نوشته هایی که درمورد ’ وبلاگ نویسان ایرانی ’ هستند

نظرسنجی درمورد ابزارهای مبارزه با فیلترینگ – لطفا شرکت کنید

فیلترینگ یکی از مسایل ِ مهم ِ پیش روی کاربران اینترنت در ایران است.

ما این جمله را بارها شنیده‌ایم، اما آیا واقعا این جمله درست است؟ حتی اگر فرض کنیم فیلترینگ مساله‌ی مهمی است، اینکه راه حل چیست، و آیا اصلا کسی باید دنبال راه‌حلی باشد، مسایلی هستند که باید درباره‌شان حرف بزنیم. به عبارت ساده‌تر، باید از مصرف‌کنندگان بالقوه‌ی ابزارهای ضدفیلتر بپرسیم «شما با فیلترینگ چطور کنار می‌آیید؟».

نکته‌ی اساسی این است که تولیدکننده‌ی ابزار فیلترشکن و مصرف‌کننده‌ی آن اغلب در دو طرف متفاوت کره‌ی زمین هستند و لزوما ارتباطی با هم ندارند. در چنین فضایی است که فیلترشکنی به نام ایرانیان در دنیا مطرح می‌شود، اما در شبکه‌های اجتماعی ِ ایرانیان تجربه‌ای از کار با آن منتشر نمی‌شود. حتی گذشته از مواردی شبیه این، گزاف نیست اگر بگوییم که در حال حاضر بین مصرف‌کننده‌ی ابزار فیلترشکن و تولیدکننده‌ی آن ارتباط مدونی وجود ندارد، و این مشکل بزرگی است.

قدم برداشتن در راه ایجاد ِ این ارتباط، هدف یک نظرسنجی است که خانه‌ی آزادی Freedom House در سطح جهان، با تمرکز روی کشورهایی که در آنها فیلترینگ مساله‌ی مهمی است، انجام می‌دهد. من بخش ِ ایران ِ این نظرسنجی را انجام می‌دهم.

این نظرسنجی کاملا بصورت ناشناس انجام می‌شود و هیچ اطلاع شخصیی از شما به دست مجریان نظرسنجی نمی‌رسد. نظرسنجی به کمک سرویس گوگل انجام می‌شود. اطلاعات بیشتر درمورد حفظ حریم شخصی در این سرویس و جزییات دیگر درمورد آن را در این آدرس ببینید.

در این نظرسنجی، مجربان به ‌دنبال پیداکردن جوابهای کاربران ابزارهای فیلترشکن به این سوالها هستند: آیا فیلترینگ برای شما یک معضل است؟ آیا شما از ابزاری برای مقابله با فیلترینگ استفاده می‌کنید؟ کدام ابزار به نظر شما کارکرد بهتری برای مقابله با فیلترینگ دارد؟ شما چه انتظاراتی از یک ابزار مقابله با فیلترینگ دارید؟

لطفا با کلیک روی این لینک، یا تصویر بالا، در این نظرسنجی شرکت کنید و لینک آن را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنید. هرچه تعداد ِ بیشتری در این نظرسنجی شرکت‌کنند حاصل مستندتر خواهد بود و راحت‌تر می‌توان برای رسیدن به خواسته‌های شرکت‌کنندگان در آن پافشاری کرد.

اگر در مورد این نظرسنجی سوال یا نکته‌ای دارید لطفا با آدرس ایمیل arash@kamangir.net با من تماس بگیرید.

لینک نظرسنجی را از اینجا کپی کنید:

https://spreadsheets.google.com/viewform?hl=en&formkey=dHdURFlVSVdFRnJLd2RpSEt1QVY2VEE6MQ#gid=0

از کمک شما متشکرم.

کتر ِ کج ِ محمود در ایرنا

اول) معصومه ناصری می‌نویسد،

سیاستمدارهای دفرمه در ایرنا

خانم‌ها و آقایان خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی! … شما خجالت نمی‌کشید از این عکس ریسایز کردن‌تان؟…دویست سیصد هزارتومان از آن بودجه دوازده رقمی‌تان را خرج کنید یک نفر بیاید الفبای فتوشاپ را به شما آموزش بدهد. خرج های مهم ‌تر دارید؟ باشد، توی همین اینترنت سرچ کنید که چطور می‌شود اندازه عکس را تغییر داد و راهنمایش را بچسبانید بالای سرتان. ….هر چند احتمال می‌دهم اگر کسی تا حالا در آن سازمان معظم به عقلش نرسیده که این عکس‌ها مشکل دارند از این به بعد هم عقل کسی به اصلاح‌شان برسد.

دوم) ابن‌مشغله‌ی نادر ابراهیمی یک‌بار هم تابلوساز می‌شود و برای یک دکتر تابلوی مطبش را می‌سازد. دکتر وقتی تابلو را می‌بیند دبه می‌کند که «کتر» ِ «دکتر»ش کج است و پول را ناقص می‌دهد. مرافعه راه به جایی نمی‌برد و ابن مشغله چیزی بار دکتر می‌کند شبیه این‌که،

تو دکتر شده‌ای که خدمت خلق خدا بکنی، دو انگشت کجی ِ «کتر» چرا آمده جلوی چشمت؟

حقیقت این است که ابن‌مشغله‌ی تابلوساز «کتر» را یک‌طور می‌بیند و دکتر ِ صاحب «کتر» طور دیگر. فارغ از اینکه من و تو به «شغل مقدس پزشکی» چطور نگاه می‌کنیم، این‌مشغله و دکتر هیچ کدام حرفی نمی‌زنند که بوضوح بی‌ربط باشد.

به قضیه‌ی ایرنا برگردیم.

تصور من این است که نرم‌افزار ِ پشت‌پرده‌ی وب‌سایت ِ ایرنا تصاویر را به اندازه‌ی از پیش تعریف‌شده‌ی ۲۶۰ در ۱۷۰ در‌می‌آورد، مستقل از اینکه نسبت طول و عرض تصویر واقعا چقدر است. از طرف دیگر ارتفاع همه‌ی تصاویری که معصومه مثال می‌زند ۲۵۰ هستند اما عرض آنها متفاوت است (از ۱۹۵ تا ۲۰۷). این‌‌همه یعنی تصاویر بعد از تغییر ِ اندازه از تناسب می‌افتند. اما آیا کسی در ایرنا بلد نیست این حساب‌و‌کتاب ِ سر‌دستی را انجام دهد؟ یا بهتر است این اینطور بپرسیم، آیا اصلا این موضوع برای کسی در ایرنا اهمیت دارد؟

می‌شود سناریویی را تصور کرد که در آن، ظاهر ِ ایرنا مهم است. در چنین وضعیتی برای کادر ِ گرداننده‌ی ایرنا مهم است که کاربران، ظاهر ِ وب‌سایت را بپسندند. در چنین وضعیتی هل‌دادن ِ همه‌ی تصاویر خبری، فارغ از اندازه و مشخصات ِ دیگر آنها، در یک قالب از پیش تعیین شده، به نحوی که به وضعیت ِ آزارنده‌ی فعلی منجر شود، قابل قبول نخواهد بود و حتما مدیریت ایرنا ترتیبی خواهد داد که ظاهر این وب‌سایت به‌سرعت اصلاح شود. اما وضعیت فعلی لزوما با این سناریو همخوانی ندارد.

در سناریوی دیگر، مخاطبان ِ وب‌سایت ِ ایرنا برای این خبرگزاری دولتی اهمیت چندانی ندارند. قابل تصور است که خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران نیاز ِ جدیی به جذب مخاطب ندارد و بودجه‌ی آن لزوما ارتباطی به رضایت مخاطبین ندارد. در چنین وضعیتی، رفتار ِ منطقی دقیقا رسیدگی نکردن به مشکلات «کوچکی» است که در وب‌سایت این خبرگزاری وجود دارند. یک نمونه از این مشکلات ِ کوچک، تصاویری هستند که نامتناسب تغییر اندازه داده شده‌اند.

اینطور خلاصه می‌کنم، آدمیزاد برای رفتارهایش دلیل‌های خوبی، در حد دانش و توان ذهنی‌اش، دارد. اینکه رفتاری که از یک نفر یا یک گروه از انسان‌‌ها سرمی‌زند بی‌منطق به‌نظر می‌رسد دقیقا یعنی هنوز نتوانسته‌ایم چهارچوب ذهنی و اولویت‌های آن آدمیزاد یا آدمیزادها را بشناسیم.

ویدیوی روز – درباره‌ی آغاز ِ دهمین ‌سال ِ وبلاگ‌نویسی به فارسی

(لینک مستقیم به ویدیو)

دیروز نزدیک یک ربع با آرش سیگارچی عزیز به مناسبت شروع دهمین سال وبلاگ‌نویسی فارسی در برنامه‌ی روی‌خط حرف زدیم. موضوع ِ صحبت، قضیه‌ی رکود وبلاگستان و وبلاگ نویسی احمدی‌نژاد و فیلترینگ و چیزهای دیگری از این دست بود. اینجا ویدیوی کامل را ببینید.

برای روز جهانی وبلاگ

پدربزرگ مرحومم یکبار در جوانی با چند رفیقش رفته بود «آب عسل». صبح زود می‌پریده‌اند توی آب و تا ظهر «آب‌تنی» می‌کرده‌اند و بعد نهار مفصلی می‌خورده‌اند و چرت می‌زده‌اند و باز می‌پریده‌اند توی آب و تا دم ِ غروب «آب‌تنی» می‌کرده‌اند و شب «خواب ِ خوبی می‌کرده‌اند». این حکایت را پدربزرگ ِ مرحومم، تا وقتی زنده‌بود، هفته‌ای چندبار تعریف می‌کرد و سرآخر می‌گفت «گذشت اون دوران ِ طلایی» و به ما نگاه می‌کرد و سر تکان می‌داد و اضافه می‌کرد «شماها که جوونی ندارین!» ما البته «جوونی» داشتیم.

اینکه «دوران طلایی وبلاگ نویسی تمام شده‌است» یک نظریه است که می‌شود درموردش حرف زد و شواهدی برایش پیدا‌کرد. یک شاهد هم این است که همین حالا در وبلاگستان وبلاگی وجود دارد که ۱۳ هزار و خرده ای مشترک دارد. یکسال پیش همین موقع، پرطرفدارترین وبلاگ در همین وبلاگستان کمتر از این تعداد مشترک داشت. اگر «تعداد مشترک ِ پرمشترک‌ترین وبلاگ ِ وبلاگستان» را بعنوان معیاری برای «طلایی بودن» وضعیت وبلاگستان بدانیم همین لحظه طلایی‌ترین وضعیت وبلاگستان در همه‌ی زمانها است. و البته ده دقیقه دیگر از این هم طلایی‌تر خواهد بود.

این بود پستی به مناسبت روز جهانی وبلاگ (وبسایت مخصوص این روز).

پس‌نوشت: چند روز نیما اکبرپور و من با احسان نوروزی از دویچه‌وله در همین مورد حرف زدیم که اینجا منتشر شد: وبلاگستان فارسی؛ حیات یا زوال؟

words_s.jpgاول) تابناک می نویسد،

در صورت عدم حذف کلمه «عدالت»: اجرای کالیگولا متوقف می‌شود

… نکته دیگری که بسیار مورد تاکید … (کارشناسان نظارت و ارزشیابی اداره کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) قرار گرفته حذف کلیه عبارت های مرتبط با «عدالت» است؛ به گونه ای که به طور موکد از گروه خواسته شده به هر نحو ، حق به کار بردن عبارت « عدالت » را ندارند؛ ضمن این که اگر در پاره ای از فرازهای نمایشی با تشویق تماشاگران مواجه شوند، عواقب ناخوشایندی برای کارگردان در پی خواهد داشت….

دوم) محمدرضا شجریان می خواند،

امروز سرمست آمدم تا دیر را ویران کنم، گرز فریدونی کشم ضحاک را سر بشکنم

تماشاگران ِ ایرانی ِ خارج نشین سوت و کف می زنند. استاد ادامه می دهد،

گر محتسب جوید مرا تا در رهی کوبد مرا، من دست و پایش در زمان با فرق و دندان بشکنم

و باز سالن از صدای تشویق پر می شود.

(لینک مستقیم به ویدئو)

«کوتاه نویسی» پدیده ی فراگیر ِ وبلاگستان فارسی است. نه فقط وبلاگ های متعددی در سپهر وبلاگی وجود دارند که به مینیمال نویسی اختصاص داده شده اند، که بسیاری از «بلند نویسان» هم گاهی کوتاه می نویسند. علاوه بر این، کاربران گوگل ریدر می دانند که پست های «مینیمال»، بسیاری از اوقات سهم بیشتری از لایک و همخوان share را، نسبت به مطالب بلندتر، به خود اختصاص می دهند. از اینهمه نباید اینطور نتیجه گیری کرد که کوتاه نویسی صرفا جریانی در وبلاگستان فارسی است؛ سرویس های میکرووبلاگ نویسی، مثل توییتر، عملا از آخرین پدیده های مهم وب هستند. این اما سوالی است که من جواب آن را نمی دانم: در مقایسه با وبلاگستان به معنای جهانی آن، میزان تمایل ِ وبلاگستان ِ ایرانی به کوتاه نویسی چقدر است؟ یا اینطور بپرسیم: آیا این نظریه درست است که وبلاگ نویسان فارسی زبان بیش از نویسندگان به زبان های دیگر کوتاه نویس شده اند؟

جواب این سوال هر چه باشد، می دانیم که کلمات ِ زیادی در یک سال اخیرتبدیل به نشانه شده اند. «سبز»، «ندا»، «ساندیس»، «سیب زمینی»، «جلبک»، و حتی کلماتی نظیر «شهید»، که بیست سال پیش در چهارچوب دیگری تعریف می شدند، حالا هر کدام از کلمه بودن در آمده اند و به نماد تبدیل شده اند. نظیر همین فرایند، نفس ِ خوانده شدن نیم مصرع «ضحاک را سر بشکنم» را تبدیل به یک عمل سیاسی می کند و باعث می شود کارمندان نظام حاکم از ذکر کلمه ی «عدالت» هراسان باشند.

words.jpg

برای این نظریه شاهد زیادی ندارم، پس با هم فکر کنیم: با رادیکال شدن فضا دیگر مساله این نیست که چه چیزی صحیح است و چه چیزی باید برود. حالا در بخشی از جامعه که فعالیت اجتماعی دارد، ذهن های بیشتری تکلیف ِ نظری خود را روشن کرده اند و زمان زمانه ی عمل است. «او» باید برود. این «او» برای طیف های مختلف به سمت چهره ها و گروه های سیاسی متفاوتی اشاره می کند، اما نتیجه یکسان است: «او»یی هست که باید برود. در چنین فضایی، دیگر کلام برای استدلال و رسیدن به فضای فکری یکسان استفاده نمی شود. حالا دوباره، مثل سی سال پیش، کلمات تبدیل به گلوله شده اند. استفاده از کلمات «ضحاک» و «جلبک» حالا یک فعل سیاسی است و این نکته را هم «دیکتاتور» به خوبی می داند و هم «سبزها».

ایتان ذاکرمن Ethan Zuckerman آدم هیجان انگیزی است و وقتی هیجان زده تر می شود که در مورد فیل+ترینگ حرف می زند. آقای ذاکرمن، که اتفاقا پشت پروژه های جالبی مثل Herdict هم هست (ببینید:گوسفند در برابر ِ فیل: چه می کنی عمو زنجیرباف؟)، نظریه ای معروفی در مورد فیل+ترینگ دارد به نام «تئوری بچه گربه» Cute Cat Theory of Internet Censorship. ایده این است که بیشتر مردم از اینترنت برای کارهای ساده ای مثل تماشای عکس بچه گربه ها استفاده می کنند. این نکته ای است که کسی که پشت دستگاه فیل+ترینگ نشسته است باید با دقت به آن توجه کند: تا زمانی که فیل+ترینگ به سایت های سیاسی محدود است، کاربر معمولی اینترنت از کنار آن رد می شود، اما خطر برای تشکیلات فیل+ترینگ زمانی است که تور گسترده تر می شود و عکس بچه گربه ها را هم زیر می کشد. در این وضعیت قاطبه ی شهروندان با فیل+ترینگ درگیر می شوند و علاوه بر اینکه مشروعیت ساختار پایین می رود، حالا ذهن های بیشتری به دنبال راه های فرار از فیل+تر هستند، و این یعنی اپیدمی مقابله با کنترل دولتی.

همینجا بارها حرف زده ایم که فیل+ترینگ از اساس بد نیست. یا به عبارت دیگر، در هر جامعه ای باید کنترل روی مسیرهای انتقال اطلاعات وجود داشته باشد. حفظ حقوق معنوی، جلوگیری از ترویج خشونت، مرزهای اخلاقی جامعه، و چیزهایی مثل اینها همیشه خطهای قرمزی تعریف می کنند که لاجرم منتهی به نیاز به فیل+ترینگ می شوند. اما مهم است که این چاقو دسته اش کجاست. یا اینطور بگوییم، مهم است که چه کسی و بنا بر چه دستورالعملی دیوار فیل+تر را بالا می کشد.

این همه را گفتم که دو حرف بزنم. اول اینکه گرفتار شدن وبلاگهای «ارزشی» در دام فیلترینگ نشان می دهد که این چاقوی بی دسته به کسی رحم نمی کند. طنز قضیه این است که نماینده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران در تشکیلات فیل+ترینگ، از «وجود سیستم های موازی فیلترینگ و مسدود سازی خودسرانه سایت ها» حرف می زند. و همینجاست که به نکته ی دوم می رسیم، این اتفاق خوبی است که آقای فیل+ترباف مست قدرت بشود و دامنه ی کارش را گسترش بدهد. این یعنی وارد شدن «بچه گربه»ها به فهرست سیاه. این اتفاق می تواند منجر به افزایش تنش با ساختار فعلی فیل+ترینگ بشود.

پس نوشت: این همه یعنی جماعتی معتقدند فاتحه ی عموفیل+ترباف را چنین چیزهایی خواهند خواند:

(لینک مستقیم به ویدئو)

با گوگل حرف بزنیم – درمورد جلسه در گوگل

دیروز، پنج شنبه، به همراه یکی از دوستان عزیز فریدام هاوس با یکی از اعضای بخش سیاست گذاری گوگل در دفتر واشنگتن قرار گذاشتیم و در مورد مشکلات بچه های وبلاگستان حرف زدیم. اهم موارد مورد بحث اینها بود،

  • بلاگر: تسهیلات برای مهاجرت از سرویس های داخلی، امنیت در برابر حمله
  • جیمیل: مسایل امنیتی
  • یوتیوب: امنیت
  • دانلود: کار روی مشکلات ِ کسانی که تلاش می کنند از داخل ایران گوگل کروم و ابزارهای دیگر را دانلود کنند و احتمالا به دلیل تحریم ها مساله دارند.

تلاش بر این است که کانال مستقیمی برای انتقال مشکلات به گوگل ایجاد کنیم. این ارتباط در مواردی که اکانت کسی در گوگل یا یوتیوب مورد حمله قرار می گیرد بویژه مهم است.

لطفا اگر داخل ایران هستید در این نظرسنجی شرکت کنید تا تصویر بهتری از مشکلات پیدا کنیم. می توانید هر تعداد از گزینه ها را که بخواهید انتخاب کنید (لینک مستقیم).


پس نوشت: درمورد سفر بیشتر می نویسم. متاسفانه کامپیوترم همان روز اول از دور خارج شد.

دویچه وله، مسابقه ی وبلاگی، و مملکتی که داریم

trophy.jpgفرض کن یکی توی خیابان جلوی من ِ کمانگیر را بگیرد و ازم بپرسد، تو بهتری یا «سیبستان» یا «آیدای پیاده رو» یا «مملکته داریم» یا «سلمان» یا بقیه؟ به نظرم اگر اینطور بشود باید اول بنشینیم حرف بزنیم که اصلا «بهتر» یعنی چه و مگر مثلا بین وبلاگها یک مقایسه ی تک متغیری ممکن است، که حالا بشود اهالی وبلاگستان را از این سر، که یعنی ناوبلاگ ها، تا آن ور، که یعنی سوپر وبلاگ ها، ردیف کرد و بعد مدال طلا را انداخت گردن نفر اول؟ ماشین هم که بخواهی بخری اینقدر خوش شانس نیستی که بشود بگویی «مزدا ۳ از تویوتا کرولا بهتر است – Q.E.D.». یعنی این اثبات شد و تمام شد و کسی حرفی ندارد و آسمان آفتابی است.

پارسا و وحید، و حتما رفقای دیگری هم، نقدهایی به قضیه ی دویچه وله نوشته اند. دوره ی قبل که داور قبل و قضایایش سرکار بود من هم نقد نوشتم. حرف زدیم و به نظرم قضیه حالا آبرومندتر است. اما آخر داستان این است که وقتی قرار باشد در وبلاگستانی که چند صد وبلاگ ِ به راه ِ پرمشتری دارد که موقع حرف زدن با همدیگر بهشان استناد می کنیم مسابقه ای راه انداخت، در چنین فضایی ریز کردن ده نفر کاندید «بهتر بودن» همیشه حرف و حدیث خواهد داشت. و اینهمه باز با این فرض است که اصلا بر سر تعریف «وبلاگ بهتر» اجماعی وجود دارد.

و البته با همه ی این حرفها که می زنیم، حالا «مملکته داریم» رفته است آن سر نشسته است. با احترام به بقیه ی وبلاگ ها، منجمله خود آقای کمانگیر، کی قرار است بتواند با یک جمع آدم باحال رقابت کند که پست تک جمله ایشان کار چهار پاراگراف نوشته ی اینجا را می کند؟ اینجا رای بدهید.

پس نوشت – پارسا: توضیحی بر مطلب پیشین در مورد “مسابقه” دویچه​وله

راى گیرى مسابقه بهترین وبلاگهای دویچه وله در سال ۲۰۱۰

dw_bob.pngنامزدهای مسابقه ی وبلاگ نویسی دویچه وله در سال ۲۰۱۰ معرفی شدند. در بخش های کلی، آق بهمن برای بهترین وبلاگ، رادیو کالو برای بهترین پادکست، ما روزنامه نگاریم (ژیلا بنی یعقوب) برای جایزه ی ویژه ی گزارشگران بدون مرز، و مهار بیایان زدایی برای جایزه ی ویژه ی تغییرات اقلیمی کاندید شده اند. در بخش بهترین وبلاگ فارسی، رساله ی صد فرمان، پیاده رو، مملکته داریم، کمانگیر، آنکس که نداند، یاداشت های دختر دستفروش مترو، وبلاگ سلمان جریری، بی پلاکی های جنگی که نیامده است، سیبستان، زندگی در بامیان، و سرهرمس مارانا نامزد شده اند. در این صفحه در رای گیری شرکت کنید.

خواهش کمانگیرانه: هوست های ایرانی و وبلاگهای فیل+تر شده

iran_filt_s.jpg

خبرهایی شنیده می شود مبنی بر اینکه هوست های داخلی به صاحبان وبلاگ های فیل+تر شده اعلام کرده اند که دیگر نمی توانند به آنها سرویس بدهند. دارم در این زمینه تحقیق می کنم. اگر شما ایمیلی به این مضمون از یک هوست ایرانی دریافت کردید مرحمت می کنید برای من به arash@kamangir.net فوروارد کنید. اسم و اطلاعات شما پیش من محرمانه می ماند. لطفا به پخش شدن این نوشته کمک کنید.