بنویس از جوونی که زندانو پیشه داره

بنویس عاقبت ماها دربه دریه، اینجا ایرانه گربه ی قلب زمینه

اینجا زندگی نمی کنن نفس می کشن، طعم خون برادرو از رو هوس می چشن

اینجا مادربزرگامون قصه نمی گن، آخه بچه ها دیگه ته قصه رسیدن

اینجا منتو به تلاش ترجیح میدن، سر صندلی تو مترو هم درگیر می شن

اینجا گوش های مردم شعار پرستن، به هم می گن پیدا نمی کنی تو هارتر از من!

آخه تفریح سالم جوونا سیگاریه، دخترو زمین زدن از روی بی کاریه

اینجا ایرانه و از بالا خوشگله همین، توش که میای یه چیزایی هست مشکله نگی

اینجا جای بحثای سیاسی فقط توی تاکسیه، مهندس مملکتم پشت دخل واکسیه

اینجا نابغه هامون همشون بورسیه تو غربن، نخوانن برن مجبورن راضی بشن قلباً

اینجا هرکی به خودش می گیره ژست سرباز، حتی پرنده ها هم ندارن حس پرواز

اینجا واسه ی خودش داره هرکی قبله ای، کسی فکر تو نیس تا وقتی زنده ای

کنارهر راه راست ۱۰۰۰ تا بیراهه هستش، آینده ای نداریم چون ایران بیماره نسلش

تا بخوای بجنبی پشتی ها زیرت می کنن، خیلی راحت سختیا پیرت می کنن

چشمایه منه بازم میشه از غم خیس، قلمو میندازم توانی تو دستم نیس

فقط با رفتن راه میشه به جایی رسید، اینجا واسه رسیدن راهی جز رفتن نیس

اینجا خاک اجداد منه ایران من، داره هر روز بازم میشه ویرانه تر

چرا عادت داری بالا سرت شلاق باشه؟ وقتی ستاره ای نداری تو شب هات آره

بنویس با خون مردم بی ستاره، بنویس از جوونی که زندانو پیشه داره

بنویس عاقبت ماها در به دریه، اینجا ایرانه گربه ی قلب زمینه

موسیقی هفته: بابا رو بوس کن

قربون اون خنده هات برم من، قربون اون گریه هات برم من، مرواری از اون چشمهات می ریزه،قربون اشک چشات برم من

از منوچهر سخایی قبلا “بازآ” رو همین جا شنیده بودیم (ببینید: موسیقی هفته – بازآ). این هم انجام یک قول قدیمی به یک دوست عزیز. دوست عزیزی بعد از شنیدن این آهنگ گفت “احساس می کنم کوچولو شده ام” (نقل به مضمون، عین کلمات یادم نیست).

موسیقی هفته: وقتی یک بایت یک بایت بود

زمان ِ هاردهای چند صد مگابایتی و دیسکت های یک مگابایتی یادتان هست؟ وقتی روی یک دیسکت هم توربو پاسکال داشتی، هم Prince و هم چهارتا پروژه ی درسی؟ در آن روزگار موسیقی هم midi بود. اما چرا پدربزرگ شده ام.

امروز در عاشقانه ها دیدم که،

…سی و نه موسیقی متن همراه با موسیقی وبلاگ رو در یک فایل زیپ آماده برای دانلود کردم ، امید که از شنیدن این موسیقی های بی کلام لذت ببرید …

ادامه ی متن را نخواندم و فرز فایل را دانلود کردم. چی؟ یک مگابایت؟ سی و نه فایل؟

طنز قضیه این است که برای اینکه یکی را بخورد ِ این حضرت ِ آقای Podpress بدم که اینجا پخش کند مجبور شدم تبدیلش کنم به mp3 و این یعنی تبدیل یک فایل خوشگل ِ ۳۲ کیلوبایتی به یک غول ِ ۲٫۵ مگابایتی (حدود ِ ۷۰ بار حجیم تر).

Latex کار باشید یاد jpeg و eps افتاده اید لابد.

موسیقی هفته: دگردیسی در ساعت چهار بعدازظهر

حالا دیگر غازها رفته اند. مرغهای سفید دریایی اما هنوز کوچ نکرده اند. از خانه به دانشگاه می روم و مسیر از میان مرغزاری می گذرد که حالا با پرهای سفید فرش شده است.

خورشید ِ بعد از ظهر شنبه را ابرها در میان گرفته اند. می شود حالا زل زد به روی خورشید. کنارتر، روی دریاچه، چند مرغ دریایی نشسته اند. گاهی، هر از چند گاهی، یکی شان بال باز می کند، از روی آب بلند می شود، بی آنکه موجی بسازد، آرام ِ آرام، و چندان که انتهای پرهایش در یک انگشتی آب باشند، به سمت خشکی می آید. دسته ای بزرگتر دورتر روی چمن ها نشسته اند. مرغ ِ تنها به همان آرامی روی هوا سر می خورد و از بالای دسته می گذرد. پرهای چند مرغ را در راه تکان ِ اندکی می دهد، لابد یعنی که “هستم”، و می شود عضوی از جمع.

کمی بعد تر، و مرغی دیگر از دریاچه بلند می شود.

موسیقی که تمام می شود، از مرغها دور شده ام. دیگر زمین سفید نیست. خورشید اما هنوز در آغوش ابرهاست.

پیش ِ مرغها که بودم، موسیقی اینطور می خواند (متن کامل ترانه به انگلیسی

برف صحرا Snow of the Sahara – آلبوم دگردیسی Metamorphosis – گروه انیگما Enigma

به من تنها بگو که هنوز می خواهی ام، وقتی سرگردان در میان تپه های شن و در میان بادهای تند هستی، در آن اقیانوس سفید که هستی.

همه ی روزها را پس ِ پشت خواهم گذاشت تا با تو در حلقه ی آتش بایستم. تنت را در برخواهم گرفت و روحت را نگاهبان خواهم بود. وهم ِ بیابان را نخواهم گذاشت که به تو گزندی برساند.

تنها صدایم کن تا شانه هایت را با حریر و زر بپوشانم، در آن زمان که سایه ها بر قلبت تاریکی می افکنند…

در مورد همین آلبوم قبلا هم حرف زدیم (ببینید: موسیقی هفته: لذت ِ ساده ی “دگردیسی”). آن بار هم کنار همین دریاچه بود، کمی دیرتر، و در جهت معکوس.

موسیقی هفته: لذت ِ ساده ی “دگردیسی”

در روزانه ها بخشی داریم به نام “لذت های ساده“. ایده این است که شتاب ِ روزانه امکان ِ دیدن را از ما می گیرد و تجربه های محشری را از دست می دهیم. این هم شرح یک “لذت ساده” است که دیروز اتفاق افتاد.

حوالی غروب است. خسته و نگران هستم. باید کاری را انجام بدهم که سخت است. خودم خواسته ام، اما همچنان نگران هستم، چه خواهد شد؟ هدفون در گوش، mp3 player را پر کرده ام از آلبوم های Enigma، که بعضی هاشان را هم تاحالا سر فرصت نشنیده ام. موسیقی که شروع می شود، کنار دریاچه ای هستم. مرغهای دریایی، لابد در تلاش ِ متقاعد کردن ِ خوبرویان ِ همزادشان، شیرجه می روند به سمت آب و باز اوج می گیرند و دور می زنند و باز شیرجه می روند. خورشید حالا دیگر کاملا پایین آمده است و بدن ِ سفید ِ مرغها در نور ِ نارنجی برق می زند.

موسیقی که شروع می شود، اولین track از آلبوم ِ “دگردیسی” Metamorphosis است: آهنگ ِ “آغاز تا پایان” Start to End.

ناگهان، موسیقی، شیرجه و اوج گرفتن ِ مرغها، و غروب، همه می شوند یکی. تصادفا این لحظه ی خاص از کار بیرون زده ام، موسیقی هم کاملا تصادفی آمده است. حتی مطمئن نیستم پیش از این شنیده باشمش. اینهمه “تصادف” اما حالا شده اند اجزای یک لذت ناب و نمی شود این وسوسه را به این راحتی کنار زد که دستی پشت ِ این “صحنه” است.

موسیقی تبدیل می شود به آوای مناجات گونه ای. حالا غازها هم نمایش خودشان را دارند.

و به همان سرعت که آمده است می رود. انگار “تزریق شادمانی”. کار ِ سخت و پیچیده ای قرار است انجام بدهم. سه ساعت بعد، همه چیز انجام شده است و خوشحالم.

و شب می رسد. شبی که پرخاطره می شود. انگار نقطه ی درخشانی انتهای یک جمله ی خیلی دلپذیر.

موسیقی هفته و وبلاگ هفته: رادیو شیدا

شیدا را حتما می شناسید (خوراک). چند روز پیش، خیلی تصادفی، متوجه شدم که شیدا رادیویی هم دارد. و خوب رادیویی هم دارد. این آهنگ را از این پست در “رادیو شیدا” کش رفتم. مشترکش بشوید. خوب جایی است.

پس نوشت: ای خلایق، و تو ای وحید بیشتر از همه (توضیح وحید)، نزنید این همه وبلاگ ِ رنگ رنگ. چند روز پیش، نیم ساعت وقت صرف کردم و آخر هم مطمئن نشدم همه ی “خطوط” وحید را مشترک شدم یا نه. نکنید عزیز من. تکه پاره نکنید خودتان را!

اسیر دام توام – با صدای دلکش فائزه

چو اسیر دام توام

رام توام ای محرم رازم

منم آن شمعی که زشب

تا به سحر در سوز و گدازم

ای فتنه بکش یا بنوازم

پس نوشت: ممنون از اصلاح. این پایین را چرا من نمی توانم اصلاح کنم؟

طالقان بهشت کودکی من بود.

پدربزرگ ِ مرحومم، که همین روزها سومین سالگرد فوتش بود، در ده “کولج” خانه ای داشت و وجب وجب این ده ِ را گشته ام. برای اینکه تصوری از ابعاد این روستا داشته باشید، تعداد خانواری که زمستان را در این روستا سپری می کردند، در آن زمان، کمتر از انگشتان دست بود. روزهای کولج به انواع کارها می گذشت، از گشتن بدنبال بلورهای کلسیت تا مرده در آوردن از گورستان ِ قدیمی ده.

مثل خیلی روستاهای دیگر، گورستان ِ کولج روی یک تپه قرار گرفته است و از کنار این تپه راهی به سمت ده بعدی، “هرنج”، می رود (ساختار جاده های طالقان یک گراف ِ درختی به مرکز “شهرک” است). از آنجا که دفن مردگان از زمانی شروع شده بود که جاده ای در کار نبود، و از آنجا که برای نگهداری جاده هر از چند گاهی جدار تپه را می تراشیدند، کار سختی نبود پیدا کردن تکه استخوانی که بیرون زده است و بعد کندن تا به جمجمه برسی، که البته همیشه پکیده بود.

سرگرمی دیگر ِ آن روزها نفوذ به داخل خانه های مخروبه و پیدا کردن گنجینه های قدیمی بود، چیزهایی نظیر ِ زهوار ِ دست ساز ِ شاید حدود صد ساله و لولا و دق الباب ِ آهنی ِ دست ساز.

حاصل همه ی این کندوکاوها چند جعبه چوبی شد که حالا جایی دارد خاک می خورد. فقط یکی از زهوارها را شد که تا اینطرف کره زمین بیاورم.

خیلی دیر دوربین دار شدم و خیلی زود دیگر طالقانی در دسترس نبود، این است که از آن “عشق دوران کودکی” فقط چند عکس بیشتر ندارم. اینجا ببینیدشان. عکس بالا از روی پل ده ِ “نسا” گرفته شده است (اگر اشتباه نکنم).

نامه ی ۲۲ ام – سید علی صالحی – صدای خسرو شکیبایی

من حدس می‌زنم از آوازِ آن همه سال و ماه، هنوز بیت ساده‌ئی از غربتِ گریه را بیاد آورم. من خودم هستم، بی خود این آینه را رو به روی خاطره مگیر، هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است، تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزارساله برخاستم.

موسیقی هفته: نه دیگه این واسه ما دل نمی شه

می دونم که عنوان بهتر برای این پست “موسیقی روز” ه، که هنوز دو روز از موسیقی “هفته”ی قبل نگذشته (ببینید: موسیقی هفته – بازآ).

این رو دوست عزیزی فرستاد که مطمئن نیستم اجازه داشته باشم اسمش رو ببرم. “دیگه این واسه ما دل نمی شه” با صدای حسین بختیاری (متن کامل).

بهش میگم جون دلم این همه دل توی دنیا، چرا یک کدوم مثل دل خراب و صاحب مرده ی من، پا پی خیال باطل نمی شه، چرا از این همه دل، یک کدوم مثل تو دیوونه ی زنجیری نیست، یک کدوم صبح تا غروب تو کوچه ول نمی شه، میگه یک دل مگه از فولاده، میگه یک دل مگه از فولاده، که تو این دور و زمونه چشش و هم بذاره، هیچ چیزی نبینه یا اگه چیزی دید، خم به ابروش نیاره

موسیقی هفته – بازآ

از منوچهر سخایی آهنگ ِ دوست داشتنی ِ “بابا رو بوس کن” رو هم شنیدیم. مادرم صدای بسیار خوبی داره و همیشه این آهنگ را در مسافرت ها می خواند. این هم کار دیگری از منوچهر سخایی: بازآ

می بینمت به شبها، بر بام آرزوها،  در هاله ای از رویا، می خوانمت به فریاد، می رانی ام به بیداد، وای از این شبها