نوشته هایی که درمورد ’ پادکست ’ هستند

دارم میام بخورمت – یک پادکست

راجع به Odiogo حرف زدیم (ببینید: کمانگیر را بشنوید، فعلا به انگلیسی). این سرویس ِ رایگان، مطالب ِ وبلاگ ها رو به صورت صوتی درمیاره (متاسفانه بخش فارسی این سایت هنوز فعال نیست).

پستهای کمانگیر انگلیسی را بصورت صوتی در اینجا بشنوید.

پیشنهاد می کنم اگر وبلاگ انگلیسی دارید، از Odiogo برای پیدا کردن ِ مشکلات نوشته های انگلیسی تان استفاده می کنید.

این پست: I’m coming to eat you! به داستان ساندویچ ۱٫۵ کیلومتری می پردازه و این خبر که گویا شرکت کنندگان پیش از اندازه گیری رسمی ساندویچ حمله کرده و “شواهد ِ ثبت رکورد را خورده اند”. بخش اساسی آن پست ترجمه ی این مطلب است.

اینجا بشنوید.

صدای وبلاگستان – ده: با این وبلاگ نویس زیاد سروکار داریم

در دهمین پادکست از مجموعه ی صدای وبلاگستان، سراغ وبلاگ نویسی می ریم که خیلی هامون روزانه باهاش سروکار داریم. اما پیش از اینکه صدای این وبلاگ نویس رو بشنویم برگردیم به پادکست قبل (ببینید:صدای وبلاگستان – نه: وبلاگ نویسی که از خود زندگی می نویسد) و صدایی که گفت،

اگه بخوام از خودم بگم، مطمئنم که سر سه سوت شناخته می شم. فکر نمی کنم صدام صدای ناشناسی باشه، چرا که بعضی از نوشته هام رو به صورت فایل صوتی در وبلاگم قرار دادم و صدام قبلا شنیده شده.

این ویولت بود، نویسنده ی وبلاگ من و ام اس (خوراک).

و اما صدای این پادکست. وبلاگ نویسهایی هستند که توضیح و حاشیه ای ندارند. داستان، داستان یک نگاه ه و یک کلمه است که همه چیز رو لو می ده. یا ذکر می کنی یا ذکر نمی کنی. این وبلاگ نویس رو می شناسید؟

صدای وبلاگستان – نه: وبلاگ نویسی که از خود زندگی می نویسد

از دور که نگاه می کنیم، ساکنین وبلاگستان رو می شه دسته بندی کرد به اجتماعی، آی تی نویس، اقتصادی و نظایر اینها. کمی دقیق تر که می شیم، حلقه ی مینیمال نویس ها رو می بینیم و برنامه نویس های وب و از این دست.

در نهمین پادکست از مجموعه ی “صدای وبلاگستان“، صدای وبلاگ نویسی رو می شنویم که از اعضای مرکزی حلقه ای ه در وبلاگستان که که شاید موضوع اصلی پستهاشون خود زندگی ه. همین کار ِ ساده ی سپری کردن ِ یک روز. طبق سنت این مجموعه، پیش از اینکه صدای این وبلاگ نویس رو بشنویم، برگردیم به پادکست قبل (بببنید: صدای وبلاگستان – هشت: همیشه داستان پیچیده تر از آن است که دیده می شود) و وبلاگ نویسی که گفت،

همین الان اگر فقط چند قدم به جلو حرکت کنم، وارد یک محوطه ی باز و بزرگ می شم، اینقدر بزرگ که می تونم تا پونصد کیلومتر ادامه اش بدم بدون اینکه به هیچ مانعی برخورد بکنم تا برسم به اقیانوس

این بامداد بود نویسنده ی وبلاگ بامدادی، وبلاگ نویس همیشه در سفر (خوراک).

و اما وبلاگ نویس این پادکست، این بانو کیست؟

مشتری وبلاگستان اگر بوده باشید می دونید که صدای غالب در بخشهایی از وبلاگستان دیدگاه منتقد به حکومت ایران ه. این موضوع البته این ایراد اساسی رو داره که می تونیم بنشینیم و حرف بزنیم و حرف همدیگه رو تایید کنیم و خوش باشیم. واضح ه که وبلاگستان قرار نیست چنین سر در برف باشه.

در هشتمین پادکست از مجموعه “صدای وبلاگستان” صدای وبلاگ نویسی رو می شنویم که سمت و سوی نگاهش کمی متفاوت ه. پیش از اینکه صدای این وبلاگ نویس رو بشنویم برگردیم به پادکست قبل (ببنید:صدای وبلاگستان – هفت: وبلاگ نویسی که از مرگ می نویسد ولی امیدوار است) و آسیه امینی نویسنده وبلاگ وارش (خوراک) که گفت،

بیشترین امیدواریم در حوزه کاری و فعالیتم این هست که یک روز بتونیم از کشتن همدیگه و این همه اعمال خشونت به هم دست برداریم و جامعه سالم تر و امن تری داشته باشیم.

توضیح: وبلاگ نویس این پادکست می گوید،

اون قسمت معرفی شاید به مخاطب القا کنه که من منتقد سیاست‌های داخلی یا خارجی حکومت ایران نیستم. در حالی‌که چنین نیست و من فقط با توجه به شرایط بحرانی ایران، اولویت نقد رو در جای دیگه‌ای می‌دونم.

پاسخ: صدای وبلاگستان – هشت: بامداد ِ وبلاگستان

در این هفتمین پادکست از مجموعه ی “صدای وبلاگستان” میهمان عزیزی داریم که دیر به دیر وبلاگ می نویسه و کوتاه و همیشه از دردی. پیش از این که صدای این بانوی وبلاگ نویس رو بشنویم، برگردیم به پادکست قبل (ببینید: صدای وبلاگستان – شش: این یک معما نیست) که در اون صدای دکتر مجیدی نویسنده وبلاگ یک پزشک (خوراک) رو شنیدیم که می گفت،

یه مدت که گذشت، این پسر و خیلی های دیگه با خودشون فکر کردند که چرا خودشون آستین هاشون رو بالا نزنند و چیزی بر محتوای وب اضافه نکنند؟

وبلاگ نویس این پادکست اینطور شروع کرد وبلاگ نویسی رو،

من هنوز نمی دانم آنچه که در وبلاگها می نویسیم برای خودمان است یا برای دیگران. این هم از عجایب این رسانه است.ولی وقتی می گوییم رسانه یعنی که “دیگران”مهمند.

این بانو رو می شناسید؟

پاسخ: صدای وبلاگستان هفت: آسیه امینی در وارش می نویسد

صدای وبلاگستان – شش: این یک معما نیست

در ششمین پادکست از مجموعه ی “صدای وبلاگستان” معمایی نداریم. صدای مهمان این پادکست رو چند باری شنیدید و وبلاگ صاحب صدا رو بارها خوندید. آمارهای خوراک این وبلاگ و لینکهای اشتراکی این رو نشون می دن. اماقبل از این که در این باره حرف بزنیم که چرا صدای این وبلاگ نویس برای این پادکست انتخاب شده، بخاطر بیاریم که، همونطور که بسیار از دوستان متوجه شدند، وبلاگ نویس پادکست قبل سارا رها، نویسنده وبلاگ آوای موج بود (خوراک).

و اما این پادکست. عملا “صدای وبلاگستان” صدای وبلاگستان نبود اگر از پدیده وبلاگستان یاد نمی کردیم. این پادکست بنابراین بیشتر ابراز احترام ه تا طرح یک معما. شما این صدا رو می شناسید…

صدای وبلاگستان – پنج: این بانو علمی می نویسد

در پنجمین پادکست از مجموعه ی “صدای وبلاگستان“، صدای بانوی وبلاگ نویسی رو می شنویم که شاید وبلاگش به اندازه خیلی ها قدمت نداره اما در همین زمان کوتاه تونسته موقعیت خودش رو در بخشی از وبلاگستان تثبیت کنه.

اما پیش از اون، برگردیم به وبلاگ نویس پادکست قبل (ببینید: صدای وبلاگستان – چهار: صدایی از قعر ِ تاریخ ِ وبلاگستان). وبلاگ نویس خوش صدایی که می گفت،

قدر وبلاگستان و قدر وبلاگهای خودمون رو بدونیم. مهم نیست کی وارد این بازی شدیم، همه ما بخشی از تاریخ تحول محتوی و ارتباط رو رقم می زنیم.

این صدای سلمان جریری بود، وبلاگ نویسی که در روز ۱۶ شهریور ماه سال ۱۳۸۰ برای اولین پست وبلاگی فارسی این عنوان رو انتخاب کرد “وبلاگ/وبنوشت اصلا یعنی چی؟” سلمان توضیح داد “وب نوشت بر وزن دست نوشت یک اصطلاح من در آوردی است! خیلی جدی نگیرید!” (خوراک)

علاوه بر سلمان، وبلاگ نویس این هفته هم یکی دیگه از اونهایی ه که نه تنها وبلاگ نویسی رو جدی گرفته، که تلاش می کنه به همه ما یادآوری کنه که وبلاگ فقط محلی برای حرف زدن درمورد دغدغه های سیاسی/اجتماعی نیست. این وبلاگ نویس اصرار داره که میشه در یک وبلاگ درمورد آخرین مقاله علمی نیویورک تایمز هم نوشت و البته خواننده هم داشت. این بانو کیست؟

تذکر: شاید شما این وبلاگ نویس رو در دنیای غیرمجازی بشناسید. مرحمت کنید و نام واقعی ایشون رو ذکر نکنید.

پاسخ: صدای وبلاگستان – پنج: سارا رها و آوای موجش

صدای وبلاگستان – چهار: صدایی از قعر ِ تاریخ ِ وبلاگستان

این چهارمین پادکست از مجموعه “صدای وبلاگستان” ه. صدای وبلاگستان که میگیم یاد وردپرس می افتیم و بلاگر و بلاگفا. صدای میهمان این پادکست اما خیلی قدیمی تر از این حرفهاست. پیش از اونکه این صدا رو بشنویم، یادآوری کنیم که صدای پادکست قبلی کسی نبود جزسمیه توحیدلو، دانشجوی جامعه شناسی و نویسنده وبلاگ “بر ساحل سلامت” (خوراک).

زمانی بود که وبلاگ نویسها صفحات اچ تی ام ال می ساختند و خبری از خوراک و ترک بک نبود. در اون روزگار، اولین پستهای وبلاگستان بیش از هرچیز در این باره بودند که اساسا “وبلاگ” یعنی چی. این وبلاگ نویس رو می شناسید؟

پاسخ: صدای وبلاگستان – چهار: وبلاگ نویسی که نخستین بود

صدای وبلاگستان – سه: یک وبلاگ نویس ِ خیلی جدی

در سومین پادکست از مجموعه صدای وبلاگستان میهمانی داریم که شاید خط واضحی بین وبلاگ نویسی و زندگی روزانه براش وجود نداشته باشه.

اما پیش از این که صدای این وبلاگ نویس رو بشنویم بگذارید یادآوری کنیم که در پادکست قبلی صدایی که شنیدیم کسی نبود جز مهدی حکیمی، که در وبلاگستان به نام روبو شناخته می شه، و راستش رو بخواید نمی دونم چرا. مهدی از پایه گذاران ِ سایت دودردو ه و دوست نازنینی که خیلی هامون از راهنمایی های فنی اش بسیار استفاده کردیم.

اما صدای این پادکست. وبلاگ نویسهایی داریم که دانشجوی فنی هستند، یا در یک اداره کار میکنن و شب که خونه میرن تبدیل می شن به یک “وبلاگ نویس”. در این پادکست اما صدای بانویی رو می شنویم که حتی دانشجوهاش هم تکلیف هاشون رو در یک وبلاگ می نویسن و تحویل می دن. این وبلاگ نویس روزی یک پست می نویسه و گاهی موقع خوندن پستهاش منتظری در انتها تمرین های هفته بعد رو اعلام کنه. این بانو کیست؟

اگر فکر می کنید می دونید این صدای کدام وبلاگ نویس بود، مرحمت کنید ایمیل بزنید یا کامنت بگذارید. اگر دوست دارید صدای وبلاگ نویسی رو بشنوید، لطفا قید کنید.

پاسخ: صدای وبلاگستان – سه: این بانوی ِ وبلاگ نویس ِ خیلی جدی

صدای وبلاگستان – دو: این وبلاگ نویس را می شناسید

این دومین پادکست از مجموعه “صدای وبلاگستان” ه. در این مجموعه سراغ وبلاگ نویس ها می رم وازشون می خوام راجع به خودشون حرف بزنن بی اینکه نام ببرن از خودشون. می خوایم ببینیم اینقدر می شناسیم این وبلاگ نویس ها رو که از ادبیاتشون، از کلماتی که استفاده می کنن، و از اشاره هایی که می کنن حدس بزنیم کی هستن یا نه؟ و البته در نهایت این هم روش دیگه ای ه برای اینکه بیشتر همدیگه رو بشناسیم.

در پادکست قبلی، صدای یک روزنامه نگار ِ دوست داشتنی رو شنیدیم که همونطور که خیلی از دوستان حدس زدند، کسی نبود جز مسیح ِ علی نژاد.

در این پادکست سراغ وبلاگ نویسی می ریم که بعیده نشناسیدش. از قدیمی های وبلاگستان ه و همیشه جعبه ابزارش دم دستش. شغلش اما اصلا ربطی به فضای مجازی نداره. ببینید می تونید حدس بزنید این صدای کیه؟

اگر فکر می کنید می دونید این صدای کدام وبلاگ نویس بود، مرحمت کنید ایمیل بزنید یا کامنت بگذارید. اگر دوست دارید صدای وبلاگ نویسی رو بشنوید، لطفا قید کنید.

پاسخ: صدای وبلاگستان – دو: مهدی که همه می شناسیمش